مارک کارنی پشت تریبون روکشدار گردویی ایستاده بود، با چهرهای درهمکشیده، زمانی که اعلام کرد گفتگوها با بزرگترین شریک تجاری کانادا فروپاشیده است. او گفت: «بهار گذشته هشدار دادم که آمریکا تلاش میکند تا ما را بشکند تا بتواند ما را تصاحب کند.» و افزود: «و قول دادم که این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد. ما به آن قول وفادار میمانیم.»
برای سالها، فرماندار سابق بانک مرکزی تلاش زیادی برای آرام کردن بازارها کرده بود. اکنون، او از کاناداییها میخواست که عدم قطعیت و confrontation (رویارویی) را بپذیرند.
در اواخر کنفرانس خبری روز شنبه گذشته، خبرنگاری به لحن غمگین و پرخاشگرانه سخنرانی اشاره کرد: «چرا احساس میشود امروز مارک کارنی آماده جنگیدن است؟»
نخستوزیر مکث کرد.
او گفت: «ما مورد حمله قرار گرفتیم. وقتی مورد حمله قرار میگیرید، در جنگ هستید.» ما مورد حمله قرار گرفتیم.»
تحول غیرمنتظره یک اقتصاددان و بانکدار مرکزی بدون تجربه انتخاباتی پیشین به یک سیاستمدار جهانی قدرتمند، سنتها و انتظارات را نقض کرده است. اما کارنی در نقشای که هشدار داده بود برای کشور ضروری است، یعنی رهبری جنگی که در برابر رقیبی ناپایدار و انتقامجو که به نظر میرسد مصمم به مطیع کردن کانادا است، ایستادگی میکند، جا افتاده است.
پس از فروپاشی مذاکرات تجاری با ایالات متحده، دو طرف متقابلاً مقصر را مقصر دانستند و تهدیدهای خود را مبنی بر اعمال تعرفههای جدید علیه یکدیگر عملی کردند. در آخرین اقدام خصمانه خود، ترامپ دستور اجراییای را روز پنجشنبه امضا کرد که دولت فدرال آمریکا را به تغییر نام دریاچه انتاریو به «دریاچه آمریکا» ملزم میکرد.
اما کارنی، با ترک توافق پیشنهادی، کاری را انجام داد که اندک رهبران دیگر انجام دادهاند: جسارت به چالش کشیدن ترامپ و ایالات متحده برای آزمایش عزم ملی خود را.
او گفت: «ما نمیتوانیم آنچه را ارائه کردهاند بپذیریم و آنچه را خواستهاند نخواهیم داد.»
«او بسیار مصمم و پایبند بود»
برای کسانی که با بانکدار مرکزی سختگیر و گاهی اوقات خلقوخوی – ناپذیر کار کردهاند، چنین امتناع محاسبهشدهای از تسلیم شدن در برابر توافق بد، تعجبآور نیست.
کارنی در دشتهای غربی کانادا بزرگ شد و داستان او - از فردی بیگانه که به تدریج راه خود را به نهادهای قدرتمند باز میکند و در نهایت آنها را شکل میدهد - سرنخی از مردی ارائه میدهد که حاضر به پذیرش شرایط تعیینشده توسط دیگران نیست.
«او بسیار مصمم و پایبند بود»، گفت شخصی که در سال ۲۰۲۱ زمانی که کارنی نماینده ویژه سازمان ملل برای اقدامات اقلیمی بود، در کنار او کار میکرد.
هنگام تلاش برای متقاعد کردن بانکها برای امضای تعهدات اقلیمی، کارنی میتوانست از جذابیت خود استفاده کند. همکار سابقش گفت: «او دیپلماتیک بود، هنگام برخورد با افرادی که میدانست باید تحت تأثیر قرار دهد.»
اما دیدن کارنی که در صحنه جهانی در برابر ترامپ ایستادگی میکند، شوکهکننده نبود. وی افزود: «من تعجب نمیکنم ... و فکر میکنم به دلیل آن determination (عزم) و آن unwillingness (عدم تمایل) به عقبنشینی است.»
کارنی همیشه اینقدر مطمئن نبود. وقتی او در سال ۲۰۱۳ توسط وزیر خزانهداری وقت بریتانیا، جورج اوزبورن، به عنوان فرماندار بانک انگلستان انتخاب شد، رویکرد سختگیرانه او با نهاد باستانی در Square Mile (منطقه مالی لندن) سازگار نبود. وقتی او رسید، هنوز نگهبانان یونیفرم صورتی و کلاه بلند در ورودی داشت.
ویژگیهایی که در روزهای خود در گلدمن ساکس کسب کرد، به دوران نخستوزیری او نیز ادامه یافت. طبق گفته کسانی که با او کار میکنند، او همچنان زود بیدار میشود، دوندهای متعهد است و از وزیران میخواهد که پروندههای خود را از ابتدا تا انتها بدانند. رسانهها همچنین گزارش دادهاند که انتظار میرود پرسنل لباس رسمی کسبوکار بپوشند و اسناد باید با املای بریتانیایی نوشته شوند - که باعث ناراحتی زبانشناسان کانادایی شده است.
در حالی که مسیر شغلی کارنی در مجموعهای از نهادهای قدرتمند، ذهنی تیز و تحلیلی را منعکس میکند، دوران او در بانک انگلستان نشان داد که اقتصاددانِ تکنیکی نیز در صورت لزوم حاضر به سیاسی شدن است.
وقتی کارنی استراتژی ارتباطی بانک را بازسازی کرد، معرفی «راهنمایی آیندهنگر» برای نشان دادن تفکر بانک درباره نرخ بهره آینده، بلافاصله به عنوان موفقیت پذیرفته نشد.
پت مکفادن، نماینده ارشد حزب کارگر - که اکنون وزیر کابینه است - بانک را تحت فرمانداری کارنی متهم کرد که سرمایهگذاران و عموم مردم را با پیامهای متناقض درباره آینده نرخ بهره گیج کرده است.
در اکتبر ۲۰۱۵، با نزدیک شدن همهپرسی درباره اینکه آیا بریتانیا باید از اتحادیه اروپا خارج شود یا خیر، کارنی در سخنرانیای در دانشگاه آکسفورد بر مزایای عضویت بریتانیا در «گشایش اقتصادی و مالی» که همراه با عضویت بود، تأکید کرد.
با بحران بدهی منطقه یورو به عنوان خاطرهای تازه، کارنی همچنین بر خطر افزایش بیثباتی مالی که عضویت در اتحادیه اروپا به دنبال داشت، تأکید کرد؛ اما هواداران خروج (Brexiters) از نظرات مثبت او به عنوان مداخلهای غیرضروری در موضوعی بسیار سیاسی سوءاستفاده کردند.
این اختلاف زمانی عمیقتر شد که کارنی پیشنهاد کرد که برگزیت ممکن است بریتانیا را به رکود اقتصادی بکشاند. برنارد جنکین، مدیر کمپین خروج حزب محافظهکار، به فرماندار نامه نوشت و از او خواست که دخالت نکند.
پاسخ کارنی همان لذت از مبارزه را نشان داد که در نحوه برخورد او با ترامپ مشهود بوده است. نامه او با این عبارت آغاز شد: «جناب جنکین عزیز، من به نامه شما پاسخ میدهم تا بلافاصله سوءتفاهمهای متعدد و اساسی آن را برطرف کنم.» او سپس نماینده باتجربه مجلس را به «سوءتفاهم بنیادین درباره استقلال بانک مرکزی همانطور که در قانون ثبت شده است» متهم کرد.
در نهایت، رکود ناشی از برگزیت رخ نداد، چیزی که بسیاری از اقتصاددانان آن را تا حدی به پاسخ قوی بانک، از جمله کاهش سریع نرخ بهره و سیاست تنفس کمی (طرح خرید اضطراری اوراق قرضه که در طول بحران مالی جهانی استفاده شد)، نسبت دادند.
چارلز رندل پنج سال در هیئت مدیره مرجع نظارت احتیاطی (Prudential Regulation Authority) خدمت کرد که کارنی پس از تبدیل شدن به فرماندار بانک انگلستان ریاست آن را بر عهده داشت. رندل گفت: «مطمئنم اگر به اندازه کافی با افرادی که با او در بانک کار کردهاند تماس بگیرید، افرادی را پیدا خواهید کرد که بگویند او نقاط ضعفی داشت.» اما وی افزود: «اما با زمان برای تأمل در تجربهام ... او یکی از قابلتوجهترین افرادی است که با آنها کار کردهام.»
رندل، که در آن زمان رئیس مرجع رفتار مالی (Financial Conduct Authority) بود، گفت که حتی پشت پرده، کارنی «شخص بسیار جدی، بسیار تحلیلی، بسیار راندهشده» و «بسیار مراقب نحوه ارتباط خود» بود.
وی افزود: «صبح روز بعد از رأی برگزیت در سال ۲۰۱۶ ... او مقابل دوربینها رفت تا به بازارهای مالی اطمینان دهد که بانک برای مقابله با هر یک از پیامدهای آن تصمیم آماده است.» این یک شاهکار در پیامرسانی راهبردی بود.»
«اطاعتپذیری امنیت نمیخرد»
Joseph Steinberg، استاد اقتصاد در دانشگاه تورنتو، گفت که اگرچه در طول بحث برگزیت، کارنی «از تلاش برای بیان حقایق سخت اقتصادی دوری نکرد»، اما او درباره اقتصاد جنگ تجاری فعلی آمریکا کمتر صحبت کرده است.
«او در فضای عمومی بیشتر بر زاویه حاکمیت تمرکز دارد. واضح است که او احتمالاً در خصوصی به اقتصاد سرد و سخت یک وضعیت بسیار شکننده فکر میکند.»
تصمیم کارنی برای تلافی علیه ایالات متحده باعث شده است که برخی از اقتصاددانان، از جمله اشتاینبرگ، اشاره کنند که کانادا ضربهای بسیار دردناکتر از ایالات متحده خواهد خورد.
برای اولین بار در زندگی حرفهای خود، کارنی کاملاً وابسته به جامعهای محتاط است، واقعیتی که تقابل دو شخصیت را برجسته میکند: تکنوکراتی که اقتصاد را میفهمد و سیاستمداری که باید با هزینههای سیاسی مصالحه دستوپنج نرم کند.
او گفت: «در حال حاضر، کاناداییها احتمالاً به شدت از هرگونه امتیازدهی به ایالات متحده، حتی اگر در بهترین منافع اقتصادی ما باشد، بیتاب خواهند بود.»
در ژانویه، کارنی به افراد در داووس هشدار داد که در دنیایی که قدرتهای هژمونیک بیش از پیش غالب هستند، «اطاعتپذیری امنیت نمیخرد». اگرچه هیچ نامی از ترامپ نبرد، اما سخنرانی او به عنوان انتقاد غیرمستقیم از هدف رئیسجمهور آمریکا برای رها کردن اتحادیههای دیرینه و بازآرایی جهان به نفع خود تعبیر شد.
یکی از نسخههای کارنی - ایجاد روابط عمیق با «قدرتهای میانی» همفکر و بازسازی برای کاهش وابستگی به متحدان سابق - همین حالا در کانادا به شکل درآمده است، با سرعت و شدتی که نظرسنج دیوید کولتو توصیف کرده است: «دولتی بر پایه جنگ بدون جنگ».
وی نوشت: «این دولتی است که حول یک تهدید خارجی سازماندهی شده که حاضر به تعلیق اصول حزبی خود است، قدرت را برای حرکت سریع متمرکز میکند و خود را بر اساس نتایج rather than ارزشها میسنجد.»
کارنی بسیاری از سیاستهای جانشینش، جاستین ترودو، از جمله الزامات کربن و خودروهای الکتریکی را کنار گذاشت. او همچنین پروژههای بزرگ، از جمله یک خط لوله نفتی را تسریع کرده و دهها میلیارد دلار بیشتر به دفاع سرمایهگذاری کرده است.
کولتو در یک مصاحبه گفت: «عموم مردم تقریباً چشمک نزدهاند.» «امتیاز رضایت مارک کارنی فقط در تمام این دوره حفظ شده است.»
وی افزود: «وقتی [کارنی] برای اولین بار نخستوزیر شد، من شک داشتم که آیا یک بانکدار مرکزی میتواند به افکار عمومی پاسخ دهد یا خیر، زیرا این دقیقاً خلاف شغل آنها است.» اما وی افزود: «اما من با خوانش ظریف او از کشور شگفتزده شدهام. او در اثربخشی سیاسی و همچنین حفظ حمایت خود در طی یک دوره دشوار مهارت داشته است. این نشان میدهد که ارزش کمی در دستکم گرفتن غرایز سیاسی او وجود دارد.»
نظرسنجیها نشان میدهد که کارنی همچنان رهبری است که کاناداییها بیشترین اعتماد را برای هدایت کشور از طریق عدم قطعیت اقتصادی به او دارند. اما نخستوزیر همچنین نقشی را پذیرفته است که زمانی تقریباً ناسازگار به نظر میرسید: درخواست از کشوری بسیار کوچکتر و ضعیفتر از همسایهاش برای ایستادگی.
او در سخنرانی اخیر خود گفت: «کاناداییها به آبوهوا تسلیم نمیشوند - ما در آن شکوفا میشویم. ما منتظر نمیمانیم ببینیم باد از کدام سمت میوزد. یا خود را به امواج بسپاریم تا توسط حوادث طوفانی به هم ریخته شویم.»
«ما مسیر خود را تعیین میکنیم. ما آبوهوای خود را میسازیم. در کانادا، ما در خانه خود، از ساحل تا ساحل تا ساحل، استاد هستیم.»