در آستانه نشست این ماه بین دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در آلاسکا، اوضاع برای اوکراین خوب به نظر نمیرسید. توصیفات از این نشست بین "یالتای جدید" که در آن رئیسجمهور ایالات متحده ممکن است با خواستههای کرملین برای حوزه نفوذ روسیه بر اوکراین موافقت کند، و "مونیخ جدید" که در آن ترامپ اوکراین را رها کرده و حمایت ایالات متحده از دفاع این کشور را قطع میکند، در نوسان بود. به عبارت دیگر، انتظارات در اوکراین و بین متحدان کییف پایین بود.
با این حال، نشست به فاجعه بزرگی برای اوکراین منجر نشد. ترامپ به نمایندگی از کییف با پوتین مذاکره نکرد؛ او موافقت نکرد که قبل از حل و فصل جنگ در اوکراین، عادیسازی روابط با روسیه را آغاز کند؛ و در ۱۸ آگوست، او ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، و گروهی از رهبران اروپایی را در کاخ سفید به حضور پذیرفت، جایی که آنها به طور جمعی توانستند توپ دیپلماتیک را به زمین پوتین برگردانند. الکساندر اشتوب، رئیسجمهور فنلاند، پس از آن گفت: "این یک روز بسیار مهم برای تیم اروپا و تیم ایالات متحده در حمایت از اوکراین بود."
اما اگرچه پوتین اکنون میداند که طرح آرمانگرایانه الف او، که در آن ترامپ به سادگی توافقی را که در مسکو نوشته شده بر کییف تحمیل کند، بعید است محقق شود، او به طرح ب عملیتر خود روی آورده است، که در آن ترامپ صبر خود را از دست داده و کمک ایالات متحده به اوکراین را به طور قابل توجهی کاهش خواهد داد. در محاسبات کرملین، این همچنان به معنای پیروزی است، و استراتژی دیپلماتیک پوتین هنوز از رویکرد سهجانبهای پیروی میکند که من و همکارانم چند ماه پیش در فارن افیرز تشریح کردیم. مسکو توجه رئیسجمهور ایالات متحده را حفظ میکند، دور جدیدی از تحریمهای دردناک ایالات متحده را به تأخیر میاندازد، و درگیری را ادامه میدهد.
این به این دلیل است که در ارزیابی کرملین، زمان به نفع روسیه است. مسکو در میدان نبرد دست بالا را دارد: این کشور برتری عددی قابل توجهی در پرسنل و تجهیزات حفظ کرده است، و با وجود تلفات فزاینده، به تدریج به خطوط مستحکم در دونباس نفوذ میکند. علاوه بر این، روسیه در جنگ پهپادی در حال پیشرفت است و مزیت رقابتی اوکراین را از بین میبرد. مسکو در حال حاضر آتشبس برای توقف جنگ نمیخواهد – مگر اینکه البته، تمام خواستههای سیاسی آن به سادگی برآورده شود.
روسیه در حال خرید زمان از ترامپ است. اما با وجود اعتماد به نفس این کشور، مشخص نیست که پوتین برنامه جایگزین واقعبینانهای برای زمانی که کییف بتواند مقاومت کند، همانطور که در سه سال گذشته کرده است، داشته باشد. به عنوان مثال، اگر اتحادیه اروپا تحویل مهمات و پهپادها را از ذخایر موجود سرعت بخشد و با مصادره ۲۵۰ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده روسیه در بانکهایش، کمک مالی به کییف را گسترش دهد، کرملین ممکن است به هدف استراتژیک خود یعنی تابعیت اوکراین دست نیابد. با وجود قرار دادن اقتصاد و جامعه روسیه در وضعیت جنگی، پوتین ممکن است برای پیروزی به چیزی بیش از زمان نیاز داشته باشد.
از طرح الف به طرح ب
تعاملات اولیه با دولت دوم ترامپ برای طرح الف مسکو دلگرمکننده به نظر میرسید. ترامپ دوست خود استیو ویتکاف را به عنوان فرستاده ویژه برای مذاکره با روسیه منصوب کرد، و ویتکاف چندین بار از مسکو بازدید کرد و ساعتها با پوتین گفتگو کرد. بین مراسم تحلیف ترامپ در ژانویه و تابستان، روسای جمهور ایالات متحده و روسیه سه تماس تلفنی طولانی داشتند، و نکات گفتگوی پوتین به وضوح بر همتای آمریکایی او تأثیر گذاشت، همانطور که در توبیخ زلنسکی توسط ترامپ در دفتر بیضی در ۲۸ فوریه به شکلی دردناک مشهود بود.
علاوه بر این، مسکو تلاش کرده است تا رابطه با ایالات متحده را بخشبندی کند، همانطور که در اولین جلسه سطح بالا بین روسها و تیم امنیت ملی ترامپ در ۱۸ فوریه آشکار بود. کرملین پیشنهاد کرد که به دنبال صلح در اوکراین در کنار عادیسازی گستردهتر روابط ایالات متحده و روسیه باشد، که شامل بازگشایی کنسولگریها در هر دو کشور (که از سال ۲۰۱۷ بسته شده بودند)، از سرگیری مذاکرات کنترل تسلیحات، و افزایش تجارت و سرمایهگذاری متقابل میشد.
اما تا تابستان، مشخص شد که حمله جذاب کرملین در حال تزلزل است. زلنسکی، با کمکهای فراوان از رهبران اروپایی، توانست با امضای یک توافقنامه معدنی که دسترسی ترجیحی ایالات متحده به منابع طبیعی اوکراین، به ویژه کانیهای خاکی کمیاب، را فراهم میکرد، روابط با ترامپ را بهبود بخشد. در مقابل، کاخ سفید دسترسی کییف به کمکهای نظامی ایالات متحده، از جمله اطلاعات آمریکا و امکان خرید تسلیحات ایالات متحده با پول اروپا، را ادامه داد. و در ۱۴ جولای، ترامپ در کنار مارک روته، دبیرکل ناتو، تهدید به "تعرفههای بسیار شدید" کرد اگر روسیه با آتشبس بدون قید و شرط موافقت نکند.
در ارزیابی کرملین، زمان به نفع روسیه است.
تهدید به اجبار اقتصادی بیشتر دنداندار بود. در سال ۲۰۲۴، روسیه تنها ۳ میلیارد دلار کالا به ایالات متحده صادر کرد، بنابراین حتی تعرفههای سهرقمی نیز تأثیر جدی بر بودجه کرملین نخواهد داشت. اما ترامپ یک تعرفه ۲۵ درصدی تنبیهی بر کالاهای هندی به دلیل خرید نفت روسیه اعمال کرده است – تعرفهای که به احتمال زیاد تخفیفهایی را که فروشندگان نفت روسیه باید به خریداران هندی ارائه دهند، افزایش داده و سودآوری تجارت نفت برای کرملین را کاهش میدهد.
کاهش درآمدهای نفت و گاز در حال حاضر بر اقتصاد جنگی تأثیر میگذارد: برخی از مناطق روسیه که قبلاً پاداشهای سخاوتمندانهای برای سربازان ارائه میدادند، پاداشهای ثبت نام را کاهش میدهند زیرا منابع مالی در حال خشک شدن است. بارزترین نشانه این امر، کسری بودجه در حال افزایش کشور است. در ابتدای سال جاری، برنامه کرملین کسری بودجه تنها ۰.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور بود. با این حال در ژوئن، کرملین مجبور شد آن را به ۱.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی افزایش دهد. حتی این هدف را نیز از دست خواهد داد؛ در هفت ماه اول سال جاری، کسری بودجه قبلاً به ۲.۲ درصد از تولید ناخالص داخلی رسیده است.
تحریمهای بیشتر ایالات متحده نیز میتواند آسیبزا باشد. به عنوان مثال، ایالات متحده هنوز غولهای انرژی روسیه مانند روسنفت و لوکاویل را در لیست سیاه قرار نداده است، اما چنین اقدامی فشار قابل توجهی بر جریان نقدی کرملین وارد خواهد کرد. همانطور که الکساندرا پروکوپنکو در ژانویه در فارن افیرز نوشت، اقتصاد روسیه برای حمایت از ماشین جنگی پوتین برای ۱۸ تا ۲۴ ماه دیگر توان دارد، اما وضعیت در حال بدتر شدن است.
این واقعیت کرملین را با یک دوراهی مواجه کرد که آیا مسیر سختگیرانه را ادامه دهد و تهدیدات ترامپ را نادیده بگیرد – یا سعی کند او را آرام کند. در نهایت، کرملین تصمیم گرفت که بهتر است جلسهای بین رؤسای جمهور را آغاز کند و رابطه شخصی ترامپ و پوتین را به مسیر خود بازگرداند. کرملین ویتکاف را به مسکو دعوت کرد، جایی که در ۷ آگوست به او ظاهر یک توافق قابل قبول ارائه شد. روسها همچنین جلسهای با ترامپ پیشنهاد دادند که به سرعت در آلاسکا سازماندهی شد. شعار همیشگی روسیه که نشستهای رهبران باید با دقت آماده شوند – توجیهی که کرملین برای توضیح عدم تمایل پوتین به دیدار با زلنسکی استفاده میکند – به طرز گویایی کنار گذاشته شد.

سراب یک توافق
پس از سه ساعت گفتگو بین پوتین و ترامپ، ناهار کاری برنامهریزی شده نشست آلاسکا لغو شد و کنفرانس مطبوعاتی به اظهارات رسمی هر رئیسجمهور تنزل یافت. این نشانه روشنی بود که تلاشهای روسیه برای بخشبندی جنگ اوکراین و عادیسازی روابط در سایر زمینهها شکست خورده است. اما این تنها نقص قابل توجه تیم پوتین بود.
در مسئله اصلی، پوتین به هدف کلیدی خود برای این جلسه دست یافت: او ترامپ را متقاعد کرد که تلاشهای صلحطلبانه کاخ سفید باید بر دستیابی به یک راهحل جامع برای پایان دادن به جنگ متمرکز شود، نه یک آتشبس بدون قید و شرط، و اینکه در این میان درگیری میتواند ادامه یابد. با وجود ادعاهای قبلی ترامپ، و همچنین اصرار رهبران اروپایی و زلنسکی قبل از نشست، کاخ سفید هیچ اقدام تنبیهی علیه روسیه به دلیل امتناع کرملین از موافقت با آتشبس اعمال نکرده است.
پوتین چگونه موفق شد؟ او دیپلماسی نمایشی ترامپ را با مذاکرات نمایشی مطابقت داد و اساساً دولت ترامپ را فریب داد که باور کند در حال امتیازات جدی است. به گفته ترامپ و مقامات مختلف ایالات متحده، مانند ویتکاف، مارکو روبیو وزیر امور خارجه، و جی.دی. ونس معاون رئیسجمهور، پوتین در آلاسکا اشاره کرد که آماده است از برخی از خواستههای حداکثری خود – خواستههایی که از ابتدا پوچ بودند – عقبنشینی کند.
کرملین به جای اینکه خواستار خروج کامل نیروهای اوکراینی از چهار منطقهای که مسکو ادعای حاکمیت بر آنها را دارد شود، اکنون از کییف میخواهد تنها مناطق دونتسک و لوهانسک را تسلیم کند، در حالی که در خرسون و زاپوریژیا، مسکو خط تماس فعلی را میپذیرد. پوتین ظاهراً پیشنهاد کرده است که مایل است سایر بخشهای اوکراین تحت اشغال روسیه، از جمله بخشهایی از مناطق دنیپروپتروفسک، سومی و خارکف را نیز مبادله کند.
این مبادله زمینها به معنای تسلیم منطقهای تقریباً ده برابر بزرگتر توسط کییف نسبت به آنچه روسیه آماده پس دادن است، خواهد بود. علاوه بر این، یک چهارم منطقه دونتسک که هنوز تحت کنترل اوکراین است، از جمله شهرهای استراتژیک اسلوویانسک و کراماتورسک، مستحکمترین بخش کشور است و از زمان بازپسگیری آن در سال ۲۰۱۴ از جداییطلبان مورد حمایت روسیه، به شبکه عظیمی از تأسیسات دفاعی تبدیل شده است. برای زلنسکی، تسلیم این قلمرو تقریباً به دلایل سیاسی و نظامی غیرممکن است. تمام نظرسنجیهای موجود نشان میدهد که جامعه اوکراین مبادله قلمرو کشور را نخواهد پذیرفت؛ و از منظر نظامی، تسلیم غرب دونباس به معنای دادن کلید شمال و مرکز اوکراین به متجاوز خواهد بود. (هیچ خط دفاعی عمدهای فراتر از "کمربند دژ" که پوتین میخواهد کییف آن را رها کند، وجود ندارد.)
با این وجود، پس از نشست، ترامپ منطق "مبادله زمین" که پوتین پیشنهاد کرده بود را پذیرفت، اگرچه گفت که تصمیمگیری بر عهده زلنسکی خواهد بود.
تضمینهای بدون امنیت
یکی دیگر از مسائل کلیدی مورد بحث در آلاسکا، تضمینهای امنیتی پس از جنگ برای اوکراین بود. ویتکاف به فاکس نیوز گفت که "پیشرفت عظیمی" در طول نشست حاصل شده است. به گفته او، پوتین برای اولین بار با مفهوم تضمینهای امنیتی برای اوکراین موافقت کرد، و نتیجه میتواند حتی قویتر از بند ۵ دفاع جمعی ناتو باشد – بدون عضویت واقعی کییف در ناتو.
علاوه بر این، به گفته ویتکاف، روسیه موافقت کرد قانونی را وضع کند که پس از یک توافق صلح، دیگر هیچ سرزمینی از اوکراین را نخواهد گرفت یا "به هیچ کشور اروپایی دیگری حمله نخواهد کرد." این وعدهها از سوی تیم ترامپ به عنوان "پیشگامانه" مورد استقبال قرار گرفت، و رئیسجمهور ایالات متحده آنها را به عنوان یک دستاورد بزرگ در جلسه ۱۸ آگوست خود در کاخ سفید با زلنسکی و گروهی از رهبران اروپایی ارائه کرد.
برای لحظهای، خوشبینی وجود داشت که یک تضمین امنیتی میتواند شکل گیرد. اروپاییها با استفاده از زبان مبهم پیشنهاد روسیه، از این فرصت برای ارائه طرح خودشان استفاده کردند: استقرار یک "نیروی اطمینانبخش" اروپایی در اوکراین پس از جنگ، که ده کشور اتحادیه اروپا به طور بالقوه نیروهایی را به آن اختصاص خواهند داد، در حالی که ترامپ "حمایت هوایی" مبهمی را از ایالات متحده بدون توضیح آنچه که در عمل میتواند به معنای آن باشد، وعده داد.
یک توافق صلح واقعی همچنان به دست نیامدنی است.
اما در ۲۰ آگوست، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، آب سردی بر این طرح پاشید. به گفته او، ایده مسکو برای تضمین امنیتی مجموعهای از تعهدات دوجانبه بین اوکراین و دولتهای ایالات متحده و اروپا با فرمولبندیهای مشابه ماده ۵ نیست، بلکه توافقی مبتنی بر اجماع است که توسط پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد تضمین میشود – با داشتن حق وتو توسط کرملین. اساساً، او میخواهد روباه به نگهبانی از مرغدانی کمک کند. علاوه بر این، مسکو بر محدود کردن جدی نیروهای مسلح اوکراین – هم از نظر تعداد و هم تجهیزات – و همچنین توانایی آنها برای همکاری با شرکای خارجی در تدارک تسلیحات، اشتراک اطلاعات، طراحی تسلیحات و آموزش، اصرار دارد.
"پیشرفت عظیم" به طرز چشمگیری شبیه به مواضعی بود که روسیه در مذاکرات استانبول در دو ماه اول پس از تهاجم فوریه ۲۰۲۲ مسکو به اوکراین داشت و در نهایت به شکست انجامید. همانطور که ساموئل چاراپ و سرگئی رادچنکو برای اولین بار در فارن افیرز توصیف کردند، آن مذاکرات تا حدی به دلیل ناتوانی مسکو و کییف در پر کردن همین شکاف بر سر تضمینهای امنیتی به توافق نرسید. برای پوتین، پایان دادن به مشارکت امنیتی اوکراین با غرب یک هدف اصلی باقی میماند. اما از دیدگاه کییف، اندازه ارتش آن و توانایی حفظ روابط با ارتشهای ناتو پیششرط حفظ حاکمیت است و بنابراین غیرقابل مذاکره.
علاوه بر این، اوکراین دلایلی دارد که باور کند موقعیت مذاکراتیاش قویتر از سال ۲۰۲۲ است. برخلاف سه سال پیش، کشورهای اروپایی بالاخره آماده ارائه تضمینهای امنیتی مورد نظر کییف هستند – یا حداقل اکنون چنین میگویند. حتی مهمتر اینکه، عمق همکاری بین اوکراین و ناتو اکنون بسیار فراتر از سطحی است که پوتین قبل از جنگ نگران آن بود، دقیقاً به دلیل تهاجم روسیه. این ائتلاف عمیقاً در ساخت و آزمایش تسلیحات با اوکراین، آموزش ارتش آن، و تأمین اطلاعات و تسلیحات به آن، از جمله تسلیحاتی که میتوانند عمیقاً در خاک روسیه هدف قرار دهند، دخیل است. غیرقابل تصور است که کییف داوطلبانه این مشارکت را رها کند. با وجود تمایل ترامپ به سازماندهی جلسه بین پوتین و زلنسکی و همچنین یک نشست سهجانبه برای بستن توافق، یک توافق صلح واقعی همچنان به دست نیامدنی است.
ادامه جنگ
پیشبینی اینکه ترامپ چگونه با شکاف بین مواضع روسیه و آنچه برای اوکراین قابل قبول است کنار خواهد آمد، غیرممکن است. اما در حالی که پوتین وقتکشی میکند، واضح است که اروپا مشغول توسعه برنامههای خاص خود است. طرح الف اروپا شامل فشار دقیق بر ترامپ برای پذیرش این واقعیت است که این کرملین است که مانع تلاشهای صلح او میشود و تنها فشار میتواند پوتین را به مصالحه ترغیب کند. اگر این طرح موفق شود، وقتکشی پوتین ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و ترامپ سرانجام روسیه را با تحریمهای بیشتری هدف قرار دهد. اروپاییها همچنین قصد دارند به پرداخت هزینه تسلیحات آمریکایی برای اوکراین ادامه دهند. در هفته پس از نشست آلاسکا، پنتاگون فروش ۸۵۰ میلیون دلار تجهیزات به اوکراین، شامل ۳۳۵۰ موشک هوابرد Extended Range Attack Munition با برد ۱۵۰ تا ۲۸۰ مایل را تأیید کرد.
اما اگر طرح الف اروپاییها شکست بخورد – اگر ترامپ پوتین را مقصر نداند، یا اگر او به سادگی علاقه خود را از دست بدهد – آنها در حال توسعه طرح ب خود هستند. حداقل، آنها قصد دارند سطح فعلی حمایت نظامی از اوکراین را حفظ کرده و فشار تحریمها بر روسیه را افزایش دهند (اگرچه ابزار تحریمهای اتحادیه اروپا بسیار کمتر از واشنگتن قدرتمند است). اگر کشورهای اصلی اروپایی موافقت کنند که فشار را افزایش دهند، میتوانند بخش بیشتری از موجودی تجهیزات نظامی خود را با اوکراین به اشتراک بگذارند و به طور موقت آمادگی رزمی نیروهای خود را کاهش دهند، اما اوکراین را در این مقطع حساس در نبرد نگه دارند. آنها همچنین میتوانند با توقیف تقریباً ۲۵۰ میلیارد دلار از داراییهای دولتی روسیه که در اتحادیه اروپا مسدود شده است، یک خط حیات مالی بلندمدت به کییف ارائه دهند، که امکان خرید تسلیحات ایالات متحده را بدون نیاز به استفاده عمیقتر از جیب مالیاتدهندگان اروپایی فراهم میکند. در تئوری، اگر ایالات متحده اطلاعات را فراهم کند، تحریمها را لغو نکند و به اتحادیه اروپا اجازه خرید تسلیحات برای اوکراین را بدهد، اروپاییها میتوانند خودسازماندهی کرده و نقشی حیاتی در حفظ تلاش دفاعی اوکراین تا لحظهای که ماشین جنگی پوتین ممکن است حدود ۱۸ تا ۲۴ ماه دیگر از توان تهاجمی خود خارج شود، ایفا کنند.
طرح ب اروپا احتمالاً کرملین را از هدف خود باز نخواهد داشت: با توجه به توانایی اثبات شده پوتین برای تحمل درد و ادامه تلاش برای یک پیروزی دستنیافتنی، رهبر روسیه ممکن است به ژنرالها و تیم اقتصادی خود دستور دهد که به سادگی ادامه دهند. دولت او میتواند با کاهش هزینههای آموزش، بهداشت و زیرساختها، همانطور که در طول جنگ انجام داده است، با وخامت اوضاع مالی عمومی مقابله کند. پوتین همچنین آماده است تا در صورت کاهش بیشتر انگیزههای مالی، از ذخایر عمیق نیروی انسانی روسیه به اجبار استفاده کند. در ماه جولای، کرملین اخطاریههای پیشنویس دیجیتال را برای وادار کردن مردان روس بیشتری به ارتش راهاندازی کرد؛ لحظهای که یک استخدام کننده آینده یک اعلان الکترونیکی مبنی بر فراخوانده شدن خود دریافت میکند، مرزهای روسیه به روی او بسته میشود و مجازاتهای مختلفی برای عدم خدمت وجود دارد. کرملین آشکارا در حال آمادهسازی پول و نیرو برای یک جنگ طولانیمدت است که در آن تنها استراتژیاش این است که از نظر نظامی و اقتصادی اوکراین را شکست دهد.
با این حال، اتفاقی که کرملین ظاهراً برای آن برنامهای ندارد این است که روسیه نتواند برتری عظیم خود در نیروی انسانی و مواد را به یک موفقیت قاطع تبدیل کند – همانطور که از زمان آغاز جنگ چنین بوده است. به عبارت دیگر، برنامهای برای این احتمال که خطوط دفاعی اوکراین در نهایت فرو نریزد.