اشتراک
عکس: رویترز
عکس: رویترز
سیاست بین‌الملل خاورمیانه امنیت هسته‌ای

چگونه از "فشار حداکثری" برای متوقف کردن بمب ایران استفاده کنیم

جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری به دستیابی به سلاح هسته‌ای نزدیک شده است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به دستیابی به سلاح هسته‌ای نزدیک شده است، به طوری که از زمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای در سال 2018، این کشور توانسته است اورانیوم و سانتریفیوژهای لازم را انباشته کند. در این شرایط، برخی از تندروها در اسرائیل خواستار بمباران سایت‌های هسته‌ای ایران هستند، اما این اقدام ممکن است به هرج و مرج منطقه‌ای منجر شود. در عوض، پیشنهاد می‌شود که فشار حداکثری از طریق تحریم‌ها و تهدید به افزایش آن، به عنوان راهی برای مهار تهدید هسته‌ای ایران مورد استفاده قرار گیرد. دولت بایدن با نادیده گرفتن قاچاق نفت ایران، به رژیم جسارت بیشتری داده است و اکنون زمان آن است که کشورهای غربی تحریم‌های سازمان ملل را دوباره اعمال کنند. هدف اصلی این فشار باید حفظ وضعیت کنونی باشد تا ایران به سمت ساخت بمب هسته‌ای نرود. در عین حال، ترامپ باید به ایران پیشنهاداتی برای کاهش تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط با عربستان سعودی ارائه دهد، مشروط بر اینکه برنامه هسته‌ای خود را کاهش دهد و از حمایت نظامی از گروه‌های افراطی در منطقه دست بردارد. این رویکرد نیازمند مذاکره جدی و ایجاد اعتماد متقابل است تا از تشدید تنش‌ها جلوگیری شود و به یک توافق جامع‌تر منجر گردد.

ایران در داخل و خارج با مشکلاتی روبرو است. در کمتر از یک سال، این کشور یک رئیس جمهور، سه متحد (رهبران سوریه، حماس و حزب‌الله)، چندین سایت تولید موشک و تمام بهترین سیستم‌های پدافند هوایی خود را از دست داده است. این کشور دارای اقتصادی رو به زوال، بحران انرژی فزاینده و جمعیتی ناآرام است. جای تعجب نیست که رژیم به یکی از معدود تیرهای باقی مانده در ترکش خود - برنامه هسته‌ای - متکی است.

جمهوری اسلامی، همانطور که مصاحبه ما با دیده‌بان هسته‌ای جهان توضیح می‌دهد، بیش از هر زمان دیگری به بمب نزدیک شده است. از زمانی که رئیس جمهور دونالد ترامپ در سال 2018 آمریکا را از توافق هسته‌ای چندجانبه، برجام، خارج کرد، ایران اورانیوم و سانتریفیوژهایی را انباشته کرده است که می‌توانند آن را تا درجه تسلیحاتی غنی کنند. در اکتبر گذشته، اگر می‌خواست، می‌توانست اورانیوم را برای پنج بمب در حدود یک هفته غنی کند. ظرفیت آن برای غنی سازی اورانیوم تا 60 درصد، نزدیک به درجه تسلیحاتی، از آن زمان پنج برابر افزایش یافته است. برای داشتن یک سلاح قابل استفاده، هنوز باید یک کلاهک انفجاری بسازد که بتواند روی موشک قرار گیرد. این کار می‌تواند 12 تا 18 ماه طول بکشد.

چه باید کرد؟ تندروها در دولت اسرائیل می‌خواهند سایت‌های هسته‌ای ایران را بمباران کنند. آنها قبلاً حماس و حزب‌الله، دست نشانده‌های ایران را در هم کوبیده‌اند، که ظرفیت آنها برای تلافی علیه اسرائیل از طرف ایران به شدت کاهش یافته است. حملات مستقیم اسرائیل به ایران در ماه آوریل و اکتبر به طور ویرانگری موثر بود و بخش خوبی از سیستم های پدافند هوایی آن را نابود کرد. جاسوسان اسرائیلی محافل قدرت ایران را زیر و رو کرده‌اند. آنها استدلال می کنند که تنها چیزی که اسرائیل نیاز دارد این است که آمریکا چند بمب سنگر شکن تهیه کند و به دفع تلافی حتمی ایران کمک کند. چرا یک بار برای همیشه مسئله را حل نکنیم؟

حملات به تاسیسات هسته‌ای ایران نباید منتفی شود. اما آقای ترامپ باید از درخواست‌های اقدام فعلی خودداری کند. یک حمله بسیار پرخطر خواهد بود: می تواند باعث هرج و مرج منطقه ای شود و آمریکا را برای سال ها درگیر کند. و حتی یک کارزار بمباران مداوم توسط آمریکا نمی تواند دانش هسته ای ایران را از بین ببرد. در همین حال، فرصتی برای دیپلماسی وجود دارد. ترامپ با وجود انتقادها، به نظر می رسد مشتاق به استفاده از آن است.

یکی از عناصر این امر، ایجاد تهدیدی معتبر از افزایش تحریم ها و احیای سیاست "فشار حداکثری" دوره اول ریاست جمهوری وی است. این منطقی است. دولت بایدن به طرز احمقانه‌ای چشم خود را بر قاچاق نفت ایران بست و رژیم را جسور کرد. خوشبختانه، بر اساس آنچه از برجام باقی مانده است، طی هشت ماه آینده، امضاکنندگان غربی باقی مانده، بریتانیا، فرانسه و آلمان، می توانند تحریم های سازمان ملل متحد علیه ایران را مجدداً اعمال کنند و فشار را بیشتر کنند.

اما اگر رویکرد سختگیرانه ترامپ قرار است نتیجه دهد، باید هدفی منسجم داشته باشد. برخی از تندروها دوست دارند از فشار اقتصادی برای سرنگونی رژیم ایران استفاده کنند. این قابل درک است - این یک حکومت مذهبی در حال پوسیدگی است که مورد تنفر بسیاری از مردم خود قرار دارد و با بحران جانشینی قریب الوقوع روبرو است. اما اگر به گوشه رانده شود، ممکن است دست به اقدام بزند. در حال حاضر، رهبران آن تصمیم به انجام یک حرکت نهایی برای ساخت بمب نگرفته اند. هدف آقای ترامپ باید این باشد که اوضاع را به همین منوال نگه دارد.

حتی در حالی که او فشار را افزایش می دهد، باید روشن کند که به ایران معامله ای را پیشنهاد می دهد که شامل کاهش تحریم ها و حمایت از عادی سازی روابط با عربستان سعودی می شود، مشروط بر اینکه رژیم دو آزمایش را پشت سر بگذارد. اولاً، کاهش عمده برنامه هسته ای. هر توافق جدیدی به اندازه توافق امضا شده در سال 2015 جامع نخواهد بود - آژانس بین المللی انرژی اتمی اکنون در دانش خود در مورد نحوه تولید اجزای سانتریفیوژهای ایران شکاف هایی دارد، برای مثال - اما بهتر از وضعیت فعلی خواهد بود، که در آن مسیر رسیدن به بمب هر روز کوتاه تر می شود.

دوم، آقای ترامپ باید از ایران بخواهد که برای همیشه از ایجاد این همه دردسر در سراسر منطقه دست بردارد. با سرنگونی یکی از متحدان رسمی آن (بشار اسد، مستبد سوریه) و زخمی شدن دوستان افراطی آن در غزه و لبنان، "محور مقاومت" جمهوری اسلامی به شدت تضعیف شده است. ایران به طور کامل از متحدان خارجی خود دست نخواهد کشید. این کشور نفوذ سیاسی زیادی در عراق دارد و روابط خود را با مشتریان خود در آنجا قطع نخواهد کرد. اما هر توافقی باید مستلزم پایان دادن به حمایت نظامی از حماس، حزب الله و حوثی های یمن باشد.

این یک دستور کار جاه طلبانه خواهد بود - یک معامله "بیشتر در ازای بیشتر"، که هر طرف را ملزم به دادن امتیازات بیشتری نسبت به آنچه برای برجام در سال 2015 انجام دادند، می کند. ایران به ترامپ بی اعتماد است، کسی که در دوره اول ریاست جمهوری خود توافق هسته‌ای قدیمی را پاره کرد و ژنرالی را که مغز متفکر دخالت‌های منطقه‌ای ایران بود، ترور کرد. آقای ترامپ دلیلی برای نفرت از حاکمان ایران دارد، کسانی که به گفته دادستان های فدرال، در سال 2024 برای قتل او نقشه کشیده بودند. با این حال، رئیس جمهور آمریکا قدرت چانه زنی دارد. اورانیوم در حال انباشته شدن است. اسرائیل در حال کشیدن افسار است. و زمان به سرعت می گذرد. ¦

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: اکونومیست