عکس: آسوشیتدپرس
عکس: آسوشیتدپرس

خبرنامه اتاق جنگ: سه راهی که دونالد ترامپ می‌تواند به ایران حمله کند

شاشانک جوشی، سردبیر دفاعی ما، گزینه‌های آمریکا را تحلیل می‌کند

عصر بخیر. از کجا شروع کنیم؟ می‌توانستیم درباره عقب‌نشینی دونالد ترامپ در مورد گرینلند در داووس هفته گذشته، پس از نمایش وحدت اروپا و گفتگوی دوستانه مارک روته، دبیرکل ناتو، صحبت کنیم. می‌توانستیم به قتل وحشیانه یک شهروند آمریکایی توسط افسران مرزی در مینیاپولیس در روز شنبه بپردازیم، که آخرین حادثه در موج سرکوب و خشونت‌های به راه افتاده توسط آقای ترامپ در شهرهای و ایالت‌های تحت کنترل دموکرات‌ها بود. یا می‌توانستیم به آخرین پاکسازی ژنرال‌ها توسط چین، از جمله ارشدترین افسر نظامی‌اش، که عملاً رهبری نظامی این کشور را از بین برده است، روی آوریم.

اما گاهی اوقات مهم است که چشممان به تحولاتی باشد که ممکن است از دید پنهان بمانند. تجهیزات نظامی آمریکا همچنان در حال سرازیر شدن به خاورمیانه است، در آماده‌سازی برای یک حمله نظامی احتمالی علیه ایران. بسیاری انتظار داشتند که دو هفته پیش چنین حمله‌ای رخ دهد، زمانی که آقای ترامپ به ایرانیان قول داد که "کمک در راه است" قبل از اینکه با شواهد اندکی ادعا کند که ایران اعدام‌های دسته‌جمعی را لغو کرده و نیروهای امنیتی کشتار معترضان را متوقف کرده‌اند. اما تصمیم او در آن زمان ممکن است تحت تأثیر این واقعیت نیز بوده باشد که آمریکا تجهیزات محدودی در منطقه داشت – هم برای حمله به ایران و هم برای محافظت از اسرائیل و سایر کشورها در برابر هرگونه تلافی.

اکنون دیگر چنین نیست. ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن، که یک هفته پیش دریای چین جنوبی را ترک کرد، احتمالاً بسیار نزدیک به خلیج عمان است و اسکادران‌های هوایی و ناوشکن‌های محافظ آن در فاصله حمله به ایران قرار دارند. چندین اسکادران F-15E از پایگاه‌های خود در انگلستان اعزام شده‌اند؛ این هواپیماها برخی از پهپادهای ایرانی شلیک شده به اسرائیل در سال ۲۰۲۴ را ساقط کردند. سامانه‌های دفاع هوایی پاتریوت و تاد نیز در حال سرازیر شدن به منطقه هستند، همچنین هواپیماهای باری و تانکرهای سوخت‌رسان. در 24 ژانویه، ژنرال برد کوپر، رئیس فرماندهی مرکزی پنتاگون (سنتکام)، که بر هرگونه جنگی نظارت خواهد داشت، برای رایزنی به اسرائیل سفر کرد.

این احتمال وجود دارد که آقای ترامپ هنوز تصمیم خود را نگرفته باشد. اما در محافل خصوصی، برخی مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌گویند که حمله گسترده آمریکا به ایران محتمل است و آقای ترامپ احتمالاً رهبری سیاسی ایران را هدف قرار خواهد داد. ایران آشکارا نگران است و به آمریکا هشدار داده که هرگونه حمله آمریکایی، برخلاف تبادل موشکی سال گذشته، را "جنگ تمام‌عیار" تلقی خواهد کرد. این بدان معناست که ایران تنها با حملات کوچک، نمادین و شاید هماهنگ‌شده، مانند حمله به پایگاه هوایی العدید در قطر، پاسخ نخواهد داد، بلکه با حملات بسیار بزرگ‌تر، شاید حتی با شلیک پیشگیرانه موشک‌های خود پیش از حمله آمریکا یا اسرائیل به پرتاب‌کننده‌ها، واکنش نشان خواهد داد.

بسیاری از مسائل به اهداف آقای ترامپ بستگی خواهد داشت. اگر او صرفاً می‌خواهد نشان دهد که از خطوط قرمز خود دفاع می‌کند، ممکن است حمله‌ای نسبتاً محدود را انتخاب کند. این کار خطر کشاندن آمریکا به درگیری گسترده‌تر را کاهش می‌دهد، اما تأثیر کمی بر تضعیف رژیم یا جلوگیری از کشتار تعداد زیادی از معترضان خواهد داشت. یک حمله گسترده‌تر ممکن است نیروهای امنیتی، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گارد ویژه رژیم، یا نیروهای امنیتی بسیج، که توسط همکارانم به عنوان "پیراهن قهوه‌ای‌های شبه‌نظامی" توصیف شده‌اند، را هدف قرار دهد. اما اینها از آن دسته نیروهایی نیستند که به پایگاه‌ها یا زیرساخت‌های بزرگی وابسته باشند که بتوان آنها را از هوا منهدم کرد.

این وضعیت، گزینه سوم را باقی می‌گذارد: هدف قرار دادن خود رژیم، از جمله آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر عالی. این می‌تواند منجر به از دست دادن رهبر رژیم شود، دور دیگری از اعتراضات را تشویق کند و نیروهای امنیتی را بدون رهبری مشخص رها کند. اما برخی مقامات منطقه‌ای معتقدند که ایران، پس از آنکه رهبری نظامی خود را سال گذشته توسط اسرائیل از دست داد، پروتکل‌های جانشینی خود را بهبود بخشیده و اطمینان حاصل کرده است که یک رهبر جدید در هر خلأیی گام خواهد گذاشت. بله، آمریکا می‌تواند برای هفته‌ها به بمباران ادامه دهد – اما آیا آقای ترامپ واقعاً می‌خواهد این کار را انجام دهد؟ در نظرسنجی‌ها، آمریکایی‌ها با اقدام نظامی علیه ایران مخالفند، اگرچه برخی نظرسنجی‌ها حمایت جمهوری‌خواهان را اندکی نشان می‌دهند.

مثل همیشه از تمام نامه‌های شما سپاسگزارم. ویل از فلوریدا می‌پرسد که آیا سقوط بشار اسد سرنخ‌هایی برای آنچه ممکن است در ایران رخ دهد، ارائه می‌دهد. این نشان می‌دهد که رژیم‌های اقتدارگرا می‌توانند به سرعت از هم بپاشند. اما تفاوت‌هایی نیز وجود دارد. رژیم اسد پس از بیش از یک دهه جنگ تحلیل رفته بود؛ اقتصاد ایران در وضعیت نامناسبی قرار دارد و رژیم به طور گسترده‌ای منفور است، اما نیروهای امنیتی قوی‌تر و منسجم‌تر از آن چیزی به نظر می‌رسند که دولت سوریه در اواخر سال ۲۰۲۴ ثابت کرد. تفاوت مهم دیگر این است که اپوزیسیون مسلح که در آن سال جایگزین آقای اسد شد، یک نظام شبه‌دولتی در شمال سوریه ایجاد کرده بود. آنها تجربه حکومت‌داری داشتند، هرچند این به معنای آن نیست که همیشه خوب حکومت می‌کردند. در ایران، برعکس، اپوزیسیون سازمان‌یافته کمی وجود دارد – یکی از دلایلی که مردم به شخصیت‌های قبلاً حاشیه‌ای مانند رضا پهلوی روی آورده‌اند، که ما یک هفته پیش با او مصاحبه کردیم.

جوریس می‌پرسد که آیا آقای ترامپ ممکن است گرینلند را به دو دلیل ناگفته بخواهد: اول، تمایل او برای گسترش قلمرو آمریکا و دوم، به این دلیل که او مخفیانه قصد ترک ناتو را دارد و در صورت انجام این کار، دسترسی به این جزیره را از دست خواهد داد. دلیل اول قابل قبول است. در سخنرانی افتتاحیه خود در سال گذشته، رئیس‌جمهور علناً گفت که می‌خواهد آمریکا دوباره "کشوری در حال رشد" باشد، واقعیتی که توسط جیم، یکی دیگر از خوانندگان، نیز مورد توجه قرار گرفت. دلیل دوم کمتر قانع‌کننده است. حتی اگر آقای ترامپ ناتو را ترک کند، به این معنی نیست که دسترسی به گرینلند را از دست خواهد داد. آمریکا در مکان‌هایی که اتحاد رسمی ندارد، پایگاه دارد. مهمتر اینکه، ترک ناتو نیاز به همکاری با اروپایی‌ها را از بین نمی‌برد. آمریکا قدرتمند است اما همه‌توان نیست. به عنوان مثال، نمی‌تواند شکاف گرینلند-ایسلند-بریتانیا را بدون همکاری با این کشورها، و همچنین نروژ، رصد و دفاع کند.

کریس می‌پرسد که آیا سلاح‌های هسته‌ای بریتانیا واقعاً مستقل هستند. پاسخ این است که آنها از نظر عملیاتی مستقل هستند – می‌توانند بدون اجازه آمریکا به هدفی شلیک شوند – اما نه به معنای وسیع‌تر. بریتانیا کلاهک‌های خود را طراحی و می‌سازد (هرچند این کار را با همکاری عمیق با آمریکا انجام می‌دهد) اما از یک مجموعه مشترک از موشک‌های Trident D5 که در کینگز بی، جورجیا نگهداری می‌شوند، استفاده می‌کند. اگر آمریکا این عرضه را قطع کند، بریتانیا می‌تواند موشک‌های موجود در زیردریایی گشت‌زنی خود را حفظ کند. احتمالاً می‌تواند آنها را برای سال‌ها قابل استفاده نگه دارد. اما ساخت موشک‌های جدید یک کابوس خواهد بود، به ویژه از آنجایی که نسل بعدی زیردریایی‌های مسلح به کلاهک هسته‌ای بریتانیا از همان محفظه موشکی زیردریایی‌های آمریکایی استفاده می‌کنند.

در همین رابطه، والتر تعجب می‌کند که آیا کشورهای اروپایی دیگر ممکن است به دنبال دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای باشند. من سال گذشته در این باره پس از مطرح شدن این امکان توسط دونالد توسک، نخست‌وزیر لهستان، و سپس کم‌اهمیت جلوه دادن آن، نوشتم. از آن زمان به بعد، رفتار آقای ترامپ فقط بی‌ثبات‌تر، غیرقابل پیش‌بینی‌تر و تهدیدآمیزتر شده است. در گزارش هفته گذشته ما، اشاره کردم که چگونه یک بحث هسته‌ای در کشورهای اسکاندیناوی آغاز شده است – و به یاد بیاورید که سوئد زمانی در طول جنگ سرد یک برنامه تسلیحات هسته‌ای پر رونق داشت. بریتانیا و فرانسه همکاری هسته‌ای خود را عمیق‌تر کرده‌اند و برای اولین بار وعده "هماهنگ کردن" نیروهای خود را داده‌اند. در چند هفته آینده قصد داریم اطلاعات بیشتری در این باره ارائه دهیم.

ممنون که مطالعه کردید. فراموش نکنید که سه‌شنبه ساعت ۶ بعدازظهر به وقت لندن، گفتگوی جذاب من در Inside Defence با ویل مارشال، بنیانگذار شرکت ماهواره‌ای رصد زمین Planet را تماشا کنید. می‌توانید با من در [email protected] در ارتباط باشید. هفته آینده شما را می‌بینم.