اشتراک
زهران ممدانی، شهردار شهر نیویورک، در این تصویر ثابت که از ویدیوی منتشر شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ گرفته شده است، در مکانی نامعلوم درباره بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، صحبت می‌کند.
زهران ممدانی، شهردار شهر نیویورک، در این تصویر ثابت که از ویدیوی منتشر شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ گرفته شده است، در مکانی نامعلوم درباره بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، صحبت می‌کند.
سیاست دیدگاه امور یهودیان

یادداشت‌های سردبیر: «یهودیان خوب» آلمان گمان می‌کردند در امان هستند، نیویورک باید توجه کند

دیگر کسی مجبور نیست چیزی را حل کند. سوال این است که آیا حتی یکی از رای‌دهندگان یهودی ممدانی خواهد گفت که اشتباه کرده است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

این یادداشت با اشاره به اظهارات جنجالی اخیر در نیویورک درباره وضعیت غزه و نقد عملکرد مقامات شهر، به تحلیل تاریخی موقعیت سیاسی یهودیان در جامعه می‌پردازد. نویسنده با مرور سرگذشت «ماکس ناومان» و انجمن یهودیان ملی‌گرای آلمان در دوران وایمار، شباهت‌های رفتاری برخی از یهودیان آن دوران با وضعیت امروز را بررسی می‌کند. ناومان معتقد بود که یهودستیزی واکنشی به رفتار خود یهودیان است و با فاصله گرفتن از یهودیان خارجی، صهیونیسم و نهادهای رسمی جامعه، می‌توان امنیت یهودیان آلمان را تضمین کرد؛ استراتژی‌ای که در نهایت با به قدرت رسیدن نازی‌ها و سرکوب شدید خودِ او و پیروانش به شکستی فاجعه‌بار منجر شد. نویسنده با تأکید بر اینکه امروز شرایط بسیار متفاوت‌تر از جمهوری وایمار است، به این نکته هشدار می‌دهد که برخلاف یهودیان آلمان که در حاشیه بودند، بخش قابل‌توجهی از جامعه یهودی امروز نیویورک با جریان‌هایی همراهی می‌کنند که علناً علیه نهادهای یهودی موضع‌گیری می‌کنند. وی معتقد است که برخلاف ناومان، نسل امروز یهودیان نیویورک با داشتن اطلاعات صریح و دسترسی به سوابق عملکرد این جریان‌ها، «دفاع» ناآگاهی را ندارند. این نوشتار در پایان، با اشاره به اینکه بسیاری از حامیان این گفتمان‌ها هرگز به اشتباهات خود اعتراف نخواهند کرد، بر لزوم ایجاد زیرساخت‌های واقعی برای امنیت فیزیکی و اجتماعی یهودیان تأکید می‌کند؛ نهادی که بتواند از افراد معمولی که در فضاهای عمومی هدف قرار می‌گیرند، محافظت کند. استدلال مرکزی این است که تصور «در امان بودن» از طریق همراهی با جریان‌های خصم، توهمی است که معمولاً به قیمت هزینه‌های سنگین فردی و جمعی برای یهودیان تمام می‌شود.

سه‌شنبه شب، شهردار نیویورک ویدیویی دو دقیقه‌ای منتشر کرد تا توضیح دهد که نمی‌تواند بنیامین نتانیاهو را دستگیر کند.

او از دسامبر ۲۰۲۴ قول دستگیری او را داده بود. در مقطعی، وکلای شهر به او گفتند که هر دانشجوی سال اول حقوق می‌توانست به او بگوید، و بنابراین او ویدیویی ساخت. این خبر در آن بود. صد ثانیه دیگر دلیل زحمت او بود.

اسرائیل مراکز مراقبت از نوزادان را هدف قرار می‌داد. این کشور بی‌شمار نفر را گرسنه نگه می‌داشت. این کشور صدها امدادگر و روزنامه‌نگار را به گلوله می‌بست. آمریکایی‌ها هزینه بمب‌هایی را می‌پرداختند که کشتار می‌کنند. نتانیاهو معمار یک نسل‌کشی وحشتناک، یک جنایتکار جنگی بود که در شهر نیویورک جایی نداشت. واشنگتن باید به جای او، او را دستگیر کند.

۷ اکتبر مطرح نشد. تنها یک کشور «بد» در خارج از ایالات متحده وجود دارد، و آن اسرائیل است. نه چین. نه جمهوری اسلامی ایران. نه کره شمالی. فقط اسرائیل.

تا صبح چهارشنبه، زهران ممدانی در تالار شهر بود و پیشنهاد می‌کرد که نیویورکی‌ها در سپتامبر در سازمان ملل علیه نتانیاهو تظاهرات کنند. او گفت که اعتراض یکی از ارکان این شهر است. او همچنین گفت که متعهد به نمایندگی از همه نیویورکی‌ها است، چه با او موافق باشند و چه نباشند.

فدراسیون UJA، که معمولاً اینگونه صحبت نمی‌کند، بیانیه خود را با «شرم بر شما» آغاز کرد. اتحادیه ارتدوکس گفت که این ویدئو «یهودیان نیویورکی را به خطر می‌اندازد» و شهردار «دروغ‌ها و اطلاعات نادرستی را منتشر می‌کند که خطر تحریک خشونت بیشتر علیه یهودیان را دارد.» گادی آیزنکوت، که تمام دوران سیاسی خود را صرف تلاش برای برکناری نتانیاهو از قدرت کرده است، آن را «یهودستیزی محض، بدون هیچ مبنای واقعی» خواند.

هشت ماه پیش، ۳۳ درصد از رای‌دهندگان یهودی شهر او را به این سمت رساندند.

این عدد بود که مرا به آرشیوهای آلمان کشاند. یهودیانی که از جنبشی حمایت می‌کنند که از آن‌ها متنفر است، داستان جدیدی نیست. می‌خواستم بدانم این شباهت چقدر نزدیک است.

بیشتر از آنچه می‌خواستم شباهت داشت. برخی از آن اصلاً شباهت ندارد.

ماکس ناومان

ماکس ناومان یک فرد عجیب و غریب نبود. او وکیل برلین، کاپیتان ارتش باواریا، دارای صلیب آهنین درجه یک و دو، و ۱۵ ماه در جبهه بود. هنگامی که او انجمن یهودیان ملی‌گرای آلمانی را در سال ۱۹۲۱ تأسیس کرد، افراد محترم، از جمله سردبیر یکی از بزرگترین روزنامه‌های آلمان، به آن پیوستند. دایرةالمعارف یهودیت (Encyclopaedia Judaica) اشاره می‌کند که او از محافل معتبر یهودیان آلمان حمایت مالی داشت.

نظریه او این بود که یهودستیزی یک واکنش است. آلمانی‌ها با نفرت از یهودیان به دنیا نیامده بودند. آن‌ها به کارهایی که یهودیان انجام می‌دادند واکنش نشان می‌دادند. به یهودیان اروپای شرقی که با آداب و رسوم خارجی ظاهر می‌شدند. به صهیونیست‌ها که با صدای بلند می‌گفتند وفاداری‌شان جای دیگری است. به نویسندگان یهودی که میهن‌پرستی آلمانی را مسخره می‌کردند. تحریک را از بین ببرید و نفرت نیز از بین می‌رود.

همه چیز از آنجا نشأت می‌گیرد. اگر یهودیان باعث آن شوند، یهودیان می‌توانند آن را متوقف کنند. ناومان آن را در اولین بولتن خود در سپتامبر ۱۹۲۱ نوشت: هر یهودستیز محترمی اذعان می‌کند که یهودیان محترمی وجود دارند اما آن‌ها را استثنا می‌نامد، و او یهودستیز بودن را متوقف خواهد کرد به محض اینکه ما ثابت کنیم «ما مشتی فراری نیستیم بلکه یک ارتش هستیم.»

چه چیزهایی مطابقت دارد

با این نظریه شروع کنید، که هنوز هم معتبر است. بسیاری از یهودیان امروز همین حرف را می‌زنند، فقط در مورد صهیونیسم. با اسرائیل کنار بیایید و نفرت از بین می‌رود. این استدلال ناومان است، با تغییر اسامی. بخشی از دلیل بقای آن این است که آرامش‌بخش است. به یهودیان کاری برای انجام می‌دهد.

سپس به جایی می‌رسیم که خطر در آن زندگی می‌کند، که همیشه در سایر یهودیان است. دشمنان او یهودیان شرقی (Ostjuden) و صهیونیست‌ها بودند. او یهودیان شرقی را به سودجویی از جنگ متهم کرد و خواستار مصادره دارایی‌هایشان شد. اکنون نام‌ها متفاوت است. ترفند همان است. و فردی که اتهام را مطرح می‌کند هرگز در گروهی که به آن اشاره می‌کند، نیست.

تجمع نازی‌ها (تصویری).
تجمع نازی‌ها (تصویری).
ویکی‌مدیا کامانز

او به سازمان‌های دفاعی جامعه خود حمله کرد. تمام دوران حرفه‌ای او بر حمله به «سنترال‌وراین» (Centralverein)، نهادی که برای مبارزه با یهودستیزی وجود داشت، و پیش‌بینی فروپاشی آن بنا شده بود. این استدلال را امروز از چپ و راست، گاهی در همان هفته، می‌شنوید.

او یک رقیب ساخت. «فرباند» (Verband) تلاش کرد تا یک سازمان متقابل در برابر «رایشس‌فرترتونگ» (Reichsvertretung)، نهاد نماینده یهودیان آلمان، با این استدلال که «رایشس‌فرترتونگ» صهیونیست‌ها را در خود دارد، ایجاد کند. ما اکنون یک حوزه کامل از این‌ها داریم.

او با همبستگی یهودیان در سراسر مرزها مبارزه کرد. انجمن او علیه تحریم بین‌المللی کالاهای آلمانی کمپین کرد و به یک کنفرانس جهانی یهودیان حمله کرد که هیچ جایگاهی برای صحبت به نمایندگی از یهودیان آلمانی قابل اعتماد ملی نداشت. «یهودیان در جاهای دیگر برای ما صحبت نمی‌کنند» جمله جدیدی نیست.

او گفت گزارش‌ها اغراق‌آمیز هستند. «فرباند» مانیفستی منتشر کرد که ادعا می‌کرد با یهودیان در آلمان به طور عادلانه رفتار می‌شود، و ناومان به خبرنگاران خارجی گفت که خشونت‌ها زیاده‌روی موقتی هستند، نه سیاست. این موضع در سال ۱۹۳۵ آزمایش شد و نتایج آن منتشر شد.

او دانشجویان را جذب کرد. شاخه جوانان، «شوارتسس فاهنلاین» (Schwarzes Fähnlein)، تا سال ۱۹۳۲ حدود ۴۰۰ عضو داشت و با جوانان هیتلری (Hitler Youth) تماس گرفت. هانس-یواخیم شوپس (Hans-Joachim Schoeps) در ۲۴ سالگی گروه خود را از دانشجویان ملی‌گرای یهودی در سال ۱۹۳۳ آغاز کرد و نوشت که «ناسیونال سوسیالیسم آلمان را از نابودی نجات می‌دهد.» او همچنین خواستار «جدایی کاملاً ضروری آلمانی‌ها و یهودیان غیرآلمانی» شد.

من مدام به این نکته بازمی‌گردم: هرچه شواهد بدتر می‌شد، این نظریه بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت. گزارش ماهانه ناومان در سال ۱۹۲۶ تیراژ ۵۰۰۰ نسخه داشت. تا سال ۱۹۳۵، این رقم به ۱۵۰۰۰ رسید. در این میان، آلمان قوانین نورنبرگ را تصویب کرد.

سپس به چگونگی پایان آن می‌رسیم. در ۱۸ نوامبر ۱۹۳۵، راینهارد هایدریش، یکی از معماران اصلی «راه‌حل نهایی»، دستور انحلال انجمن ناومان را به دلیل مواضع خصمانه نسبت به دولت امضا کرد. گشتاپو او را همان روز دستگیر کرد و به کلمبیا-هاوس (Columbia-Haus)، اردوگاه کار اجباری در برلین-تمپلهوف، برد. نیلس تیم دیکهاوت (Niels Tim Dickhaut)، مورخ، می‌نویسد که در آن سلول، ناومان لنزهای عینکش را شکست و سعی کرد با تکه‌های آن خود را ببرد. آن‌ها او را پنج هفته بعد آزاد کردند، در حالی که از وکالت محروم شده بود، ۶۰ ساله بود و نمی‌توانست شغلی پیدا کند. او در حال بررسی فرار به بریتانیا بود، کشوری که تمام دوران حرفه‌ای خود را صرف حمله به آن به دلیل حمایت از صهیونیسم کرده بود، که سرطان زودتر به سراغش آمد. بسیاری از پیروان او در اردوگاه‌ها به سر بردند.

چهارده سال اثبات اینکه او از نوع درست یهودیان است. دستوری که او را تعطیل کرد، بندی برای او نداشت.

چه چیزهایی مطابقت ندارد؟

سه چیز.

نابودی یهودیان پلتفرم نازی‌ها بود. چاپ شده، توزیع شده، در دسترس هر کسی که می‌خواست آن را بخواند. هیچ یک از احزاب آمریکایی چیزی شبیه به آن ندارند. آنچه ما داریم، حاشیه‌های تحمل شده، زبان توطئه وارداتی، و تابوهایی است که قبلاً وجود داشتند و دیگر نیستند. به اندازه کافی بد است. اما در همان دسته قرار نمی‌گیرد.

در سال ۱۹۳۳ دولت یهودی وجود نداشت، بنابراین چیزی به نام انتقاد مشروع از آن وجود نداشت. حجم عظیمی از بحث‌ها در مورد سیاست اسرائیل – از جمله بحث‌هایی که این روزنامه هر هفته منتشر می‌کند – معادل وایماری ندارد و هیچ کس را راضی نمی‌کند.

و سومی اصلاً آرامش‌بخش نیست. انجمن ناومان در اوج خود حدود ۷۰۰۰ نفر از نیم میلیون یهودی آلمانی را شامل می‌شد. این ۱.۴ درصد است، و هر نهاد جدی یهودی در آلمان با آن‌ها به عنوان یک مایه شرمساری رفتار می‌کرد. یهودیانی که فکر می‌کردند سازش در وایمار کارساز خواهد بود، یک حاشیه بودند که جامعه آن‌ها را طرد کرد. بنابراین نه، ما در جایی که آن‌ها بودند نیستیم. در آلمان، این یک حاشیه بود. اینجا، یک سوم جامعه است.

بخشی که هنوز باز است

تنها دفاع ناومان، اگر دفاعی داشته باشد، این است که هیچ چیز و هیچ کس هرگز به او نگفت. هیچ اطلاعیه‌ای وجود نداشت. هیچ صبحی نبود که شواهد به شکلی ظاهر شود که او نتواند آن را توجیه کند. او مجبور بود خودش آن را حل کند. او اشتباه کرد، و تا زمانی که متوجه شد، گشتاپو پشت در بود.

۳۳ درصد این دفاع را ندارند.

هیچ چیز قبل از رای‌گیری پنهان نبود. سوابق همان کمپین بود که به مدت شش ماه در تمام صفحات اول شهر ظاهر شد. آن‌ها ۳۳ روز پس از کشته شدن دو یهودی در کنیسه‌ای در منچستر در یوم کیپور، و شش هفته قبل از کشته شدن ۱۵ نفر در یک جشن حنوکا در ساحل بوندی در استرالیا، رای دادند. از آن زمان، اطلاع‌رسانی ماهانه، با صدای خود ممدانی، رسیده است. یک فرمان اجرایی در روز اول، لغو پذیرش تعریف بین‌المللی یهودستیزی توسط شهر. توصیف آیپک (AIPAC) به عنوان «هیولاهایی» که پول کثیف جابجا می‌کنند. و این هفته، استفاده از دفتر شهردار برای نامیدن رهبر منتخب دولت یهودی به عنوان یک جنایتکار جنگی – با حذف ۷ اکتبر از داستان.

دیگر کسی مجبور نیست چیزی را حل کند. سوال این است که آیا حتی یکی از آن‌ها خواهد گفت که اشتباه کرده است.

اکثر آن‌ها این کار را نخواهند کرد، و ناومان دلیل انتظار این را می‌دهد. درس واقعی او هیچ ربطی به نازی‌ها ندارد. وقتی توضیحی برای اینکه چرا در امان هستید دارید، آن را رها نمی‌کنید. معمولاً کسی آن را از شما می‌گیرد.

دو چیز ارزش ساختن دارند در حالی که منتظریم. امنیت جامعه از نوعی که بریتانیایی‌ها در صندوق امنیت جامعه (CST) دارند و هیچ کس در دسامبر در ساحلی در سیدنی نداشت. و یک خروج که به عنوان زیرساخت وجود دارد و نه به عنوان یک شعار.

این مهم نیست زیرا صورتحساب به آپر وست ساید نمی‌رود. به مردی می‌رود که در مترو کیپا (کلاه یهودی) بر سر دارد و به بچه‌های بیرون مدرسه در کراون هایتس که از آن‌ها سوال نشد و دفعه بعد هم سوال نخواهد شد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: jpost.com