مرتضی نیکوبازل / نورفوتو / رویترز
مرتضی نیکوبازل / نورفوتو / رویترز

صبر ایرانیان لبریز شده است

تظاهرات گسترده در سراسر جمهوری اسلامی، بازتاب‌دهنده نارضایتی عمیق اقتصادی و سیاسی است.

در ماه دسامبر، موجی از اعتراضات که توسط کسبه آغاز شده بود، تهران را فرا گرفت. ایرانیان سالی چنین وحشتناک را پشت سر گذاشته‌اند – با افت شدید استانداردهای زندگی و احساس بن‌بست سیاسی – که هیچ‌کس از پر شدن خیابان‌ها از تظاهرات چندان غافلگیر نشد.

از یک دانشجوی ایرانی پرسیدم چرا در اعتراضات خیابانی شرکت کرده است. او با طعنه پاسخ داد: «بله، چرا باید اعتراض کنیم؟ بالاخره وضع ما که خیلی خوب است!»

جرقه فوری اعتراضات، کاهش شدید ارزش پول ایران بود. هفته گذشته در یک مقطع، یک دلار آمریکا تقریباً با ۱.۵ میلیون ریال مبادله می‌شد که ارزش آن در طول یک سال بیش از نصف کاهش یافته بود. در سال ۲۰۲۱، یک دلار حدود ۲۵۰,۰۰۰ ریال و تنها یک دهه پیش، حدود ۳۰,۰۰۰ ریال ارزش داشت. این کاهش مداوم، پس‌اندازها را از بین برده، طبقه متوسط ایران را نابود کرده و رنج واقعی را به طبقات کارگر تحمیل کرده است. اعتراضات از روز یکشنبه با بازاریانی آغاز شد که به واردات کالاهای برقی وابسته هستند و متوجه شده‌اند که اکنون افراد بسیار کمی توانایی خرید آن‌ها را دارند. اما این اعتراضات به سرعت گسترش یافت – همانند دوره‌های پیشین در سال‌های ۲۰۱۷، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ – به شهرهایی در استان‌هایی مانند همدان، اصفهان و لرستان سرایت کرد و دانشجویان، بازنشستگان و نسل زد را نیز به خود جذب کرد.

همانند موج‌های پیشین تظاهرات، این اعتراضات نیز به سرعت ماهیتی سیاسی پیدا کرده است. معترضان شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر داده‌اند و آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر هشتاد و چند ساله جمهوری اسلامی، را که از سال ۱۹۸۹ بدون پاسخگویی خاصی در رأس قدرت بوده است، هدف قرار داده‌اند. همانطور که در بیانیه‌ای که توسط دانشجویان دانشگاه بهشتی تهران قرائت شد آمده است: «این سیستم جنایتکار ۴۷ سال است که آینده ما را به گروگان گرفته است. با اصلاحات و وعده‌های دروغین تغییر نخواهد کرد.»

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران که سال گذشته با وعده‌های حکمرانی خوب انتخاب شد، شاهد قطع برق و آب بوده و در تحقق وعده‌های اصلی خود مانند رفع محدودیت‌های اینترنت ناکام مانده است. پزشکیان، با تمایل به نشان دادن اینکه با سلف تندرو خود متفاوت است، به سرعت قول ملاقات با نمایندگان معترضان را داد. سخنگوی وی «حق قانونی اعتراض مسالمت‌آمیز» را برای ایرانیان تأیید کرد.

اما پزشکیان نیروهای امنیتی را کنترل نمی‌کند، بنابراین این اظهارات توخالی به نظر می‌رسند. ده‌ها معترض تاکنون دستگیر شده‌اند، از جمله سریرا کریمی، رئیس شعبه‌ای از اتحادیه دانشجویی دانشگاه تهران. (کریمی چهارشنبه آزاد شد.) در شهرهای کوچک کوهدشت و فسا، نیروهای امنیتی به سوی معترضان شلیک کردند. به گفته مقامات محلی، یکی از اعضای نیروهای امنیتی در کوهدشت کشته شد. معترضان همچنین با پلیس در همدان و نجف‌آباد درگیر شدند.

روز سه‌شنبه، پزشکیان با نمایندگان برخی اصناف و اتحادیه‌های بازاریان ملاقات کرد و قول بهبود وضعیت اقتصادی را داد. پس از تقریباً ۱۸ ماه در دفتر ریاست‌جمهوری، او سرانجام محمدرضا فرزین، رئیس بانک مرکزی نامحبوب که توسط سلف تندرو او منصوب شده بود، را برکنار کرد. عبدالناصر همتی، جانشین فرزین، اقتصاددان اصلاح‌طلب و وزیر اقتصاد سابق پزشکیان، وعده ثبات اقتصادی داده است.

اما همتی با وظیفه‌ای دشوار روبروست. او احتمالاً نرخ بهره را به شدت کاهش خواهد داد (نرخ رسمی در حال حاضر ۴۰ درصد است) و اصلاحات بانکی و ارزی را دنبال خواهد کرد. اما این‌ها به سختی برای اقتصاد به شدت آسیب‌دیده ایران که از انزوای بین‌المللی, تحریم‌های تحمیل شده توسط غرب, و سوءمدیریت داخلی توسط رژیمی که مدت‌هاست رفاه مردم خود را در اولویت قرار نداده است, راه حل‌های جامع هستند.

حداقل دستمزد ماهانه کنونی ایران، حدود ۱۰۴ میلیون ریال، به سختی یک گرم طلای ۱۸ عیار را می‌خرد (که اغلب به عنوان معیاری برای ارزش واقعی استفاده می‌شود). پرستاران و معلمان حدود ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلیون ریال در ماه درآمد دارند در حالی که اجاره یک آپارتمان نیمه‌مناسب در تهران حدود ۲۰۰ میلیون ریال است. بسیاری از متخصصان با کار پاره‌وقت به عنوان راننده تاکسی‌های اینترنتی یا انجام کارهای متفرقه دیگر، درآمد خود را تکمیل می‌کنند. هزاران نفر برای یافتن زندگی بهتر به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند.

برای بدتر کردن اوضاع، ایرانیان در ترس از دور دیگری از حملات نظامی اسرائیل یا ایالات متحده زندگی می‌کنند. جوانی که در اعتراضات شرکت کرده بود به من گفت: «در این کشور نمی‌توان حتی برای دو هفته هم برنامه‌ریزی کرد. بدون ثبات، چشم‌اندازی برای رشد یا رفاه وجود ندارد. ما روز به روز زندگی می‌کنیم.»

برای تغییر این وضعیت، رژیم باید با دولت ترامپ به توافقی برسد که تحریم‌ها را لغو کند یا حداقل ایران را از جنگ در امان نگه دارد. اما موضع ایدئولوژیک سخت‌گیرانه خامنه‌ای علیه اسرائیل و ایالات متحده، دستیابی به این هدف را دشوار می‌سازد. روز سه‌شنبه، معترضان در تهران یک شعار اعتراضی کلاسیک را سر دادند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.» این شعار که از سال ۲۰۰۹ محبوبیت یافته است، بازتاب‌دهنده مخالفت با حمایت ایران از شبه‌نظامیانی مانند حماس و حزب‌الله است. معترضان بر این باورند که ماجراجویی نظامی منابع ایران را تخلیه کرده و به قرار گرفتن کشور در تقابل با غرب و همسایگان عربش کمک کرده است. به عبارت دیگر، ایرانیان رکود اقتصادی خود را به سیاست خارجی رژیم گره می‌زنند.

آیا معترضان می‌توانند در برابر جمهوری اسلامی پیروز شوند؟

هر بار که ایرانیان به خیابان‌ها می‌آیند، بسیاری در سراسر جهان این آرزو را ابراز می‌کنند. سیاستمداران برجسته آمریکایی و اسرائیلی نیز در چند روز گذشته چنین کرده‌اند. اما رژیم، هرچند ممکن است دچار لرزش شده باشد، در سال‌های اخیر بارها اعتراضات گسترده را سرکوب کرده است.

مخالفان جمهوری اسلامی همچنان به طرز ناامیدکننده‌ای نامنظم و متفرق هستند. برخی از معترضان شعارهایی به نفع رضا پهلوی، ولیعهد تبعیدی ایران، سر داده‌اند. اما پهلوی در میان ایرانیان ضد رژیم همچنان یک چهره تفرقه‌انگیز باقی مانده است. بسیاری ادعای رهبری او را رد می‌کنند. حامیان و مشاوران ارشد پهلوی به طور معمول از مخالفان داخلی محبوب از جمله نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل انتقاد می‌کنند، همچنین ترانه علیدوستی، بازیگر و توماج صالحی، رپر. اوایل این ماه، محمدی توسط معترضان حامی پهلوی در شهر مشهد مورد حمله فیزیکی قرار گرفت.

صرف نظر از گرایشات سیاسی‌شان، همه جناح‌های اپوزیسیون در ایجاد سازمان‌های قدرتمند یا شبکه‌های پایدار که بتوانند اعتراضات را هدایت کنند، ناکام مانده‌اند. بدون چنین هدایتی، اعتراضات کنونی به احتمال زیاد، مانند دوره‌های قبل، از حرکت باز ایستاده و فروکش خواهند کرد. حتی اگر ادامه یابند، بسیار محتمل‌تر است که چهره‌هایی از داخل صفوف رژیم ابتکار عمل را به دست گیرند و قدرت را از خامنه‌ای بگیرند، تا اینکه معترضان در ایجاد تغییر در ساختارهای اساسی رژیم موفق شوند.

زنی جوان که روز چهارشنبه در اعتراضات شرکت کرده بود به من گفت: «از صمیم قلب خوشحالم که دیگران را در خیابان‌ها می‌بینم. اما همچنین می‌دانم که ما از نظر اقتصادی فلج شده‌ایم و اوضاع به این زودی بهتر نخواهد شد. ما همچنین راه آسانی برای پیروزی در برابر این بی‌رحم‌ها نداریم. امید داشتن سخت است.»

حتی با وجود اینکه ایرانیان با بیرون آمدن در برابر رژیم سرکوبگر خود شجاعت فوق‌العاده‌ای نشان می‌دهند، یک استراتژی پیروزی همچنان دست‌نیافتنی است.

درباره نویسنده

آرش عزیزی نویسنده همکار در آتلانتیک است. کتاب او، آنچه ایرانیان می‌خواهند: زن، زندگی، آزادی، در ژانویه ۲۰۲۴ منتشر شد.