پیشروی حوثیها در یمن غافلگیرکننده بوده است؛ عربستان سعودی و خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داد. ریاض در آستانه حملات حوثیها مشغول تثبیت یک اتحادیه دفاعی جدید با ترکیه و پاکستان بود. اکنون، برخی ناظران به نظر میرسد فکر میکنند که پیمان عربستان-پاکستان-ترکیه ممکن است از قبل در معرض خطر باشد.
سؤال این است که آیا این ممکن است برداشت نادرستی از آنچه در حال رخ دادن است باشد. ابتدا نمونهای از مقالات را بررسی میکنیم. شبکه NDTV اشاره میکند که «حوثیها پیمان عربستان-پاکستان-ترکیه را آنگونه که هست افشا کردند». خبرگزاری Ynet News نیز یادآوری میکند که «حملات حوثیها به مکه رسید و محدودیتهای پیمان دفاعی عربستان با ترکیه و پاکستان را آشکار کرد».
الجزیره میپرسد آینده پیمان دفاعی چیست. میدل ایست آی (Middle East Eye) یادداشت کرد: «چرا پیمان دفاعی مکه اقدامی علیه حوثیها را فعال نکرده است.» این رسانه ادامه میدهد که «یک مقام ترک استدلال میکند که اتحادیه جدید با عربستان و پاکستان نیاز به زمان دارد تا عملیاتی شود». مجله Jacobin استدلال کرده بود که «توافق مکه بین عربستان، ترکیه و پاکستان پاسخی به ناامنی و کاهش قدرت آمریکا در منطقه است» و آن را با ناتو مقایسه کرد.
همین چند روز و هفته گذشته، گزارشها حاکی از آن بود که کشورهای بیشتری ممکن است به این پیمان بپیوندند. برای مثال، دویچه وله (Deutsche Welle) اشاره کرد که «در حالی که بنگلادش خطرات امضای توافقنامه دفاع مشترک مکه را سنجش میکند، کارشناسان هشدار میدهند که چنین حرکتی ممکن است روابط را پیچیده کند».
همچنین، Japan Times یادداشت کرد: «با تشدید تنشهای عربستان با حوثیها، فشار بر پاکستان برای انتخاب یک طرف افزایش یافته است.» این مقاله اضافه میکند: «جنگ بین جنبش حوثی مورد حمایت ایران در یمن و نیروهای عربستان، به طور فزایندهای آزمایش میکند که پاکستان تا چه مدت میتواند هر دو موضع را حفظ کند.»
توافقنامه دفاع مشترک مکه در مقابل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی
فرض اینکه پیمان مکه ممکن است منجر به جنگیدن ترکیه و پاکستان با حوثیها شود، ممکن است بخشی از فرضیات نادرست درباره خودِ اتحادیه باشد. این یک اتحادیه دفاعی است. میتوان استدلال کرد که سعودیها در سال ۲۰۱۵ در یمن مداخله کردند و بنابراین این یک «جنگ دفاعی» نیست.
علاوه بر این، وقتی معامله امضا شد، جنگ از قبل در جریان بود. هیچ نشانهای در مراسم امضا وجود نداشت که ریاض قصد داشته باشد از این دو کشور بخواهد نیرو به یمن بفرستند یا سامانههای پدافند هوایی به پادشاهی ارسال کنند. همچنین، پاکستان و عربستان سعودی از قبل در مسائل دفاعی همکاری داشتند و از پاکستان خواسته نشده بود که وارد یمن شود.
ممکن است مفید باشد که به سایر اتحادیههای تاریخی نگاه کنیم تا چالشهایی که شرکای جدید با آن مواجه هستند را درک کنیم. ناتو، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، در سال ۱۹۴۹ توسط ایالات متحده، کانادا و ده کشور اروپای غربی در میان تنشهای رو به رشد با اتحاد جماهیر شوروی تأسیس شد. اصل مرکزی آن، ماده ۵، حمله به یکی از اعضا را حمله به همه اعضا میداند.
ناتو در دوران جنگ سرد گسترش یافت و با پیمان ورشو به رهبری شوروی روبرو شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، این اتحادیه بسیاری از کشورهای اروپای مرکزی و شرقی را پذیرفت و عملیاتهایی را در بالکان و افغانستان انجام داد. حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ اولویتهای ناتو را تغییر شکل داد، تمرکز بر دفاع جمعی را تقویت کرد و منجر به پیوستن فنلاند و سوئد به این اتحادیه شد.
نقش ناتو در برخی از درگیریهایی که ایالات متحده در سراسر جهان داشت چه بود؟ مثلاً احساس نمیکرد مجبور است وارد ویتنام شود. این جنگ بسیار دور بود و از مفهوم رویارویی با شوروی در اروپا فاصله زیادی داشت. همچنین جنگی بود که ایالات متحده در آن مداخله کرد. آمریکا مورد حمله قرار نگرفته بود. ناتو نیز در جنگ فالکلند مشارکت نکرد، حتی اگر انگلستان مورد حمله قرار گرفته بود. در ایرلند شمالی نیز دخالت نکرد.
یمن ممکن است شبیهتر به ویتنام برای عربستان سعودی باشد. این یک درگیری پیچیده است که در آن ریاض از دولت به رسمیت شناخته شده بینالمللی حمایت میکند. بنابراین، مانند حمایت آمریکا از ویتنام جنوبی در برابر شورش ویتنام، یا ویت کونگ است.
سود عربستان از مشاورههای ترکیه و پاکستان محدود است
حوثیها همان ویت کونگ هستند. شکست دادن آنها به روش مشابه دشوار است. آنها همچنین سلاحهای پیشرفتهتری را از قدرتهای خارجی به دست آوردهاند، درست همانطور که سلاحهای شوروی یا چین از مسیر هو چی مین عبور میکردند.
عربستان سعودی ممکن است از برخی مشاورههای ترکیه و پاکستان بهرهمند شود. با این حال، این سود ممکن است محدود باشد. پاکستان ارتش بزرگی دارد اما سالهاست با شورشها میجنگد. با این حال، در شکست دادن آن شورشها به ویژه موفق نبوده است. ترکیه نیز سالهاست در حال جنگیدن است. برای مثال، با حزب کارگران کردستان (PKK) جنگید. تجربه آنکارا موفقتر از پاکستان بود.
سؤال برای عربستان سعودی این است که اکنون چه میخواهد. باید سیاست خود را تعیین کند. تا زمانی که این کار را نکند، شرکای آن نمیتوانند برای نجات شتاب کنند. در واقع، مفهوم پشت توافقنامه دفاع مشترک مکه بیشتر درباره آغاز یک فرآیند است تا امکان اعزام سریع نیرو توسط این کشورها به خاک هر یک از شرکای آنها.