پس از نزدیک به شش ماه پنهان شدن، آیتالله مجتبی خامنهای، رهبر معظم ایران، روشنترین چشمانداز خود را از نحوه اداره کشور ارائه کرده است و رشتهای از فرماندهان نظامی کهنهکار و تندرو را به مناصب امنیتی عالی منصوب کرده است.
این تغییرات که در این ماه انجام شد، به گفته تحلیلگران، نشان میدهد که او قصد دارد کشور را در وضعیت آمادهباش جنگی نگه دارد - آماده برای رویارویی بیپایان با ایالات متحده و سرکوب مخالفتهای داخلی در میان ایرانیانی که بار اقتصادی درگیری را تحمل میکنند.
تحلیلگران خاطرنشان کردند که این انتصابات همچنین نشاندهنده رهبری است که هنوز در تلاش برای تدوین یک استراتژی پایدار برای بازدارندگی واشنگتن است، زیرا تهران به دنبال راهی برای پایان دادن به جنگ بدون واگذاری اهرمهای استراتژیک به دستآمده، به ویژه از طریق کنترل تنگه هرمز است.
رهبران امنیتی جدید ابتدا باید دوره بلاتکلیفی در درگیری را پشت سر بگذارند. در حالی که درگیریهای بزرگمقیاس فروکش کرده است، نه واشنگتن و نه تهران آماده به نظر میرسند که برای دستیابی به توافقی بر سر تنگه هرمز و ضربالاجل ۶۰ روزه برای توافق بر سر برنامه هستهای ایران، که روز دوشنبه منقضی شد، امتیازاتی بدهند. این بنبست منطقه را در وضعیت عدم قطعیتی قرار داده است که میتواند در هر لحظه به جنگ تمامعیار دوباره منفجر شود.
در میان انتصابات انجامشده توسط آیتالله خامنهای، محسن رضایی، که در طول جنگ ایران و عراق فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده داشت، به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. و حسین طائب، روحانی و رئیس سابق اطلاعات، برای اداره بسیج، شبکه قدرتمند نیروهای شبهنظامی که اغلب برای سرکوب اعتراضات استفاده میشود، انتخاب شد.
این تغییرات همچنین شامل ستاد مشترک جدید نیروهای مسلح، رئیس جدید سپاه پاسداران و فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران بود - نقشی حیاتی زیرا تنگه هرمز بسیار مهم شده است.
سینا توسی، کارشناس ایران در مرکز سیاست بینالملل، یک اندیشکده مستقر در واشنگتن، گفت: «من این را قبل از هر چیز به عنوان گذاشتن مهر مجتبی خامنهای بر ساختار امنیت ملی ایران توصیف میکنم.»
برای بسیاری از ایرانیان، آن مهر آشنا به نظر میرسد.
بیشتر انتصابهای آیتالله خامنهای از نسل قدیمیتر رهبران ایرانی هستند که بخشی از انقلابی بودند که جمهوری اسلامی را در سال ۱۹۷۹ تأسیس کرد و در دهه ۱۹۸۰ فرماندهان جنگ ایران و عراق بودند. در جریان آن جنگ، آیتالله خامنهای روابط نزدیکی با برخی از آنها ایجاد کرد، از جمله آقای رضایی، که فرمانده او بود، و آقای طائب، که در گردان او بود.
«این انتصابات نشان میدهد که پس از آسیبپذیریهای عظیمی که جنگ آشکار کرد، مجتبی هنوز بیش از همه به کهنهکاران اعتماد دارد»، گفت امید معماریان، تحلیلگر ایران در DAWN، یک اندیشکده مستقر در واشنگتن که بر خاورمیانه متمرکز است.
برخی از منصوبان، به ویژه آقای رضایی، از نظر تاریخی اهداف نظامی حداکثری را دنبال کردهاند. او تلاش کرد و نتوانست رهبری ایران را متقاعد کند که جنگ با عراق را به جای پذیرش آتشبس تمدید کند، و معتقد بود که ایران میتواند اهرم و توافق بهتری به دست آورد.
بحث مشابهی اکنون در ایران در مورد چگونگی پایان دادن به جنگ با ایالات متحده در جریان است.
میانهروهای دولت، مانند رئیسجمهور مسعود پزشکیان، میگویند ایران باید از کنترل مؤثر خود بر تنگه هرمز استفاده کند و به توافق برسد.
با این حال، تندروها میخواهند برای امتیازات بیشتر مذاکره کنند و ترجیح میدهند موضع تهاجمی را حفظ کنند که ایالات متحده را از انجام مداخلات نظامی جدید منصرف کند. آنها خاطرنشان میکنند که دو جنگ اخیر که توسط ایالات متحده و اسرائیل، در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه امسال آغاز شد، در حالی آغاز شد که آنها در حال مذاکره با دولت ترامپ بودند. آنها همچنین به توافق هستهای ۲۰۱۵ اشاره میکنند که ایران با واشنگتن منعقد کرد و رئیسجمهور ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.
هادی برهانی، مفسر سیاسی و استاد مطالعات اسرائیل در دانشگاه تهران، گفت: «تندروها نفوذ عظیمی به دست آوردند و استدلال کردند - و به نظر میرسد تاریخ از آنها حمایت کرده است - که غرب اساساً غیرقابل اعتماد است.»
آقای برهانی افزود، تندروها همچنین استدلال میکنند که تنها زبانی که غرب میفهمد «مقاومت، بازدارندگی نظامی و پرهزینه کردن هرگونه مداخله غربی در منطقه ما» است.
عبدالرسول دیوسالار، کارشناس ایران در دانشگاه کاتولیک میلان، گفت که فراتر از ژست تهاجمی، انتصابات نشاندهنده تلاش تهران برای ارائه رویکردی جدید به بازدارندگی در برابر واشنگتن است.
بیشتر منصوبان، از جمله آقای رضایی، از ایده بازگشت به تفاهمنامه کوتاهمدتی که در ژوئن با دولت ترامپ امضا شد، حمایت کردهاند. هدف از آن سند هموار کردن راه برای توافق بر سر برنامه هستهای ایران بود.
آنها همچنین اصرار دارند که تنها در صورتی به توافق نامشخص بازخواهند گشت که بر اساس تفسیر ایران از شرایط اجرا شود - به ویژه اینکه تهران باید کنترل تنگه هرمز را تا زمان توافق نهایی حفظ کند، نه اینکه ابتدا آن اهرم را واگذار کند.
آقای دیوسالار گفت: «در ته این یک نوع عملگرایی، تمایل به جستجوی راهحل وجود دارد. این میل به تضمین امنیت آنهاست.»
به گفته ناظران، آیتالله خامنهای خود را با چهرههایی احاطه کرده است که به همان اندازه که حاضر به مذاکره هستند، اگر شرایط را مناسب بدانند، مایل به طولانی کردن جنگ نیز هستند. این رویکرد با رویکرد پدر و سلف او، آیتالله علی خامنهای، تفاوت دارد.
آیتالله خامنهای بزرگتر، که در اولین موج حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه کشته شد، در مورد مذاکره با ایالات متحده محتاط بود، اما در رویارویی نظامی با واشنگتن خویشتنداری میکرد.
در زمان آیتالله قبلی، ایران حملات موشکی را در پاسخ به کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده قدرتمند نیروی قدس توسط دولت ترامپ در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد. تهران همچنین قبل از تلافی پس از پیوستن جنگندههای آمریکایی به حملات اسرائیل به ایران در سال گذشته هشدار داد.
برخی تحلیلگران میگویند آیتالله مجتبی خامنهای تمایل بیشتری به آغاز درگیری با واشنگتن نشان داده است و به تصمیم ایران برای شروع آخرین دور درگیریهای نظامی اشاره میکنند.
او همچنین هنگام اعلام انتصابات جدید خود از زبان تند استفاده کرد، از جمله از آقای رضایی خواست برای «عملیات تهاجمی قدرتمندانه علیه دشمن» آماده باشد.
آقای توسی، کارشناس ایران در مرکز سیاست بینالملل، گفت که این «به این معنا نیست که ایران از دیپلماسی با ایالات متحده رویگردان است. این نشاندهنده رویکردی سختتر به دیپلماسی است.»
او افزود: «ایران مایل است برای پایان دادن به جنگ وارد مذاکره شود، اما برای یک درگیری طولانی نیز آماده است تا اینکه راهحل ناقص یا موقتی را بپذیرد که آن را در برابر فشار یا حمله مجدد آمریکا آسیبپذیر کند.»
رهبری ایران ظاهراً شرطبندی میکند که میتواند این کار را انجام دهد، زیرا تهران میتواند درد اقتصادی را طولانیتر از آنچه رئیسجمهور ترامپ میتواند پیامدهای جنگ در ایالات متحده را تحمل کند، تاب بیاورد.
این استراتژی پیامدهای جدی برای حدود ۹۰ میلیون نفر از مردم ایران دارد که با اقتصادی در حال سقوط آزاد دست و پنجه نرم میکنند و در دام خطر دائمی بازگشت به جنگ تمامعیار گرفتار شدهاند. شرایط اسفناک پیش از جنگ اعتراضات سراسری را برانگیخت که نیروهای امنیتی ایران با نیروی مرگبار سرکوب کردند. خطر اعتراضات آینده با ادامه مشکلات اقتصادی بسیار زیاد است.
«جامعه ایران به طور فزایندهای شبیه دیگی در حال جوش است که میتواند با هشدار کمی منفجر شود»، گفت آقای معماریان، تحلیلگر ایران در DAWN. «اگر رهبری معتقد باشد که توانایی سرکوب پیامدهای سیاسی آن در داخل را دارد، اتخاذ استراتژی تقابلی در خارج بسیار آسانتر میشود.»
این یکی از دلایلی است که انتصاب آقای طائب به ریاست بسیج قابل توجه است. او مدتها یکی از نزدیکترین متحدان آیتالله خامنهای بوده و به عنوان رئیس اطلاعات سپاه پاسداران قدرت قابل توجهی به دست آورده بود.
پدر رهبر معظم آقای طائب را در سال ۲۰۲۲ از سمت ریاست اطلاعات برکنار کرد. آقای طائب حتی در درون نظام سیاسی ایران به چهرهای جنجالی تبدیل شده بود و محمود احمدینژاد، رئیسجمهور سابق، او را به جعل اتهامات علیه مخالفان سیاسی متهم کرده بود.
آیتالله خامنهای هنگام اعلام انتصاب او در هفته گذشته از آقای طائب خواست تا «شبکه اطلاعات عمومی» بسیج را تقویت کند، اقدامی که به گفته کارشناسان نشان میدهد این گروه نقش گستردهتری در نظارت و سرکوب داخلی خواهد داشت.
آقای معماریان گفت: «مجتبی ممکن است مایل باشد در رویارویی با ایالات متحده خطراتی را بپذیرد که حتی پدرش در سالهای پایانی خود از آنها اجتناب میکرد. سوال این است که آیا نظام سیاسی ایران - و مهمتر از آن، جامعه ایران - میتواند عواقب آن قمار را جذب کند.»
سنام مهوزی در تهیه این گزارش مشارکت داشت.