مسعود پزشکیان، رییسجمهور ایران، در لحظهای غیرمعمولاً سرنوشتساز، پیشنهاد آشنا و آشنای ایرانی را زنده کرده و استدلال میکند که امنیت منطقهای باید توسط کشورهای همسایه ساخته شود، نه حول قدرتهای خارجی.
پزشکیان در سخنرانی خود در کنفرانس وحدت اسلامی در تهران روز پنجشنبه، پیشنهاد یک پیمان امنیت متقابل و عدم تجاوز میان کشورهای اسلامی همسایه را ارائه داد، همراه با یک مکانیسم دائمی برای میانجیگری و پیشگیری از تعارضات.
به گفته وبسایت رسمی او و رسانههای دولتی، ایران آماده ایجاد «چارچوبهای امنیتی مشترک» با همسایگان خود است.
این اظهارات در حالی بیان شده است که جنگ اخیر با ایالات متحده و اسرائیل آسیبپذیریهایی را آشکار کرد که سرمایهگذاری گسترده ایران در موشکها، پهپادها و بازدارندگی منطقهای نتوانسته بود آنها را برطرف کند. تهران توانایی انتقامجویی خود را نشان داد، اما نمیتوانست از تبدیل شدن کل منطقه به بخشی از درگیری جلوگیری کند.
پیشنهاد پزشکیان به مشکلی میپردازد که بازدارندگی نظامی به تنهایی قادر به حل آن نیست: امنیت ایران همچنین وابسته به آن است که همسایگانش چه چیزی را از قلمرو، فضای هوایی و زیرساختهای خود مجاز میدانند.
پزشکیان گفت: «دستان خود را به سوی همسایگان دراز میکنیم تا چنین چارچوبهایی را ایجاد کنیم»، و همچنین تأکید کرد که تهران نه از موضع ضعف، بلکه «بر اساس تجربه جنگ» عمل میکند.
این عبارت محاسبه پس از جنگ را به تصویر میکشد. ایران از بازدارندگی نظامی دست نمیکشد؛ بلکه به نظر میرسد در پی لایهای دیپلماتیک از محافظت در اطراف آن باشد.
سپر فراتر از موشکها؟
ایران پیش از این نیز چارچوبهای امنیتی منطقهای را پیشنهاد داده است. در سال ۲۰۱۹، ایران ابتکار صلح هرمز را راه اندازی کرد که ناموفق بود و خواستار عدم تجاوز، عدم مداخله، احترام به حاکمیت و اعتمادسازی میان کشورهای منطقه شد.
تفاوت اکنون این است که جنگ پیامدهای وابستگی متقابل منطقهای را غیرقابل نادیده گرفتنتر کرده است.
هشدار پزشکیان مبنی بر اینکه «هیچ کشور مسلمان نباید به عنوان بستری برای تهاجم علیه یک کشور مسلمان دیگر مورد استفاده قرار گیرد» به ویژه گویاست. پشت زبان Solidarité اسلامی، نگرانی عملی نهفته است: تهران میخواهد کشورهای همسایه از استفاده از قلمرو، فضای هوایی یا زیرساختهایشان برای تسهیل حملات علیه ایران جلوگیری کنند.
این اقدام به معنای عایقبندی دیپلماتیک است. به جای تکیه کامل بر انتقامجویی، ایران به دنبال تعهدات سیاسی از همسایگان است که اجرای یا تداوم درگیری دیگری را دشوارتر کند.
جذابیت این پیشنهاد لزوماً به منافع ایران محدود نمیشود. همانطور که در درگیری اخیر دیده شد، کشورهای خلیج فارس دلایل خاص خود برای ترس از رویارویی دیگری شامل ایران، ایالات متحده و اسرائیل دارند، با توجه به خطرات برای زیرساختهای انرژی، کشتیرانی و ثبات اقتصادی. ترکیه و عراق نیز زمانی که تنشهای منطقهای تشدید میشود، با فشارهای سیاسی و امنیتی روبرو هستند.
تهران امیدوار است که آن آسیبپذیریهای مشترک بتواند پایهای برای گفتگوی امنیتی باشد که فراتر از رقابت دیرینه ایران و اعراب حرکت کند.
اما شناسایی یک منافع مشترک آسانتر از ساختن یک معماری امنیتی کارآمد خواهد بود.
مشکل پیمان مکه
ابتکار پزشکیان تنها چند هفته پس از امضای توافق دفاع مشترک مکه توسط عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان صورت گرفت. این توافق سه کشور را متعهد میکند که هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی را حمله علیه همه تلقی کنند و همکاریهای دفاعی را تقویت نمایند.
این توافق ایران را به عنوان یک طرف مقابل مشخص نمیکند، و وزارت خارجه تهران تلاش کرده است که بیتفاوت به نظر برسد و بگوید هیچ دلیلی برای دیدن این پیمان به عنوان ابزاری علیه جمهوری اسلامی وجود ندارد.
با این حال، این موضوع پیچیدگی استراتژیکی را برای تهران ایجاد میکند. این پیمان سه دولت با وزن سیاسی و نظامی قابل توجه را گرد هم میآورد و روند گستردهتری در منطقه را منعکس میکند: کشورها در حال کاوش روابط امنیتی جدید هستند زیرا اعتماد به نظم سنتی متمرکز بر ایالات متحده با سوال مواجه شده است.
برای ایران، این یک پارادوکس ایجاد میکند. ظهور چارچوبهای امنیتی منطقهای خودمختار به طور کلی با رد طولانیمدت تهران از سلطه خارجی سازگار است. با این حال، اگر آن چارچوبها بدون حضور ایران توسعه یابند، ممکن است جمهوری اسلامی را حتی منزویتر رها کنند در حالی که پویاییهای امنیتی خود را بازنگری میکند.
واکنشهای ایرانیان به پیمان مکه آن تنش را بازتاب داد. رسانههای تندرو آن را چارچوبی ناپایدار توصیف کردند که ناشی از ناامنی عربستان و کاهش نفوذ ایالات متحده است. صداهای معتدلتر احتیاط را توصیه کردند و استدلال کردند که تهران میتواند مشارکت با امضاکنندگان را بررسی کند.
آن بحث اکنون پس از پیشنهاد پزشکیان اهمیت بیشتری یافته است. ابتکار او میتواند تلاشی برای شکل دادن به گفتگوی امنیتی منطقهای در حال ظهور باشد تا اینکه خارج از آن باقی بماند.
مسئولان ایرانی همچنین به پتانسیل همکاری گستردهتر میان کشورهای دارای اکثریت مسلمان اشاره کردهاند. پاکستان به ویژه مهم است. اسلامآباد روابط خود را با تهران حفظ کرده در حالی که رابطه خود را با ریاض عمیقتر کرده و همچنین نقش میانجی بین ایران و ایالات متحده را ایفا کرده است.
همپوشانی نشان میدهد که روابط منطقهای لزوماً باید به راحتی و به طور کامل در بلوکهای مخالف جا بگیرند — و حداقل یک کانال بالقوه برای ایران فراهم میکند تا آزمایش کند که آیا چارچوبهای امنیتی در حال ظهور میتوانند فراگیر باقی بمانند یا خیر.
کسری اعتماد
چالش اصلی که پزشکیان با آن روبروست، با این حال، یافتن یک فرمول نیست. بلکه متقاعد کردن شرکای بالقوه است که ایران همان محدودیتهایی را بپذیرد که میخواهد آنها بپذیرند.
ایران و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ روابط دیپلماتیک خود را بازیافتند. اما سه سال بعد، آن نقطه عطف هنوز دههها رقابت استراتژیک و تنش را از بین نبرده است. دولتهای خلیج فارس همچنان نسبت به توانایی موشکی ایران، جاهطلبیهای هستهای آن و حمایتش از گروههای مسلح غیردولتی در سراسر خاورمیانه نگران هستند. تهران، در عوض، همچنان حضور نظامی ایالات متحده و شراکتهای امنیتی واشنگتن در منطقه را به عنوان تهدیدات عظیمی میبیند.
هر پیمان معناداری، بنابراین، نیاز دارد که نگرانیهای متقابل را برطرف کند.
چه چیزی به عنوان استفاده غیرقابل قبول از قلمرو یا فضای هوایی یک کشور تلقی میشود؟ آیا اعضا مکانیسمهای نظارتی ایجاد خواهند کرد؟ آیا آنها متعهد میشوند که از حملات توسط بازیگران غیردولتی که از قلمرو آنها عمل میکنند، جلوگیری کنند؟ و از همه مهمتر، آیا ایران محدودیتهایی را بر جنبههایی از فعالیت نظامی منطقهای خود میپذیرد؟
این سوالات تعیین خواهند کرد که آیا پیشنهاد پزشکیان به یک ابتکار دیپلماتیک تکامل مییابد یا صرفاً به retorik باقی میماند.
تنظیم پس از جنگ، نه اصلاح استراتژیک
پیشنهاد پزشکیان نباید به عنوان نشانهای اشتباه گرفته شود که ایران از دکترین امنیتی سنتی خود دست کشیده است.
جمهوری اسلامی همچنان توانایی نظامی را برای بقا ضروری میداند. درگیری اخیر همین حالا استدلالهایی را در داخل بدنه حاکمیت برای موشکها، پهپادها و سایر تواناییهای بازدارنده قویتر تقویت کرده است.
اما جنگ همچنین محدودیتهای آن شاخصهای قدرت را نشان داد.
ایران میتواند تهدید به انتقامجویی کند بدون اینکه قادر باشد از سوءاستفاده یک دولت دیگر از جغرافیای منطقه علیه خود جلوگیری کند. این امر انگیزهای برای تکمیل بازدارندگی با دیپلماسی ایجاد میکند.
مفهوم رهبری ایران در واقع تلاشی است برای تبدیل کردن کشورهای همسایه به ذینفعان در جلوگیری از جنگ دیگری با ایران. اگر آنها به تجارت منطقهای، جریانهای انرژی و ثبات سیاسی وابسته باشند، تهران میخواهد آنها به طور ملموس نسبت به زیانهای بالقوه ناشی از تبدیل شدن به بستری برای تشدید تنش نگران باشند.
آزمون، با این حال، متقابل بودن خواهد بود. ایران نمیتواند با اعتبار درخواست کند که همسایگانش تضمین کنند که قلمروشان علیه او استفاده نخواهد شد، در حالی که نگرانیهای آنها درباره وضعیت نظامی و سیاستهای منطقهای خود را بیپاسخ رها کند.
پس از جنگی که آسیبپذیریهایی را آشکار کرد که بازدارندگی نظامی تهران نمیتوانست کاملاً از آنها جلوگیری یا مهار کند، مقامات ایرانی به نظر میرسد در جستجوی تضمینهای امنیتی فراتر از میدان نبرد باشند.
آیا آن جستجو موفقیتآمیز خواهد بود، به این بستگی دارد که آیا ایران و همسایگانش میتوانند ترس مشترک خود از جنگ ویرانگر دیگری را به تعهدات متقابل تبدیل کنند یا خیر.
منطقه دهههاست که تعادلهای قدرت، اتحادیههای رقیب و تضمینهای امنیتی از خارج را آزمایش کرده است. پزشکیان پیشنهاد میکند که آزمایش بعدی متفاوت باشد.
با این حال، سوال این است که آیا کشورهایی که او میخواهد دور میز بنشینند، به اندازه کافی به ایران اعتماد دارند که پیشنهاد را امتحان کنند.