دبی، ۱۰ ژوئیه – محل اختفای مجتبی خامنهای از زمان انتصاب او به عنوان رهبر عالی، یک هفته پس از حملهای که پدرش را در پایان فوریه به کام مرگ کشاند، برای ایرانیان و سایر جهانیان در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
غیبت او در مراسم اصلی تشییع پیکر رهبر سابق، آیتالله علی خامنهای، چنان کامل بود که حتی یک پیام کتبی نیز از او منتشر نشد و مردم را در مورد برنامههای او برای ایران در این دوران پرآشوب از تاریخ ۴۷ ساله جمهوری اسلامی در حدس و گمان فرو برد.
منابع ارشد میگویند که او با حمایت سپاه پاسداران قدرتمند منصوب شده است و در این حمله دچار جراحات صورت و سایر آسیبها شده است. آنها میگویند که او در حال تصمیمگیری بوده اما هنوز به اندازه کافی بهبود نیافته است تا در انظار عمومی ظاهر شود.
اکنون، پس از از سرگیری خصومتها با آمریکا در این هفته، نقش و سلامتی او به یک نگرانی حیاتی و رو به رشد تبدیل شده است.
تقی، ۴۷ ساله، صاحب مغازهای در اصفهان که نخواست نام خانوادگیاش فاش شود، گفت: «من میدانم که از نظر امنیتی، او نباید در انظار عمومی ظاهر شود. اما کشور در حال گذراندن دوران بسیار سختی است.»
«نیاز است که رهبر عالی دیده شود. حتی اگر مجروح شده باشد، مردم باید ببینند که رهبری وجود دارد و او کشور را اداره میکند.»
سایر بستگان نماینده خانواده حاکم هستند
سه برادر مجتبی خامنهای در ایران به عنوان بازیگران سیاسی مهمی تلقی نمیشوند – و بعید است که چنین شوند – اگرچه همه آنها به روحانیون ارشد تبدیل شدهاند.
اما علی خمینی، نوه بنیانگذار انقلاب ۱۳۵۷ ایران، در مراسم سوگواری روز جمعه به نمایندگی از مجتبی سخنرانی خواهد کرد، که این امر نشاندهنده نحوه استفاده از چنین روابط خانوادگی برای تأکید بر تداوم در نظام روحانیت است.
گمانهزنیهایی وجود داشت که مجتبی خامنهای سرانجام – اگر نه شخصاً، پس با پیامی ضبط شده یا حتی عکسهای جدید – در زمان دفن پدرش در حرم گنبد طلایی ظاهر خواهد شد.
منابع ارشد در ایران، عدم وجود هرگونه تصویر جدید یا ضبط صدا از زمان انتصاب او در ۸ مارس توسط مجمع روحانیون را به ملاحظات بهداشتی و امنیتی نسبت دادهاند.
خطرات امنیتی با توجه به ترور پدرش در اولین حملات آمریکا و اسرائیل در جنگی اعلام نشده که در بحبوحه تلاشهای دیپلماتیک برای حل و فصل اختلافات کشورها با ایران آغاز شد، قابل توجه است.
و به عنوان یک شخصیت سیاسی، استراتژیک، مذهبی و انقلابی که دارای اقتدار نهایی در ایران است، ممکن است لازم باشد که او از نظر فیزیکی توانمندتر از آنچه بهبودی او اجازه میدهد، ظاهر شود.
آخرین خبر رسمی در مورد وضعیت او از سوی رئیس جمهور مسعود پزشکیان منتشر شد که در ماه مه گفت با رهبر ملاقات کرده و وضعیت او رو به بهبود است.
در حالی که به نظر میرسد سپاه پاسداران در حال حاضر کنترل محکمی بر کشور دارد، مشخص نیست که رهبر یک دولت تئوکراتیک تا چه زمانی میتواند از دید پنهان بماند.
علی انصاری، استاد تاریخ مدرن در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند، گفت: «چگونه میتوان یک جانشینی کاریزماتیک داشت در حالی که جانشین حضور ندارد؟ این حتی اگر آنها برای مدتی آن را تحمل کنند، برایشان مشکلساز خواهد بود. در درازمدت پایدار نیست.»
رهبر جدید روابط نزدیکی با سپاه برقرار کرد
غیبت او در حال حاضر ایرانیان را آزار میدهد، به طوری که بیش از ۲۰ نفر از کسانی که رویترز در هفتههای اخیر با آنها تماس گرفته است، در گفتگوهای مربوط به سیاست ایران، نگرانی خود را در این مورد ابراز کردهاند.
محمدرضا، معلم ۵۱ ساله در تهران، گفت: «غیبت رهبر عالی، اکنون که جنگ تمام شده است، به عدم قطعیت و بینظمی فزاینده در کشور، به ویژه پس از خاکسپاری رهبر فقید، منجر خواهد شد.»
نقش رهبر عالی با نقش اکثر رؤسای کشورها متفاوت است، به طوری که ایدئولوژی رسمی ایران، صاحب این مقام را نماینده امام دوازدهم شیعه در زمین میشناسد که در قرن نهم ناپدید شد.
مشخص نیست که مجتبی خامنهای چه برداشتی از آن خواهد داشت. اولین رهبر، آیتالله روحالله خمینی، پدر کاریزماتیک انقلاب و محترمترین عالم دینی ایران بود، مردی که جایگاه دستنیافتنی و چهره خشن او اطاعت بیچون و چرا را الهام میبخشید.
جانشین او، علی خامنهای، در زمان انتصاب به رهبری، رئیس جمهور بود، اما هرگز به عنوان یک شخصیت مذهبی برجسته تلقی نمیشد و در ابتدا فاقد اقتدار خمینی بود.
با این حال، در طول ۳۷ سال رهبری خود، او رقبای خود را کنار زد و با کمک نزدیک سپاه پاسداران، اراده مطلق خود را تقریباً بر تمام جنبههای زندگی سیاسی کشور تحمیل کرد.
مجتبی خامنهای نیز فاقد اعتبار مذهبی است و برخلاف پدرش، به خودی خود یک شخصیت سیاسی قدرتمند نبود. او در عوض دفتر گسترده پدرش و شبکه ارتباطات آن در سراسر کشور را اداره میکرد و روابط نزدیکی با سپاه برقرار کرد.
نظرات، اقتدار و توانایی او هنوز یک صفحه خالی است، اگرچه به نظر میرسد که سپاه در نحوه حکومت او مرکزی خواهد ماند.
با وجود اینکه ایران با وجود آتشبسهای متناوب، همچنان درگیر جنگ است، اقتصاد آن همچنان تحت فشار تحریمها قرار دارد و با دورههای دیگری از ناآرامیهای گسترده مانند آنچه در ژانویه به شدت سرکوب شد، رهبر کشور همچنان یک معما باقی مانده است.