رئیسجمهور ترامپ روز چهارشنبه اظهار داشت: «تمام زندگیام، تنها کاری که میکنم معامله است»، اما مجبور شد اعتراف کند که رژیم ایران «از مکتب دیگری است». او افزود: «آنها دروغگو، فریبکار و افراد بیماری هستند.» آقای ترامپ به دهها هزار ایرانی که در ژانویه توسط رژیم کشته شدند اشاره کرد و توضیح داد که چگونه حرفهای این رژیم بیارزش بوده است. او گفت: «دیگر نمیخواهم با آنها معامله کنم.»
رئیسجمهور آنقدر دمدمیمزاج است که نمیتوان فهمید آیا او در مورد پایان یافتن آتشبس، آنطور که خودش گفت، جدی است یا خیر. او ممکن است فردا دوباره آن را اعلام کند. اما حق با اوست که رژیم ایران وقت او را تلف کرده است. آنها در این زمینه بهترین در جهان هستند. بیست روز از دوره ۶۰ روزه مذاکرات تفاهمنامه گذشته است، اما مذاکرات هستهای به سختی آغاز شده است.
در عوض، رژیم تلاش کرده است تا تنگه هرمز را تسخیر کند و در عین حال میلیاردها دلار نفت صادر کند. تصاویر جدید ماهوارهای نشان میدهد که ایران به ساختوساز در سایت زیرزمینی خود در «کوه پیکاکس» (Pickaxe Mountain) ادامه میدهد – این اقدام نقض تعهد آن در تفاهمنامه مبنی بر «حفظ وضعیت موجود برنامه هستهای خود» است.
به همین دلیل، امتیاز اولیه آمریکا در مورد تحریمهای نفتی، بدون الزام به نگهداری درآمدها در حساب امانی، اشتباه بود. آقای ترامپ روز سهشنبه پس از حمله ایران به سه نفتکش تجاری در تنگه با موشک و پهپاد، مجوز فروش نفت را لغو کرد.
در ماه ژوئن، آقای ترامپ رهبران جدید ایران را «افرادی بسیار منطقی» خواند که «معامله با آنها خوب است». جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور و مذاکرهکننده ارشد آمریکا، اصرار داشت که حتی اوباش بالای سپاه پاسداران نیز میخواهند «صفحه جدیدی» با آمریکا باز کنند.
این «عصر معصومیت» تنها سه هفته دوام آورد. شاید آقای ونس به ما بگوید چرا او چنین باوری داشت و آیا هنوز هم دارد. وقتی روز چهارشنبه از آقای ترامپ پرسیده شد که چه چیزی دیدگاه او را نسبت به رهبران ایران تغییر داده است، پاسخ داد: «آنها را شناختم.»
سوال این است که رئیسجمهور با این دانش چه خواهد کرد. او گفت مذاکرات میتواند ادامه یابد، اما اضافه کرد: «مطمئن نیستم که بخواهم معاملهای انجام دهم. بیایید فقط کار را تمام کنیم.» این کار با مذاکرات متناوب و بمباران متقابل انجام نخواهد شد. هرگونه اقدام آمریکا خطر تشدید تنش را دارد، بنابراین بهتر است با یک هدف استراتژیک باشد.
تفاهمنامه به هر دو طرف فرصت تنفس داد، اما گزینههای واقعی برای آقای ترامپ تغییر نکردهاند. او میتواند تنگه را تسلیم کند یا آن را با زور بازگشایی کند. او میتواند تحریمهای فشار حداکثری و محاصره بنادر ایران را دوباره اعمال و اجرا کند. او میتواند زیرساختهای نفتی ایران یا ذخایر اورانیوم غنیشده آن را هدف قرار دهد.
به نظر میرسد آمریکا در حال اسکورت برخی از نفتکشها از طریق تنگه است و دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، برنامهای برای انجام اقدامات بیشتر جهت بازگشایی هرمز دارد. این شامل عملیات تهاجمی برای پاکسازی تهدیدات نزدیک تنگه است، نه صرفاً مقابله با پهپادها و موشکها.
اگر آقای ترامپ نشان دهد که ایران نمیتواند جریان انرژی را متوقف کند، در حالی که آمریکا میتواند هر زمان که بخواهد ایران را محاصره کند، این یک پیروزی و اهرم فشار است. اگر او بتواند مواد هستهای ایران را حذف کرده و سایت «کوه پیکاکس» را نابود کند، این نیز یک پیروزی است.
در هر دو حالت، هدف رهایی آمریکا و منطقه از وابستگی به همکاری رژیم ایران است. ما قبلاً این بازی را انجام دادهایم و شاید آقای ترامپ از آن خسته شده باشد. بهتر است خودمان تنگه را بازگشایی کنیم یا برنامه هستهای را نابود کنیم و بگذاریم رژیم ایران در ضعیفترین حالت خود تحت فشار دست و پنجه نرم کند.