رهبر معظم ایران، مجتبی خامنهای، محمد باقر ذوالقدر را از سمت نمایندگی خود در شورای عالی امنیت ملی برکنار و فرمانده کهنهکار، محسن رضایی را به عنوان دبیر جدید این شورا منصوب کرده است.
این اقدام پس از روزها گمانهزنی رسانههای ایرانی درباره سرنوشت ذوالقدر صورت گرفت؛ شایعاتی حاکی از آن بود که او استعفای خود را ارائه کرده، اما مسعود پزشکیان، رئیسجمهور که به طور اسمی ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده دارد، با آن مخالفت کرده است.
رئیسجمهور به طور رسمی ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده دارد، اما در عمل این دبیر شوراست که نفوذ عملیاتی بیشتری دارد و اقدامات شورا را بیشتر از خود رئیسجمهور شکل میدهد. با این حال، هیچکدام حرف آخر را نمیزنند، زیرا هر تصمیم شورا تنها پس از تأیید رهبر معظم الزامآور میشود.
ذوالقدر در آخرین بیانیه خود به عنوان مسئول ارشد امنیتی ایران در ۹ اوت، خواستههای سختی از ایالات متحده مطرح کرد: بازگشایی تنگه هرمز، تهدید نکردن دوباره ایران، «جبران کامل» خسارات وارده به تهران در جریان جنگ، و آزادسازی «بدون قید و شرط» داراییهای ایران.
انتصاب رضایی، فرمانده کهنهکار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پرسشهایی درباره مسیر آینده ایران ایجاد کرده است.
اما خارج از ساختار قدرت، پرسش دیگری مطرح است: جامعهای که سالها وعدهها، پیشبینیها و لافهای او را به سخره گرفته است، حالا رضایی را در مقام ریاست مهمترین نهاد امنیتی کشور چقدر جدی خواهد گرفت؟
از شوخی تا قدرت
رضایی فرماندهای است که برخی از محرمانهترین اسرار جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ و سالهای بنیانگذاری سپاه را در اختیار دارد و به همان اندازه، سالهاست هدف اصلی طنز سیاسی ایران بوده است. حالا او در ۷۱ سالگی به مرکز تصمیمگیریهای امنیتی جمهوری اسلامی بازگشته است.
رضایی در سال ۱۹۹۷ لباس نظامی را کنار گذاشت و وارد سیاست شد. او چهار بار در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کرد؛ در سال ۲۰۰۵ پیش از رأیگیری انصراف داد و در سالهای ۲۰۰۹، ۲۰۱۳ و ۲۰۲۱ شکست خورد و هرگز بیشتر از حدود ۳.۹ میلیون رأی به دست نیاورد.
آن کمپینها او را به یک اقتصاددان بالقوه تبدیل کرد. جسورانهترین وعده او: تبدیل ریال به قویترین ارز منطقه پس از دلار و یورو. اما جملهای که مردم واقعاً به خاطر میآورند درباره اقتصاد نیست، بلکه درباره پیوند جنگ و پول است.
او در سال ۲۰۱۵ گفت که اگر آمریکا حمله کند، ایران در هفته اول حداقل هزار آمریکایی را گروگان خواهد گرفت و میتواند برای آزادی هر یک از آنها چند میلیارد دلار دریافت کند و «این مشکل اقتصادی ما را هم حل خواهد کرد.» این ایده که ایران میتواند با گروگان گرفتن اسرای آمریکایی از بحران اقتصادی خارج شود، سالها به یک شوخی تبدیل شد.
تا ژوئیه ۲۰۲۶، لحن او تندتر شده بود. رضایی اعلام کرد که دوران «جنگ و مذاکره همزمان» به پایان رسیده است و اگر واشنگتن حملات خود را ادامه دهد، ایران به سمت «حمله تمامعیار و نابودی» خواهد رفت.
او همچنین به مترجم غیررسمی اظهارات مبهمتر خامنهای تبدیل شده است. پس از آنکه رهبر جدید گفت «در اصل» با مسیری که شورای عالی امنیت ملی در مورد تفاهمنامه اسلامآباد طی کرد مخالف است، رضایی وارد شد و توضیح داد: «وقتی رهبر میگوید در اصل نظر دیگری داشته، یعنی مسیری که او در ذهن داشت بهتر از مسیری بود که شورا در عمل طی کرد.»
دیدگاه تهران
واکنش به این بازچینی در مسیرهای همیشگی شکل گرفت و هر جناح این اقدام را از دریچه خود تفسیر کرد.
نورنیوز، که به علی شمخانی، دبیر پیشین و کشتهشده شورای عالی امنیت ملی نزدیک است، این انتصاب را نه جناحی، بلکه نهادی چارچوببندی کرد و استدلال کرد که اهمیت آن نه در افراد، بلکه در مأموریت است.
به باور این رسانه، داستان اصلی پایان دوران دبیری یک نفر و آغاز دبیری دیگری نیست، بلکه گسترش نقش دبیرخانه در طراحی و هماهنگی جهتگیری راهبردی کلان کشور است.
این رسانه اشاره کرد که اگر این اقدام به درستی مدیریت شود، میتواند آغازگر حرکتی به سمت «یکپارچهسازی ظرفیتهای ملی» و دور شدن از دوقطبیهای سیاسی ایران باشد؛ عبارتی چنان مبهم که میتوان آن را تلاشی برای بازتعریف یک تغییر جناحی به عنوان اصلاحات روتین حکومتی دانست.
علی قلهکی، تحلیلگر اصولگرا، روایت صریحتری ارائه کرد و آن را سریعترین جابهجایی دبیر در تاریخ شورای عالی امنیت ملی خواند. او فشار برای برکناری ذوالقدر را به بیش از یک ماه قبل بازگرداند و اوج آن را به حملات به کشتیهای عبوری از تنگه هرمز در جریان مراسم تشییع آیتالله علی خامنهای، رهبر پیشین، مرتبط دانست و به مسائل عملکردی نامشخصی از سوی ذوالقدر اشاره کرد.
قلهکی همچنین پیشبینی کرد به زودی انتصابات نظامی بیشتری صورت گیرد که به گفته او مکمل نقش جدید رضایی خواهد بود.
وبسایت تندرو رجانیوز فراتر رفت و این بازچینی را تأییدی بر مواضع خود دانست.
این رسانه استدلال کرد که خروج ناگهانی ذوالقدر از نمایندگی رهبری در شورا را نمیتوان جدا از روند آتشبس، مذاکرات و تصویب نهایی تفاهمنامه اسلامآباد ارزیابی کرد. این وبسایت اصرار داشت که این اقدام تأیید بیشتری بر این بود که رهبر جدید عملاً با امضای این تفاهمنامه موافق نبوده است.
با جایگزینی ذوالقدر توسط رضایی، این رسانه ادعا کرد که میتوان به صراحت گفت که ادعاهای تیم مذاکرهکننده درباره هماهنگی کامل با رهبری «کاذب» بوده است. به عبارت دیگر: این تغییرات پرسنلی توسط تندروها به عنوان اثبات کنار گذاشته شدن خامنهای در جریان روند دیپلماتیک و تأیید اعتراضات قبلی آنها تلقی میشود.
اما احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی اصلاحطلب، لحن محتاطانهتری داشت و از ارائه هرگونه تفسیر صریح خودداری کرد.
او نوشت که با توجه به سوابق ذوالقدر و رضایی و اظهارات عمومی اخیر آنها، درک این اقدام از بیرون شبکه «درهمتنیده و گیجکننده روابط قدرت» ایران، اگر غیرممکن نباشد، «واقعاً بسیار دشوار» است؛ اشارهای صریح به این که ناظران خارجی و شاید خود ایرانیان، چشمانداز روشنی از آنچه واقعاً این تصمیم را هدایت کرده است ندارند.