اشتراک
سیاست امنیت ملی خاورمیانه

هشدارهایی که پیش از جنگی که اکنون به مرز شش ماهگی رسیده، داده شد

پس از تلاش‌های نظامی و دیپلماتیک، ترامپ امید خود را به جنگ اقتصادی بسته است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

جنگ میان ایالات متحده و ایران که اکنون به مرز شش ماهگی رسیده، برخلاف تصور اولیه دونالد ترامپ مبنی بر پایان شش‌هفته‌ای، به یک بن‌بست فرساینده تبدیل شده است. پیش از آغاز درگیری در فوریه، نهادهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا نسبت به عواقب این جنگ، از جمله روی کار آمدن رژیمی تندروتر در ایران، بی‌ثباتی در بازار انرژی، ناامنی در تنگه هرمز و آسیب به منافع آمریکا هشدار داده بودند، اما ترامپ با اصرار بر گزینه‌های نظامی پنتاگون و تشویق‌های نتانیاهو، فرمان حمله را صادر کرد. این جنگ تاکنون هزینه‌های سنگینی از جمله جان‌باختن هزاران نفر، تلفات نظامیان آمریکایی، آسیب به تجهیزات و کاهش ذخایر تسلیحاتی به همراه داشته و محبوبیت ترامپ را به شدت کاهش داده است. با وجود تلاش‌های دیپلماتیک و توافق‌های موقت که همگی با بدعهدی یا بی‌نتیجه ماندن مواجه شده‌اند، ترامپ اکنون راهبرد خود را از عملیات نظامی مستقیم به «فشار اقتصادی» و محاصره دائمی تغییر داده است. هدف کنونی او شکستن اقتصاد ایران و در نهایت تغییر رژیم است، هرچند تحلیل‌گران معتقدند عدم وجود هدفی سیاسی و روشن از آغاز این جنگ، دستیابی به توافقی پایدار و خروج عزتمندانه از این بحران را برای دولت ترامپ بسیار دشوار کرده است. در حالی که مقامات کاخ سفید همچنان بر موضع سخت‌گیرانه خود تأکید دارند، تهران نیز هیچ نشانه‌ای از تسلیم نشان نداده و درگیری همچنان بدون چشم‌انداز مشخصی از پایان، ادامه دارد.

واشینگتن—روزها پیش از آغاز جنگ با ایران در فوریه، رئیس‌جمهور ترامپ رئیس دستگاه اطلاعاتی خود را به دفتر بیضی احضار کرد تا بپرسد آیا حمله تمام‌عیار ایده خوبی است یا نه.

دستیاران ارشد و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به او گفته بودند که ایران در ضعیف‌ترین نقطه خود در دهه‌های اخیر قرار دارد و این فرصتی نادر برای ترامپ فراهم می‌کند تا برنامه هسته‌ای ایران را نابود کرده و میراث خود را به عنوان صلح‌ساز تحکیم کند. سوال این بود که آیا حمله گسترده موفق خواهد بود و احتمالاً رژیم را سرنگون خواهد کرد.

تولسی گبرد، مدیر اطلاعات ملی وقت، ارزیابی‌های دستگاه اطلاعاتی آمریکا را ارائه کرد. به گفته افرادی که از این نشست مطلع بودند، او به ترامپ گفت که کشتن رهبر معظم ایران به احتمال زیاد به روی کار آمدن رژیمی تندروتر که به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای باشد، منجر خواهد شد. تهران برای بستن تنگه هرمز شتاب خواهد کرد و بازار جهانی انرژی را بی‌ثبات خواهد ساخت. و به نیروها و متحدان آمریکا در خاورمیانه حمله خواهد کرد و پرسش‌هایی درباره اراده و قابلیت اتکای آمریکا در نزد متحدانش ایجاد خواهد کرد.

این نکات احتیاط‌آمیز بازتاب هشدارهایی بود که ترامپ از همه سو دریافت می‌کرد. به گزارش وال‌استریت ژورنال، فرماندهان ارشد نظامی به رئیس‌جمهور گفتند که جنگ به تلفات، نگرانی‌هایی درباره ذخایر تسلیحاتی و مشکلات آمادگی برای نیرویی که بیش از حد تحت فشار است، منجر خواهد شد.

ترامپ دستور حمله‌ای را صادر کرد که در ۲۸ فوریه آغاز شد و از ایرانیان خواست دولت خود را سرنگون کنند. نزدیک به شش ماه بعد، درگیری‌ای که رئیس‌جمهور وعده داده بود ظرف شش هفته پایان یابد، بدون چشم‌انداز روشنی برای پایان ادامه دارد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران کنترل کشور را در دست دارد و به کشتی‌های تجاری در تنگه شلیک می‌کند. رژیمی که توسط مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظمی که جانشین پدر کشته‌اش شده، اداره می‌شود، هیچ نشانه‌ای از تسلیم نشان نمی‌دهد. این بن‌بست ترامپ را بر آن داشته تا حتی بدون توافق هسته‌ای، در صورت باز شدن آبراه، پیروزی را اعلام کند.

اکنون ترامپ به تحریم‌ها و محاصره‌ای دائمی که نیروهای آمریکایی را فرسوده می‌کند، برای درهم شکستن اقتصاد ایران تکیه کرده است؛ راهبردی مبتنی بر انتظار و مشاهده که به گفته او رژیم را وادار خواهد کرد تا به پای او بخزد.

برآورد می‌شود حدود ۳,۰۰۰ ایرانی و ۱۸ نظامی آمریکایی در ارتباط با عملیات رزمی کشته شده‌اند و پنتاگون می‌گوید ۷۵۶ سرباز آمریکایی دیگر زخمی شده‌اند. جنگ همچنین به پایگاه‌های آمریکا آسیب زده، ذخایر نفتی را تحلیل برده و ذخایر مهمات را کاهش داده است. این درگیری چشم‌انداز جمهوری‌خواهان را در آستانه انتخابات میاندوره‌ای تیره کرده و محبوبیت ترامپ را به پایین‌ترین سطح در دوران ریاست‌جمهوری‌اش رسانده است.

برخی از مقامات سابق کاخ سفید و امنیت ملی می‌گویند هیچ راه آسانی برای ترامپ وجود ندارد تا به آنچه می‌خواهد برسد: توافقی که برنامه هسته‌ای ایران را به طور نامحدود محدود کند و او را به عنوان رئیس‌جمهور تاریخی دوران جنگ معرفی کند.

«همه اینها قابل پیش‌بینی بود و پیش‌بینی شده بود»، اریک بروئر، معاون رئیس ابتکار تهدید هسته‌ای که در دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه کار کرده است، گفت. «شما می‌توانید خط مستقیمی از این واقعیت که جنگ بدون هیچ هدف سیاسی روشنی آغاز شد، به دیپلماسی نادرست در تلاش برای پایان دادن به آن ترسیم کنید.»

اولیویا ویلز، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیه‌ای گفت که ترامپ تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران را نابود کرده و اکنون آماده می‌شود با محاصره دریایی و تحریم‌ها اقتصاد این کشور را در هم بکوبد. ویلز گفت: «او هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. عاقلانه است که ایران به توافق برسد. در غیر این صورت، آنها می‌دانند چه اتفاقی ممکن است بیفتد.»

دلایل جنگ

در آغاز امسال، ترامپ می‌خواست بار دیگر قدرت آمریکا را به رخ بکشد، به دنبال عملیات ژوئن ۲۰۲۵ برای حمله به سه تأسیسات هسته‌ای ایران و یورش ژانویه برای دستگیری نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، به گفته مقامات آمریکایی.

نتانیاهو ایران را به عنوان میدان بعدی واشینگتن پیشنهاد کرد.

همه با دلایل جنگ موافق نبودند. به گفته مقامات، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، رویکردی محتاطانه‌تر را ترویج می‌کرد. او به رئیس‌جمهور گفت که ایران ممکن است برنامه هسته‌ای خود را در مذاکرات منحل کند. رسیدن به توافق ریسک داشت اما هزینه‌اش کمتر از جنگی با پیامدهای غیرقابل کنترل بود. علاوه بر این، اقتصاد ایران تحت تحریم‌های سنگین آمریکا در حال فروپاشی بود.

ونس گفت که اگر آن مسیر بی‌نتیجه می‌ماند، ترامپ مشروعیت بیشتری برای حمله به ایران در یک عملیات سریع و قاطعانه داشت.

به گفته مقامات آمریکایی، ترامپ گوش داد اما در نهایت تحت تأثیر ارائه‌های پنتاگون از گزینه‌های «قطعی» قرار گرفت.

پیت هگست، وزیر دفاع، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، و دریاسالار برد کوپر، رئیس فرماندهی مرکزی آمریکا، چندین بار طرح‌هایی را برای حمله به اهداف ایرانی به رئیس‌جمهور ارائه کردند، از جمله استفاده از پرتابگرهای موشکی، رادارها، تأسیسات تولید سلاح، انبارهای مین و ناوهای جنگی. ایده این بود که جمهوری اسلامی را از پا درآورده و نیروهایش را فلج کنند در حالی که اسرائیل رهبران ارشد ایران را می‌کشد.

با وجود هشدارهای مقامات ارشد امنیت ملی، ترامپ در طول جلسات این نگرانی‌ها را نادیده گرفت و پیشنهاد کرد که ارتش می‌تواند هر مشکلی را که پیش می‌آید حل کند.

به گفته مقاماتی که در این جلسات حضور داشتند، هگست و کین در چندین نوبت پاسخ دادند که هر پیچیدگی را مدیریت خواهند کرد.

یک مقام کاخ سفید گفت که پنتاگون اطلاعات بی‌طرفانه و دقیقی را در اختیار ترامپ قرار می‌دهد تا تصمیمات آگاهانه بگیرد. سخنگوی کین از اظهار نظر خودداری کرد. فرماندهی مرکزی آمریکا ژورنال را به دفتر وزیر دفاع ارجاع داد که به درخواست اظهار نظر پاسخ نداد.

تشویق، سپس تردیدها

جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا، و استیو ویتکاف، یکی از فرستادگان اصلی ترامپ در امور ایران، پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه به یک مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی در مار-آ-لاگو وارد شدند تا به ترامپ اطلاع دهند که اسرائیل علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران را کشته است. ترامپ آنقدر خوشحال بود که به آنها گفت خبر را به جمعیت اعلام کنند.

اتاق مملو از تشویق شد. به گفته افرادی که از این رویداد مطلع بودند، ترامپ در حالی که از تحسین دستیاران و مهمانان لذت می‌برد، دستانش را روی سینه گذاشت و سینه‌اش را جلو داد.

سیا به درخواست اظهار نظر پاسخ نداد.

شادی ترامپ دوام نیاورد. تلفات میدان نبرد و آسیب به تجهیزات و پایگاه‌های آمریکا این پرسش را ایجاد کرد که آمریکا از این درگیری چه به دست می‌آورد.

درد نظامی با بازار انرژی پرنوسان تشدید شد. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز را متوقف کرد و قیمت سوخت را به شدت افزایش داد.

چندین رهبر کشورهای خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و قطر، با کاخ سفید تماس گرفتند و خواستار پایان جنگ و راه‌حل دیپلماتیک حفظ آبرو برای همه طرف‌ها شدند. جمهوری‌خواهان نیز با ترامپ تماس گرفتند و به او گفتند که جنگ به چشم‌انداز حزب در انتخابات میاندوره‌ای نوامبر آسیب می‌زند.

به گفته مقامات، ترامپ در خلوت از واکنش‌ها خشمگین بود. او از دستیاران پرسید که چرا ایران با وجود کارزار بمباران بی‌وقفه عقب‌نشینی نمی‌کند.

تلاش‌های دیپلماتیک ابتدا بی‌نتیجه ماند و سپس به آتش‌بس منجر شد. مقامات دفاعی شاهد بودند که ایران از توقف درگیری برای انداختن ده‌ها مین در تنگه هرمز استفاده کرد، اگرچه آنها به منطقه کوچکی از آبراه محدود بودند.

تا اواسط آوریل، ترامپ همچنان در مورد بهترین مسیر پیش رو مردد بود. یکی از دوستانی که به دیدار ترامپ رفته بود، از رئیس‌جمهور خواست به جنگ پایان دهد. به گفته شخصی که از این گفتگو مطلع بود، ترامپ پرسید که آیا باید «آنقدر بمباران کند که خاک ایران را با خاک یکسان کند». دوستش گفت نه و هشدار داد که این کار فقط آمریکا را عمیق‌تر به درگیری گسترده‌تر خاورمیانه خواهد کشاند.

در ۱۷ ژوئن، پیشرفت حاصل شد—توافق صلح موقت برای بازگشایی تنگه، که راه را برای ۶۰ روز مذاکرات هسته‌ای هموار کرد. ترامپ در پاسخ به نزدیکانش که پرسیدند چرا به توافق موقت رفته، به نظرسنجی داخلی جدید کاخ سفید اشاره کرد: نزدیک به ۸۰٪ آمریکایی‌ها خواهان توافقی برای پایان درگیری بودند، صرف‌نظر از محتوای آن.

تهران بلافاصله پس از توافق موقت ژوئن، حملات به کشتی‌ها در تنگه هرمز را از سر گرفت. ترامپ این را خیانت تلقی کرد.

چرخه خسته‌کننده دوباره تکرار شد. ترامپ توافقی را اعلام می‌کرد، اما شاهد فروپاشی آن بود. سپس تهدیدهایی برای وادار کردن ایران به تسلیم صادر می‌کرد. گاهی به تهدیدهایش عمل می‌کرد، اما گاهی دیگر عقب می‌نشست و به پیشرفت تازه در توافقی برای برچیدن برنامه هسته‌ای ایران اشاره می‌کرد.

در اواخر ژوئیه، ترامپ حمله بزرگی را دستور داد که ادعا می‌کرد بزرگ‌تر از هر حمله‌ای از زمان جنگ جهانی دوم خواهد بود. اما پس از آنکه رهبران منطقه به او گفتند از خشونت بیشتر خودداری کند، عقب‌نشینی کرد.

دوره ۶۰ روزه مذاکرات هسته‌ای در ۱۷ اوت به پایان رسید. سه روز بعد، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، گفت که ترامپ به کارزار فشار اقتصادی برای «فروپاشی رژیم» تحت عنوان عملیات طرد اقتصادی روی آورده است.

شش ماه پس از آغاز جنگ، بحث «تغییر رژیم» بازگشته بود.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: wsj.com