هند و اسرائیل یکی از نزدیکترین روابط راهبردی خود را در زمینههای دفاع، فناوری و امنیت ایجاد کردهاند. با این حال، سرمایهگذاری دوجانبه به طرز چشمگیری ناچیز باقی مانده است. تا سال ۲۰۲۴، مجموع سرمایهگذاری متقابل تقریباً ۳۶۰ میلیون دلار بود که بسیار کمتر از آنچه از اهمیت سیاسی و پتانسیل فناوری این مشارکت انتظار میرود. پیمان جدید سرمایهگذاری دوجانبه که در تاریخ ۴ ژوئیه ۲۰۲۶ به اجرا درآمد، تلاشی برای کاهش این شکاف است.
این پیمان چارچوب قانونی را که از زمان لغو توافقنامه قبلی توسط هند در سال ۲۰۱۷ وجود نداشت، بازسازی میکند. اهمیت آن نباید بیش از حد بزرگنمایی شود. این پیمان هند را به بازاری آسان برای شرکتهای اسرائیلی تبدیل نخواهد کرد. با این حال، یک پایه قانونی و نهادی قویتر برای شرکتهایی فراهم میکند که آماده ایجاد روابط بلندمدت، حضور محلی و تمرکز بر بخشهایی هستند که قابلیتهای اسرائیل با نیازهای راهبردی مشخص هند همسو میشود.
این پیمان چندین حمایت مهم را برای سرمایهگذاران ارائه میدهد. این حمایتها شامل رفتار ملی در شرایط مشابه، حفاظت در برابر رفتارهای خودسرانه یا سوءاستفاده، حفاظت در برابر سلب مالکیت بدون غرامت، مقررات حاکم بر انتقال وجوه مرتبط با سرمایهگذاری و دسترسی به داوری بینالمللی تحت شرایط مشخص است. این پیمان هم برای سرمایهگذاریهای موجود واجد شرایط و هم برای سرمایهگذاریهای جدیدی که پس از لازمالاجرا شدن آن انجام میشود، اعمال میگردد.
در سطح دولتی، این توافقنامه نشاندهنده یک شناخت مشترک است که روابط راهبردی نمیتواند به طور نامحدود تنها بر خرید دفاعی و حسن نیت دیپلماتیک استوار باشد. اگر قرار است این مشارکت به بلوغ برسد، باید سرمایهگذاری پایدار، تولید مشترک، همکاری تحقیقاتی و پیوندهای صنعتی عمیقتر را نیز ایجاد کند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که شرکتهای اسرائیلی اغلب هند را بازاری با پتانسیل عظیم، اما همچنین با پیچیدگیهای قابل توجه میدانند. محیط نظارتی میتواند دشوار باشد، تصمیمگیری اغلب کند است و اجرا ممکن است در وزارتخانهها، ایالتها و بخشهای مختلف متفاوت باشد. در صنایع دفاعی و دوگانه، این چالشها به ویژه برجسته هستند زیرا ملاحظات تجاری، فناوری، نظارتی و امنیت ملی به شدت در هم تنیدهاند.
این پیمان برخی از اشکال ریسک سیاسی و حقوقی را کاهش میدهد، اما این موانع ساختاری را از بین نمیبرد. این پیمان به صراحت حق هر کشور را برای تنظیم مقررات در راستای اهداف عمومی مشروع حفظ میکند. همچنین حوزههای کلیدی از جمله مالیات، تدارکات دولتی، یارانهها و برخی اقدامات مرتبط با امنیت را مستثنی یا محدود میکند. برای شرکتهای دفاعی، این تمایز ضروری است. این توافقنامه سیستم تدارکات هند را باز نمیکند، الزامات محتوای محلی را نادیده نمیگیرد یا غربالگری امنیت ملی را حذف نمیکند.
بنابراین، انتقال فناوری احتمالاً چالش پایدارترین خواهد بود. هند دیگر تنها به خرید سیستمهای کامل علاقهمند نیست. سیاستهای آن به طور فزایندهای بر تولید محلی، توسعه مشترک، نگهداری، آموزش، یکپارچهسازی زنجیره تأمین و ایجاد قابلیتهای فناوری داخلی تأکید دارد.
برای شرکتهای اسرائیلی، این یک معضل راهبردی واقعی ایجاد میکند. سؤال این نیست که آیا هند به درخواست بومیسازی و انتقال فناوری ادامه خواهد داد؛ قطعاً ادامه خواهد داد. سؤال واقعی این است که آیا اندازه و ارزش بلندمدت فرصت، میزان سازگاری، سرمایهگذاری و مواجهه فناوری مورد نیاز را توجیه میکند یا خیر.
بنابراین، هر شرکت باید یک ارزیابی جدی از هزینه-فایده انجام دهد. کدام فناوریها را میتوان به اشتراک گذاشت و کدامها باید محافظت شوند؟ آیا بازار هند به اندازه کافی بزرگ است که تولید محلی را توجیه کند؟ آیا میتوان یک شریک هندی قابل اعتماد را شناسایی کرد؟ آیا شرکت آماده است تا به جای پیگیری یک معامله واحد، حضور خود را برای چندین سال حفظ کند؟
این سؤال آخر اغلب دست کم گرفته میشود. شکاف فرهنگی بین شیوههای تجاری اسرائیل و هند واقعی است، اما نباید آن را صرفاً یک مانع دانست. در هند، اعتماد شخصی، تداوم و روابط بلندمدت بخشی از زیرساخت تجاری است. شرکتهای اسرائیلی که به سرعت، غیررسمی بودن و نتایج سریع عادت دارند، گاهی اوقات این موضوع را دشوار مییابند. با این حال، شرکتهایی که در روابط پایدار، دانش محلی و صبر سازمانی سرمایهگذاری میکنند، به مراتب بیشتر احتمال موفقیت دارند.
اگرچه فساد و عدم شفافیت اداری همچنان نگرانیهایی هستند، هند از سال ۲۰۱۴ اصلاحات مهمی را به ویژه از طریق دیجیتالیسازی، رسمیسازی و شفافیت بیشتر در رویههای دولتی معرفی کرده است. پیشرفت همچنان ناهموار است و تجربیات در ایالتها و بخشهای مختلف متفاوت است. با این وجود، توانایی مستمر هند در جذب سرمایهگذاری خارجی قابل توجه نشان میدهد که شرکتهای بینالمللی به طور فزایندهای این مشکلات را به عنوان ریسکهایی میدانند که باید مدیریت شوند، نه دلایلی برای دوری کردن.
نیمهرساناها نشان میدهند که این پیمان ممکن است بیشترین ارزش عملی خود را در کجا داشته باشد: بخشهایی که نیاز راهبردی هند فوری است و تخصص اسرائیل به سختی قابل جایگزینی است. هند قابلیتهای نیمهرسانا را برای امنیت اقتصادی، نوسازی دفاعی، زیرساختهای دیجیتال و خودمختاری فناوری ضروری میداند. بنابراین، انگیزه قوی برای ایجاد شرایط مطلوبتر برای شرکایی دارد که قادر به رفع شکافهای خاص در قابلیتها هستند.
اسرائیل نقاط قوت مرتبطی در طراحی تراشه، حسگرها، سختافزار امن، آزمایش پیشرفته، کاربردهای هوش مصنوعی و فناوریهای تخصصی دوگانه دارد. اما این درس فراتر از نیمهرساناها است. شرکتهای اسرائیلی نباید صرفاً هند را به عنوان یک بازار بزرگ برای محصولات موجود در نظر بگیرند. آنها باید با نقشهبرداری دقیق از اولویتهای هند شروع کنند و مناطقی را شناسایی کنند که هند نیاز راهبردی مبرمی دارد و اسرائیل مزیت متمایزی ارائه میدهد.
بنابراین، پیمان جدید به بهترین وجه به عنوان یک چارچوب توانمندساز درک میشود، نه یک میانبر. این پیمان نمیتواند جایگزین اطلاعات بازار، شرکای محلی قابل اعتماد، آمادگی نظارتی یا تعهد پایدار شود. کاری که میتواند انجام دهد این است که عدم قطعیت را کاهش دهد و نشان دهد که هر دو دولت نیاز به تبدیل همسویی راهبردی به سرمایهگذاری پایدار را به رسمیت میشناسند.
این پیمان آینده سرمایهگذاری هند و اسرائیل را تعیین نخواهد کرد. اما یکی از بهانههای مهم را برای اینکه چرا یک رابطه راهبردی قوی هنوز یک مشارکت اقتصادی قابل مقایسه را ایجاد نکرده است، از بین میبرد.