ستوان کلنل دی، فرمانده گروه مهندسی ویژه S-2 ارتش اسرائیل، در مصاحبهای با والا اظهار داشت که این یگان از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) مسیر خود را از خنثیسازی مواد منفجره به شناسایی، نقشهبرداری و تخریب تونلهای استراتژیک در نوار غزه و جنوب لبنان تغییر داده است.
دی توضیح داد که چگونه درهای ضد انفجار عظیم در ورودی تونلها برداشته شدند، چگونه دهها کامیون حامل مواد منفجره در طول شب به منطقهای پر از تروریستها و پهپادها آورده شدند، چه چیزی پشت شبکه تونلهای ساخته شده توسط ایرانیها قرار دارد و چرا او متقاعد شده است که عملیات ارتش اسرائیل نباید اکنون متوقف شود.
دی گفت: «وقتی آن لحظه 'کشف' را تجربه میکنید، لحظهای که تونل را پیدا میکنید، لحظه موفقیت و حل معما، مانند عروسی در روز عروسیاش است. به شما میگویم، وقتی دقیقاً در شهر مجدل زون در جنوب لبنان به تونل رسیدم، فریاد کشیدم. همه ما از خوشحالی فریاد زدیم. ما پنج روز به دنبال آن تونل بودیم.»
لحظاتی پس از کشف، مرحله دوم تخریب تونلها آغاز میشود و این مرحله نیز به همان اندازه پیچیده و چالشبرانگیز است.
دی توضیح داد: «این یک تونل مهم بود. دیوانهوار. ایرانی. سه متر ارتفاع و سه و نیم متر عرض داشت. تونلهای کرمل نیست، اما در مقایسه با سایر تونلها، تونلی عریض است. راحت. هم از نظر تنفس و هم از نظر دسترسی.»
ورودی تونل از طریق در اصلی آن صورت نمیگیرد، زیرا ممکن است تلهگذاری شده باشد یا در برخی موارد، در حملات هوایی نیروی هوایی به این مکانها تخریب شده باشد.
او گفت: «تصور کنید که در عمق یک متری، پر از فولاد در نتیجه حمله نیروی هوایی، بیش از یک سال قبل بود. مقداری از فولاد از سقف و دیوارها افتاده بود و ما مجبور بودیم همه آن را پاک کنیم تا بتوانیم وارد شویم. پس از آن، باید با حرکت در تونل و چهار در ضد انفجار، هر کدام به وزن پنج تا هفت تن، که فرو میریزند و به اطراف پرتاب میشوند، مقابله کنید.»
دی گفت: «ما مجبور بودیم وارد عملیاتی برای برداشتن درهای سنگین شویم تا دسترسی به بقیه تونل را ایجاد کنیم. این عظمت یالوم است؛ راهحلی برای مشکلات عملیاتی پیچیده ارائه میدهد.»
دی در مورد چگونگی برداشتن درهای ضد انفجار سنگین از تونل توضیح بیشتری نداد، اما گفت که راهحلهای ویژهای برای این عملیات، از جمله تجهیزات مهندسی کوچک دور از مرز اسرائیل و لبنان و در عمق خاک دشمن در زیر زمین، یکپارچه شده است.
در تونلهای دیگر و کوچکتر، این یگان مجبور بود در حالت خمیده و در شرایط پیچیدهتری عملیات کند.
همانطور که سربازان پیشروی کرده و تونلها را پاکسازی میکنند، این مرحله نشاندهنده یک گذار شدید از شادی به پایینترین نقطه عملیات است.
دی توضیح داد: «وقتی تونل را اسکن میکنید، غذا و آب را میبینید، و سپس بطریهای ادرار. کیسههایی که تروریستها تمام نیازهای خود را در آنها انجام دادهاند، غذای فاسد و غذای تاریخ مصرف گذشته. میتوانید تصور کنید که مانند ورود به یک قبر با تودههای مگس غولپیکر و بوی دیوانهکننده است؛ ممکن است دیوانه شوید. پس از پاکسازی مسیرها از تروریستها و مواد منفجره، همه سربازان با محافظ صورت و لباسهای سفید وارد تونلها میشوند، زیرا این تونلها حاوی انواع چیزهایی هستند که میتوانند به پوست و تنفس آسیب برسانند.»
فراتر از آنچه در عمق زیر زمین در حال وقوع است، یک شبکه ایمنی عملیاتی در بالای زمین مستقر شده است، با یک تیم ویژه نجات و استخراج از یالوم که در صورت نیاز به تخلیه فوری از عمق تونل، در حالت آمادهباش قرار دارد.
دی گفت: «من شخصاً آمادهسازیها و روشهای عملیاتی تیم ویژه نجات را تأیید میکنم. این تیم نه تنها در جنگ زیرزمینی، بلکه در کوهنوردی، فرود با طناب و نجات، با طنابها و وینچهای ویژه تخصص دارد.»
«سربازان یالوم میدانند چگونه با مواد منفجره کار کنند، بمبها را پاکسازی کنند، رباتها و پهپادها را به کار گیرند، اما همچنین میدانند چگونه وزن یک سرباز را به صورت ریاضی محاسبه کنند و چه کاری باید برای استخراج آنها انجام شود.»
فرمانده توضیح داد: «این فقط تکان دادن انگشت و دیدن اینکه باد از کدام سو میوزد نیست. این یک مسئولیت سنگین است. دیدن تمرین نجات تونل با چشمان خود دیوانهکننده است.»
پس از نقشهبرداری و پاکسازی، اوج عملیات فرا میرسد: تخریب تونل.
این مرحله شامل یک چالش عظیم مهندسی و عملیاتی است: انتقال صدها تن مواد منفجره به عمق خاک دشمن در حالی که سربازان در معرض تهدیدات ضد تانک، پهپادها و چشمان تیزبین تروریستهای حزبالله در منطقه قرار دارند.
«تصور کنید که یک شب، ۱۴۰ کامیون از اسرائیل با ۸۴ تن 'مواد ویژه' بارگیری شده وارد میشوند و ۵۰ سرباز آن را دوباره در یک شب تخلیه میکنند. در ابتدا فکر میکردند چهار روز طول میکشد. اما سربازان با اراده، تمام شب از یک سر کامیون به سر دیگر تونل میدویدند.»
دی تأکید کرد: «من از صحبت در مورد آن هیجانزده هستم. روحیه زیادی میدهد. سربازان میدانند چه چیزی را تخریب میکنند. آنها میدانند که تروریستها با استفاده از این تونل چه کارهایی انجام دادهاند و چرا باید تخریب شود.»
در این جنگ، سربازان S-2 دیگر فقط یک یگان مهندسی نیستند، بلکه به یک آزمایشگاه زنده جنگ زیرزمینی تبدیل شدهاند، با زبان رمز و مراکز تخصصی خود که در نقشهبرداری شبکههای پیچیده تونل تخصص دارند.
امروزه، آنها مفهوم عملیاتی کل نهاد امنیتی را در بعد زیرزمینی رهبری میکنند.
او گفت: «ما مدتهاست که تونلهای حزبالله را به عنوان یک جزء مهندسی واحد نمیبینیم، بلکه آنها را به عنوان سیستمی از 'داراییها' میبینیم. به عنوان مثال، تونل در مجدل زون را در نظر بگیرید. این یک مسیر ۵۳۸ متری بود که تخریب شد. این یک دارایی استراتژیک بود که تسلیحات را ذخیره میکرد و شامل یک کارگاه برای مونتاژ پهپادها برای واحد هوایی ۱۲۷ حزبالله بود. این استراتژی آنهاست، جداسازی داراییهای زیرزمینی.»
به گفته دی، شبکه تونلهای حزبالله گسترده و متنوع است.
او گفت: «تونلهایی در کوهستانها به طول کیلومترها حفر شدهاند. برخی به عنوان مراکز فرماندهی عمل میکنند که دوربینهای قرار داده شده در بالای زمین را جمعآوری میکنند و حزبالله از طریق آنها جنگ علیه ما را اداره میکند. برخی دیگر به عنوان نقاط پرتاب سریع استفاده میشوند و برخی دیگر برای دیدهبانی در نظر گرفته شدهاند.»
دی توضیح داد که وجه مشترک همه آنها این است که برای اقامت طولانی مدت در زیر زمین ساخته شدهاند.
فرمانده گروه گفت: «همه آنها به عنوان مکانهایی برای اقامت طولانی مدت با تخت، تشک و ذخیره مواد غذایی ساخته شدهاند که برخی از آنها برای ماهها دوام میآورند. از خرما تا کنسرو. آنها تقریباً همه چیز را در آنجا دارند: کوزههای آب، زیرساختهای الکتریکی، ژنراتورها و حتی پنلهای خورشیدی. در این دنیا باارزشترین داراییهای آنها قرار دارد. ما دقیقاً میدانیم که آنها چه هستند و کجا قرار دارند. برخی در ارتفاعاتی قرار گرفتهاند که بر جوامع ما مشرف هستند.»
او افزود: «حزبالله در زمان واقعی به فعالیت ما پاسخ داد. ما دیدیم که تونلها از یک کاربری به کاربری دیگر تغییر مییابند، زیرا ما تونلهایی را از آنها گرفتیم و تخریب کردیم، یا دهانههای جدیدی که آنها به جای آنهایی که نیروی هوایی در حملات مسدود کرده بود، حفر کردند.»
دی ادامه داد: «آنها در زیر زمین میجنگند. تونلها فقط پناهگاه نیستند؛ آنها نقاط پرتاب موشک، موشکهای ضد تانک و پهپادها هستند. به همین دلیل است که اکثر تونلهایی که ما پیدا کردیم چندین دهانه دارند که هر کدام نقش عملیاتی متفاوتی دارند.»
«حزبالله همچنین به محض اینکه متوجه شد ما در راه آنها هستیم، به سرعت تونلها را از تسلیحات خالی کرد. در یک تونل هشت تن مواد منفجره و ۵۰ پهپاد پیدا کردیم. این کاهش توانایی است، اما برای اهداف تحقیقاتی.»
در مورد ساختار شبکه، دی توضیح داد که آنطور که ممکن است در آغاز عملیات زمینی تصور میشد، پیوسته نیست.
او گفت: «تونلها امروز تکهتکه هستند. من معتقدم که در جهانبینی آنها، آرزو داشتند همه چیز را به هم وصل کنند تا امکان حرکت بیوقفه از یک سر به سر دیگر فراهم شود، اما این تکهتکه بودن یک منطق عملیاتی دارد.»
«هنگامی که ما یک مسیر را پیدا میکنیم، این تضمین نمیکند که مسیر دوم را کشف کردهایم. با وجود این مزیت برای آنها، من متقاعد هستم که آرزوی استراتژیک آنها ایجاد یک شبکه بزرگ و کامل است، شبکهای که از نظر آنها در برابر حملات هوایی مقاوم است.»
فرمانده گروه همچنین گفت که مهندسان حزبالله و ایران در برنامهریزی و اجرا برای پنهان کردن مکان تونلها و ورودیهای آنها سرمایهگذاری کردهاند.
او گفت: «برای ما، هر تونل، هر دارایی، به معنای واقعی کلمه یک فضای عملیاتی است که به آنها اجازه میدهد به جوامع ما حمله کنند یا مسیرهای نزدیک شدن از اسرائیل به لبنان یا صعود به ارتفاعات در لبنان را مشاهده و هدف قرار دهند. آنها مطمئن شدند که آن را به گونهای بسازند که بر منطقه تسلط داشته باشد. اکنون ما اینجا هستیم.»
او گفت: «بنابراین، من فکر میکنم ما بسیار بسیار نزدیک به ضربه زدن شدید به حزبالله هستیم، زیرا دقیقاً بر مرکز عصبی آن نشستهایم، و وقتی این مأموریت را تکمیل کنیم، این فقط یک زخم سطحی نخواهد بود، بلکه به زودی یک ضربه قابل توجه خواهد بود.»
مسیر برچیدن زیرساخت تروریستی حزبالله از دههها تجربه انباشته میگذرد.
دی توضیح داد: «هر تونل یک پازل است، و توانایی ما برای یافتن آن شامل لایههای زیادی از اطلاعات است. گاهی اوقات آنها فقط به یک منطقه اشاره میکنند، و ما باید آن را جستجو و پیدا کنیم. گاهی اوقات ما زمین را با پهپادها یا نیروهای زمینی بررسی میکنیم. لحظاتی وجود دارد که ما بسیاری از جزئیات را با هم مقایسه میکنیم، مانند تاریخچه بخش، حرکت عوامل و جزئیات غیرمعمول. این واقعاً کار طاقتفرسایی است. امروز ابزارهای ما بسیار پیشرفته هستند. به عنوان یک فرمانده تیم در یک دهه پیش، من فقط یک نقشه و کاغذ شفاف داشتم. امروز ما ابزارهایی دریافت میکنیم که یک گردان معمولی ندارد و به قابلیتهای لشکر متکی هستیم.»
تخریب تونلها با انفجارهای جداگانه به پایان نمیرسد، بلکه بخشی از یک تلاش استراتژیک ارتش اسرائیل است که شامل خنثیسازی مزیت زیرزمینی ساخته شده توسط ایرانیها و حزبالله از سال ۲۰۰۶ میشود.
دستاورد تجمعی تاکنون روشن میسازد که برای حزبالله، تونلها در عرض چند ماه به تلههای مرگ تبدیل شدهاند.
«من فکر میکنم ما به شدت به آن آسیب رساندهایم. ما شاخههای کاملی را برای آن تخریب کردیم. ما بر روی چندین دارایی بسیار مهم آنها، آنهایی که مهمتر هستند، نشستهایم. ما آنها را از بین میبریم، و تنها امید من این است که به ما اجازه دهند به جلو حرکت کنیم، تا جایی که ممکن است.»
او گفت: «ما در یک لحظه دیوانهوار هستیم، در آستانه انواع چیزها. ما را متوقف نکنید. بگذارید هر آنچه را که آنها در آنجا ساختهاند، تخریب کنیم. دستاورد واقعی در نهایت مشخص خواهد شد. تنها در آن زمان تصمیم گرفته خواهد شد که آیا ما کلیدهای آنها را خاموش کردهایم یا خیر.»
او در پایان گفت: «و برای سربازانم؟ میخواهم عزم یگان را به یاد داشته باشند. اینکه ما در انواع مکانها عملیات میکنیم. در هزاران تلاش. اگر میتوانستم به شما بگویم در این مدت در چند مکان بودهام، بیایید بگوییم در سراسر جهان، مکانهایی که قدم گذاشتهام. به تأثیر این یگان نگاه کنید.»