اعتبار عکس: پیت ماروویچ برای نیویورک تایمز
اعتبار عکس: پیت ماروویچ برای نیویورک تایمز

تلاش‌های ترامپ برای سانسور را شمردم. آنچه یافتم این است.

رئیس‌جمهور ترامپ در مقابل کاخ سفید در حال صحبت با خبرنگاران است.
اعتبار عکس: پیت ماروویچ برای نیویورک تایمز
پیت ماروویچ برای نیویورک تایمز

«ما آزادی بیان را سلب کردیم.»

این بخشی از توضیحات رئیس‌جمهور ترامپ در ماه اکتبر درباره فرمان اجرایی او بود که ادعا می‌کند سوزاندن پرچم آمریکا را جرم‌انگاری می‌کند. اگرچه سخنان او از نظر قانونی توجیهی ندارند، اما به طور ناخواسته بسیاری از تلاش‌های او برای سرکوب مخالفت در ۱۱ ماه گذشته را فشرده می‌کنند.

از زمان بازگشت به قدرت، آقای ترامپ و دولت او تلاش کرده‌اند تا متمم اول قانون اساسی را تضعیف کنند، اطلاعاتی را که او و حامیانش دوست ندارند، سرکوب کنند و بخش‌هایی از نهادهای آکادمیک، حقوقی و خصوصی را از طریق شکایت و اجبار فلج کنند – یا همانطور که متحدش، استیو بنن، ممکن است بگوید، «منطقه را از اطلاعات اشباع کنند».

برخی از این نمونه‌ها به خوبی شناخته شده‌اند، مانند زمانی که ABC برای مدت کوتاهی جیمی کیمل را از آنتن حذف کرد، پس از آنکه برندان کار، رئیس کمیسیون ارتباطات فدرال، به اشاره‌ای در یکی از مونولوگ‌های آقای کیمل درباره قتل چارلی کرک اعتراض کرد. نمونه‌های دیگر کمتر مورد توجه قرار گرفتند، اما به شمارش من، امسال حدود ۲۰۰ مورد از تلاش‌های دولت برای سانسور وجود داشت که تقریباً همه آنها را در یک گزارش جدید تشریح کرده‌ام.

نقشه ترامپ تصادفی نیست. این نقشه چندین روش حمله تکراری را به کار می‌گیرد.

رئیس‌جمهور سعی کرده است مطبوعات را مرعوب کند. دولت او خبرنگاران آسوشیتدپرس را از بخش‌های خاصی از کاخ سفید و ایر فورس وان ممنوع کرد، زیرا این خبرگزاری به جای واژه مورد علاقه ترامپ، «خلیج آمریکا»، از عبارت «خلیج مکزیک» استفاده می‌کند. این دولت تلاش کرد و نتوانست برخی از بزرگترین سازمان‌های خبری کشور را مجبور به پذیرش محدودیت‌هایی در پوشش پنتاگون کند. او گفته است پوشش انتقادی از ابتکارات او «واقعاً غیرقانونی» است.

ماریو گِوارا، روزنامه‌نگاری از السالوادور، در حین گزارش از اعتراضات «نه به پادشاهان» (No Kings) در جورجیا دستگیر شد؛ او برای بیش از سه ماه بازداشت بود، سپس اخراج شد. در جلسه‌ای در دفتر بیضی شکل بین آقای ترامپ و ولیعهد محمد بن سلمان از عربستان سعودی، مری بروس، خبرنگار ABC نیوز، درباره قتل روزنامه‌نگار سعودی، جمال خاشقجی، و پرونده‌های جفری اپستاین پرسید. آقای ترامپ در پاسخ، او را طولانی مدت سرزنش کرد و در یک نقطه یکی از سوالات او را «توهین‌آمیز» توصیف کرد – توصیفی که مفهوم کامل آزادی مطبوعات را زیر سوال می‌برد.

دولت از وضعیت مهاجرت برای سرکوب بیان سیاسی استفاده کرده است. در ماه مارس، محمود خلیل، دارنده گرین کارت و از رهبران تظاهرات طرفدار فلسطین در دانشگاه کلمبیا، توسط مقامات مهاجرت دستگیر و برای چندین ماه بازداشت شد. در همان ماه، رومیصا اوزتورک، دارنده ویزای دانشجویی، توسط مقامات مهاجرت دستگیر و برای چندین هفته بازداشت شد، ظاهراً به این دلیل که او یکی از نویسندگان مقاله‌ای بود که از دانشگاه تافتس به دلیل واکنش آن به جنگ اسرائیل و حماس انتقاد می‌کرد.

به نظر می‌رسد تقریباً هیچ کس از تلاش‌های دولت برای خاموش کردن دیدگاه‌ها یا تصمیماتی که با دستور کار آقای ترامپ در تضاد هستند، در امان نیست: پس از آنکه قاضی دادگاه فدرال، جیمز بوسبرگ، در پرونده‌ای مربوط به اخراج ونزوئلایی‌ها به السالوادور، علیه دولت رای داد، آقای ترامپ خواستار استیضاح قاضی شد. یک کارآموز از آکادمی اف‌بی‌آی اخراج شد، ظاهراً به دلیل نمایش پرچم دگرباشان جنسی (LGBTQ). اف‌بی‌آی همچنین ظاهراً مامورانی را به دلیل زانو زدن در اعتراضات جورج فلوید اخراج کرده است.

در یک کنفرانس خبری در تامپا، فلوریدا، کریستی نوئم، وزیر امنیت داخلی، اظهار داشت که فیلم‌برداری از افسران اداره مهاجرت و گمرک (ICE) در حین انجام وظیفه، به منزله خشونت است. در لس‌آنجلس، سناتور الکس پادیلا، دموکرات کالیفرنیا، پس از مداخله در یک کنفرانس خبری که توسط خانم نوئم برگزار شده بود، به زمین افتاده و دستبند زده شد.

فقط در چند روز گذشته، دولت یک عضو سابق کمیسیون اروپا و چهار محقق اروپایی را از ورود به ایالات متحده ممنوع کرده است، با این ادعا که تلاش‌های آن‌ها برای مبارزه با اطلاعات نادرست و نفرت‌پراکنی آنلاین به منزله سانسور آمریکایی‌ها است.

رئیس‌جمهور گارد ملی را در لس‌آنجلس فدرالیزه و مستقر کرد؛ دادگاه تجدیدنظر فدرال تشخیص داد که دولت او استقرار این نیروها را به طور غیرقانونی طولانی کرده بود. او به طور مشابه گارد ملی را به منطقه شیکاگو فرستاد – اقدامی که دیوان عالی کشور، فعلاً، آن را متوقف کرده است.

به عنوان بخشی از جنگ دولت علیه آنچه «وُکنِس» (wokeness) نامیده می‌شود، صدها کلمه را با هدف محدود کردن استفاده از آن‌ها شناسایی کرده است. آقای ترامپ یک فرمان اجرایی صادر کرد که به کارکنان پارک‌ها و موزه‌های ملی دستور می‌دهد محتوایی را که به گفته او، آمریکا را «به شکلی منفی» به تصویر می‌کشد، حذف کنند. تنها دو روز پس از روز تحلیف، رئیس ستاد وزارت دادگستری یادداشتی ارسال کرد که در آن خواستار «توقف دعوی حقوقی» در بخش حقوق مدنی وزارتخانه شد.

دو تن از مخالفان سیاسی ترامپ – جیمز کومی، مدیر سابق اف‌بی‌آی، و لتیتیا جیمز، دادستان کل نیویورک – به طور جنایی متهم شدند (در پرونده‌هایی که اکنون هر دو مختومه شده‌اند) که دیدن آن‌ها به جز به عنوان پیگردهای انتقامی دشوار بود. چند روز پس از آغاز دوره ریاست‌جمهوری‌اش، رئیس‌جمهور بیش از ده‌ها بازرس کل را از آژانس‌های مختلف دولتی فدرال اخراج کرد.

برخی از بزرگترین شرکت‌های حقوقی کشور – از جمله «پاول، وایس» (Paul, Weiss) و «کرکلند اند الیس» (Kirkland & Ellis) – تحت فشار ریاست‌جمهوری تسلیم شده و قراردادهایی را امضا کرده‌اند که طبق آن توافق می‌کنند کارهای داوطلبانه را برای اهدافی که دولت دیکته می‌کند، انجام دهند. چندین دانشگاه معتبر نیز به توافقاتی تن دادند که در آن‌ها متعهد شدند سیاست‌های خاصی را تغییر دهند و در برخی موارد، میلیون‌ها دلار جریمه بپردازند.

آقای ترامپ از پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به دلیل سیاست‌های تعدیل محتوایشان – به عبارت دیگر، تصمیمات مربوط به آزادی بیان – شکایت کرده است که منجر به تسلیم متا (Meta)، ایکس (X) و یوتیوب (YouTube) از طریق تسویه‌حساب‌هایی به مبلغ کلی حدود ۶۰ میلیون دلار شد.

این نمونه‌ها تنها بخش کوچکی از کارزار بی‌امان دولت برای خفه کردن مخالفت‌ها هستند. نکته مهمی که باید تشخیص داد این است که این تلاش‌ها از نظر تکرار و حجم با هم کار می‌کنند: حتی فجیع‌ترین موارد نیز به سرعت از آگاهی عمومی محو می‌شوند، و به این ترتیب، به وضوح قصد دارند ما را غرق کرده و وادار کنند تا قبل از اعمال حقوقمان، دوباره فکر کنیم.

در طول یک سال گذشته، اقدامات فردی و جمعی مقاومت، قدرت کارزار سانسور ترامپ را کاهش داده و به کاهش نرخ تایید او کمک کرده است. بدون شک، آمریکایی‌های بیشتری قدرت‌طلبی بیش از حد او را رد می‌کنند.

اما حقوق قانون اساسی و هنجارهای دموکراتیک یک‌باره از بین نمی‌روند؛ آن‌ها به آرامی فرسایش می‌یابند. سه سال آینده نیازمند دفاعی هوشیارانه از آزادی بیان و بحث آزاد خواهد بود.