از زمان بازگشت رئیسجمهور ترامپ به کاخ سفید، متحدان آمریکا نگران نیات واشنگتن بودهاند. اکنون، پس از جنگ بینتیجه علیه ایران که ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده را تحلیل برده و محدودیتهای قدرت سخت آمریکا را آشکار ساخته است، آنها نگران تواناییهای آمریکا نیز هستند.
آیا آمریکا هنوز میتواند از دوستان خود دفاع کند، اگر بخواهد؟
پرسشی که مقامات در پایتختهای متحدان – و دشمنان – از خود میپرسند این است که آیا زوال صنعتی، عدم انسجام استراتژیک و ناکارآمدی سیاسی، ایالات متحده را تا حدی تضعیف کرده است که دیگر نتواند نیروی قاطعی را در یک درگیری چندجبههای که ممکن است اروپا، خاورمیانه و آسیا را در بر گیرد، به کار گیرد. این نگرانی در واشنگتن نیز توسط بسیاری به اشتراک گذاشته شده است.
متیو کرونیگ، استراتژیست و عضو ارشد شورای آتلانتیک که در دوران اولین دولت ترامپ در پنتاگون خدمت کرده است، اظهار داشت: «اگر به بازدارندگی فکر کنید، این موضوع به توانایی و اعتبار مربوط میشود. سوال قبلاً اعتبار بود – آیا ایالات متحده واقعاً این کار را خواهد کرد؟ اما توانایی بخش مهمی از این معادله است. و با تمام گزارشها در مورد اینکه چگونه ایالات متحده مهمات خود را مصرف میکند، منطقی است که دشمنان فرض کنند ایالات متحده اکنون کمتر از چند ماه یا چند سال قبل توانمند است.»
تصمیم ترامپ برای کاهش رزمایشهای نظامی با کره جنوبی و توصیف دیکتاتوری کره شمالی به عنوان «بیخطر و محترم» درست در زمانی که پیونگیانگ در حال استقرار موشکهای بالستیک و نیروهای نظامی در اروپا به عنوان بخشی از ائتلاف خود با روسیه است، آخرین اقدامی است که تردیدهایی را در مورد پایداری آمریکا ایجاد کرده است.
این پیشنهاد به پیونگیانگ در کنار تلاش چندماهه برای سازگاری با چین، از جمله توقف ۱۴ میلیارد دلار فروش نظامی آمریکا به تایوان – که معکوس کردن اولویتهای دوره اول ترامپ بود – صورت گرفت. در همین حال، داراییهای نظامی حیاتی آمریکا، از سامانههای دفاع موشکی گرفته تا تنها ناو هواپیمابر هنوز مستقر در اقیانوس آرام، از آسیا برای مقابله با بحران خاورمیانه منتقل شدهاند.
در حالی که مقامات اروپایی در انظار عمومی به ائتلاف ناتو احترام میگذارند، در خلوت خود به طور فزایندهای تردید دارند که آمریکای ترامپ در صورت حمله روسیه به آنها کمک خواهد کرد. سرهنگ بازنشسته رودریش کیزهوتر، قانونگذار حزب حاکم آلمان، گفت: «به طور غیررسمی، همه ما میدانیم که آنها امنیت خود را به خاطر کشورهای بالتیک یا آلمان به خطر نخواهند انداخت. چتر هستهای آمریکا از بین رفته است.»
نیکو لانگه، مقام سابق ارشد دفاعی آلمان که اکنون موسسه فکری آیریس (Iris) را اداره میکند، هشدار داد که افزایش احساس آسیبپذیری آمریکا – و غرب – میتواند دشمنان خودکامه، به ویژه ولادیمیر پوتین، رهبر روسیه را وسوسه کند. او گفت: «ایران به طور فزایندهای آمریکا را در برابر همگان تحقیر میکند، در حالی که ایالات متحده در مورد تعهد خود به امنیت اروپا عدم قطعیت ایجاد میکند و اروپاییها هیچ تمایلی برای بازدارندگی روسیه نشان نمیدهند. همه اینها یک ساختار فرصت برای پوتین ایجاد میکند که بسیار خطرناک است.»
کاخ سفید گزارشها مبنی بر کمبود تسلیحات ناشی از جنگ در ایران را رد کرده است. آنا کلی، معاون سخنگوی مطبوعاتی، گفت: «ارتش ایالات متحده بیش از اندازه کافی مهمات، مهمات و ذخایر برای تحقق تمام اهداف استراتژیک رئیسجمهور ترامپ و فراتر از آن را دارد و عملیات خشم حماسی (Epic Fury) نشان داده است که وقتی با ایالات متحده درمیافتید چه اتفاقی میافتد. با این حال، رئیسجمهور از پیمانکاران دفاعی ما خواسته است که به طور مداوم سلاحهای ساخت آمریکا را که بهترین در جهان هستند، بیشتر تولید کنند.»
با این حال، تحلیلگران نظامی محاسبه میکنند که در برخی دستههای حیاتی، ذخایر به طور خطرناکی کم شدهاند و سالها طول میکشد تا دوباره پر شوند. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی تخمین زده است که ایالات متحده قبلاً نیمی از ذخایر پیش از جنگ خود از رهگیرهای موشکی مانند پاتریوت (Patriot) و تاد (Thaads) را مصرف کرده و یکسوم از زرادخانه موشکهای دوربرد توماهاک (Tomahawk) و جاسِم (JASSM) را به پایان رسانده است.
این موضوع پیامدهای مستقیمی فراتر از ایران دارد. یک مطالعه کارشناسی شورای روابط خارجی که این ماه منتشر شد، اظهار داشت که «زرادخانه تسلیحاتی ایالات متحده کاهش یافته و دیگر ظرفیت بازدارندگی حمله چین به تایوان را ندارد.» این مطالعه افزود که واشنگتن باید فوراً تولید انبوه موشکهای دقیق را در وضعیت جنگی قرار دهد زیرا «صبر کردن تا شروع درگیری خیلی دیر خواهد بود.»
در پاسخ به این محاسبات، پنتاگون با بیانیهای از شان پارنل، سخنگوی ارشد پنتاگون، پاسخ داد. در این بیانیه آمده است: «ادعاهای کمبود مهمات ایالات متحده نادرست است. ارتش آمریکا همچنان قدرتمندترین نیروی جنگی روی زمین است. ما هر آنچه را که برای حمله در زمان و مکان انتخابی رئیسجمهور لازم است، در اختیار داریم.»
یون سان، مدیر برنامه چین در مرکز استیمسون (Stimson Center) در واشنگتن، گفت که انکار کمبود موشک توسط ایالات متحده تعجبآور نیست. او گفت: «آمریکا هرگز اعتراف نخواهد کرد که مهمات کافی ندارد. این کشور ادعا خواهد کرد که توانایی انجام همزمان چند کار را دارد. اما بازدارندگی در چشم بیننده است. اگر تایوان تصور کند که شما توانایی و اراده دفاع از آن را ندارید و بهترین گزینه آن این است که توسط چین مجبور شود و مذاکرات برای اتحاد را آغاز کند، چه؟»
مایکل فولیلاو، مدیر اجرایی موسسه لووی (Lowy Institute) در استرالیا، گفت که چین و دیگر دشمنان بالقوه احمق خواهند بود اگر بخواهند از این کمبود نظامی سوءاستفاده کنند. او گفت که آمریکا همچنان قدرت برتر جهانی است و از توان مالی، فناوری، فرهنگی و جمعیتی برای بازگشت برخوردار است.
او گفت: «وقتی مردم میگویند آمریکا ضعیف است، ولادیمیر پوتین دوست دارد به اندازه آمریکا ضعیف باشد. شی جین پینگ دوست دارد چین به اندازه آمریکا ضعیف باشد. نمیخواهم خوشبین باشم، اما وقتی چشمانم را تنگ میکنم، قدرت آمریکا را بیشتر از ضعف آمریکا میبینم.»
برخلاف اروپا، که در آن مقامات دفاعی به طور فزایندهای از چشمانداز پوتین برای گسترش جنگ فراتر از اوکراین نگران هستند، مقامات و تحلیلگران در آسیا هنوز جنگ تمامعیاری را در افق نمیبینند.
بیلهاری کاوسیکان، تحلیلگر سیاسی سنگاپوری و سفیر سابق این کشور جزیرهای در سازمان ملل، گفت: «مردم البته نگران خواهند بود، اما این مهمات دوباره ذخیره خواهند شد. و در این میان، احتمال وقوع یک درگیری بزرگ در شرق آسیا واقعاً بسیار کم است. چینیها مشکلات داخلی زیادی برای حل و فصل دارند و به ویژه در مورد تایوان، آنها قمارباز نیستند. در تمام نقاط بالقوه بحرانی در آسیا، هیچ کس فکر نمیکند که یک درگیری بزرگ قریبالوقوع باشد.»
در تمام این درگیریهای واقعی و بالقوه که متحدان و شرکای ایالات متحده در سراسر جهان را درگیر میکند، کمبود حیاتی رهگیرهای موشکهای بالستیک، به ویژه پاتریوت PAC-3 MSE، به عنوان پاشنه آشیل کل جهان آزاد – و شرکای آن – ظاهر شده است.
بخشی از عدم تعادل در تهدید موشکی این است که حکومتهای خودکامه – آنهایی که واقعاً در جنگ هستند، مانند روسیه و ایران، و آنهایی که هنوز نیستند، مانند چین – قبلاً پایگاه صنعتی-دفاعی خود را در وضعیت جنگی قرار دادهاند و به افزایشهای سریع دست یافتهاند.
غرب طبق قوانین زمان صلح زندگی میکند، که در آن محاسبات شرکتی و منافع سهامداران اغلب بر نیازهای امنیت ملی اولویت دارند. یک مقام ارشد دفاعی اروپا گفت: «این مشکل وجودی است: دشمنان ما فکر میکنند در جنگ هستند، در حالی که ما وانمود میکنیم که نیستیم.»
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) تخمین زده است که ایالات متحده اکنون تنها ۸۰۰ موشک پاتریوت در زرادخانه خود دارد. با وجود مصرف سریع توسط اوکراین و عقبماندگیهای چندساله، تولیدکنندگان رهگیر تاکنون تنها به افزایش متوسطی در تولید دست یافتهاند. لاکهید مارتین (Lockheed Martin) اعلام کرد که سال گذشته ۶۲۰ رهگیر PAC-3 MSE تحویل داده است که بیش از ۲۰ درصد افزایش نسبت به سال قبل را نشان میدهد. در مقابل، تولید موشکهای روسیه از سال ۲۰۲۲، با وجود تحریمهای غرب، به شدت افزایش یافته است.
این نابرابری پیامدهای استراتژیک دارد. اوکراین عملاً در برابر حملات موشکهای بالستیک روسیه بیدفاع مانده است، زیرا ترامپ درخواستهای مکرر کییف برای پاتریوتهای بیشتر را رد کرد. این موضوع به نوبه خود، عزم پوتین را برای ادامه جنگ افزایش داده است، زیرا روسیه برای نابودی زیرساختهای انرژی اوکراین در زمستان آینده و مجبور کردن کییف به تسلیم، به حملات موشکی متکی است.
در خلیج فارس، کشورهایی مانند عربستان سعودی با از سرگیری یک کمپین تمامعیار آمریکا علیه ایران مخالفت کردهاند، زیرا ذخایر رهگیرهای خودشان برای محافظت از زیرساختهای حیاتی در برابر حملات موشکی جدید ایران بسیار کم است. کشورهای اروپایی، در حالی که روی پروژههای دفاع موشکی خود کار میکنند، هنوز سالها با حفاظت قابل اعتماد در برابر موشکهای روسی – یا ایرانی – فاصله دارند.
جان بیو، که در سالهای ۲۰۱۹-۲۰۲۴ به عنوان مشاور سیاست خارجی نخستوزیران بریتانیا خدمت کرده و اکنون استاد دپارتمان مطالعات جنگ در کینگز کالج لندن است، گفت: «اکنون خطر یک بحران حاد در تئاترهای مختلف به دلیل کمبود رهگیرها و دفاع موشکی وجود دارد. این موضوع البته پیامدهای فوری برای خلیج فارس دارد، اما به طور فزایندهای به عنوان یک کمبود عمده در دفاع اروپا درک میشود و به طور بالقوه پیامدهای بزرگی در آسیا نیز دارد.»
بر اساس تخمینهای اطلاعاتی، تنها روسیه اکنون موفق به تولید بیش از ۱۰۰ موشک بالستیک در ماه و تعداد مشابهی موشک کروز میشود. تولید کلی موشکهای بالستیک توسط محور دشمنان که شامل چین، کره شمالی و ایران نیز میشود، چندین برابر تولید رهگیرها در غرب است. (برای نگرانکنندهتر کردن محاسبات، ساقط کردن یک موشک بالستیک معمولاً به دو یا حتی سه رهگیر نیاز دارد.)
لانگه، مقام سابق دفاعی آلمان، گفت: «ما در غرب در محاسبه رهگیرها در برابر موشکهای بالستیک تولید شده، اشتباه برنامهریزی استراتژیک کردهایم. ما در تولید دفاع موشکی بالستیک مشکل داریم، اما آنها در تولید موشکهای بالستیک مشکلی ندارند – نه در روسیه، نه در چین، نه در کره شمالی.»
موشکهای بالستیک به دلیل تغییرات تکنولوژیکی به ابزاری برای اجبار ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند. نسلهای قبلی موشکهای بالستیک آنقدر گران و غیردقیق بودند که عمدتاً در زمینه هستهای مفید تلقی میشدند، که در آن انحراف صدها یارد از هدف به دلیل تخریب گسترده ناشی از یک دستگاه هستهای اهمیتی نداشت. تا زمانی که ایالات متحده پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ عقبنشینی کرد، یک معاهده دوران جنگ سرد به شدت قابلیتهای دفاع موشکی ضد بالستیک را برای حفظ تعادل بین دو ابرقدرت محدود میکرد.
اما اکنون، حتی قدرتهای متوسطی مانند ایران نیز قابلیتهای موشکی بالستیک دقیق را توسعه دادهاند. موشکهای ایرانی موفق شدند خسارات جدی به پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس و اردن، و همچنین اهداف انرژی و صنعتی در کشورهای خلیج فارس و اسرائیل وارد کنند. اگرچه نیروهای موشکی ایران توسط بمبارانهای اسرائیل و آمریکا تضعیف شدهاند، اما هنوز به طور کامل سرکوب نشدهاند.
فابیان هافمن، کارشناس موشکی و عضو ارشد موسسه مطالعات دفاعی نروژ، گفت: «در محیط جنگ بزرگ بیندولتی، حتی دشمنان به طور قابل توجهی ضعیفتر نیز توانایی کافی برای آسیب رساندن، توانایی کافی برای پرتاب این موشکهای بالستیک را دارند. و حتی ایالات متحده، با تمام قدرت مالی و صنعتی خود، قادر به همگام شدن ساختاری نیست. دفاع موشکی بالستیک، آنگونه که تصور میشد، به عنوان چیزی که در عمل کار نمیکند، آشکار شده است.»
رهگیرهایی که قادر به مقابله با موشکهای بالستیک مدرن هستند، از پیچیدهترین و گرانترین سامانههای نظامی محسوب میشوند، به همین دلیل تنها تعداد انگشتشماری از شرکتها در سراسر جهان میتوانند آنها را بسازند. این تفاوت بزرگی با انقلاب موازی در جنگ پهپادی دارد: پهپادها و سامانههای مورد استفاده برای رهگیری پهپادها، از جمله پهپادهای دفاع هوایی، بسیار سادهتر و ارزانتر هستند.
ایالات متحده و متحدانش اکنون صدها میلیارد دلار در برنامههای دفاع موشکی و حملات دوربرد سرمایهگذاری میکنند. قرارداد ۵۹ میلیارد دلاری پنتاگون که ماه گذشته با لاکهید مارتین (Lockheed Martin) اعلام شد، تولید پاتریوت PAC-3 را تا پایان سال ۲۰۳۰ سه برابر خواهد کرد. پنتاگون همچنین قراردادی ۷ ساله به ارزش ۳۵ میلیارد دلار به لاکهید مارتین اعطا کرده است تا تولید رهگیرهای تاد (Thaad) را چهار برابر کند. هر دوی این قراردادها هنوز به طور کامل تأمین مالی نشدهاند.
لودویک هود، عضو ارشد موسسه هادسون (Hudson Institute) که تا اوایل سال جاری در سمتهای ارشد وزارت خارجه در امور اوکراین و خاورمیانه خدمت میکرد، استدلال کرد که این کمبود در دفاع موشکی در جنگی علیه دشمنی نسبتاً ضعیف مانند ایران آشکار شده است، که خود یک نکته مثبت دارد.
هود گفت: «این زنگ بیدارباش لازم بود. در دهههای اخیر، قدرتهای غربی به راحتی به احساس امنیت کاذب دچار شده بودند. هرچند ناخوشایند است که مجبور به جنگ شویم، اما این میتواند یک عامل اجباری مفید باشد تا اطمینان حاصل کنیم که برای چالشهای استراتژیک بسیار بزرگتر در آینده آماده خواهیم بود.»