اشتراک
عکس: رویترز
عکس: رویترز
سیاست خاورمیانه انتخابات

آیا گادی آیزنکوت فرصتی جدید برای اسرائیل فراهم می‌کند؟

اسرائیلی‌ها فکر می‌کنند او می‌تواند جایگزینی واقعی برای بنیامین نتانیاهو باشد

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

در فاصله چهار ماه مانده به انتخابات اسرائیل، «گادی آیزنکوت»، رئیس پیشین ستاد کل ارتش، به عنوان رقیبی جدی برای بنیامین نتانیاهو ظهور کرده و محبوبیت حزب میانه‌روی او به سطح حزب لیکود رسیده است. آیزنکوت که پس از حملات ۷ اکتبر مدتی کوتاه در کابینه جنگ حضور داشت، به دلیل انتقاد از فقدان تصمیمات راهبردی نتانیاهو و هشدار درباره فرسایشی شدن جنگ غزه، اکنون مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. در حالی که جنگ غزه به جایگاه بین‌المللی اسرائیل آسیب زده و دستاوردهای استراتژیک محدودی داشته، منتقدان و حامیان آیزنکوت او را فردی با رویکردی عمل‌گرایانه‌تر می‌دانند. آیزنکوت، که پسر خود را نیز در این جنگ از دست داده است، از تصمیمات نتانیاهو مبنی بر گسترش بی‌رویه درگیری‌ها با انگیزه‌های بقای سیاسی انتقاد می‌کند. با این حال، مواضع سیاسی او همچنان پیچیده است؛ چرا که او از یک سو به دلیل «دکترین ضاحیه» مورد انتقاد است و از سوی دیگر در مسائل داخلی، میانه‌روتر از جریان راست افراطی عمل کرده است. برخلاف رقبای پیشین مانند بنی گانتس و نفتالی بنت که محبوبیت‌شان کاهش یافته، آیزنکوت تلاش می‌کند با ارائه برنامه‌های مدون برای معضلات امنیتی، دیپلماتیک و تنش‌های داخلی، خود را به عنوان جایگزینی واقعی معرفی کند. با این وجود، بزرگترین چالش پیش روی او، معرفی شفاف خود به جامعه اسرائیل و اثبات توانایی‌اش در عبور از فضای دوقطبی کنونی است.

در حالی که چهار ماه تا برگزاری انتخابات در اسرائیل باقی مانده، رقابت اصلی در حال تغییر است. ائتلاف بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر فعلی، مدت‌هاست که در نظرسنجی‌ها وضعیت نامناسبی دارد. برای بیش از یک سال، رقیب اصلی نفتالی بنت، یک راست‌گرا بود که قبلاً در سال ۲۰۲۱ جایگزین نتانیاهو شده بود. اما نامزد دیگری در بسیاری از نظرسنجی‌های اخیر از بنت پیشی گرفته و به تهدید اصلی برای نخست‌وزیر دیرینه تبدیل شده است: گادی آیزنکوت.

آقای آیزنکوت، که حزب میانه‌روی جدیدش اکنون تقریباً به اندازه لیکود نتانیاهو محبوبیت دارد، مزایایی نسبت به هم آقای بنت و هم آقای نتانیاهو دارد. او رئیس سابق ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل (idf) است، تجربه‌ای که بسیاری از اسرائیلی‌ها در حالی که کشورشان هنوز درگیر جنگ‌های مختلف است، برای آن ارزش قائل هستند. اما او همچنین نسبتاً تازه وارد دنیای سیاست است و بنابراین بار سیاسی کمتری نسبت به رقبای خود دارد. او تنها در سال ۲۰۲۲ به کنست، پارلمان اسرائیل، انتخاب شد. او پس از حملات ۷ اکتبر به کابینه جنگی نتانیاهو پیوست اما پس از هشت ماه استعفا داد.

در اوایل جنگ غزه، او به همکارانش در کابینه جنگ نامه نوشت تا از نتانیاهو به دلیل «اجتناب از تصمیمات مهم» انتقاد کند. او هشدار داد که اسرائیل در خطر ورود به جنگی طولانی و بی‌نتیجه است و در نابودی توانایی‌های نظامی و حکومتی حماس، اسلام‌گرایان غزه، شکست خواهد خورد.

بیش از دو سال بعد، حقانیت او ثابت شده است. ارتش اسرائیل (idf) هنوز بیش از نیمی از غزه را اشغال کرده است، در حالی که حماس در بقیه این منطقه مستقر بوده و همچنان بر ۲ میلیون نفر از مردم غزه تسلط دارد. حملات اسرائیل بخش زیادی از غزه را ویران کرده و بیش از ۷۳ هزار نفر را کشته است که بیشتر آنها غیرنظامی بودند. این جنگ به شدت به جایگاه بین‌المللی و ائتلاف‌های اسرائیل آسیب رسانده است.

انتقاد آیزنکوت در آن زمان هم آینده‌نگرانه و هم تلخ بود. پسرش، گال، یک سرباز ذخیره ۲۵ ساله، دو ماه قبل در درگیری‌ها کشته شده بود. در همین حال، اسرائیل همچنان درگیر جنگ‌های خونین بی‌پایان بوده و دستاوردهای استراتژیک کمی داشته است. نتانیاهو اکنون با رئیس‌جمهور آمریکا، مهم‌ترین متحد اسرائیل، سر ناسازگاری دارد.

با نزدیک شدن روز سرنوشت‌ساز انتخابات، دو سوال بزرگ مطرح است: آیا آقای آیزنکوت جایگزینی واقعی برای نتانیاهو ارائه می‌دهد؛ و آیا او می‌تواند پیروز شود؟

از نظر سیاسی، او را به سختی می‌توان در دسته‌ای قرار داد. او هم به حزب چپ‌گرای کارگر و هم به حزب راست‌گرای لیکود رای داده است. از نظر نظامی نیز مشخص نیست که او به چه چیزی معتقد است. او به عنوان طراح دکترین ضاحیه اسرائیل شناخته می‌شود که به دلیل آن اسرائیل با محکومیت بین‌المللی و اتهامات جنایت جنگی روبرو شده است. این دکترین خواستار حملات هوایی سنگین به زیرساخت‌های غیرنظامی برای نابودی پایگاه‌های دشمنان است. اما به عنوان فرمانده ارتش اسرائیل (idf) در دوره حملات چاقو زنی توسط جوانان فلسطینی در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، او با سیاست «شلیک برای کشتن» مخالفت کرد و مورد حملات جناح راست اسرائیل قرار گرفت.

با وجود تمام انتقاداتش از نتانیاهو، او در ابتدا از جنگ‌ها در غزه، لبنان و ایران حمایت کرد. او استدلال می‌کند که تفاوت در این است که او از پایان دادن زودهنگام‌تر به آنها و پیگیری با ابتکارات دیپلماتیک حمایت می‌کرد. مهم‌تر از همه، او فکر می‌کند که جاه‌طلبی‌های نتانیاهو برای «بازترسیم نقشه خاورمیانه» هرگز واقع‌بینانه نبوده و نخست‌وزیر با نگرانی‌هایی برای بقای سیاسی خود انگیزه داشته است.

آزمون اسرائیل برای جایگزینی نتانیاهو طولانی بوده است. برای مدتی پس از ۷ اکتبر، مردم به ژنرال دیگری، بنی گانتس، که آیزنکوت هنگام ورود به سیاست به حزب او پیوست، چشم دوخته بودند. اما او نتوانست در برابر نخست‌وزیر مقاومت کند و محبوبیتش کاهش یافت. سپس به نظر می‌رسید که آقای بنت در حال اوج‌گیری است. اکنون به نظر می‌رسد ستاره او در حال افول است.

برخلاف آن دو، آقای آیزنکوت تلاش نمی‌کند تا سخنرانی‌های شیوا یا مصاحبه‌های پرشور نتانیاهو با مطبوعات خارجی را تقلید کند (انگلیسی او لکنت دارد). او می‌خواهد اسرائیلی‌ها را متقاعد کند که برنامه‌های جدی برای مقابله با معضلات امنیتی و دیپلماتیک پیش روی اسرائیل، و همچنین بحث‌های تلخ در مورد نقش دین در دولت و توازن قدرت بین دادگاه‌ها و مقامات منتخب دارد. حزب او به زودی یک منشور مفصل وعده می‌دهد. این ممکن است نشان دهد که آیا او واقعاً یک جایگزین است یا خیر. سپس او با بزرگترین آزمون خود روبرو خواهد شد: معرفی خود به مردم اسرائیل.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: اکونومیست