عکس از تام برنر / گتی
عکس از تام برنر / گتی

دوران طلایی هولناک دونالد ترامپ

ارزیابی آسیب‌های اولین سال بازگشت رئیس‌جمهور به کاخ سفید.

عکسی از دونالد ترامپ به صورت سیلوئت با پوششی قرمز و آبی.
عکس از تام برنر / گتی
تام برنر / گتی

هر چقدر هم انتظارات یک نفر برای سال ۲۰۲۵ پایین بود، چشمگیرترین نکته در مورد سالی که دونالد ترامپ دوباره رئیس‌جمهور شد، این است که اوضاع چقدر بدتر از حد انتظار رقم خورد.

آیا پیش‌بینی می‌کردیم که ترامپ به دفتر خود بازگردد و بخواهد مانند یک پادشاه حکمرانی کند، غرق در انتقام‌جویی و تلافی، و تشویق‌شده توسط چاپلوسان و بله‌قربان‌گوهایی که تضمین می‌کنند او با محدودیت‌های کمتری نسبت به دوره اول خود مواجه شود؟ بله، اما اکنون می‌دانیم که آماده شدن برای بدترین‌ها، ناگزیر بودن درد را کمتر نمی‌کند. در آینده، مورخان برای توصیف آن احساس خاصِ این دوران ترامپ، یعنی آماده بودن برای اتفاقات بد، دیوانه‌وار و مختل‌کننده‌ای که او انجام خواهد داد، و در عین حال کاملاً و مطلقاً شوکه شدن از آن‌ها، تلاش خواهند کرد.

فهرست جزئی از وحشت‌های سال ۲۰۲۵ که حتی باهوش‌ترین ناظر ترامپ نیز نمی‌توانست ادعا کند که کاملاً پیش‌بینی کرده بود: از بین بردن تحقیقات سرطان به بهانه پاکسازی برنامه‌های تنوع از دانشگاه‌های کشور. بستن درها به روی پناهندگان – به جز آفریکانرهای سفیدپوست از آفریقای جنوبی. توانمند ساختن ثروتمندترین مرد جهان برای قطع بودجه فقیرترین کودکان جهان. استقبال از ولادیمیر پوتین با فرش قرمز در یک پایگاه نیروی هوایی آمریکا. تخریب بال شرقی کاخ سفید، بدون هشدار، در یک صبح اکتبر. راندن تقریباً تمام کانادا از خود.

ممکن است فهرست شما با مال من متفاوت باشد. گزینه‌های بسیار زیادی برای انتخاب وجود دارد. و این نکته اصلی است.

اما بزرگترین ناامیدی سال ۲۰۲۵ شاید نه کارهایی که ترامپ انجام داد، بلکه این باشد که چقدر بسیاری اجازه دادند این اتفاق بیفتد. ترامپ همیشه آینه‌ای برای روح دیگران، و اشعه ایکسی برای نشان دادن ناکارآمدی آمریکا بوده است. اگر این یک آزمون بود، تعداد نمرات مردودی بیش از آن بود که تصور می‌کردیم.

در اولین روز از دوره دوم ریاست جمهوری خود، رئیس‌جمهور بیش از هزار و پانصد شورشگر خشن را که در ۶ ژانویه ۲۰۲۱ به ساختمان کنگره آمریکا حمله کرده بودند تا شکست ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ را لغو کنند، عفو کرد. حتی معاون رئیس‌جمهورش، جی. دی. ونس، گفته بود که این چیزی است که "بدیهی است" نباید اتفاق می‌افتاد؛ سوزی وایلز، رئیس دفتر ترامپ، بعدها اعتراف کرد که او را متقاعد کرده بود که تا این حد پیش نرود. اما ترامپ گوش نکرد. او آمریکا را آگاه می‌ساخت. اولین رسوایی پیش‌نمایشی از آنچه در راه بود، بود: اگر انتخابی در کار بود، او همواره شوکه‌کننده‌ترین، مخرب‌ترین یا فاسدترین گزینه را انتخاب می‌کرد. و چه کسی قرار بود جلوی او را بگیرد؟

به همین دلیل است که هر سوگنامه برای سال ۲۰۲۵ نیازمند اشاره ویژه‌ای به کسانی است که تسلیم بزدلانه آن‌ها در برابر ترامپ ممکن است یکی از بزرگترین شگفتی‌های بد سال بوده باشد — شرکای مدیریتی شرکت‌های حقوقی و مدیران اجرایی شرکت‌ها و غول‌های فناوری که تصمیم گرفتند به رئیس‌جمهور باج دهند تا اینکه از حاکمیت قانونی که موفقیت بزرگشان را در وهله اول ممکن ساخته بود، دفاع کنند. هشت سال پیش، داستان اولین سال از دوره اول ترامپ، مبارزه جناح عقب‌نشین بر سر کنترل حزب جمهوری‌خواه بود؛ این بار، با پیروزی ترامپ در نبرد برای حزب جمهوری‌خواه از مدت‌ها پیش، او تصرف خصمانه خود را فراتر از قلمرو سیاست‌های حزبی گسترش داده است، و چشم‌اندازی از قدرت شخصی نفس‌گیر را پیش می‌برد که در آن رئیس‌جمهور مدعی حق تعیین هر چیزی است، از آنچه در اخبار شبانه پخش می‌شود تا نام مکان‌ها در نقشه‌هایمان، تا اینکه کدام قوانین تصویب شده توسط کنگره باید رعایت شوند و کدام را می‌توان نادیده گرفت.

فقط یک سال پیش، هنوز ممکن بود مسیر متفاوتی برای دوره دوم ترامپ متصور شویم – تصور کنیم که گرچه خود رئیس‌جمهور ممکن است واقعاً قصد اجرای رادیکال‌ترین برنامه‌هایش را داشته باشد، اما نیروهای قوی در جامعه برای مقاومت در برابر او وجود دارند. رهبران جمهوری‌خواه در کنگره و اکثریت محافظه‌کار منصوب‌شده توسط ترامپ در دیوان عالی ممکن است هنوز چیزی غیر از خدمتکاران مشتاق فروپاشی دموکراسی از آب درآیند، اما تاکنون در این امر ناکام مانده‌اند. اختلالات سال گذشته به همان اندازه کار آن‌هاست که کار ترامپ؛ بدون رضایت خاموش آن‌ها، هرچند که گاهی منفعل یا ناخواسته بوده است، بسیاری از افراطی‌ترین اقدامات ترامپ ممکن نبود. کافی است به سناتور بیل کسیدی از لوئیزیانا فکر کنید، یک پزشک که از "تضمین‌هایی" که از رابرت اف. کندی جونیور، نامزد ترامپ مخالف واکسن برای پست وزیر بهداشت و خدمات انسانی، گرفته بود، بسیار سخن گفت. کندی رأی تأیید خود را به دست آورد، سپس تعهداتی را که برای رسیدن به آن داده بود، زیر پا گذاشت. کسیدی، طبق سنت سنا، از آن زمان به شدت نگران بوده است.

و بنابراین ترامپ در کاخ سفید نشسته است، تا حد زیادی بدون نظارت، حملات جنون‌آمیز خود به "دولت پنهان" را ساعت‌ها در روز به صورت زنده پخش می‌کند، امپراتوری دیوانه و نمونه که درباریانش او را ستایش خواهند کرد، مهم نیست چقدر چاق، زشت یا برهنه از آب درآید. او به مدیر کلان-خرد ملی ما تبدیل شده است، یک لحظه اقتصاد جهانی را با اعتقادی الهیاتی به جادوی تعرفه‌ها بازسازی می‌کند، لحظه بعد مرکز کندی را به نام خود تغییر نام می‌دهد؛ او همه جا در یک زمان است، دستور تعقیب قضایی دشمنان سیاسی‌اش را در شبکه‌های اجتماعی خود می‌دهد، شخصاً از مدیران عامل و شاهزادگان باج می‌خواهد، و جنگ بی‌وقفه‌ای علیه مزارع بادی و دوش‌های کم‌فشار آب به راه انداخته است. چه کسی می‌دانست، وقتی او در نطق تحلیف خود در ژانویه از یک "عصر طلایی" جدید سخن گفت، منظورش به معنای واقعی کلمه، پیش‌نمایشی از برنامه‌هایش برای دکوراسیون مجدد کاخ سفید بود؟ هر کاری که او انجام می‌دهد، می‌تواند روی چاپلوسی پیروانش حساب کند که به او اطمینان می‌دهند، همانطور که استیو ویتکوف، دوست گلف‌بازش که به مذاکره‌کننده صلح بین‌المللی تبدیل شد، پاییز امسال انجام داد، که او "بزرگترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا" است.

همکارم جین مایر اخیراً اظهارنظری کرد که خلاصه‌ای از دشواری نوشتن، یا حتی فکر کردن، درباره آنچه امسال در واشنگتن رخ می‌دهد، ارائه می‌دهد: دشوار است که همیشه تا این حد خشمگین بود. اکثر ما به این میزان ناراحتی، عصبانیت، غضب یا صرفاً انزجار از وقایع عمومی عادت نداریم. و با این حال این وضعیت اساسی درگیر شدن با وضعیت آمریکای ترامپ در سال ۲۰۲۵ بود. هر زمان که به رویدادهای روز گوش می‌دادید، مطمئناً عمل زشت دیگری از خودبزرگ‌بینی یا خودثروتمندسازی از سوی رئیس‌جمهور، میلیاردر دیگری که به او چاپلوسی می‌کند، یا عمل جسورانه دیگری از بی‌قانونی از سوی کسانی که مسئول اجرای قوانین ما هستند، رخ می‌داد. تجربه برجسته رسانه‌های اجتماعی سال، مواجهه با تمام آن ویدئوهایی بود که در آن‌ها افراد نگون‌بخت از خودروهایشان بیرون کشیده می‌شدند و توسط اراذل و اوباش نقاب‌دار که به نام دولت عمل می‌کردند، مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند. تماشا کنیم یا نه – این سؤال بود. همه چیز بسیار اجتناب‌ناپذیر و از نظر احساسی دستکاری‌کننده بود: عمداً ناراحت‌کننده.

ویدئوهای شوکه‌کننده فقط بخشی از ماجرا هستند. به یاد بیاورید آرایشگر همجنسگرای ونزوئلایی را که به بدنام‌ترین زندان السالوادور فرستاده شد زیرا اشتباه کرده بود و در ایالات متحده به دنبال پناهندگی بود؟ یا شهروندان بی‌شمار آمریکایی، برخی از آن‌ها کودکان خردسال، که توسط جوخه‌های اوباش استیون میلر دستگیر و بازداشت شده‌اند؟ آیا بهتر است یا بدتر است که بدانیم ترامپ می‌خواست کارهای بیشتری برای تحقق وعده انتخاباتی خود مبنی بر "اخراج‌های گسترده اکنون" انجام دهد، در حالی که دولت او اوایل این ماه اعتراف کرد که از هدف اعلام شده خود برای اخراج یک میلیون نفر از کشور بسیار عقب افتاده است؟ بیش از ششصد هزار اخراج در سال ۲۰۲۵ که توسط وزارت امنیت داخلی او اعلام شده است، هنوز هم، تا حد زیادی، بزرگترین تعداد در تاریخ است.

این در مورد بسیاری دیگر از برنامه‌های رادیکال او نیز صادق است. با وجود تمام شوک و وحشت کمپین ایلان ماسک برای کاهش هزینه‌های دولتی، دولت فدرال سال ۲۰۲۵ را با تقریباً همان کسری بودجه عظیم قبلی به پایان خواهد رساند – که فاصله زیادی با دو تریلیون دلار صرفه‌جویی که ماسک در ابتدا وعده داده بود، دارد. اما آنچه او در چند ماه قبل از جدایی اجتناب‌ناپذیرش از ترامپ به انجام رساند، مقدار غیرقابل توصیفی از آسیب‌های انسانی بود، کاهش نیروی کار دولتی به حدود دویست و پنجاه هزار کارمند، کاهش کمک‌های خارجی به کودکان نیازمند و خانواده‌های گرسنه، پایان دادن به برنامه‌ها و مشاغل با توجه کمی به اینکه چه کسی یا چه چیزی و چرا.

مشکل اینجاست که ارزیابی تمام کارهایی که ترامپ در سال ۲۰۲۵ انجام داده است، به معنای مواجهه با واقعیت جدید آمریکایی است که در آن اعمال خام و خودسرانه قدرت صرفاً به خاطر خود قدرت هم ممکن و هم مجاز است. اکنون می‌دانیم که این اتفاق می‌تواند اینجا رخ دهد، زیرا در حال حاضر دارد اینجا رخ می‌دهد.

هرچقدر هم که این سال فلاکت‌بار بوده باشد، بسیاری از منتقدان رئیس‌جمهور تصمیم گرفته‌اند که حداقل پایان آن با یک نکته مثبت همراه است. آن‌ها بوی بی‌ربطی قریب‌الوقوع را در رئیس‌جمهور هفتاد و چند ساله و فلج‌کننده ما استشمام می‌کنند. و شکی نیست که ترامپ امروز با مجموعه‌ای از مشکلات واقعاً مشابه مشکلات بایدن روبرو است، از تورم پایدار تا کاهش نرخ تأیید. اکنون حدود شصت درصد آمریکایی‌ها با ریاست جمهوری او مخالف هستند. چشم‌انداز انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ برای او و حزبش بد به نظر می‌رسد.

اما این داستان سال آینده است. فعلاً، من هنوز درگیر ارزیابی آسیب‌هایی هستم که ترامپ از زمان بازگشتش به ریاست جمهوری در سال ۲۰۲۵ به بار آورده است. اگر سالی بود که پایانش نمی‌توانست زودتر فرا رسد، همین سال بود. من دوست دارم بر مزارش رقصیده و سطل‌های شامپاین به افتخار نابودی‌اش بنوشم. سال نو مبارک. بالاخره چیزی برای جشن گرفتن هست.  ؟

پرتره سوزان بی. گلاسر

درباره نویسنده

سوزان بی. گلاسر، نویسنده کارمند نیویورکر، یک ستون هفتگی درباره زندگی در واشنگتن دارد و یکی از مجریان پادکست "صحنه سیاسی" است. او همچنین یکی از نویسندگان کتاب "تقسیم‌کننده: ترامپ در کاخ سفید، ۲۰۱۷-۲۰۲۱" است.