در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با تشدید کارزار اقتصادی خود تلاش میکند ضربهای قاطع به ایران وارد کند، نبردی دیگر در حاشیه جنگ ششماهه در حال شکلگیری است که میتواند برای ایالات متحده چالشبرانگیزتر باشد.
نزاع میان اسرائیل و ترکیه هفته گذشته با حمله اسرائیل به یک پایگاه هوایی سوریه که گفته میشود ساعاتی پیش از آن هیئت دفاعی ترکیه از آن بازدید کرده بود، وارد مرحله جدیدی شد. اسرائیل دمشق را به نقض ترتیبات امنیتی با دعوت از حضور نظامی آنکارا متهم کرد، در حالی که دولت ترکیه این اقدام اسرائیل را نقض حاکمیت سوریه دانست و خواستار بازداشت نخستوزیر اسرائیل به اتهام نسلکشی و سایر جنایات شد.
با تشدید جنگ لفظی در روز جمعه، دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه را «دیکتاتور یهودستیز» پشت «تلاشی مضحک برای ارعاب رهبران و سربازان اسرائیل» خواند و دفتر ارتباطات اردوغان نیز بلافاصله به «تاکتیکهای سیاسی کوچک» نتانیاهو و تلاشهای او «برای معرفی ترکیه به عنوان یک تهدید جدید» پاسخ داد.
تنشها نشانهای از فروکش کردن ندارند. در آستانه انتخابات پرشوری که برای نخستوزیر اسرائیل در ماه اکتبر برگزار میشود، چهره اردوغان بر روی بیلبوردی در نزدیکی تلآویو در کنار تصاویر آیتالله مجتبی خامنهای، رهبر معظم ایران، زهران ممدانی، شهردار نیویورک، و شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، نقش بسته است و پیامی به زبان عبری نوشته شده: «آنها میخواهند نتانیاهو ببازد. نگذارید آنها پیروز شوند.»
حال، برخی تحلیلگران میگویند که احتمال رویارویی مستقیم را نمیتوان نادیده گرفت.
اسماعیل نعمان تلجی، مدیر مرکز مطالعات خلیج فارس و سیاست جهانی دانشگاه ابن خلدون در استانبول، استدلال کرد که رویارویی نظامی مستقیم میان دو متحد آمریکا در این مرحله «نتیجه مورد انتظار» نیست، هرچند «رد کامل آن زودهنگام است.»
تلجی به نیوزویک گفت: «و من نمیخواهم در این مورد اطمینان کاذب بدهم. صحنه سوریه پر از بازیگران است، حاشیه خطا در آن اندک است و به طور فزایندهای توسط تقویمهای سیاسی داخلی شکل میگیرد، که متغیری غیرقابل پیشبینی به محیطی از قبل بیثبات اضافه میکند.»
«یک درگیری محدود را نمیتوان به طور کامل از روی میز حذف کرد، به ویژه اگر اسرائیل تصمیم بگیرد بار دیگر عزم ترکیه را در نزدیکی یک پایگاه هوایی آزمایش کند.»
ریشههای رقابت اسرائیل و ترکیه
روابط دو کشور همیشه اینقدر بد نبود. ترکیه نخستین کشور مسلمانی بود که در مارس ۱۹۴۹، چند هفته پس از پایان نخستین جنگ اعراب و اسرائیل، دولت تازهتأسیس اسرائیل را به رسمیت شناخت.
روابط در طول دوران جنگ سرد اغلب نوسان داشت، زیرا آنکارا با پیوستن به ناتو در سال ۱۹۵۲ خود را با غرب همسو کرد و در عین حال از حق تعیین سرنوشت فلسطینیان حمایت میکرد. حتی زمانی که اردوغان در سال ۲۰۰۲ به قدرت رسید، در ابتدا تعامل مثبتی با اسرائیل دنبال کرد.
با این حال، تا سال ۲۰۰۹، پس از نخستین جنگ بزرگ در غزه، تبادل نظر تند میان اردوغان و شیمون پرز، رئیسجمهور وقت اسرائیل، در داووس و بازگشت نتانیاهو به قدرت چند ماه بعد، روابط به طور قطعی رو به تیرگی گذاشت.
تلاشهای متعددی برای آشتی و عادیسازی روابط صورت گرفت، اما اتهامات متقابل میان اردوغان و نتانیاهو بر پویایی دوجانبه سایه انداخت. برخی از تندترین اظهارات از زمان آغاز بحران کنونی خاورمیانه که با حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ متعاقب آن در غزه ایجاد شد، مطرح شده است.
تعدادی از مقامات اسرائیلی، از جمله افیر آکونیس، سرکنسول اسرائیل در نیویورک، اردوغان را به اتخاذ موضعی خصمانه متهم میکنند. در مصاحبهای اخیر با نیوزویک، آکونیس اردوغان را «افراطی» و «دیوانه» توصیف کرد و به حمایت او از ناوگانهای فعالی که تلاش میکنند محاصره غزه را بشکنند اشاره کرد و او را به کمک و حمایت از دشمنان اسرائیل متهم کرد.
آکونیس در آن زمان گفت: «پس شاید یک روز، شاید من نمیدانم، در آینده نزدیک، چیزی در ترکیه نیز رخ دهد، و ما بتوانیم خود را در وضعیت بسیار بهتری بیابیم، مانند آنچه تا زمانی که این مرد دیوانه واقعاً نظر خود را نسبت به دولت اسرائیل تغییر نداد و حملات تروریستی را تشویق نکرد، بود.»
مقامات ترکیه نیز به همان اندازه از مسیر اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو انتقاد میکنند و اداره ارتباطات ترکیه اخیراً اتهامات نخستوزیر اسرائیل و مقامات او را «نشانه دیگری از درماندگی دولتی که به دنبال فرار از پاسخگویی در قبال جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت است» خوانده است.
سوریه نقطه عطفی به ویژه انفجاری برای این نزاع است. اردوغان و نتانیاهو با رهبری دیرینه این کشور تحت ریاستجمهوری بشار اسد مخالف بودند، اما مردی که قرار بود در دسامبر ۲۰۲۴ او را سرنگون کند، احمد الشرع، رئیسجمهور سابق شبهنظامی اسلامگرا که به رهبری عملگرا تبدیل شده است، با ترکیه همسویی نزدیکی داشته و در عین حال مداخله مستقیم اسرائیل را برانگیخته است.
تلجی هشدار داد که اگر اسرائیل به هدف قرار دادن منافع ترکیه در سوریه ادامه دهد، «گزینههای ترکیه قابل توجه است، از تعمیق حضور خود در کنار دمشق تا تقویت مواضع پدافند هوایی خود در امتداد مرز سوریه.
آنکارا تاکنون به جای تلافی در میدان، لحن محکمی را انتخاب کرده است و این نشاندهنده خویشتنداری است نه ضعف، تمایزی که معمولاً در تحلیلهای اسرائیلی در این مورد نادیده گرفته میشود.»
آساف اورئون، رئیس سابق بخش راهبردی اداره برنامهریزی ستاد کل ارتش اسرائیل و اکنون محقق ارشد در مؤسسه مطالعات امنیت ملی، استدلال کرد که سقوط اسد «تحولی مثبت برای اسرائیل» بود، زیرا مسیر کلیدی اتصال ائتلاف محور مقاومت ایران به خطوط مقدم اسرائیل را قطع کرد.
اورئون به نیوزویک گفت: «با این حال، خلاء ایجاد شده در سوریه به طور فزایندهای توسط بازیگران سنی با ریشههای جنبشهای جهادی پر میشود که از حمایت ترکیه برخوردارند و سیاستشان نسبت به اسرائیل به طور فزایندهای خصمانه شده است.»
اورئون گفت: «در این بستر، در سالهای اخیر در اسرائیل این تصور ایجاد شده است که سوریه تحت حمایت ترکیه میتواند به چالشی مهم برای امنیت ملی اسرائیل تبدیل شود و از برخی جهات، چالشی پیچیدهتر از چالشی باشد که ایران ایجاد کرده است. ترکیه عضو ناتو با ارتشی بزرگ، اقتصادی قابل توجه و صنعت دفاعی، روابط عمیق با غرب و جاهطلبیهای آشکار برای گسترش حضور و نفوذ خود در سوریه و شامات است.»
نقش ترامپ
اردوغان تنها رهبر جهانی نیست که ظهور شرع و وعدههای او برای نظارت بر آیندهای جدید برای سوریه را پذیرفته است. ترامپ بارها از همتای ترکی خود به دلیل کمک به ایجاد زمینه برای تجدید روابط بین واشنگتن و دمشق، که به طور فزایندهای به عنوان شریک جدید آمریکا در منطقه ظهور کرده است، قدردانی کرده است.
ترامپ از آن زمان تاکنون سه بار با شرع دیدار کرده است، آخرین بار در نشست ناتو در آنکارا در ماه گذشته. گرم شدن روابط به تعمیق همکاریهای امنیتی و لغو تحریمهای آمریکا منجر شده است که اخیراً با تصمیم وزارت امور خارجه برای حذف نام سوریه از فهرست کشورهای حامی تروریسم برای نخستین بار از زمان ایجاد این فهرست در سال ۱۹۷۹ نشان داده شد.
اما تحسین مکرر ترامپ از اردوغان و شرع، نتانیاهو را که به دنبال معرفی سوریه به عنوان هدفی برای دستور کار خصمانه و توسعهطلبانه ترکیه است، ناامید کرده است.
اورئون گفت: «با توجه به میزان سرمایهگذاری آنکارا در گسترش حضور خود در سوریه، حمایت رئیسجمهور ترامپ از اردوغان و رئیسجمهور شرع در واقع منبع نگرانی در اسرائیل است.»
این تحولات در زمانی رخ میدهد که نشانههایی از تنش در روابط ترامپ و نتانیاهو شش ماه پس از جنگ مشترکشان علیه ایران ظاهر شده است. ترامپ همچنین سابقه انتقاد از حملات اسرائیل در سوریه را دارد، به ویژه در جریان تلاشهای نتانیاهو در سال گذشته برای کمک به شبهنظامیان دروزی که با نیروهای امنیتی سوریه و شبهنظامیان قبیلهای درگیر بودند.
آخرین حمله اسرائیل در سوریه نیز انتقاد آمریکا را برانگیخت، به ویژه از سوی تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه در امور سوریه. او «تشدید تنش غیرضروری» از سوی اسرائیل را محکوم کرد و اظهار داشت که اسرائیل هیچ هشدار قبلی برای این حملات نداده است، علیرغم ادعاهای متناقض اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل.
با این حال، اظهارات اخیر باراک درباره سوریه نیز جنجالآفرین بود. او پس از اظهارنظر در مصاحبهای در روز جمعه مبنی بر اینکه اسرائیل «هنوز» بلندیهای جولان سوریه را از زمان تصرف این منطقه در سال ۱۹۶۷ اشغال کرده است، روز دوشنبه تصمیم ترامپ در سال ۲۰۱۹ برای به رسمیت شناختن این منطقه مورد مناقشه به عنوان خاک اسرائیل را تأیید کرد.
با این حال، تلجی باراک را شخصیتی کلیدی در روابط آمریکا و ترکیه توصیف کرد و اظهارات اولیه دیپلمات آمریکایی در مورد سوریه را «نمونهای واضح» از تغییر در حمایت سنتی آمریکا از اسرائیل خواند.
در همین حال، اورئون در صورت ادامه روند کنونی این روابط، زمینههای نگرانی میدید.
او استدلال کرد: «مشکل صرف وجود اختلافنظرها بین اورشلیم و واشنگتن نیست، که چیز جدیدی نیست، بلکه امکان ظهور یک واگرایی استراتژیک عمیقتر است: دولت ترامپ اردوغان و شرع را شرکای بالقوه در شکلدهی و تثبیت نظم نوین منطقهای میبیند، در حالی که اسرائیل نیز ترکیه و سوریه نوظهور را منابع خطر میبیند که باید مهار شوند.»
تصویر بزرگتر
این نظم نوین منطقهای محدود به همسویی آنکارا-دمشق نیست. در این ماه، ترکیه پیمان دفاعی متقابل با عربستان سعودی و پاکستان امضا کرد، اقدامی که ترامپ از آن استقبال کرد و آن را نشانهای از «اینکه خاورمیانه در حال اتحاد است و اینکه کشورها در نهایت میتوانند به شیوهای معنادارتر از خود دفاع کنند» دانست.
واکنش اسرائیل محتاطانهتر بود. اندکی پس از این اعلامیه، نتانیاهو با نارندرا مودی، نخستوزیر هند، تماس تلفنی گرفت. این دو کشور مستقیماً در کنار امارات متحده عربی و آمریکا از طریق سازوکار همکاری چهارجانبه I2U2 با یکدیگر همکاری میکنند.
اسرائیل همچنین روابط خود را با یونان و قبرس به عنوان بخشی از آنچه نتانیاهو از آن به عنوان «ششضلعی اتحادها» یاد کرده است، تقویت کرده است. هر دو کشور اختلافات خود را با ترکیه در شرق مدیترانه دارند و جورجوس گراپتریتیس، وزیر امور خارجه یونان، در واکنش به تعیین اخیر ترکیه دو «پارک دریایی» در شمال دریای اژه، روز دوشنبه هشدار داد که «هرگونه تلاش برای نقض حقوق حاکمه ما با تمام ابزارهای در اختیار ما پاسخ داده خواهد شد.»
در زمانی که نتانیاهو چشمانداز خود را برای «خاورمیانه جدید» دنبال میکند، اورئون پیامدهای «توافق مکه» بین ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان را «ظهور بالقوه معماری منطقهای که با چشمانداز اسرائیل مبتنی بر توافقنامههای ابراهیم، عادیسازی با عربستان سعودی و شبکهای از مشارکتها با دولتهای عربی میانهرو رقابت میکند» میدید.
حتی اگر این پیمان به طور صریح علیه اسرائیل نبوده باشد و به همان اندازه به دنبال بازدارندگی از تهدیدات ایران باشد، که مستقیماً عربستان سعودی و سایر شرکای آمریکا در منطقه را در تلاش برای افزایش هزینههای درگیری هدف قرار داده است، اورئون استدلال کرد که این ائتلاف «سه قدرت مهم سنی - از جمله یک دولت دارای سلاح هستهای - را در یک چارچوب امنیتی جدید گرد هم میآورد.»
او افزود: «اگر ترکیه در قرار گرفتن در مرکز یک بلوک سنی که شامل عربستان سعودی، پاکستان و احتمالاً دولتهای بیشتری در آینده است، موفق شود، توانایی اسرائیل برای شکلدهی به نظم منطقهای نوظهور مطابق با منافع خود میتواند کاهش یابد.»
با این حال، او همچنین در مورد «پیشگویی خودمحققکننده» بالقوه با توجه به رویکرد نظامی اسرائیل به این مشکل هشدار داد، که در آن «اسرائیل برای جلوگیری از تبدیل شدن ترکیه و سوریه به یک تهدید اقدام میکند، اما اقدامات آن ممکن است در عوض ادراک اسرائیل به عنوان یک تهدید مشترک را تقویت کند و همکاری بیشتر بین آنها علیه آن را تشویق کند.»
آیا میتوان از درگیری جلوگیری کرد؟
اگر تنشها ادامه یابد، عواقب حتی یک درگیری محدود میتواند برای واشنگتن بسیار جدیتر از پیامدهای بسیار مخرب و بیثباتکننده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران باشد.
ریچ اوتزن، مشاور غیرنظامی و نظامی سابق وزارت امور خارجه آمریکا و بعداً در دفتر نماینده ویژه در امور سوریه در دوران نخست ریاستجمهوری ترامپ، هشدار داد که «از یک نظر، احتمال درگیری بسیار زیاد است، با توجه به موضع تهاجمی اسرائیل از سال ۲۰۲۳ نه تنها در بازدارندگی بلکه در حمله پیشدستانه به تهدیدات بالقوه در سراسر جغرافیای وسیع خاورمیانه.»
اوتزن به نیوزویک گفت: «وقتی این نوع بازدارندگی پیشرو نه تنها در برابر نیابتیهای همسو با ایران که واقعاً اسرائیل را هدف قرار میدهند، بلکه در برابر متحدان آمریکا که پتانسیل هدف قرار دادن اسرائیل را دارند - یا محدود کردن عملیات نظامی اسرائیل بر فراز حریم هوایی و خاک سایر کشورها - اعمال شود، این دستور العملی برای درگیریهای سطح پایین دائمی است که به راحتی میتواند به چیزی بدتر تبدیل شود.»
«این همچنین مستقیماً با قصد آنکارا برای تثبیت و توسعه اقتصادی کشورهای منطقه مانند سوریه، لبنان و عراق در تضاد است، مکانهایی که شرکتها و مشاوران نظامی ترکیه میخواهند نهادها را بسازند و ساختارهای دولتی را تقویت کنند.»
در مورد اینکه کاخ سفید چگونه میتواند از چنین نتیجه فاجعهباری جلوگیری کند، اوتزن به امکان میانجیگری، از جمله کانال کاهش تنش که قبلاً توسط باراک پیشنهاد شده بود، اشاره کرد. و با توجه به اینکه آمریکا در حال حاضر بر تلاش برای یافتن راه حلی برای جنگ علیه ایران متمرکز است، او استدلال کرد که حل نزاع اسرائیل و ترکیه نیز مستلزم توجه دیپلماتیک قابل توجهی به کاهش تنش و تقویت همکاریهای اقتصادی است.
اما او خاطرنشان کرد که فضای سیاسی در آمریکا به نظر میرسد در جهت دیگری در حال حرکت است.
اوتزن گفت: «فضای حاکم در آمریکا در هر دو جناح سیاسی از مدیریت مستقیم خاورمیانه بیزار است - ما میخواهیم متحدان بیشتر کار کنند و در بهبود شرایط اقتصادی و امنیتی ابتکار عمل را به دست گیرند. متحدان قوی خوب هستند؛ اما وقتی دو متحد قوی داریم که در حال سازماندهی منطقهای هستند و با یکدیگر صحبت نمیکنند، ممکن است به شکلگیری بلوکهای متخاصم کمک کنیم.»
با سردبیران نیوزویک در مورد این داستان تماس بگیرید: تام اوکانر و دیو سیمینوف.