پرتره‌های آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران (سمت راست)، و رهبر فقید روح‌الله خمینی که این ماه در مرکز تهران به نمایش گذاشته شده‌اند. © Morteza Nikoubazl/NurPhoto/Getty Images
پرتره‌های آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران (سمت راست)، و رهبر فقید روح‌الله خمینی که این ماه در مرکز تهران به نمایش گذاشته شده‌اند. © Morteza Nikoubazl/NurPhoto/Getty Images

پس از شوک جنگ، ایرانیان در آرزوی تغییرند

با وجود حال و هوای اولیه همبستگی در زمان جنگ، ایرانیان در سراسر طیف سیاسی بر این باورند که این درگیری آسیب‌پذیری‌های نظام را آشکار کرده است.

ساعاتی پس از بمباران ساختمان صدا و سیمای ایران توسط اسرائیل، عبدالله مومنی، که فعالیت‌های سیاسی‌اش بارها او را به زندان بدنام اوین در تهران کشانده، تماسی از یک مقام ارشد اطلاعاتی ایران دریافت کرد.

در حالی که رهبران ایران متقاعد شده بودند بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در تلاش برای تغییر رژیم است – ترسی که با حمله مرگبار به استودیوهای تلویزیون دولتی تشدید شد – این مقام اطلاعاتی می‌خواست مطمئن شود مومنی از این لحظه برای صدور بیانیه‌های سیاسی سوءاستفاده نخواهد کرد.

او به یاد می‌آورد: «گفتم، آیا من را تهدید می‌کنید؟ من هر کاری را که به نفع کشورم باشد انجام خواهم داد، و اگر می‌خواهید من را دستگیر کنید، بسیار خوب.» اما این مقام اصرار داشت که می‌داند مومنی یک «میهن‌پرست» است و افزود که پس از جنگ «باز خواهیم گشت و وارد گفتگو خواهیم شد.»

این مامور اطلاعاتی نیازی به این تماس نداشت. جنگ اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در ماه ژوئن، به جای اینکه ایرانیان را به قیام علیه رژیم تحریک کند – همانطور که نتانیاهو خواسته بود – به طور موقت جامعه‌ای قطبی‌شده را در مخالفت با یک متجاوز خارجی یکپارچه کرد. مومنی از جمله کسانی بود که تحت تأثیر حس میهن‌پرستی قرار گرفت.

او می‌گوید: «من همیشه درباره اهمیت ایران صحبت می‌کردم، اما هرگز متوجه نشدم که ایران چقدر برایم مهم است.»

حس همبستگی در زمان جنگ، هم رهبری خودکامه را شگفت‌زده کرد و هم در تاریک‌ترین ساعاتش، تقویت حیاتی را به آن بخشید. در طول ۱۲ روز، اسرائیل فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای ارشد ایران را ترور کرد، سامانه‌های پدافند هوایی آن را نابود ساخت و با مداخله کوتاه آمریکا، سایت‌های هسته‌ای اصلی آن را بمباران کرد.

اما با فرو نشستن گرد و غبار، ایرانیان این پرسش را مطرح می‌کنند که رهبرانشان چگونه به حمله‌ای که جمهوری اسلامی را زخمی و درگیر حس اضطراب کرده، پاسخ خواهند داد.

در سراسر شکاف‌های اجتماعی و سیاسی ایران اجماع وجود دارد که این درگیری باید کاتالیزوری برای تغییر باشد، زیرا حمله اسرائیل آسیب‌پذیری‌های سیستمی را آشکار کرد که با نارضایتی داخلی فزاینده و فشار بین‌المللی مواجه است.

با این حال، بحثی که هم در داخل و هم در خارج از نظام در جریان است، درباره مسیری است که رژیم اسلامی در لحظه‌ای که غریزه آن به سمت حفظ خود متمایل است، در پیش خواهد گرفت.

زنان ایرانی بدون حجاب در حال عبور از مغازه‌های بازار بزرگ تهران.
زنان ایرانی بدون حجاب در حال عبور از مغازه‌های بازار بزرگ تهران در اوایل این ماه. یکی از تغییرات قابل مشاهده پس از حملات به ایران، بی‌توجهی مقامات امنیتی به نقض آنچه برای دهه‌ها ستون دست‌نیافتنی از ارزش‌های اصلی جمهوری اسلامی محسوب می‌شد، است. © Atta Kenare/AFP/Getty Images
© Atta Kenare/AFP/Getty Images

محدودیت‌های اجتماعی و ساختار سیاسی

آیا این نظام با کاهش بیشتر برخی محدودیت‌های اجتماعی به دنبال آرام کردن جمعیت ناامید خواهد بود، یا حتی تا آنجا پیش خواهد رفت که تغییراتی را در ساختار سیاسی دولت تئوکراتیک که بر اساس آن رهبر عالی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، حرف آخر را در تمامی تصمیمات مهم سیاست خارجی و داخلی می‌زند، ایجاد کند؟

یا مراکز کلیدی قدرت، به ویژه سپاه پاسداران نخبه، از این فرصت برای پیشبرد یک دولت نظامی‌تر استفاده خواهند کرد که خصومت خود را با غرب و اسرائیل دوچندان کند؟

محمدعلی ابطحی، معاون رئیس‌جمهور سابق و عضو اردوگاه اصلاح‌طلبان که وفادار به جمهوری اسلامی است اما به دنبال تغییر از درون است، می‌گوید: «رهبران ایران در موقعیت دشواری قرار دارند. از یک سو، به کاهش برخی محدودیت‌ها برای حفظ وحدت مردم فکر می‌کنند، اما از سوی دیگر، نگرانند که اگر این محدودیت‌ها را کاهش دهند، ممکن است منجر به فروپاشی رژیم شود.»

«بین مطالبات مردم و نظام ۲۰ سال فاصله وجود دارد. ادغام این دو نیرو یک شبه بسیار دشوار است.»

سیگنال‌های متناقض و مطالبات مردم

تاکنون، سیگنال‌ها متفاوت بوده‌اند، چرا که ابهامی بر کشوری حکمفرماست که نه در صلح است و نه در جنگ.

رژیم با دینامیک‌های داخلی خود و موقعیت تضعیف شده‌اش در منطقه دست و پنجه نرم می‌کند، در حالی که غیرقابل پیش‌بینی بودن رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، و تهدید اسرائیل جسور را نیز در نظر می‌گیرد.

واضح‌ترین نشانه عقب‌نشینی به مردم، کاهش بیشتر در اجرای قانونی بوده که زنان را مجبور به پوشاندن سر با حجاب می‌کرد. این امر تا جایی پیش رفته که تعداد فزاینده‌ای از زنان در تهران حتی زحمت تظاهر به انداختن روسری بر شانه خود را هم نمی‌کشند، در حالی که مقامات امنیتی از نقض آنچه برای دهه‌ها ستون دست‌نیافتنی از ارزش‌های اصلی جمهوری اسلامی محسوب می‌شد، چشم‌پوشی می‌کنند.

اما بسیاری از ایرانیان خواستار تغییرات بسیار بزرگتری بوده‌اند، از جمله آزادی زندانیان سیاسی، نرمش در تسلط ایدئولوژیک و تندرو تلویزیون دولتی، و کاهش محدودیت‌های اینترنتی – اقداماتی که حداقل امیدواری برای اصلاحات معنادارتر را ایجاد می‌کرد.

در عوض، در هفته‌های پس از پایان جنگ، دولت لایحه‌ای را تدوین کرد که به گفته آنها قصد مقابله با «انتشار اخبار جعلی در شبکه‌های اجتماعی» را داشت، اما منتقدان آن را بهانه‌ای برای سرکوب بیشتر استفاده از اینترنت دانستند. این لایحه پس از موجی از انتقادات، توسط دولت پس گرفته شد، که نشان از حساسیت پساجنگ به افکار عمومی دارد.

جداگانه، رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان ماه گذشته در جلسه‌ای با اصلاح‌طلبان گفت که دولتش آماده گفتگو با مخالفان است و اظهار داشت مشکلات کشور «نیاز به گفتگو دارد، نه تقابل.»

در ظاهر، این یک پیشنهاد صلح نادر از سوی یک حکومت خودکامه بود که دهه‌ها سرکوب، زندانی کردن مخالفان و جلوگیری سیستماتیک از تشکیل هرگونه اپوزیسیون ساختاریافته یا جایگزین برای رژیم را نظارت کرده است. اما بیشتر افراد همچنان شکاک هستند.

رژه نیروهای سپاه پاسداران در تهران. یکی از سوالات مطرح شده درباره ایران این است که آیا این واحد نخبه از این فرصت برای پیشبرد یک دولت نظامی‌تر که خصومت خود را با غرب و اسرائیل دوچندان می‌کند، استفاده خواهد کرد؟
نیروهای سپاه پاسداران در ژانویه در تهران رژه می‌روند. یکی از پرسش‌ها درباره ایران این است که آیا این واحد نخبه از این فرصت برای پیشبرد یک دولت نظامی‌تر که خصومت خود را با غرب و اسرائیل دوچندان می‌کند، استفاده خواهد کرد؟ © Morteza Nikoubazl/NurPhoto/Reuters
© Morteza Nikoubazl/NurPhoto/Reuters

تاثیر جنگ بر سپاه پاسداران و دیدگاه‌های متفاوت

مومنی می‌گوید: «اگر قرار بود تغییری در سیاست رخ دهد، ما شاهد رفتار بهتری با زندانیان سیاسی بودیم، اما چیزی ندیده‌ایم. برای تغییر از درون خیلی دیر شده است.»

تجربه خودش دیدگاه او را شکل داده است. به جای «گفتگوهایی» که مقام اطلاعاتی وعده داده بود، مومنی پس از پایان درگیری به دادگاه احضار شد و به توطئه با «اپوزیسیون» متهم گشت، زیرا بیانیه‌ای پس از جنگ را امضا کرده بود که خواستار همه‌پرسی درباره قانون اساسی جدید بود.

این مرد ۴۸ ساله با قرار وثیقه آزاد شد. و در حالی که او مخالف حملات اسرائیل بود، معتقد است که این حملات ضربه شدیدی به جمهوری اسلامی وارد کرده است، زیرا توانایی اسرائیل برای حمله خودسرانه به رژیم و کشتن فرماندهان ارشد در خانه‌هایشان، قدرت‌نمایی دهه‌ها اخیر آن از طریق دستگاه امنیتی‌اش را تضعیف کرده است.

مومنی می‌گوید: «برای ۲۰ سال، به مردم می‌گفتند: 'ما همه این سیاست‌ها را برای امنیت شما انجام داده‌ایم.' اما ما می‌دانستیم که نظام دیگر کارآمد نیست، مشروعیت خود را از دست داده بود، و با این جنگ، تنها چیزی که برایشان باقی مانده بود – امنیت – نیز از دست رفت.»

او یکی از رادیکال‌ترین صداهای علنی مخالف در داخل جمهوری اسلامی است. اما نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی دیرینه بار دیگر به سطح آمده‌اند.

اقتصاد، که تحت فشار تحریم‌های آمریکا قرار دارد، همچنان در وضعیت وخیمی است، با تورمی که در حدود ۳۵ درصد در نوسان است.

بدتر شدن کمبود آب و برق در سه هفته گذشته دو بار باعث شده دولت برای استان تهران، که بیش از ۱۴ میلیون نفر جمعیت دارد، تعطیلات عمومی اعلام کند. و در کشوری که دارای برخی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان است، قطع برق ادارات دولتی را مجبور به تعطیلی در بعدازظهر کرده است.

بسیاری رهبران خود را مقصر مشکلات می‌دانند و به ناکارآمدی، سوءمدیریت و فساد، و همچنین سیاست‌هایی که سال‌هاست خصومت با غرب و اسرائیل را دامن زده‌اند، اشاره می‌کنند.

ابطحی، معاون رئیس‌جمهور سابق، می‌گوید: «هم‌اکنون در جامعه سرزنش‌ها شنیده می‌شود. اصلاح‌طلبان و جامعه مدنی هشدار می‌دادند که به این نقطه [جنگ] خواهیم رسید.»

نمودار تورم شاخص قیمت مصرف‌کننده ایران (درصد) از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵
نمودار تورم شاخص قیمت مصرف‌کننده ایران (درصد) از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵

اقتصاد و نارضایتی عمومی

گلایه‌ها در سراسر تهران شنیده می‌شود – در ادارات، رستوران‌ها و پیچ و خم‌های مغازه‌های بازار تاریخی پایتخت.

علی‌رضا، صاحب یک کافه، معتقد است که هم دولت ایران و هم اسرائیل واکنش ایرانیان را اشتباه برداشت کردند.

او کافه‌اش را در حالی که حملات هوایی اسرائیل در اطراف رخ می‌داد، باز نگه داشت و زمانی که یک پاسگاه پلیس در نزدیکی بمباران شد، او و کارکنانش برای کمک شتافتند. او با توضیح تصمیمش برای ادامه کار با وجود هشدار اسرائیل به ساکنان محله‌اش برای تخلیه، می‌گوید: «نتانیاهو، لعنت به او.» او نیز مانند دیگران مظنون است که رهبر اسرائیل می‌خواست یک قیام مردمی را تحریک کند، در حالی که حتی رهبران ایران نیز از موج ناسیونالیسم شگفت‌زده شدند.

با این حال، او به کاهش حمایت ایدئولوژیک از رژیم اسلامی اشاره می‌کند و همبستگی آشکار در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ را به یاد می‌آورد. در آن زمان، مردم در تشییع جنازه سربازان ازدحام می‌کردند.

علی‌رضا می‌گوید: «در این جنگ اخیر با اسرائیل دیدم که کمتر از ۱۰ نفر در تشییع جنازه یک شهید شرکت کردند.»

این مرد ۳۳ ساله، با وجود وفاداری به خامنه‌ای، از رشوه خواستن پلیس و حضور جناح‌های «متعصب» و «ناکارآمد» در قدرت گلایه می‌کند.

او می‌گوید: «همان تغییری که قبل از جنگ نیاز داشتیم، اکنون نیز پس از جنگ نیاز داریم... این درباره تغییر در طرز فکر است. آنها دیگر به زنان سخت نمی‌گیرند. اما این بار فرق می‌کند. آنها متوجه شده‌اند که مردم انتظار دارند اتفاق بزرگ‌تری بیفتد.»

علی لاریجانی، مقام باسابقه رژیم و مذاکره‌کننده هسته‌ای سابق که اکنون مقام ارشدی در شورای عالی امنیت ملی ایران دارد، در جریان بازدید از بیروت، لبنان، از یک وسیله نقلیه دست تکان می‌دهد.
علی لاریجانی در جریان بازدید از بیروت در اوایل این ماه، از یک وسیله نقلیه دست تکان می‌دهد. ارتقای او به یک پست ارشد در شورای عالی امنیت ملی ایران توسط تحلیلگران به عنوان نشانه‌ای از رویکرد محتاطانه و عملگرایانه رژیم در سیاست داخلی و خارجی تعبیر شده است. © Marwan Naamani/Zuma Press/Reuters
© Marwan Naamani/Zuma Press/Reuters

جانشینی و تغییرات در رهبری

دیگران فراتر می‌روند. یک دانشجوی دانشگاه می‌گوید از کشته شدن فرماندهان سپاه پاسداران توسط اسرائیل خوشحال شده است. او هنوز از سرکوب وحشیانه اعتراضات سال ۲۰۲۲ خشمگین است، که پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت پلیس به دلیل عدم رعایت صحیح حجاب، آغاز شد.

او می‌گوید: «تغییر [از سوی مردم] اتفاق خواهد افتاد اگر رفتار تشکیلات حاکم ادامه یابد.»

کارگران امداد و نجات در تهران در حال جستجو در محل یک ساختمان آسیب دیده پس از حملات اسرائیل به ایران.
کارگران امداد و نجات در تهران در حال جستجو در محل یک ساختمان آسیب دیده پس از حملات اسرائیل در ژوئن. زندگی در پایتخت به ظاهر به حالت عادی قبل از جنگ بازگشته است، اما بسیاری نگرانند که این حمله تنها دور اول بوده است. © Red Crescent Society/West Asia News Agency/Reuters
© Red Crescent Society/West Asia News Agency/Reuters

آینده رهبری و مذاکرات هسته‌ای

بسیاری چیزها به خامنه‌ای بستگی خواهد داشت.

سال‌هاست که سیاست ایران تحت‌الشعاع مسئله جانشینی و اینکه چه کسی جایگزین این مرد ۸۶ ساله خواهد شد که نزدیک به چهار دهه جمهوری را رهبری کرده، قرار دارد.

اکنون جنگ حس فوریت بیشتری به این بحث جانشینی بخشیده است، با این احساس که هر تغییری که پس از مرگ او محتمل بود، ممکن است تسریع یابد.

از نظر سیاسی و اجتماعی، ادامه اداره کشور به این شکل ممکن نیست.

تحلیلگران می‌گوینند دیگر صرفاً مسئله این نیست که چه کسی باید جایگزین او شود، بلکه این است که آیا چنین نقش بسیار قدرتمندی پایدار است یا خیر. اما کمتر کسی معتقد است که مادامی که خامنه‌ای زنده است، تغییر سیاسی قابل توجهی رخ خواهد داد.

او که در طول جنگ مجبور به پنهان شدن بود، از آن زمان کمتر در انظار عمومی ظاهر شده است.

اگرچه او در را به روی امکان از سرگیری مذاکرات هسته‌ای نبسته است، اما خامنه‌ای هرگاه صحبت کرده است، به روحیه ملی‌گرایانه تکیه کرده و خواستار وحدت بین جناح‌های سیاسی رقیب و خشم علیه اسرائیل و غرب شده است.

اما او هیچ اشاره‌ای به اصلاحات سیاسی نکرده است. تنها تغییر کلیدی در رأس ساختار رهبری، انتصاب علی لاریجانی، مقام باسابقه رژیم و مذاکره‌کننده هسته‌ای سابق، به یک پست ارشد در شورای عالی امنیت ملی بوده است.

تحلیلگران ارتقای لاریجانی، یک محافظه‌کار که از نظر سیاسی میانه‌رو محسوب می‌شود، را نشانه‌ای از این تفسیر کردند که رژیم رویکردی محتاطانه و عملگرایانه در قبال سیاست داخلی و خارجی، از جمله هرگونه از سرگیری مذاکرات هسته‌ای با ایالات متحده، در پیش خواهد گرفت.

اما سعید لیلاز، تحلیلگر از اردوگاه اصلاح‌طلبان، می‌گوید که بی‌صبری فزاینده‌ای در داخل نظام وجود دارد، با نگرانی‌هایی که زمان برای تضمین بقای آن در حال اتمام است.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در پشت تریبونی سخنرانی می‌کند در حالی که اعضای کابینه‌اش پشت سر او ایستاده‌اند.
مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در این ماه با اعضای کابینه‌اش پشت سرش، با رسانه‌ها صحبت می‌کند. او گفته است که کشور «به شدت در تنگنا» است و سپس افزود: «آنها [اسرائیل و آمریکا] به ما ضربه زدند؛ اگر ما [سایت‌های هسته‌ای را] بازسازی کنیم، دوباره به ما ضربه خواهند زد.» © Iranian Presidency/Zuma Press/Reuters
© Iranian Presidency/Zuma Press/Reuters

مقاومت و چالش‌های مذاکره

تحلیلگران حتی پیشنهاد می‌کنند که خامنه‌ای ممکن است با فشار فزاینده‌ای از درون نظام حاکم مواجه شود تا نظارت بر جانشینی یا اصلاحات در ساختار رهبری را برای کاهش خطرات بی‌ثباتی بر عهده بگیرد.

لیلاز می‌گوید: «از نظر سیاسی و اجتماعی، ادامه اداره کشور به این شکل ممکن نیست. کاملاً واضح است، ما آب نداریم، گاز نداریم، امیدی به آینده نداریم، پولی برای پرداخت حقوق نداریم.»

او پیش‌بینی می‌کند که گرایش به سمت چیزی که او آن را «بوناپارتیسم» می‌نامد – یعنی دوچندان شدن استبداد، اما با ایدئولوژی کمتر و سیاست‌های اجتماعی و خارجی معتدل‌تر – رخ خواهد داد.

اما تندروها فکر می‌کنند که درس‌های جنگ باید رژیم را متقاعد کند که به دنبال نامزدی باشد که حتی بیشتر نسبت به غرب تندرو باشد.

فؤاد ایزدی، دانشیار مطالعات آمریکایی در دانشگاه تهران که به تندروها نزدیک است، می‌گوید: «آنها می‌خواهند مطمئن شوند که رهبر بعدی کشور را ایمن نگه می‌دارد و به دنبال نامزدی خواهند بود که در این معیار قوی باشد.»

او اشاره می‌کند که نسل جدیدی از فرماندهان تندروتر ممکن است پس از ترور فرماندهان نظامی باسابقه جمهوری توسط اسرائیل ظهور کنند.

ایزدی می‌گوید: «ظرفیت نظامی کمتر است، اما تمایل به استفاده از آن بیشتر است. آنها باید نشان دهند که هزینه جدی خواهد داشت، نه فقط برای اسرائیل بلکه برای آمریکا.»

او رویکرد مشابهی نسبت به از سرگیری مذاکرات هسته‌ای با دولت ترامپ دارد و می‌گوید که کسانی که مخالف مذاکرات بودند، خواستار ارتش قوی‌تر بودند و گفتند که به آمریکا نمی‌توان اعتماد کرد، حق با آنها ثابت شد.

او می‌گوید: «گروه اول [عمل‌گراتر] از سال‌ها مذاکرات خود چیزی به دست نیاوردند. این کاملاً طبیعی است، شما نه تنها لفاظی‌های سخت‌تری خواهید داشت، بلکه ذهنیت سخت‌تری نیز خواهید داشت.»

اما خطر پیگیری خط مشی سخت‌تر این است که جمعیت خسته‌شده از مشکلات اقتصادی و مشتاق خروج از انزوا را بیشتر بیگانه می‌کند.

مومنی می‌گوید: «اگر [رژیم] مشکلات خود را با غرب و آمریکا حل نکند، ممکن است مردم دفعه بعد همبستگی نشان ندهند. این یک وضعیت شکننده است و مردم ممکن است به این نتیجه برسند که آنقدر سرسخت و توتالیتر است که تمایلی به مذاکرات معنادار ندارد.»

تاثیر ترس و بازسازی پس از جنگ

حتی تندروها نیز به نظر می‌رسد می‌پذیرند که رهبری حداقل باید «تحمل» بیشتری نسبت به مردم نشان دهد، زیرا جنگ خطرات ناآرامی‌های اجتماعی در زمان درگیری را به ارمغان آورد.

ایزدی می‌گوید که جنگ به تندروها «بهانه‌ای» داده تا با برخی اصلاحات اجتماعی موافقت کنند و می‌افزاید که آنها «این وحدت را دوست دارند زیرا می‌دانند که ایده پشت حمله، تغییر رژیم بوده است.»

برای اثبات دیدگاه خود، او به زنی اشاره می‌کند که در کافه‌ای حجاب بر سر ندارد.

ایزدی می‌گوید: «شما [محافظه‌کاران] دیگر به او به عنوان کسی که قانون اسلامی را رعایت نمی‌کند نگاه نمی‌کنید، بلکه به او به عنوان یک ایرانی که مورد حمله قرار گرفته نگاه می‌کنید. احساس مسئولیت می‌کنید که از او محافظت کنید.»

اما عامل دیگری نیز وجود دارد که محافظه‌کاران سیاسی شرط می‌بندند که جامعه را متحد نگه خواهد داشت: ترس.

مدت‌هاست این حس وجود دارد که ایرانیان، به ویژه طبقه متوسط، از آشوب‌های عمومی و آنچه ممکن است پس از آن رخ دهد، نگران هستند. ویرانی‌های سوریه پس از تبدیل شدن قیام مردمی علیه رژیم اسد به جنگ داخلی، به وضوح در اذهان آنهاست.

اکنون، حمله اسرائیل لایه جدیدی از ترس را اضافه کرده است – اینکه ایران در جنگی برای بقای خود گرفتار شده است. ایزدی می‌گوید: «تا زمانی که مردم احساس خطر کنند، این امر عمر جمهوری اسلامی را طولانی‌تر خواهد کرد.»

زندگی در تهران به ظاهر به حالت عادی قبل از جنگ بازگشته است، خیابان‌ها مملو از ماشین‌ها، کافه‌ها و رستوران‌ها پر از مشتریان هستند.

کار تعمیر خسارات ناشی از حملات هوایی اسرائیل آغاز شده است؛ دیوارهای ورودی زندان اوین که بمباران شده بود، بازسازی شده و زندانیان سیاسی به سلول‌های خود بازگشته‌اند؛ داربست‌هایی در اطراف یک ساختمان آپارتمانی چندطبقه که طبقه پنت‌هاوس آن – خانه علی شمخانی، مقام ارشد رژیم – تخریب شده بود، برپا شده است؛ و پرچم‌های بزرگ ایران از ساختمان‌های چندطبقه آویزان شده‌اند که محل‌های بمباران را نشان می‌دهند.

با این حال، بسیاری نگرانند که حمله ماه ژوئن تنها دور اول بوده است. دیپلمات‌های غربی می‌گویند، اگرچه حملات اسرائیل و آمریکا آسیب جدی به تاسیسات هسته‌ای ایران وارد کرد، اما برنامه هسته‌ای آن از بین نرفته است.

ایران می‌گوید قابلیت غنی‌سازی اورانیوم را حفظ کرده و اصرار دارد که هنوز حق انجام این کار را دارد، و تصمیم ترامپ برای حمایت از جنگ اسرائیل در زمانی که تهران در حال مذاکره با آمریکا بود، موضع رژیم را در مورد از سرگیری مذاکرات با واشنگتن برای حل بن‌بست هسته‌ای سخت‌تر کرده است.

پیامدهای متناقض و آینده نامعلوم

همانند سیاست داخلی، پیام‌های تهران نیز متناقض است.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، می‌گوید که ایران همچنان آماده گفتگو است، اما تنها در صورتی که ایالات متحده اطمینان دهد که هیچ حمله نظامی در طول مذاکرات صورت نخواهد گرفت. او به فایننشال تایمز گفت که تهران همچنین می‌خواهد دولت ترامپ با جبران خسارات جنگی ایران موافقت کند – ایده‌ای که واشنگتن به سرعت آن را «مضحک» دانست.

خواسته‌های ایران نشان‌دهنده تمایل رژیم به نمایش سرکشی پس از ضربه‌ای است که خورده، اما همچنین نشان‌دهنده مقاومت فزاینده در بخش‌هایی از حاکمیت است که مخالف بازگشت به مذاکرات با ترامپ هستند؛ کسی که بن‌بست هسته‌ای را در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش با ترک توافق ۲۰۱۵ تهران با قدرت‌های جهانی آغاز کرد.

عراقچی می‌گوید: «مردم به من می‌گوینند: 'دیگر وقت خود را تلف نکنید، فریب آنها را نخورید.'»

اما تحلیلگران و دیپلمات‌ها می‌گویند، هرچه راه حل دیپلماتیک بیشتر به تعویق بیفتد، خطر دور دیگری از درگیری بیشتر می‌شود.

یک دیپلمات غربی می‌گوید: «ممکن است دور دیگری [از درگیری] وجود داشته باشد، زیرا عملیات نظامی هیچ چیز را حل نکرده است. بحث در مورد میزان خسارت جدی به تاسیسات هسته‌ای وجود دارد، اما این میزان آسیب آنقدر نیست که برنامه نابود شود.»

پزشکیان که سال گذشته به عنوان اولین رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب ایران در دو دهه اخیر انتخاب شد، معضلات رژیم را به صراحت بیان کرده است.

در پایان ماه گذشته، او گفت که دولت «به شدت در تنگنا» است و ابراز تاسف کرد که دولت او گرفتار بلایی پشت بلا شده است.

«به محض اینکه به ثباتی می‌رسیم، فاجعه بعدی فرا می‌رسد.»

ده روز بعد، او به فشارهای تندروها که مخالف گفتگو با آمریکا بودند، اشاره کرد.

او در جمعی از رسانه‌های ایرانی گفت: «نمی‌خواهید مذاکره کنید؟ بسیار خوب. به جای آن چه خواهید کرد؟ می‌خواهید بجنگید؟ آنها [اسرائیل و آمریکا] به ما ضربه زدند؛ اگر ما [سایت‌های هسته‌ای را] بازسازی کنیم، دوباره به ما ضربه خواهند زد. کسی باید بگوید چه باید کرد. این مسائل را نمی‌توان با احساسات حل کرد.»