در ۱۸ اوت، حماس پیشنهاد جدیدی برای آتشبس در جنگ غزه را پذیرفت. این توافق که به تازگی توسط مصر و قطر ارائه شده بود و به شدت با پیشنهادهای قبلی ایالات متحده که اسرائیل بدون تأیید از آن حمایت کرده بود، مطابقت داشت، خواستار آزادی ده نفر از ۲۰ اسیر زنده اسرائیلی باقیمانده در ازای یک آتشبس ۶۰ روزه بود. برخلاف پیشنهادهای قبلی مشابه، حماس هیچ تغییری در سند درخواست نکرد و آن را ظرف چند ساعت پذیرفت. تا این لحظه، اسرائیل این پیشنهاد را نپذیرفته است.
بسیاری از ناظران، تأیید فوری حماس را نشانهای از ضعف، اگر نگوییم ناامیدی، تفسیر کردهاند. بر اساس این خوانش، پس از نزدیک به دو سال بمباران و محاصره بیوقفه غزه توسط اسرائیل، ترور رهبران ارشد حماس، و حملات ویرانگر به متحدان این گروه در منطقه، از جمله ایران و حزبالله، گزینههای کمی برای حماس باقی مانده است.
اما پذیرش سریع این توافق توسط حماس ممکن است به همان اندازه که نشانهای از فشار است، یک ترفند استراتژیک نیز باشد. پس از نزدیک به دو سال جنگ، سازمان سیاسی حماس ضربات شدیدی خورده و دامنه نفوذ آن بر غزه جنگزده ضعیف شده است. با این حال، علیرغم ویرانی فزاینده غزه، مبارزان حماس قدرت خود را حفظ کردهاند. از بهار ۲۰۲۵، آنها حملات تهاجمی خود را علیه نیروهای اسرائیلی در سراسر نوار غزه افزایش دادهاند، از جمله یک حمله گسترده به یک پایگاه اسرائیلی در ۲۰ اوت، و عملیاتهای دیگری در ژوئن و ژوئیه که در آن چندین سرباز اسرائیلی کشته شدند. در همین حال، آنها هماهنگی با دیگر گروههای مسلح در غزه را افزایش داده و صفوف خود را تجدید کردهاند، حتی در بحبوحه قحطی گسترده جمعیت. در پشت این انعطافپذیری حماس، تحولی در رویکرد آن به جنگ نهفته است که خطرات را بیشتر کرده و میتواند کمپین جدید و بحثبرانگیز اسرائیل برای تصرف شهر غزه را به فاجعهای نظامی و همچنین بشردوستانه تبدیل کند.
شوک از پایین
برای درک استراتژی بقای حماس، ردیابی چگونگی تحول اهداف آن حیاتی است. زمانی که حماس حملات ۷ اکتبر خود را آغاز کرد، رهبری حماس در غزه فرض را بر این گذاشت که این عملیات به سرعت متحدان را در سراسر منطقه وارد عمل خواهد کرد و باعث قیام جمعی فلسطینیان و حتی افکار عمومی عرب خواهد شد. در اصل، آنها انتظار تکرار ماه مه ۲۰۲۱ را داشتند، زمانی که مصادره خانههای فلسطینیان در بیتالمقدس شرقی توسط اسرائیل، واکنش جمعی بیسابقهای را برانگیخت: فلسطینیان در سراسر کرانه باختری و در شهرهای اسرائیل قیام کردند، حزبالله و دیگر گروههای متحد موشکهایی را از لبنان و سوریه شلیک کردند، و خود حماس نیز بارانی شدید از موشکها را از غزه پرتاب کرد. هدف ۷ اکتبر تکرار این پیوستگی جبههها بود، اما در مقیاسی بسیار بزرگتر.
پس از نزدیک به ۷۰۰ روز جنگ، این اهداف به طرز چشمگیری شکست خوردند. پس از حمله یکجانبه حماس از غزه، فلسطینیان در اسرائیل بسیج نشدند، در حالی که فلسطینیان در کرانه باختری خود را در محاصره سرکوب شدید اسرائیل یافتند. بیشتر متحدان منطقهای حماس در حاشیه ماندند. حزبالله، علیرغم زرادخانه قدرتمند خود در جنوب لبنان، به دنبال مهار، و نه گسترش، درگیری بود؛ سپس، در سپتامبر ۲۰۲۴، تسلیم عملیات پیجر اسرائیل و قطع رهبری خود شد. در دسامبر، سقوط رژیم بشار اسد، مسیرهای حیاتی تأمین نظامی را مسدود کرد.
فروپاشی این جبهههای خارجی با مشکلاتی که حماس در غزه با آن روبرو بود، تشدید شد. پس از نقض آتشبس در مارس ۲۰۲۵، اسرائیل در ابتدا بر بمبارانهای هوایی تمرکز کرد و نفوذهای زمینی را به شدت محدود نگه داشت. عدم درگیری در مراکز شهری، حماس را از ابتکار عمل بازداشت و اغلب آن را به تماشاگر منفعل کشتار فلسطینیان تبدیل کرد. در همین حال، نیروهای اسرائیلی بخشهای بزرگی از نوار غزه را بازپس گرفتند. همراه با قطع کامل کمکها توسط اسرائیل در مارس، حمله جدید رنج و مشقت در غزه را به شدت افزایش داد و مردم غزه شروع به اعتراض علنی علیه حماس کردند.
حماس هماهنگی با دیگر گروههای مسلح را افزایش داده است.
نیروهای حماس در غزه شروع به تغییر رویکرد خود کردند. در ۲۰ آوریل، گروه کوچکی از مبارزان از تونلی در بیت حانون، یک "منطقه حائل" تحت کنترل اسرائیل، کمین کردند. آنها با استفاده از نارنجکهای راکتی و بمبهای کنار جادهای، یک خودروی نظامی اسرائیلی را واژگون کردند، یک سرباز اسرائیلی را کشتند و چندین نفر دیگر را زخمی کردند. از آن زمان، گروههایی از مبارزان اقدامات مشابهی را در سراسر غزه تشدید کردهاند. در ۲۴ ژوئن، مبارزان گردانهای عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، هفت سرباز اسرائیلی را در خان یونس کشتند. در ۷ ژوئیه، دوباره در بیت حانون، گروهی از مبارزان به کاروان تانکها در چند متری مرز حمله کردند و پنج سرباز را کشتند و ۱۴ نفر دیگر را زخمی کردند. در ۱۵ ژوئیه، در منطقه شمالی جبالیا، سه سرباز دیگر در کمین هدف قرار دادن یک تیم مهندسی اسرائیلی که برای پاکسازی جادهها برای نیروهای اسرائیلی فرستاده شده بود، کشته شدند. در ۲۲ ژوئیه، در دیرالبلح، در مرکز نوار غزه، عملیات حماس یک کاروان نظامی اسرائیلی و یک تانک مرکاوا را هدف قرار داد.
در هفتههای اخیر، این حملات فشار جسورانهتر شدهاند. تا اواسط اوت، زمانی که ارتش اسرائیل تهاجمات خود را به مناطق مسکونی از سر گرفت، عملیاتهای تهاجمی حماس در شرق شهر غزه، به ویژه در محلههای تفاح، زیتون و شجاعیه، در حال افزایش بود. گردانهای عزالدین قسام همچنین در جنوب فعال بودهاند، همانطور که حمله غیرمعمول ۲۰ اوت به یک اردوگاه نظامی اسرائیل در خان یونس گواه آن است: حداقل ۱۸ مبارز با نارنجکهای راکتی و مسلسل از فاصله نزدیک به پایگاه حمله کردند. چنین عملیات گستردهای، که مقامات اسرائیلی به این نتیجه رسیدند که ممکن است تلاشی برای به اسارت گرفتن سربازان جدید بوده باشد، به آمادگی، هماهنگی و اطلاعات قابل توجهی نیاز داشته است.
در واقع، این عملیاتها بخشی از یک ارزیابی تاکتیکی توسط حماس است که به دنبال تبدیل اهداف گسترده جنگی اسرائیل به نفع خود بوده است. علیرغم منابع نظامی بسیار قویتر اسرائیل، حماس از پتانسیل جنگ نامتقارن و اراده منحصر به فرد مبارزان خود استفاده کرده است. هنگامی که سربازان اسرائیلی شروع به محدود کردن نفوذهای زمینی در مناطق شهری کردند، مبارزان حماس شروع به جستجو و هدف قرار دادن آنها در "مناطق حائل" کردند. همانطور که مقامات اسرائیلی اذعان کردهاند، حماس توانسته نیروهای خود را در مناطقی که نیروهای اسرائیلی قبلاً "پاکسازی" کرده بودند، بازسازی کند. اکنون، با تصمیم دولت اسرائیل برای تصرف و کنترل بخشهای بزرگی از شهر غزه، نیروهای اسرائیلی باید با جنگ چریکی شهری در زمینی که حماس به خوبی میشناسد، مقابله کنند. این تاکتیکها میتوانند به ویژه در ویرانههای پیچیده شهر غزه، جایی که تصور میشود حماس هنوز شبکه قابل توجهی دارد و نیروهای اسرائیلی تا کنون عمدتاً از تهاجمات بزرگ خودداری کردهاند، مؤثر باشند.

نوعی متفاوت از قدرت
حتی با قطع حمایت خارجی و افزایش فشار بر حماس در غزه، مبارزان آن قدرت شگفتانگیزی از خود نشان دادهاند. توانایی حماس در تجدید نیروی انسانی خود، مدتهاست که از ویژگیهای بارز این گروه بوده است، که سالها توانسته است حتی پس از شکستهای شدید، جایگاه بسیار محکمی در جامعه فلسطین حفظ کند. جنگ کنونی نیز از این قاعده مستثنی نیست. از دست دادن تعداد قابل توجهی از رهبران ارشد – از جمله یحیی سنوار، رهبر کلی حماس در غزه و طراح حملات ۷ اکتبر، محمد ضیف، رهبر شاخه نظامی حماس، و مروان عیسی، معاون فرمانده شاخه نظامی حماس – تأثیر مشهودی بر توانایی جنگی آن نداشته است.
تعداد کل نیروی انسانی گردانهای حماس نامشخص است. در تابستان ۲۰۲۴، منابع اسرائیلی ادعا کردند که حدود ۱۷۰۰۰ شبهنظامی حماس از اکتبر ۲۰۲۳ کشته شدهاند، از جمله "نیمی از رهبری" نظامی حماس. اما طبق یک پایگاه داده طبقهبندی شده که به تازگی توسط گاردین و سازمان خبری اسرائیلی-فلسطینی +۹۷۲ Magazine فاش شده است، تا مه ۲۰۲۵، مقامات اطلاعاتی اسرائیل تخمین زدند که تنها ۸۹۰۰ مبارز نامبرده از حماس و جهاد اسلامی کشته شدهاند. مقامات اطلاعاتی ایالات متحده در ژانویه به این نتیجه رسیدند که حماس ممکن است از زمان آغاز جنگ، ۱۵۰۰۰ مبارز دیگر را به صفوف خود اضافه کرده باشد. مقامات غزه و سازمان ملل بین غیرنظامیان و مبارزان در مجموع تلفات تفاوتی قائل نیستند، اما اگر پایگاه داده اسرائیلی صحیح باشد، به این معنی است که بیش از ۸۰ درصد از ۵۳۰۰۰ نفری که تا مه ۲۰۲۵ کشته شدهاند، غیرنظامی بودهاند.
به طرز متناقضی، تشدید بیامان حملات اسرائیل ممکن است به انعطافپذیری حماس دامن بزند. تا حدی، ناامیدی فزاینده غیرنظامیان غزه، به مخالفت عمومی با حماس دامن زده است. پس از آغاز محاصره کامل کمکها توسط اسرائیل در ماه مارس، مردم غزه در بخش شمالی نوار غزه اعتراضات ضد حماس را آغاز کردند و خواستار ورود فوری کمکها و کنارهگیری حماس از قدرت شدند. واکنش حماس بین اجازه دادن به نارضایتی و سرکوب تظاهرات در نوسان بود. اگرچه حماس همیشه با مخالفت قابل توجهی با حکومت خود در غزه روبرو بوده است، اما اعتراضات عمومی قبلاً نادر بودهاند. ظهور آنها در ماه مارس به نظر میرسد پاسخ مستقیمی به وخامت اوضاع در غزه در بحبوحه قطع کمکها توسط اسرائیل باشد.
مخالفت با حماس همچنین توسط فتح، که کنترل تشکیلات خودگردان فلسطین در رامالله را در دست دارد، تشویق شده است. فتح تلاش کرده تا از خشم مردم غزه بهرهبرداری کند و خود را برای حکومت بر غزه پس از جنگ آماده سازد. در همین حال، اسرائیل استراتژی خود را برای تکهتکه کردن بافت اجتماعی، از جمله با حمایت و مسلح کردن یک شبهنظامی ضد حماس در رفح که توسط یاسر ابوشباب، یک فرد قدرتمند و قاچاقچی مواد مخدر که در اکتبر ۲۰۲۳ از زندان حماس فرار کرده و با فتح نیز ارتباط دارد، پیش برده است. طبق گفته مقامات سازمان ملل و کارکنان کمکهای بینالمللی، شبهنظامیان ابوشباب کاروانهای کمکرسانی را غارت کردهاند. به نظر میرسد هدف این استراتژی این است که مردم غزه را متقاعد کند که حماس غذای آنها را میدزدد – همانطور که مقامات اسرائیلی مدتها بدون ارائه مدرک ادعا کردهاند – و هرج و مرج ایجاد کند. برای اسرائیل، این ممکن است راهی برای تحمیل این ایده باشد که میتواند افراد خود را در موقعیت کنترل و قدرت در نوار غزه قرار دهد، در آمادهسازی برای "روز بعد" در غزه. پس از اینکه مسلح کردن شبهنظامیان توسط اسرائیل در اوایل ژوئن فاش شد، نتانیاهو علناً از این عمل دفاع کرد. او گفت: ("چه اشکالی دارد؟ این جان سربازان ارتش اسرائیل را نجات میدهد.")
با این حال، این رویکرد "تفرقه بینداز و حکومت کن"، همراه با حملات بیامان به غیرنظامیان، مقاومت را در میان مردم عادی غزه که اکنون اسرائیل را عامل جنگی برای نابودی میدانند، ریشهدارتر کرده است. در جنوب غزه، شبهنظامیان ابوشباب به شدت منفور هستند و خانواده خود ابوشباب نیز از او تبری جسته و خواستار مرگ او شدهاند. در همین حال، نشانههایی، از جمله در رسانههای اجتماعی، وجود دارد که تعداد فزایندهای از جوانان فلسطینی بدون آموزش قبلی به گردانهای عزالدین قسام میپیوندند و اقدامات چریکی انجام میدهند. اگرچه بمبارانهای شدید و تقسیم سرزمینی تقریباً تمام نوار غزه، هماهنگی بین گروههای مبارز را که به طور فزایندهای مستقل عمل میکنند، تضعیف کرده است، اما توانایی آنها برای اقدام را از بین نبرده است.
عامل حیاتی دیگر در پایداری حماس، شبکه تونلهای آن است. حتی اکنون، پس از ماهها بمباران شدید و استفاده از فناوریهای پیشرفته، نیروهای اسرائیلی نتوانستهاند بخشهای قابل توجهی از این شهر زیرزمینی را از بین ببرند، که به حماس اجازه میدهد تا گروگانها و زندانیان باقیمانده را پنهان کند، از مبارزان خود محافظت کند، و پایگاههایی برای نظارت و حمله به نیروهای اسرائیلی فراهم کند. ناتوانی اسرائیل در کنترل عمق زمین، ماهیت نامتقارن این درگیری را برجسته میکند، که به طور فزایندهای سیستمهای تسلیحاتی پیچیده و بسیار گرانقیمت، که بسیاری از آنها از کشورهای غربی به دست آمدهاند، را در برابر موشکها، مواد منفجره و تونلهای دستساز و محلی قرار میدهد.
نقاط قوت و ضعف حماس تقریباً برعکس نقاط قوت و ضعف اسرائیل است.
کمینهای اخیر حماس همچنین نگرانیهای فزایندهای را در میان مقامات نظامی اسرائیل ایجاد کرده که سربازان بیشتری ممکن است به اسارت گرفته شوند. در ژوئیه، ارتش دستورالعمل موسوم به هانیبال را اجرا کرد، که مستلزم آن است که ارتش از تمام ابزارهای لازم برای جلوگیری از اسارت سربازان توسط دشمن استفاده کند، حتی اگر چنین استفاده از نیرو منجر به مرگ سربازان شود. در واقع، از ۲۰۵ گروگان و اسیری که از زمان آغاز جنگ آزاد شدهاند، تنها هشت نفر در نتیجه عملیات نجات اسرائیلی-آمریکایی آزاد شدهاند – و این شش نفر در ساختمانهای روی زمین و نه در تونلهای زیرزمینی بودند. در ۸ ژوئن، یک عملیات نظامی اسرائیل برای نجات چهار گروگان از ساختمانی در اردوگاه آوارگان النصیرات در مرکز غزه، منجر به کشتار ۲۷۴ غیرنظامی، از جمله ۶۰ کودک شد.
ناتوانی اسرائیل در نابودی تونلهای حماس به طور فزایندهای به تلاشها برای نابودی هر چیزی که در غزه روی زمین است، منجر شده است. از همان اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل اردوگاههای آوارگان، مدارس و بیمارستانها را با هدف برانگیختن مردم علیه حماس و مجبور کردن به تسلیم، هدف قرار داد. اگرچه این هدف شکست خورد، اما دولت اسرائیل از زمان از سرگیری جنگ در ماه مارس، این استراتژی را دوچندان کرده و ۱۱ هفته قطع کامل کمکها را اعمال کرد، و سپس، از اواخر مه، با ایجاد بنیاد بشردوستانه غزه، کنترل مؤثری بر تحویل کمکها به دست گرفت، که منجر به کشته شدن صدها نفر از مردم غزه توسط نیروهای اسرائیلی در نقاط توزیع کمکهای بشردوستانه شد، که یکی از آنها را یک سرباز ارتش اسرائیل در ماه ژوئن در روزنامه هاآرتص به عنوان "میدان کشتار" توصیف کرد.
حماس مدتهاست که بر بعد فداکارانه پروژه آزادیبخش خود تأکید کرده است، که به آن کمک کرده تا غزه را دوباره به مرکز آرمان فلسطین بازگرداند. برخلاف همتایان خود در سایر مناطق فلسطین، مردم غزه عمدتاً به دلیل حضور تاریخی خود در آنجا به سرزمین خود وابسته نیستند، بلکه به دلیل جایگاه آن به عنوان پناهگاه است. تقریباً تمام مردم غزه نوادگان پناهندگان سال ۱۹۴۸ هستند، زمانی که حدود ۲۵۰ هزار فلسطینی در طول تأسیس اسرائیل از شهرها و روستاهای خود به غزه رانده شدند، و آنها داستانهایی از قتلعامها و سلب مالکیتهای گذشته را نسل به نسل منتقل کردهاند. حماس جنگ کنونی را بخشی از آن سنت میداند. با توجه به محرومیتهای فوقالعاده و کشتار جمعی مردم غیرنظامی غزه در جنگ کنونی، خالد مشعل، رهبر خارجی حماس، غزه را به الجزایر تشبیه کرده است، جایی که استقلال تنها پس از مرگ بیش از یک میلیون غیرنظامی به دست آمد.
منزوی، اما تنها نیست
اگرچه رهبران حماس انتظار داشتند که متحدان منطقهای پس از ۷ اکتبر به آنها بپیوندند، اما از همان ابتدا سازمان حماس در غزه را خودمختار میدانستند. این سازمان برنامهریزی و جزئیات خاص حملات ۷ اکتبر را با سایر اعضای محور به اشتراک نگذاشت و تنها بانی آن بود. در عوض، گردانهای حماس به گروههای شبهنظامی دیگر در غزه که برخی از آنها قبل از ۷ اکتبر نیز تشکیل شده بودند، تکیه کرده و روابط خود را با آنها افزایش دادند. به ویژه، تفاهم دیرینه حماس با جهاد اسلامی اهمیت فراوانی داشته است. در سال ۲۰۲۲، اسرائیل تلاش کرد تا با راهاندازی یک کمپین سنگین انحصاری علیه جهاد اسلامی، این دو گروه را از هم جدا کند. در آن زمان، به نظر میرسید این استراتژی مؤثر واقع شده بود، زیرا حماس سکوت اختیار کرد و بسیاری از مقامات اسرائیلی نتیجه گرفتند که این گروه ضعیف شده است. با نگاهی به گذشته، تصمیم حماس برای دوری از رویارویی سال ۲۰۲۲، به نظر میرسد تقسیم کاری بود که با جهاد اسلامی توافق شده بود – تقسیم کاری که به حماس آزادی عمل بیشتری برای آمادهسازی حملات ۷ اکتبر داد.
از زمان آغاز جنگ، حماس به شدت با جهاد اسلامی متحد باقی مانده است، که تا تابستان امسال یکی از اسیران باقیمانده اسرائیلی، روم براسلاوسکی، را در اختیار داشت. هماهنگی بین شاخههای مسلح این گروهها نیز افزایش یافته است، از جمله در تعدادی از حملات مشترک اخیر در خان یونس. این حملات تا حدی توسط اتاق عملیات مشترک هماهنگ شدهاند، سازمانی که توسط حماس و جهاد اسلامی در سال ۲۰۰۶ ایجاد شد، اما سالها بعد، در طول راهپیمایی بزرگ بازگشت ۲۰۱۸، مجموعهای از اعتراضات مردمی غزه در مرز غزه-اسرائیل، رسماً پدیدار گشت. امروزه، اتاق عملیات مشترک ۱۲ جناح مسلح فلسطینی را گرد هم آورده است – از جمله، در کنار حماس و جهاد اسلامی، سرایا القدس، گردانهای شهدای الاقصی، گردانهای ابوعلی مصطفی، گردانهای مجاهدین و گردانهای عمر القاسم – و به محلی تبدیل شده که بسیاری از تصمیمات مربوط به جنگ و مذاکرات در آن اتخاذ میشود.
در هفتههای اخیر، نشانههایی از فروپاشی این جبهه گسترده دیده میشود. اعضای اتاق عملیات مشترک از حماس خواستهاند که به جنگ پایان دهد. در نشستی با رئیس اطلاعات مصر، برخی از این جناحها نیز از تعلل حماس در رسیدن به آتشبس انتقاد کردند – که ممکن است دلیل تأیید فوری پیشنهاد ۱۸ اوت بدون هیچ گونه اصلاحی توسط حماس باشد. با این حال، این شکافها در ائتلاف، تغییری در عزم گردانها برای مبارزه ایجاد نکرده است. در واقع، در میان جناحها اجماعی وجود دارد که تسلیم یا سازش غیرقابل تصور است.
از دیدگاه اعضای اصلی گردانهای قسام، تنها حملات مستمر به نیروهای اسرائیلی، نتانیاهو را مجبور به موافقت با آتشبس دیگری و پایان دادن به محاصره خواهد کرد. به نظر آنها، فشار نظامی حماس – از جمله شکستهای قابل توجه برای اسرائیل در رفح و جبالیا در نوامبر و دسامبر ۲۰۲۴، و همچنین حملات چاقو در بیت لاهیا و بیت حانون که منجر به کشته شدن چندین سرباز در ژانویه ۲۰۲۵ شد – بود که سرانجام نتانیاهو را وادار به امضای آتشبس مورد حمایت ایالات متحده در اواسط ژانویه کرد. گردانهای قسام با ادامه عملیاتهای بزرگ، امیدوارند فشار بر نتانیاهو، از جمله از سوی ارتش خود او را افزایش دهند. یکی از این موارد، کشتار پنج سرباز اسرائیلی در بیت حانون در ۷ ژوئیه بود که باعث شد برخی شخصیتهای نظامی و سیاسی اسرائیل، هم در جناح راست و هم در اپوزیسیون، دولت را تحت فشار قرار دهند تا به سربازان اجازه بازگشت به اردوگاههایشان را بدهد و تلاشها برای دستیابی به آتشبس را تسریع بخشد.
میان حماس و دشواری
پس از نزدیک به دو سال جنگ، نقاط قوت و ضعف حماس تقریباً برعکس اسرائیل است. در جایی که اسرائیل منابع نظامی فوقالعادهای دارد اما برای یافتن دهها هزار سرباز اضافی مورد نیاز برای حمله گسترده خود به شهر غزه با مشکل مواجه است، حماس، با وجود تلفات سنگین نیروها، به جذب مبارزان جدید ادامه میدهد. در همین حال، با گسترش عملیات حماس، اسرائیل نیز سربازان بیشتری را در میدان از دست میدهد. همچنین با دشواری فزایندهای در جذب نیروهای ذخیره برای انجام وظیفه مواجه است.
پیشنهاد آتشبس ۱۸ اوت جدید نیست. بر اساس پیشنهاد قبلی که توسط استیو ویتکاف، فرستاده دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ارائه شده بود، خواستار خروج کامل نیروهای اسرائیلی است و مانند آتشبس ژانویه، به اسرائیل اجازه میدهد جنگ خود را علیه غزه در پایان دوره ۶۰ روزه از سر بگیرد. حماس نسخههای قبلی این پیشنهاد را حتی قبل از پاسخ خود به پیشنهاد جدید در ۱۸ اوت پذیرفته بود. نتانیاهو به پیشنهادهای آتشبس نه به عنوان مذاکرات، بلکه به عنوان راهی برای دستیابی به آنچه اسرائیل از طریق زور نتوانسته بود، نگاه کرده است. در اواخر اوت، او و دیگر مقامات دولت اسرائیل خواستار یک توافق "همه یا هیچ" شدند که مذاکرهکنندگان گفتهاند دستنیافتنی است.
نتانیاهو اکنون در تلاش است تا نیروهای اسرائیلی را به تونلهای شهر غزه بکشاند، علیرغم مخالفت شدید ارتش اسرائیل. ارتش اعلام کرده است که تصرف ممکن است بیش از یک سال طول بکشد و بسیار خطرناک خواهد بود و ترجیح میدهد قبل از انجام چنین حملهای، از هر فرصتی برای مذاکره استفاده کند. در سال ۲۰۲۴، نتانیاهو و تأسیسات نظامی به دنبال شکست متحدان منطقهای حماس، به ویژه حزبالله در لبنان بودند. اما اکنون، با شکست مداوم ارتش در دستیابی به اهداف اعلام شده خود علیه خود حماس، حملات خود را در لبنان، سوریه و یمن افزایش داده است. با تبلیغ اقدامات خود در این جبهههای دیگر، از جمله علیه ایران در ماه ژوئن، دولت میتواند وضعیت واقعی در غزه را کماهمیت جلوه دهد. به طور فزایندهای، شکاف عظیمی بین تصویری که دولت اسرائیل از درگیری سعی در انتقال آن دارد و واقعیت میدانی پدیدار شده است.