اشتراک
سرلشکر شلومی بیندر، رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل، در مراسم تودیع و معارفه در مقر فرماندهی اطلاعات ارتش اسرائیل در گلیلوت سخنرانی می‌کند؛ ۲۱ اوت ۲۰۲۴.
سرلشکر شلومی بیندر، رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل، در مراسم تودیع و معارفه در مقر فرماندهی اطلاعات ارتش اسرائیل در گلیلوت سخنرانی می‌کند؛ ۲۱ اوت ۲۰۲۴.
خاورمیانه دفاعی و امنیتی سیاست

کارزار شلومی بیندر، رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل، برای ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای - اختصاصی

عالی‌ترین مقام اطلاعاتی ارتش اسرائیل به حزب‌الله، توافق مکه و چالش‌های هوش مصنوعی چگونه می‌نگرد؟

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

شلومی بیندر، رئیس اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، از زمان انتصاب خود در اوت ۲۰۲۴، کارزاری گسترده و سرسختانه را برای خنثی‌سازی برنامه هسته‌ای ایران رهبری کرده است. تحت مدیریت او، بخش عمده‌ای از زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، به‌ویژه سانتریفیوژها، در جریان عملیات‌های سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ منهدم یا از کار افتاده‌اند. با وجود این موفقیت‌ها، بیندر معتقد است تهدید هسته‌ای همچنان پابرجاست، چرا که ایران با تکیه بر نبوغ و حفاری‌های مخفیانه در عمق زمین، به تلاش برای احیای ظرفیت‌های خود ادامه می‌دهد. تمرکز کنونی بیندر، فراتر از غنی‌سازی، بر جلوگیری از بازسازی تأسیسات ساخت کلاهک و مقابله با تهدیدات راهبردی نظیر تأسیسات عمیق «کوه کلنگ» است. در حوزه تغییر رژیم، بیندر و فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل با دیدگاهی واقع‌بینانه و محتاطانه، وقوع تغییر سریع را دور از انتظار می‌دانند و بر فشارهای اقتصادی و تضعیف توان نظامی رژیم متمرکز شده‌اند. در صحنه لبنان نیز، ارتش اسرائیل با راهبرد فرسایشی، به دنبال کاهش نفوذ حزب‌الله است. همزمان، بیندر در حال هدایت یک انقلاب فناورانه در اطلاعات ارتش با استفاده از هوش مصنوعی است تا با تغییر ساختار جمع‌آوری اطلاعات و تقویت تحلیل‌های پیش‌دستانه، توان عملیاتی اسرائیل را در برابر تحولات منطقه‌ای، از جمله ائتلاف‌های جدید قدرت در خاورمیانه، ارتقا دهد. در مجموع، استراتژی او مبتنی بر این باور است که اگرچه برنامه هسته‌ای ایران دچار عقب‌گردی جدی شده، اما اسرائیل باید همواره برای رویارویی‌های احتمالی در آینده آماده باشد و هیچ فرصتی را برای مقابله با بازسازی توان نظامی و هسته‌ای تهران نادیده نگیرد.

از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا اوت ۲۰۲۴، صف طویلی از مقامات ارشد موساد و ارتش اسرائیل ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را مأموریت اصلی خود قرار داده بودند.

هنگامی که شلومی بیندر در اوت ۲۰۲۴ به عنوان رئیس اطلاعات نظامی سوگند یاد کرد، این مأموریت را بر عهده گرفت و این کارزار را با سرسختی کم‌سابقه‌ای در تاریخ به پیش برده است.

پیش از این نیز مقامات برجسته‌ای در موساد و ارتش اسرائیل در مسند قدرت حضور داشته‌اند که مأموریت‌های خارق‌العاده‌ای را برای مهار پیشروی هسته‌ای جمهوری اسلامی به سرانجام رساندند.

اما بیندر همان فردی است که دستور بمباران نطنز، اصفهان و ده‌ها سایت دیگر را صادر و مدیریت کرد و اطلاعات حیاتی مورد نیاز ایالات متحده را برای بمباران فردو در ژوئن ۲۰۲۵ فراهم ساخت.

یک زائر شیعه ایرانی هنگام ورود به عراق از گذرگاه مرزی شلمچه در استان بصره، از کنار بنرهای علی خامنه‌ای، رهبر کشته‌شده ایران، و فرزندش مجتبی خامنه‌ای، رهبر کنونی، عبور می‌کند؛ ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۶؛ تصویری
یک زائر شیعه ایرانی هنگام ورود به عراق از گذرگاه مرزی شلمچه در استان بصره، از کنار بنرهای علی خامنه‌ای، رهبر کشته‌شده ایران، و فرزندش مجتبی خامنه‌ای، رهبر کنونی، عبور می‌کند؛ ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۶؛ تصویری
حسین فالح / خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز

او همچنین همان سرلشکری است که ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای و از هم پاشاندن موشک‌های بالستیک و تشکیلات نظامی گسترده‌تر ایران را هدایت کرد.

بی‌تردید نیروی هوایی بمب‌ها را فرو ریخت و موساد مأموریت‌های ویژه و کلیدی را به انجام رساند. با این حال، اگر اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۴ هزار بار و در سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۱۸ هزار بار به ایران حمله کرد، اطلاعات بیش از ۹۰ درصد این حملات از سوی بیندر و تیم‌های اطلاعاتی قدرتمند ارتش اسرائیل تأمین شده بود.

اکنون، پنج ماه پس از جنگ ۲۰۲۶ و ۱۵ ماه پس از جنگ ۲۰۲۵، کارزار بیندر برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران را در چه وضعیتی قرار داده است؟

اورشلیم پست دریافته است که نکات مثبت عبارتند از اینکه ایران در حال حاضر هیچ سانتریفیوژی برای غنی‌سازی اورانیوم ندارد، تمام یا بخش عمده اورانیوم غنی‌شده‌تر آن هنوز به آسانی در دسترس نیست، و بیشتر تأسیسات هسته‌ای رژیم در جریان حملات ۲۰۲۵-۲۰۲۶ منهدم شده یا از چرخه فعالیت خارج شده‌اند.

در طول چند دهه گذشته، هیچ برهه‌ای نبوده که در آن غنی‌سازی اورانیوم در ایران به صفر رسیده باشد.

طی دهه‌ها، تأسیسات ایران همواره گسترش یافته و هرگز کاهش نیافته بود؛ و اگرچه عملیات‌های منتسب به موساد توانست یک یا چند تأسیسات را به صورت موقت از کار بیندازد، اما در هیچ مقطعی کل برنامه فعال هسته‌ای متوقف یا تعطیل نشده بود.

حتی در دوران «وقفه‌ها» از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸، بخش‌های عمده‌ای از برنامه هسته‌ای ایران تعلیق شد، اما از بین نرفت و جنبه‌های جدیدی از آن تقریباً همواره، حتی به شکل مخفیانه، در حال ساخت بود.

با این وجود، پست مطلع شده که با وجود این دستاوردها، نگرانی‌های آتی بسیار بیشتر از آن چیزی است که بلافاصله پس از عملیات‌های ۲۰۲۵-۲۰۲۶ تصور می‌شد.

در حالی که اکثریت قاطع ناوگان ۲۰ هزارتایی سانتریفیوژهای ایران منهدم شده یا غیرقابل استفاده گشته‌اند، شمار قابل‌توجهی از سانتریفیوژها در اعماق زمین سالم باقی مانده‌اند.

افزون بر این، منابع متعددی به پست ابراز نگرانی کرده‌اند که حتی اگر تنها چند صد سانتریفیوژ پیشرفته IR-6 (برای غنی‌سازی اورانیوم) نجات یافته و در یک مقطع میان‌مدت دوباره به کار گرفته شوند، این میزان می‌تواند در زمانی نامشخص در آینده برای تسلیحاتی‌سازی مخفیانه اورانیوم کافی باشد.

همچنین منابع متعدد نگران آن هستند که ایرانی‌ها بتوانند عملیات حفاری مخفیانه‌ای را برای استخراج اورانیوم غنی‌شده‌تر خود از زیر آوار و زیرزمین به گونه‌ای ترتیب دهند که از نظارت ایالات متحده و سایر نهادها پنهان بماند.

گزارش‌های ماهواره‌ای منظم از سوی مؤسسه علم و امنیت بین‌المللی و دیگر نهادها نشان می‌دهد که ایران به طور مداوم سازه‌هایی را اضافه کرده تا برخی مناطق را از دید رصد پیوسته ماهواره‌ای پنهان نگاه دارد.

این گزارش‌های مبتنی بر منابع آشکار همچنین اشاره کرده‌اند که ایرانی‌ها در مناطق گوناگونی مشغول حفاری هستند که گاه چندان به بخش‌های اصلی تأسیسات هسته‌ای مورد اصابت قرار گرفته نزدیک نیست.

حفاری زیرزمینی از فاصله دور ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشد تا اورانیوم غنی‌شده با خلوص ۶۰ درصد یا در برخی مناطق ۲۰ درصد را خارج کند. با این حال، انتقال مخفیانه تنها حدود یک دهم آن برای ساخت پایه و اساس یک سلاح هسته‌ای کفایت می‌کند.

دیدگاه بیندر این نیست که ایران قطعاً نهادهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل را فریب خواهد داد، اما او مایل نیست نبوغ و ابتکار عملِ اغلب شگفت‌انگیز و قدرتمند ایرانی‌ها را نیز دست‌کم بگیرد.

این امر بدان معناست که کلید کلیت ماجرا تا حدودی بار دیگر از غنی‌سازی اورانیوم به مسائل مربوط به گروه تسلیحاتی (ساخت کلاهک) تغییر یافته است.

یکی از بالاترین اولویت‌ها — هرچند کمتر گزارش‌شده — در حملات اسرائیل به سایت‌های برنامه هسته‌ای ایران، هدف قرار دادن نه تنها تأسیسات غنی‌سازی، بلکه تأسیسات تبدیل اورانیوم غنی‌شده به فلز اورانیوم و نیم‌کره‌های قابل استفاده در کلاهک هسته‌ای بود.

بدون این قطعات و موارد دیگر، حتی مقادیر زیادی اورانیوم تسلیحاتی نیز برای ایران سودی نخواهد داشت، چرا که قادر نخواهد بود آن اورانیوم را به مسافت ۱۰۰۰ کیلومتر یا بیشتر به داخل خاک اسرائیل پرتاب کند.

بر اساس اطلاعات پست، ناکام گذاشتن تهران در بازسازی چنین تأسیسات تسلیحاتی یکی از اولویت‌های اصلی بیندر است و تاکنون رژیم پیشرفت چندانی در این زمینه حاصل نکرده است.

تمامی این موارد تصویری بسیار پیچیده ترسیم می‌کند؛ تصویری که نشان می‌دهد اگرچه برنامه هسته‌ای بسیار بیش از آنچه برخی منتقدان می‌گویند آسیب دیده، اما خلأها و نقاط دست‌نخورده در این آسیب‌ها بیش از میزانی است که مقامات ارشد سیاسی یا دفاعی اسرائیل بلافاصله پس از هر دور نبرد اذعان می‌کردند.

تصویر ماهواره‌ای نمای کلی از مجتمع تونلی کوه کلنگ در نطنز ایران را نشان می‌دهد؛ ۷ مارس ۲۰۲۶.
تصویر ماهواره‌ای نمای کلی از مجتمع تونلی کوه کلنگ در نطنز ایران را نشان می‌دهد؛ ۷ مارس ۲۰۲۶.
وانتور/ رویترز

برنامه هسته‌ای ایران چندین سال به عقب رانده شد و توانایی آن برای احیای برنامه نیز دچار عقب‌گرد گشت. با این حال، نبوغ ایرانی به نوعی توانسته این تهدید را زنده نگه دارد تا حتی در ابعادی محدودتر و با دشواری بسیار، امکان بازگشت داشته باشد.

کوه کلنگ

در مصاحبه‌ای در تاریخ ۱۳ ژوئیه در برنامه هیو هیویت، زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفت: «ما قصد داریم کوه کلنگ را از بین ببریم. به ایرانی‌ها بگویید آماده باشند»، و در عین حال در همان مصاحبه افزود: «ما هیچ فعالیتی در آنجا نمی‌بینیم»، این سخنان به سرخط اخبار مهم تبدیل شد.

کوه کلنگ در صورت عملیاتی شدن، عمیق‌ترین تأسیسات هسته‌ای زیرزمینی خواهد بود که ایرانی‌ها تاکنون ساخته‌اند و حتی به مراتب عمیق‌تر از تأسیسات هسته‌ای زیرزمینی فردو است. هنوز این بحث جدی وجود دارد که آیا حتی بمب فوق‌العاده منحصر‌به‌فرد و گران‌قیمت سنگرشکن ۳۰ هزار پوندی (Massive Ordnance Penetrator) قادر به نفوذ در آن خواهد بود یا خیر.

بخش دوم سخنان ترامپ درباره تأسیسات هسته‌ای ایران در کوه کلنگ — مبنی بر اینکه هیچ فعالیتی در آنجا وجود ندارد، یا همان‌طور که مؤسسه تندروی علم و امنیت بین‌المللی بیان کرده، این تأسیسات هنوز عملیاتی نیست — دلیل عمده‌ای است که چرا تا به امروز نه رئیس‌جمهور آمریکا و نه اسرائیل دستوری برای حمله صادر نکرده‌اند، با وجود اینکه او در بخش اول سخنانش وعده حمله داده بود.

در جلسات توجیهی محرمانه در اوایل تابستان، منابع ارشد دفاعی آمریکا و اسرائیل به طور یک‌صدا به پست گفتند که در حال حاضر هیچ تهدیدی از سوی این سایت وجود ندارد و بهترین دلیل برای هدف قرار دادن آن، حداکثر، از بین بردن یک تهدید بالقوه در آینده خواهد بود.

تمام این دیدگاه‌ها با گزارش‌های غافلگیرکننده ۱۴ ژوئیه در وال استریت ژورنال و سی‌ان‌ان در تضاد بود؛ گزارش‌هایی که مدعی بودند اطلاعات اسرائیل به آمریکا اطلاع داده است که ایران هزاران سانتریفیوژ و مقادیری اورانیوم غنی‌شده را به کوه کلنگ منتقل کرده است.

در مقاله‌ای در این باره در تاریخ ۲۱ ژوئیه، هیچ یک از چندین منبعی که به پست گفته بودند هیچ تهدید فعلی در کوه کلنگ وجود ندارد، موضوع را شفاف نکردند، هرچند پست تلاش‌های متعددی برای دستیابی به حقیقت این مناقشه انجام داد.

از آن زمان، پست اخیراً به شفافیت بیشتری در مورد این موضوع دست یافته است.

هم موساد و هم اطلاعات ارتش اسرائیل، کوه کلنگ را به دلیل دشواری فوق‌العاده حمله به آن، به عنوان یک تهدید راهبردی می‌دانند که باید در مقطعی برطرف شود.

علاوه بر این، هر دو نهاد ترجیح می‌دهند این اقدام پیش از عملیاتی شدن سایت و قبل از آنکه ایرانی‌ها بتوانند امکانات کافی برای به‌کارگیری سانتریفیوژها و غنی‌سازی اورانیوم را به آنجا منتقل کنند، انجام پذیرد.

پست دریافته است که آنچه در ماه ژوئیه رخ داد این بود که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، امیدوار بود ترامپ را به حمله علیه ایران ترغیب کند و کوه کلنگ یکی از برجسته‌ترین اهداف بالقوه بود.

مقامات ارشد دفاعی اسرائیل نیز از این ایده استقبال کردند زیرا تصور می‌کردند ممکن است این فرصتی بی‌نظیر برای رهایی همیشگی از این تهدید بالقوه شناور باشد.

هنوز تا حدی مبهم است که آیا مقامات سیاسی اسرائیل در مورد عملیاتی بودن کوه کلنگ اغراق کرده‌اند، آیا یک یا چند مقام دفاعی اسرائیل به این امر کمک کرده‌اند، یا اینکه مقامات آمریکایی پس از دریافت اطلاعات در آنچه شنیده بودند غلو کردند.

اما بر اساس یافته‌های پست در اوایل سپتامبر، کوه کلنگ کماکان در صدر فهرست نگرانی‌های بیندر قرار دارد، هرچند این تأسیسات هنوز عملیاتی نشده است.

یکی از تغییرات اخیر این است که برخی مقامات اسرائیلی به پست اعلام کرده‌اند که نسبت به توانایی نیروهای هوایی متحد در از کار انداختن این تأسیسات، حتی اگر انهدام کامل آن ممکن نباشد، اطمینان بیشتری نسبت به گذشته دارند.

تمامی این موارد نشان‌دهنده دیدگاه بیندر است مبنی بر اینکه تهدید ایران برطرف نشده، هرگونه توافقی که به تهران حق غنی‌سازی تا ۳.۶۷ درصد را بدهد (مشابه توافق ۲۰۱۵) این تهدید را زنده نگه خواهد داشت، و اسرائیل باید برای این احتمال واقعی که در آینده‌ای نه چندان دور ناچار به حمله به جمهوری اسلامی شود، کاملاً آماده باشد.

درباره گمانه‌زنی‌های اخیر پیرامون ارائه موشک‌های هایپرسونیک از سوی روسیه به ایران، که رهگیری آن‌ها برای اسرائیل دشوارتر خواهد بود، چه می‌توان گفت؟

هنوز هیچ مقامی وارد جزئیات این مسئله نشده و برخی از این چالش‌ها تازه در حال شکل‌گیری هستند، اما به نظر نمی‌رسد این موضوع فعلاً در صدر فهرست نگرانی‌های ارتش اسرائیل در قبال ایران قرار داشته باشد.

تغییر رژیم

در حالی که نتانیاهو، اسرائیل کاتس وزیر دفاع، و رومان گوفمن رئیس موساد هنوز در مجامع عمومی و خصوصی از تغییر رژیم سخن می‌گویند، این عبارت تا حد زیادی از ادبیات ارتش اسرائیل حذف شده است.

مقامات ارتش اسرائیل در تئوری تمایل کمتری به این ایده ندارند؛ تغییر رژیم بهترین راه برای تضمین پایان دائمی تهدید ایران علیه کشور یهودی است.

اما مقامات فرماندهی عالی ارتش اسرائیل، از جمله بیندر، در هنگام ورود به جنگ با جمهوری اسلامی در اوایل سال ۲۰۲۶ بسیار بدبین بودند که رژیم به آسانی و به سرعت سقوط کند، و اکنون احتمال وقوع چنین رویدادی را حتی ضعیف‌تر می‌دانند.

نه بیندر و نه سایر مقامات ارشد ارتش اسرائیل از طرح استفاده از کردها برای برانگیختن شورش داخلی حمایت نکردند.

اگرچه نتانیاهو و مقامات ارشد موساد بر این باور بودند که در کنار سایر اقداماتی که ترامپ آن‌ها را وتو کرد، حمایت از شورش داخلی کردها می‌تواند موازنه بازی را به طور ریشه‌ای تغییر دهد، بیندر و دیگران این اقدام را عاملی برای تقویت احتمالی رژیم ارزیابی می‌کردند.

اکثریت جامعه ایران — چه حامیان رژیم و چه مخالفان — شیعه هستند.

همان‌طور که کردها اغلب شیعیان ایرانی را سرکوبگران بیرونی می‌دانند، بسیاری از شیعیان، حتی کسانی که از رژیم متنفرند، نسبت به کردهای ایران بیزاری یا بی‌اعتمادی به مراتب بیشتری دارند.

به عبارت دیگر، بیندر و دیگران در فرماندهی عالی ارتش اسرائیل نگران بودند که آوردن کردها به عنوان تعیین‌کننده اصلی با حمایت رسمی اسرائیل و آمریکا، می‌تواند باعث شود بزرگ‌ترین گروه از مخالفان شیعه دوباره به سمت رژیم متمایل شوند.

آن‌ها همچنین به مسائل عمده دیگری اشاره کردند؛ از جمله اینکه پرتاب حجم زیادی از بمب‌ها، اعتراضات را دشوارتر می‌کند.

در حالی که برخی معتقد بودند هماهنگی دقیق می‌تواند با بمبارانِ صرف نیروهای سرکوبگر رژیم زمینه گسترش اعتراضات را فراهم کند، این موضوع عملاً هرگز به شکلی ملموس محقق نشد و اکثر معترضان به دلیل رعب و وحشت در خانه‌های خود ماندند.

در خصوص افرادی که در خانه نماندند، بیندر و فرماندهی عالی ارتش اسرائیل خاطرنشان می‌کنند که بسیاری از شجاع‌ترین معترضان در جریان شدیدترین درگیری میان معترضان و رژیم در روزهای ۸ و ۹ ژانویه کشته شدند، یا پس از پایان جنگ اصلی در ۷ آوریل کشته یا شکنجه شدند.

هیچ یک از این موارد به این معنا نیست که بیندر و ارتش اسرائیل از تغییر رژیم دست کشیده‌اند.

اما آن‌ها معتقدند که این امر در مقایسه با ارزیابی برخی در موساد و وعده‌های نتانیاهو، زمان بیشتری خواهد برد؛ و اینکه در کوتاه‌مدت ممکن است حتی دستیابی به پیشرفت دشوار باشد، به‌طوری‌که پیشرفت به میان‌مدت و زمانی که معترضان جسارت خود را بازیابند موکول خواهد شد.

علیرغم این واقعیات، بیندر و فرماندهی عالی ارتش اسرائیل نسبت به تشدید فشارها بر ایران در اواخر اوت و اوایل سپتامبر بسیار خوش‌بین بودند، چرا که سرعت وخامت اقتصادی جهش چشمگیری داشت.

آن‌ها امیدوارند این فشار فزاینده اقتصادی دست بالا را در رویارویی بر سر تنگه هرمز و مسئله هسته‌ای به ایالات متحده بدهد.

تمام مباحث پیرامون ایالات متحده همچنین یک واقعیت را در اطلاعات اسرائیل متبلور ساخته است: ترامپ به جای ترک خاورمیانه، ارتش آمریکا را در خط مقدم مدیریت اکثر درگیری‌های اسرائیل با همسایگانش قرار داده است.

به جز یک استثنای کوتاه ۲۴ ساعته، اسرائیل و ایران از تاریخ ۷ آوریل با یکدیگر نجنگیده‌اند، در حالی که واشنگتن و تهران گاهی برای چندین هفته متوالی در سطوح نظامی با شدت پایین با یکدیگر درگیر بوده‌اند.

ایالات متحده در حال مدیریت جنبه‌هایی از درگیری‌های اسرائیل با حزب‌الله و حماس است و تلاش می‌کند از تنش‌زدایی و همکاری میان اورشلیم و دمشق حمایت کند.

طرفداران حزب‌الله تصاویری از حسن نصرالله، رهبر پیشین و فقید حزب‌الله، و نعیم قاسم، رهبر کنونی، را در مراسمی به مناسبت نخستین سالگرد ترور حسن نصرالله توسط اسرائیل، در حومه بیروت در لبنان حمل می‌کنند؛ ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵.
طرفداران حزب‌الله تصاویری از حسن نصرالله، رهبر پیشین و فقید حزب‌الله، و نعیم قاسم، رهبر کنونی، را در مراسمی به مناسبت نخستین سالگرد ترور حسن نصرالله توسط اسرائیل، در حومه بیروت در لبنان حمل می‌کنند؛ ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵.
رویترز/ محمد عزاقیر/ عکس آرشیوی

لبنان

سازمان ملل اعلام کرده است که ۳۶۰ هزار لبنانی به دلیل جنگ و ایجاد منطقه امنیتی ارتش اسرائیل در جنوب لبنان، همچنان از خانه‌های خود آواره هستند.

در اوج تهاجم، بیش از ۱.۱ میلیون لبنانی آواره شده بودند.

پست دریافته است که اطلاعات ارتش اسرائیل برآورد می‌کند حدود ۵۰۰ هزار لبنانی هنوز به خانه‌های خود بازنگشته‌اند؛ برخی به دلیل ناتوانی در بازگشت، و برخی به دلیل ترس از نیروهای ارتش اسرائیل در آن حوالی، یا درگیری‌های محدود میان حزب‌الله و ارتش اسرائیل.

این عامل بزرگ‌ترین اهرم فشار بر حزب‌الله برای کاهش تهدیدات خود علیه اسرائیل است.

با وجود تلاش‌های ایران برای محافظت از حزب‌الله در لبنان، پست اندکی پیش از علنی شدن موضوع در هفته گذشته دریافت که ارتش اسرائیل موفق شد در یک محاصره آرام و فرساینده، نیروی قابل توجهی از حزب‌الله را که برای ماه‌ها در ارتفاعات علی طاهر در محاصره ارتش اسرائیل گرفتار شده بودند، شکست دهد.

اطلاعات ارتش اسرائیل به درستی تحلیل کرد که در حالی که حمله آشکار و پر سر و صدا به ارتفاعات علی طاهر ممکن بود بهانه‌ای به ایران برای حمله به اسرائیل در حمایت از حزب‌الله بدهد، تضعیف آرام و تدریجی آن نیروهای حزب‌الله از دید رصد ایرانی‌ها دور ماند یا دست‌کم راهی برای حفظ آبرو فراهم ساخت تا تهران بتواند چشم خود را بر ماجرا ببندد.

تهدید پهپادهای مجهز به کابل فیبر نوری FPV حزب‌الله به هیچ وجه برطرف نشده است. با این حال، هر بار که حزب‌الله پهپادی پرتاب کرده، ارتش اسرائیل پاسخی کوبنده داده است؛ چه با هدف قرار دادن ده‌ها موضع حزب‌الله و چه با وادار کردن یک روستای شیعه‌نشین دیگر به تخلیه منطقه نزدیک به محل پرتاب پهپاد.

بیندر و فرماندهی عالی ارتش اسرائیل نسبت به موفقیت ارتش لبنان در تخلیه حزب‌الله از مناطق جنوب لبنان که هنوز در آنجا فعال است، تردید دارند.

این امر می‌تواند به یک بن‌بست درباره مدت زمان حضور ارتش اسرائیل در بخش‌هایی از جنوب لبنان و شروطی که از لبنان و حزب‌الله برای خروج‌های مرحله‌ای پی‌درپی مطالبه خواهد شد، منجر شود.

بن‌بست مشابهی در غزه با حماس وجود دارد. با این حال، حتی اگر هیچ‌کس انتظار نابودی کامل حماس را نداشته باشد، بیندر و فرماندهی عالی ارتش اسرائیل معتقدند با توجه به موضع ضعیف‌تر حماس، برگ‌های برنده‌تری در برابر آن در اختیار دارند.

ائتلاف عربستان-پاکستان-ترکیه

در حالی که بخش عمده‌ای از جهان ائتلاف عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه را اقدام دیگری از سوی ریاض برای بازدارندگی در برابر حملات احتمالی آتی ایران (مشابه سال ۲۰۲۶) می‌دانند، بیندر و فرماندهی ارتش اسرائیل نگرانی‌های خاصی از زاویه منافع اسرائیل دارند.

برای مثال، چه خواهد شد اگر ایران به این ائتلاف بپیوندد؟ اگرچه این پیمان برای بازدارندگی در برابر جمهوری اسلامی شکل گرفت، اما در جهان پرپیچ‌وخم سیاست خاورمیانه، هر دو طرف ممکن است به این نتیجه برسند که ادغام تهران می‌تواند منافعی در بر داشته باشد.

این منافع برای سعودی‌ها و ایران به احتمال زیاد پیامدهای کاملاً منفی برای اسرائیل در پی خواهد داشت و حتی در صورت واگذاری فناوری‌های حیاتی هسته‌ای و تسلیحات F-35 از سوی واشنگتن به ریاض، می‌تواند جنبه‌هایی از روابط با آمریکا را پیچیده سازد.

به طور کلی‌تر، چنین ائتلافی می‌تواند نفوذ منطقه‌ای اسرائیل را کاهش دهد.

هرچند بسیار بعید است، اما حتی احتمال اندکی وجود دارد که مصر نیز به این ائتلاف ملحق شود؛ رخدادی که می‌تواند دهه‌ها همکاری نزدیک نظامی میان اورشلیم و قاهره را، که در پیمان کمپ دیوید تثبیت شده بود، تضعیف کند.

انقلاب هوش مصنوعی

بیندر در افکار عمومی بیشتر به دلیل متحول ساختن اطلاعات ارتش اسرائیل شناخته می‌شود؛ تحولی از وضعیت «تفکر حبابی» و اتکای مطلق به فناوریِ پیش از ۷ اکتبر به بازسازی گردآوری اطلاعات انسانی و تقویت بخش‌هایی که مفروضات رایج را به چالش می‌کشند.

با این حال، او در حال مهندسی یک انقلاب نوین هوش مصنوعی در اطلاعات ارتش اسرائیل نیز هست.

نکته کلیدی نه تنها استفاده از هوش مصنوعی برای داده‌کاوی (Data Mining) علیه اهداف، بلکه شکل‌دهی به تعامل انسان و عامل‌های هوش مصنوعی است تا دیدگاه‌های راهبردی و تاکتیکی اکثر یا تمامی افسران اطلاعاتی ارتش اسرائیل گسترش یافته و بتوانند روندهای کلان را پیش از وقوع پیش‌بینی کنند.

بیندر از جهات گوناگون اطلاعات ارتش اسرائیل را پس از بحران ۷ اکتبر از لبه پرتگاه بازگردانده و اکنون و برای آینده به قله‌های جدیدی رسانده است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: jpost.com