به سردبیر:
در مقاله «فیزیک جدید قدرت» (ستون، ۲۱ اوت)، توماس ال. فریدمن به بررسی رویدادهای اخیر در خاورمیانه میپردازد. او مینویسد: «این سلاحهای جدید مزیت دیگری را برای ضعیفها در برابر قویها تقویت میکنند: آنها مجبور به پیروزی نیستند؛ فقط باید از شکست اجتناب کنند.»
این حرف درستی است، اما نباید لازم باشد که رویدادهایی را که امسال در حال بزرگداشت سالگرد آنها هستیم و به یادآوری درگیریهایی که پایههای جمهوری ما را بنا نهاد، به آمریکاییها یادآوری کنیم. این دقیقاً همان استراتژی بود که یک ارتش تازهکار و کمتجهیز برای شکست دادن نیروی عظیم بریتانیا به کار برد.
پس از شکست سنگین در بروکلین در سال ۱۷۷۶، زمانی که جرج واشنگتن رودرروی انگلیسیها قرار گرفت و باخت، او مجبور شد برای بیشتر دوران جنگ عقبنشینی کند و تنها گاهی درگیریهای پراکنده انجام دهد.
به تعبیر آقای فریدمن، واشنگتن مجبور به پیروزی نبود؛ او فقط باید از شکست اجتناب میکرد، درست مانند ایرانیها. آیا تا به حال شده که ملتی با نادیده گرفتن آگاهی از تاریخ خود با خطر بیشتری مواجه شود؟
توماس سایتس
دومونت، نیوجرسی
به سردبیر:
توماس ال. فریدمن درباره تغییر فیزیک جنگ نوشت و توضیح داد که چگونه پیشرفتهایی که هوش مصنوعی را با فناوری پهپاد ترکیب میکند، راههایی را برای مدافعان کوچک و همچنین بازیگران شرور ایجاد میکند تا حریفان بزرگتر را تهدید کنند.
افسوس که آقای فریدمن از بحث درباره سیل عظیم تهدیدات آینده علیه زیرساختهای غربی خودداری کرد — آسیبپذیری سیستمهای بانکی، تاسیسات، سیستمهای آبی و سایر نهادهایی که میتوانند توسط میلیونها جوان محروم حوثی، ایرانی و فلسطینی مسلح به پهپادهای ارزانقیمت و لپتاپ هک یا مورد تجاوز قرار گیرند.
رافائل نوینز
آلبوکرکی
به سردبیر:
همانطور که توماس ال. فریدمن توضیح میدهد، ما به این درک رسیدهایم که ابرقدرتها دیگر برتری قاطعی در میدان نبرد ندارند. با وجود تمام اعتماد به نفس رئیسجمهور ترامپ درباره برتری نظامی ایالات متحده، او شاید با افشای این باور غلط، لطفی به کشور کرده باشد.
ما میتوانستیم با مشاهده جنگ در اوکراین به بینش دست یابیم، اما آمریکاییها تمایلی به پذیرش این واقعیت ندارند که هزینههای هنگفت تسلیحاتی آنها تضمینی برای آمادگی در برابر جنگهای آینده نیست. و مجتمع نظامی-صنعتی در کشور ما به هیچ وجه چابک نیست.
شرم بر ما اگر از این تجربه به عنوان یک لحظه آموزشی استفاده نکنیم.
اریک گرین
آناپولیس، مریلند
به سردبیر:
در مورد جنگ فعلی با ایران، توماس ال. فریدمن میگوید که «ضعیفها اکنون میتوانند واقعاً بزرگ، واقعاً دقیق و واقعاً ارزان عمل کنند.»
اما آیا این در مورد باتلاق ویتنام، تقریباً ۶۰ سال پیش، صادق نبود؟
الن تمپر
برانکس
تامی جان: یک بازیکن خوب و یک «انسان واقعی»
به سردبیر:
در پاسخ به «بازیکنی که سومین آرنج او بیسبال را تغییر داد» (صفحه اول، ۱۷ اوت):
به عنوان یک طرفدار بیسبال به مدت ۷۰ سال، یک روزنامهنگار سابق که گاهی درباره این ورزش مینوشتم و دارنده بلیط فصل تمرینات بهاره لیگ کاکتوس در ۱۰ سال گذشته، من یک صندلی ردیف جلو داشتهام برای دیدن اینکه چگونه جراحی تامی جان رویای بازی حرفهای را برای بازیکنان بیشماری زنده نگه داشته است.
آگهی درگذشت آقای جان، که در ۱۵ اوت در سن ۸۳ سالگی درگذشت، آمار چشمگیر او را در یک حرفه ۲۶ ساله به عنوان «در آستانه حضور در تالار مشاهیر» توصیف میکند، اما در ادامه میگوید که او «هرگز به آن نزدیک نشد» که رای بیاورد، اگرچه بسیاری فکر میکنند او شایسته این افتخار است به دلیل اهمیت جراحی که او پیشگام آن بود و نام او را بر خود دارد.
من را هم در این گروه حساب کنید.
گرگ جوزف
سان سیتی، آریزونا
به سردبیر:
در اوایل دهه ۱۹۸۰، زمانی که من رزیدنت اطفال در مرکز پزشکی دانشگاه نیویورک بودم، پسر تامی جان در بخش مراقبتهای ویژه کودکان بستری شد. آقای جان متوجه شد که یک خانواده آلمانیزبان در آن بخش حضور دارد.
در آن زمان، بیمارستانها خدمات ترجمهای که امروز وجود دارد را نداشتند. من سعی میکردم با زبان ییدیش وحشتناکم و آلمانی حتی بدتر، کمک کنم، همانطور که دیگران نیز تلاش میکردند. آقای جان با کنسولگری آلمان تماس گرفت و مشکل را توضیح داد و آنها یک مترجم فرستادند.
در حالی که او نگران پسر خودش بود (که در نهایت حالش خوب شد)، برای کمک به دیگران پیشقدم شد. این تأثیری مادامالعمر بر من گذاشت. او یک انسان واقعی بود.
بن ز. کاتز
اسکوکی، ایلینوی
نویسنده پزشکی است که در زمینه بیماریهای عفونی کودکان تخصص دارد.