اشتراک
سیاست خاورمیانه روابط بین‌الملل

چرا ایران فکر می‌کند می‌تواند اردن را به دست آورد

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

پس از حملات موشکی ایران به پایگاه‌های آمریکا در اردن، سپاه پاسداران با رویکردی متفاوت و متناقض، تلاش کرده است با انتشار پیام‌هایی ضمنی مبنی بر دوستی با مردم اردن و متهم کردن ایالات متحده به نقض حاکمیت این کشور، از شکاف موجود میان دولت و جامعه اردن بهره‌برداری کند. ایران با درک «معادله جدید قدرت» در خاورمیانه، به دنبال تضعیف نفوذ آمریکا و متقاعد کردن افکار عمومی عرب به بی‌فایده بودن اتحاد با غرب است. از منظر نظامی، ایران اردن را به دلیل میزبانی از تجهیزات راداری و پدافندی که به اسرائیل کمک می‌کند، هدفی استراتژیک می‌بیند. در سطح داخلی، تهران بر روی نارضایتی‌های بخشی از مردم اردن که به دلیل همدردی با آرمان فلسطین و وضعیت کرانه باختری نسبت به دولت خود و همکاری با آمریکا بدبین هستند، حساب ویژه‌ای باز کرده است. با این حال، تحلیلگران معتقدند راهبرد ایران با موانع جدی روبروست؛ اکثریت سنی‌مذهب اردن به نیات ایدئولوژیک ایران بی‌اعتماد هستند و حملات موشکی اخیر تهران به کشورهای عربی، همدردی‌های اولیه با ایران را تا حد زیادی از بین برده است. مقامات و رسانه‌های اردنی نیز در واکنش به این تحرکات، موضع سخت‌تری علیه «تجاوز ایران» اتخاذ کرده‌اند. در نهایت، با وجود رویکرد تهاجمی ایران، کشورهای عربی به دلیل بیم از افزایش هدف‌گیری توسط نیروهای نیابتی تهران، همچنان در انتخاب میان تقابل مستقیم یا اتکا به محکومیت‌های دیپلماتیک در تنگنا قرار دارند.

در اواخر ژوئیه، ایران به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن حمله کرد و سه نظامی آمریکایی را کشت. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با مجموعه‌ای غیرعادی از پیام‌ها به مردم اردن دنبال کرد: «شما به خوبی می‌دانید که ما هیچ دشمنی با کشور شما نداریم»، سپاه در بیانیه‌ای که در خبرگزاری فارس ایران منتشر شد، اعلام کرد. «در عوض، ما شما را دوست داریم، ای مردم نجیبی که رنج و بی‌عدالتی تحمیل‌شده بر مردم فلسطین را بیش از هر ملت دیگری درک می‌کنید.»

پیام دیگری با گستاخی از اردنی‌های ناشناس به خاطر ارائه اطلاعات هدف‌گیری برای حملات ایران تشکر کرد. پیام سوم به نظر می‌رسید خطاب به منتقدان اردنی این عملیات باشد و می‌گفت که ایالات متحده، نه ایران، «تمامیت ارضی و حاکمیت شما را نقض کرده است».

این توسل‌ها به اردنی‌ها نشان‌دهنده تلاشی هماهنگ است که با اعتماد فزاینده ایران به موقعیت منطقه‌ای خود از آغاز جنگ با ایالات متحده و اسرائیل تغذیه می‌شود تا افکار عمومی عرب را متقاعد کند که اتحاد با ایالات متحده ارزش هزینه‌اش را ندارد. جمهوری اسلامی از زمان تأسیس خود در سال ۱۹۷۹ تلاش کرده است چنین شکافی ایجاد کند. اما تلاش امروز منعکس‌کننده درک تهران از چیزی است که مقامات ایرانی آن را «معادله جدید قدرت» در خاورمیانه می‌نامند—معادله‌ای که شامل کنترل ایران بر تنگه هرمز است.

ایران تمایل خود را برای دفاع از این موضع از طریق حملات موشکی به هفت کشور عربی مختلف که میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند نشان داده است. حداقل سه مورد از این حملات علیه اردن بود، از جمله یک حمله غافلگیرانه در ۲۸ ژوئیه. اکنون سپاه با ابراز همبستگی و محبت به اردنی‌ها نزدیک می‌شود.

تغییر از بمباران به چاپلوسی ممکن است ناگهانی به نظر برسد، و اردن ممکن است مکان بعیدی برای جستجوی دوستان توسط سپاه به نظر برسد. برخلاف عراق، لبنان، بحرین، کویت و عربستان سعودی، اردن اقلیت شیعه قابل توجهی ندارد که پایگاه اجتماعی برای گسترش نفوذ ایران تشکیل دهد. اما تهران هم دلیل نظامی و هم ایدئولوژیک دارد.

هدف نظامی ایران واضح است: اردن میزبان سیستم‌های رادار و ضد موشکی است که به اسرائیل در شناسایی و بازدارندگی آتش ورودی ایران کمک می‌کند و فاقد توانایی نظامی برای مقابله به مثل با حملات ایران است. اردن همچنین از نفوذ اقتصادی که به نظر می‌رسد به امارات متحده عربی—یک مرکز صادراتی ضروری برای کالاهای ایرانی—کمک کرده تا یک پیمان عدم تجاوز ضمنی با تهران منعقد کند، حداقل برای لحظه، برخوردار نیست.

تهران همچنین امیدوار است از شکاف بین مردم اردن و دولتشان که به حمایت و سرپرستی ایالات متحده وابسته است بهره‌برداری کند. برخی اردنی‌ها اخیراً خواستار اخراج ارتش آمریکا شده‌اند، جنبشی که تا حدی با همدردی عمیق با آرمان فلسطین تغذیه می‌شود. حدود ۶۰ درصد از جمعیت اردن اصالتاً فلسطینی هستند.

از آغاز جنگ غزه در سال ۲۰۲۳، تظاهرات خیابانی به طور منظم در اردن برگزار شده است. این تظاهرات توسط پادشاه و ملکه این کشور و مقامات برجسته دولتی، چه از روی اعتقاد و چه به این باور که مردم نیاز به تخلیه هیجان دارند، حمایت شده است. ملکه رانیا دو هفته پس از کشتار حماس در ۷ اکتبر مصاحبه‌ای با کریستین امانپور انجام داد و در آن از اقدامات اسرائیل به عنوان «نسل‌کشی» یاد کرد—حرکتی که در اردن (و اسرائیل) به طور گسترده به عنوان ایجاد لحن جدیدی از خشم در مورد رفتار اسرائیل در غزه تلقی شد.

تظاهرکنندگان اردنی بیش از تخلیه هیجان انجام دادند: آنها از حماس ابراز حمایت کردند. شبکه‌های اسلامگرا در اردن شروع به کسب قدرت کردند و دولت را به ممنوعیت شعبه محلی اخوان‌المسلمین در سال گذشته سوق دادند. در اواخر سال ۲۰۲۴، اردنی‌ها، که دو نفر از آنها عضو اخوان بودند، دو حمله تروریستی فرامرزی در اسرائیل انجام دادند.

خشونت در غزه از زمان برقراری آتش‌بس در اواخر سال گذشته کاهش یافته است، اما الحاق تدریجی و عملی کرانه باختری توسط اسرائیل، که در چند سال گذشته تحت دولت راست‌گرای بنیامین نتانیاهو شتاب گرفته است، برای اردن نگرانی عمیقی ایجاد می‌کند. چشم انداز الحاق کامل‌تر یا حتی رسمی—هرچند در حال حاضر بعید است—ترس‌های عمیقی در اردن از هجوم پناهندگان فلسطینی ایجاد می‌کند که ممکن است تعادل جمعیتی شکننده این کشور را بر هم بزند و خشم از اسرائیل را تشدید کند.

«ایرانی‌ها معتقدند که می‌دانند در اردن چه می‌گذرد»، عامر السبیله، کارشناس امنیتی و ستون‌نویس اردنی، به من گفت. «این می‌تواند یک راهبرد چندلایه باشد—موشک، سپس پروپاگاندا، و سپس احتمالاً فعال‌سازی سلول‌ها.»

اما شرط‌های ایران ممکن است اشتباه از آب درآید. با وجود همه همدردی با آرمان فلسطین، اردنی‌ها مدت‌هاست که عمیقاً به پروژه شیعی انقلابی ایران بی‌اعتماد بوده‌اند، تا حدی به دلایل فرقه‌ای، با توجه به اینکه مردم اردن تقریباً همه سنی مذهب هستند. حملات موشکی اخیر تهران که علیه همسایگانش انجام شده نیز تأثیر خود را می‌گذارد. نظرسنجی‌های اخیر در کشورهای عربی نشان می‌دهد که هر همدردی که ایران در مرحله اولیه جنگ در بهار امسال، زمانی که به عنوان قربانی تجاوز اسرائیل دیده می‌شد، به دست آورده بود، با حملات هوایی اخیر تهران به کشورهای عربی از بین رفته است، مایکل رابینز، مدیر بارومتر عرب، یک سازمان تحقیقاتی افکار عمومی، می‌گوید.

مقامات اردنی، که در مرحله اول جنگ اسرائیل و آمریکا در اوایل امسال به طور غیرمستقیم از دفاع از حاکمیت اردن صحبت می‌کردند، در اظهارات عمومی اخیر موضع سختی در برابر «تجاوز ایران» گرفته‌اند. برخی از روزنامه‌نگاران همسو با دولت این کشور نیز همین موضع را دارند.

«اردن مورد تجاوز ایران قرار گرفته است، و بس»، حسین الرواسده، ستون‌نویس، در مقاله‌ای در روزنامه الدستور نوشت و از کسانی که خواستار خروج نیروهای آمریکایی بودند به عنوان افراد بی‌وفا انتقاد کرد. «آیا با کشورت هستی؟» ستون‌نویسان دیگر فراتر رفتند و پیشنهاد کردند که حملات ایران حتی ممکن است عزم عرب را تقویت کند و به تشکیل جبهه متحدتر کمک کند.

اما کشورهای عربی با گزینه‌های محدودی مواجه هستند. «در نهایت، همه آنها با همان محاسبه استراتژیک مواجه هستند که اتخاذ موضع سخت‌تر در برابر ایران، به ویژه با افزایش نفوذ تندروهای افراطی در تهران، آنها را بیشتر در معرض هدف قرار دادن قرار می‌دهد»، احمد شراوی، تحلیلگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، به من گفت. او گفت که سلاح اصلی آنها «محکومیت‌های دیپلماتیک» باقی خواهد ماند.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: theatlantic.com