سیاست ایران به گذشته بازمیگردد. بریتانیا، فرانسه و آلمان پس از سالها تهدید به فعالسازی «بند بازگشت تحریمها» (snapback provision) در واکنش به سرپیچی هستهای ایران، این بند را فعال کردند. این اقدام تا پایان ماه سپتامبر قطعنامههای تحریمی سازمان ملل را که بخشی از توافق سال ۲۰۱۵ بودند، دوباره به اجرا در خواهد آورد.
روی کاغذ، این اقدام خوب به نظر میرسد. اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، ابزارهای قدرتمندی را برای ایالات متحده فراهم خواهد کرد تا با بازگرداندن تحریمها علیه بانکداری، کشتیرانی، نفت و تسلیحات ایران، این کشور را منزوی کند. اما این نتیجه تضمین شده نیست. حصول آن نیازمند تلاش سخت دولت ترامپ خواهد بود که به احتمال زیاد با مخالفت تهران، پکن و مسکو روبرو میشود.
اروپاییها اکنون بند بازگشت تحریمها را فعال کردهاند، زیرا قرار است مکانیسم آن در ماه اکتبر منقضی شود. این اقدام در حالی صورت میگیرد که ایران با یک تصمیم حیاتی روبروست: آیا به دنبال دستیابی به سلاح هستهای ادامه دهد یا پوچ بودن این کار را پذیرفته و رویکرد آشتیجویانهتری را در پیش گیرد. گسترش هستهای ایران از زمان خروج ایالات متحده از توافق در سال ۲۰۱۸ به وضوح نشان داده است که اعمال مجدد تحریمها ضروری است. در سال ۲۰۱۵، مذاکرهکنندگان آمریکا و اروپا فرض کردند که ایران در توافق تقلب خواهد کرد و از این رو فرآیند فعالسازی مکانیسم بازگشت تحریمها را ساده طراحی کردند. اما اجرای تحریمها برای مهار جاهطلبیهای هستهای ایران به این سادگی نخواهد بود.
مکانیسم بازگشت تحریمها برای توافق هستهای ایران طراحی شده بود. در نتیجه، استفاده از آن جدید است. کشورها به اجرای قطعنامههای سازمان ملل عادت دارند، اما ممکن است از نحوه واکنش به بازگشت تحریمها نامطمئن باشند، به ویژه در حالی که ایران، روسیه و چین تلاش میکنند مشروعیت این اقدام را زیر سوال ببرند. به جای صرفاً فرض بر اینکه کشورهای دیگر تحریمهای غیرفعال ایران را دوباره اجرا خواهند کرد، ایالات متحده و اروپا باید رهبری را بر عهده بگیرند. آنها میتوانند با راهاندازی یک کمپین دیپلماتیک شروع کنند که به کشورهای دیگر توضیح دهد مکانیسم بازگشت تحریمها چگونه عمل میکند، در حالی که راهنمایی و پشتیبانی را برای کشورها در تلاش برای اجرای تحریمها ارائه میدهند.
هنگامی که تحریمهای سازمان ملل دوباره به اجرا درآیند، ایالات متحده و شرکایش باید بر اجرای آنها نظارت کنند؛ با مشاوره دادن به کشورها در مورد مشکلات عملی مرتبط با اجرای تحریمها، مانند تعاریف فناوریها و اجزای کلیدی که تحت محدودیت هستند. ایالات متحده و کشورهای اروپایی همچنین باید برای شرکتها، بانکها و سایر ارائهدهندگان خدماتی که تحریمهای بازگردانده شده و الزامات کنترل صادرات را نقض میکنند، تهدید به جریمه کنند. در گذشته، چنین گامهایی معمولاً بخشی از مأموریت سازمان ملل هنگام اعمال تحریمها بود، اما اکنون بعید است چنین باشد. روسیه و چین به احتمال زیاد هرگونه تلاش سازمان ملل برای تشکیل یک کمیته تحریمهای مؤثر یا هیئت کارشناسی برای گزارش تخلفات را مسدود خواهند کرد. این وظیفه واشنگتن و شرکایش خواهد بود که این نقشها را ایفا کرده و از فرار از تحریمها جلوگیری کنند.
حملات ماه ژوئن آمریکا و اسرائیل به ایران، این تلاش را مهمتر میکند، نه کمتر. از آنجایی که ایران ممکن است به دنبال بازسازی برنامههای هستهای و موشکی خود از ویرانهها باشد، تحریمهای مربوط به اشاعه و کنترل صادرات امروز به همان اندازه که در ابتدا تصویب شدند، اهمیت دارند. برای راهاندازی مجدد تلاشهای بازسازی، ایران به قطعات، مواد اولیه و کمک نیاز دارد. کشورهایی که در نظارت بر این کنترلها سست شدهاند، ممکن است به راهنمایی – و ترغیب – نیاز داشته باشند تا تشخیص دهند ایران در پی تهیه چه چیزهایی است، تلاشهای قاچاق را شناسایی کرده و از آنها جلوگیری کنند.
این تلاشها در صورتی معتبرتر خواهند بود که ایالات متحده خانه خود را سامان دهد. واشنگتن مدتهاست که نسبت به افزایش مداوم صادرات نفت ایران به سطوح پیش از تحریمها بیتوجه بوده است. با وجود سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران در دوره اول ریاست جمهوریاش، پرزیدنت ترامپ از زمان بازگشت به قدرت در مورد تحریمهای اقتصادی دوپهلو بوده و حتی گاهی اوقات به نظر میرسید آماده است تا تجارت با ایران را با نقض تحریمهای آمریکا نادیده بگیرد. آقای ترامپ باید در مورد انتظارات ایالات متحده در خصوص اجرای تحریمها شفافتر باشد و گامهایی برای نشان دادن جدیت خود بردارد.
این امر مستلزم آن است که واشنگتن علیه بزرگترین خریدار نفت ایران – چین – اقدام قاطع کند و احتمالاً با شرکای تجاری ایالات متحده نیز سختگیرانه برخورد کند. شرکای منطقهای آمریکا مانند امارات متحده عربی مراکز مالی و قطبهای ترانزیت جهانی هستند و در سالهای اخیر روابط خود را با ایران بهبود بخشیدهاند. ایالات متحده ممکن است نیاز به تعامل با هند نیز داشته باشد، با توجه به نقش احتمالی آن به عنوان تأمینکننده مواد اولیه یا قطعات و یک نقطه کلیدی در کریدورهای کشتیرانی منطقهای. در حالی که ایالات متحده درگیر اختلافات تجاری با این کشورهاست، برای آقای ترامپ دشوارتر خواهد بود که آنها را متقاعد کند تا به اجرای تحریمها علیه ایران کمک کنند. دولت باید اولویتهای متضاد خود را بسنجد.
شاید مهمتر از همه، ایالات متحده باید با روسیه و چین مقابله کند، هر دو کشوری که احتمالاً با اجرای مکانیسم بازگشت تحریمها مخالفت کرده و استدلال خواهند کرد که تلاشها برای اجرای آن نامشروع هستند. دولت ترامپ به تهران اجازه داده است تا در مذاکرات با مسکو و پکن از دستور کار خارج شود، یا به دلیل اینکه مسائل دیگری مانند تجارت و اوکراین آن را تحتالشعاع قرار دادهاند یا به دلیل دیدگاه اشتباهی که حملات نظامی ژوئن مسئله را حل کرده است.
نحوه مدیریت این مکانیسم توسط دولت، آزمونی برای رهبری جهانی و صلاحیت بوروکراتیک آن خواهد بود. مدیریت موفق آن مستلزم کارهای کماهمیت اما ضروری شامل اقدامهای دیپلماتیک، نظارت و اجرای تحریمها و اعمال فوری مجازاتهاست. اگر آقای ترامپ میخواهد دستاوردهای خود در ایران پایدار بمانند، این آزمونی است که او باید از آن سربلند بیرون آید.
آقای سینگ مدیر عامل و آقای نفئو همکار وابسته در موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک هستند.