اشتراک
یک ملوان نیروی دریایی آمریکا در ۱۷ ژوئیه، در جریان عملیات علیه ایران، به خلبان یک هواپیمای جنگی علامت می‌دهد.
یک ملوان نیروی دریایی آمریکا در ۱۷ ژوئیه، در جریان عملیات علیه ایران، به خلبان یک هواپیمای جنگی علامت می‌دهد.
دیدگاه روابط بین‌الملل امنیت ملی

ایران جوجه‌تیغی و ترامپ روباه است

عقل سلیم می‌گوید تهران در حال پیروزی است. اینقدر مطمئن نباشید که اینطور است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

درگیری میان ایران و آمریکا در فضای سیاسی و نظامی کنونی به «لجن جنگ» تبدیل شده است؛ وضعیتی که در آن دیپلماسی فریبنده و حرکات نظامی گمراه‌کننده، شناخت حقیقت را دشوار کرده‌اند. دونالد ترامپ با تکیه بر استراتژی شخصی خود مبنی بر «گمراه‌سازی» و استفاده از تهدیدها و عقب‌نشینی‌های تاکتیکی، تلاش می‌کند بدون ورود به یک جنگ تمام‌عیار و پرهزینه، به اهداف خود دست یابد. در سوی دیگر، ایران نیز با بهره‌گیری از تاکتیک‌های همیشگی خود، میان پیشنهادهای دیپلماتیک و مواضع تندروانه، دولت‌های آمریکا را سردرگم نگه داشته است. اگرچه تهران به دلیل حفظ امنیت داخلی از طریق سرکوب و توانایی تهدید زیرساخت‌های منطقه‌ای تصور می‌کند در حال پیروزی است، اما در واقعیت با مشکلات جدی، از جمله تضعیف شبکه‌های نیابتی در منطقه و بحران‌های عمیق اقتصادی دست‌وپنج نرم می‌کند. از سوی دیگر، ترامپ نیز با هوشمندی تاکتیکی توانسته است فشارهای طولانی‌مدت بر ایران را بدون ایجاد بحران اقتصادی جهانی مدیریت کند. در نهایت، این تقابل فراتر از یک درگیری ساده است؛ ایران با حالت تدافعیِ جوجه‌تیغی و ترامپ با رویکرد مکارانه روباه، وارد مرحله‌ای شده‌اند که در آن هر دو طرف به جای پایان‌بندی سریع، درگیر یک کارزار بلندمدت و فرسایشی هستند که هر حرکت در آن صرفاً بخشی از یک بازی پیچیده و طولانی‌مدت برای تغییر موازنه قوا محسوب می‌شود.

رئیس‌جمهور ترامپ، به گفته خودش، نه تنها در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود به هشت جنگ پایان داده است، بلکه پس از توقف کنونی در آخرین دور حملات نظامی آمریکا علیه ایران، می‌تواند ادعا کند که حداقل سه بار به یک جنگ پایان داده است. واقعاً هرگز چیزی شبیه به این اتفاق نیفتاده است.

همچنین، هرگز چیزی شبیه به تحرکات نظامی و ضدحملات در جنگ متناوب آمریکا و ایران دیده نشده است. تا صبح جمعه گذشته در ایران، نیروهای آمریکایی اهدافی را در سراسر کشور مورد حمله قرار می‌دادند و آقای ترامپ هشدار می‌داد که بدتر از این در راه است. اما آن شب هیچ بمبی فرود نیامد و اخبار آخر هفته حاکی از آن بود که حملات نظامی بیشتر، حداقل برای مدتی، منتفی شده است.

در همین حال، حتی در حالی که اوضاع در خلیج فارس آرام می‌شد، خصومت‌ها در یمن با تشدید تلاش‌های حوثی‌ها برای بستن دریای سرخ شعله‌ور شد.

دیپلماسی آمریکا در خاورمیانه به اندازه کارزار نظامی آن مبهم است. آیا آمریکا جنگنده‌های اف-۳۵ را به ترکیه خواهد فروخت؟ گاهی بله، گاهی خیر. آیا ما به عربستان سعودی در توسعه برنامه هسته‌ای غیرنظامی با قابلیت غنی‌سازی اورانیوم کمک خواهیم کرد؟ چهارشنبه گذشته پاسخ مثبت بود. تا پنجشنبه دوباره به «شاید» تغییر کرد. آیا اسرائیل یک شریک ارزشمند است یا یک مانع آزاردهنده؟ صبح، رهبران ایران «آشغال» هستند که نمی‌توان به حرفشان اعتماد کرد. بعد از ظهر ممکن است دوباره به میز مذاکره بازگردیم.

یا نه.

ناظران مدت‌هاست که به «مه جنگ» اشاره کرده‌اند، جایی که هرج و مرج درگیری، تعیین دقیق آنچه در حال وقوع است را دشوار می‌کند. در سال ۲۰۲۶ ما شاهد چیز متفاوتی هستیم: «لجن جنگ»، که در آن دیپلماسی فریبنده با حرکات نظامی گمراه‌کننده ترکیب می‌شود تا وضعیت واقعی بازی را مبهم کند.

بخشی از این وضعیت، طراحی شده است. عدم قطعیت و درام از دهه ۱۹۷۰ بخشی از معاملات آقای ترامپ بوده است. از نظر او، گمراه کردن کلید هنر معامله است. علاوه بر این، آقای ترامپ امیدوار است با هزینه‌های محدود به اهداف جاه‌طلبانه دست یابد، که او را به بلوف‌های مکرر، تهدیدات و عقب‌نشینی‌های تاکتیکی در مسیر رسیدن به اهدافش سوق می‌دهد.

دیپلماسی ایران نیز به همان اندازه مبهم است. از بحران گروگان‌گیری ۱۹۷۹-۱۹۸۱ تا به امروز، رهبران ایران با اجازه دادن به «میانه‌روهای» فرضی برای پیشنهاد توافقاتی که «تندروها» در داخل به میل خود وتو می‌کنند، دولت‌های متوالی آمریکا را گیج کرده‌اند.

در چنین شرایطی، باید کمتر به سخنرانی‌ها و اقدامات کوتاه‌مدت هر دو طرف توجه کرد و به واقعیت‌هایی که گزینه‌های متخاصمین را شکل می‌دهند، نگریست.

برای رژیم ایران، بهترین خبر این است که حداقل در حال حاضر، با کشتار به امنیت داخلی دست یافته است. در این شرایط، قدرت هوایی عظیم آمریکا بخشی از تأثیر خود را از دست می‌دهد. تغییر رژیم احتمالاً به تهاجم زمینی نیاز دارد، و یک نیروی مهاجم با مقاومت شدید وفاداران به رژیم روبرو خواهد شد. به احتمال زیاد هیچ مقدار رنج اقتصادی یا انزوا نمی‌تواند رژیم را سرنگون کند، در حالی که اوباش و قلدرهای آن محکم ایستاده‌اند. با توجه به حمایت سیاسی ضعیف از جنگ در آمریکا، بعید به نظر می‌رسد آقای ترامپ ریسک یک تهاجم زمینی بزرگ را بپذیرد؛ این در تهران یک پیروزی تلقی می‌شود.

علاوه بر این، ایران توانایی خود را در گروگان گرفتن منطقه نشان داده است. موشک‌ها و پهپادهای ایرانی می‌توانند بیش از محدود کردن تردد از طریق تنگه هرمز و حمله به زیرساخت‌های انرژی عمل کنند. آنها پایگاه‌های آمریکایی در سراسر منطقه را تهدید می‌کنند و می‌توانند تأسیسات آب شیرین‌کن را که زندگی در شهرهای پر جنب و جوش کشورهای خلیج فارس را ممکن می‌سازند، نابود کنند.

با توجه به همه اینها، بسیاری از ایرانیان معتقدند که در حال پیروزی در جنگ هستند و بعید است که راه حل شرافتمندانه‌ای به آقای ترامپ ارائه دهند. اما ایران نیز مشکلاتی دارد. این کشور در خلیج فارس می‌جنگد زیرا توانایی جنگیدن از غزه، لبنان، سوریه و حتی تا حدودی از عراق را از دست داده است. دارایی‌ها و روابطی که طی دهه‌ها پرورش یافته بودند، از بین رفته‌اند و هرچه درگیری طولانی‌تر شود، شبکه‌های منطقه‌ای ایران احتمالاً ضعیف‌تر خواهند شد. و در حالی که مخالفان داخلی رژیم بعید به نظر می‌رسد که به اعتراض برخیزند، ایران نمی‌تواند بدون کمک اقتصادی به طور نامحدود به عنوان یک جامعه عمل کند.

اگرچه جنگ برای آقای ترامپ غافلگیری‌های ناخوشایندی به همراه داشته است، اما تدبیر او را نیز نشان داده است. ترکیب دیپلماسی نامتعارف و انعطاف‌پذیری تاکتیکی رئیس‌جمهور به او اجازه داده است تا یک کارزار طولانی‌مدت علیه ایران را بدون ایجاد یک بحران اقتصادی جهانی پیش ببرد. او اولین رهبر جنگی نیست که کشف می‌کند کمبود منابع حیاتی می‌تواند تغییرات ناخوشایندی را در زمان‌بندی و تاکتیک‌ها تحمیل کند، و او احتمالاً تصمیم خود برای تعلیق حمله علیه ایران را کمتر یک شکست بزرگ و بیشتر یک حرکت دیگر در یک کارزار طولانی می‌داند.

ایران ممکن است یک جوجه‌تیغی باشد، اما دونالد ترامپ یک روباه است، و بعید است که تا زمانی که هر ترفندی را امتحان نکرده باشد، دست بردارد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: wsj.com