با آغاز سال ۲۰۲۶، ایران در آستانه یک تحول عمیق قرار دارد. در سراسر کشورمان – از بازار بزرگ تهران گرفته تا شهرها، شهرکها و روستاهای دور از پایتخت – ایرانیان جان خود را به خطر میاندازند تا آیندهشان را پس بگیرند. پیام آنها روشن است: جمهوری اسلامی مشروعیت خود را از دست داده و پس از نزدیک به ۴۷ سال، کشور خواهان آزادی است.
شجاعت این مردان و زنان شایسته چیزی فراتر از همدردی است. این شجاعت، مستلزم شفافیت، آمادگی و رهبری مسئولانه است – هم در داخل ایران و هم در میان کسانی که بر امور جهانی تأثیر میگذارند. زیرا آزادی ایران به معنای چیزی بسیار فراتر از بازگرداندن کرامت به ایرانیان خواهد بود؛ بلکه سود صلح جهانی را در ابعادی تقریباً غیرقابل تصور به همراه خواهد داشت.
به همین دلیل از حمایت روشن و قاطع رئیسجمهور دونالد ترامپ از مردم ایران استقبال میکنم. پیام او مبنی بر اینکه ایالات متحده در کنار کسانی است که به دنبال آزادی هستند، نه در کنار رژیمی که ترور و بیثباتی صادر میکند، در داخل ایران بازتاب عمیقی داشته است. برای معترضانی که با زندان، شکنجه یا مرگ روبرو هستند، دانستن اینکه تنها نیستند، اهمیت دارد. برای رژیم نیز این یک یادآوری است که ارعاب دیگر بقا را تضمین نمیکند. ما نمونه آن را در ونزوئلا دیدیم.
امروز، جمهوری اسلامی ایران ضعیفتر و متفرقتر از هر زمان دیگری از سال ۱۳۵۷ است. پاسخ آن به اعتراضات مسالمتآمیز – دستگیریهای گسترده، اعدامها و سرکوب – نشان میدهد که رژیم وحشتزده است. بر اساس گزارش سازمانهای حقوق بشری، حداقل ۱۵۰۰ اعدام از ژانویه تا اوایل دسامبر سال گذشته انجام شده است که نشاندهنده افزایش شدیدی نسبت به سال ۲۰۲۴ است. اقلیتهای مذهبی – مسیحیان، یهودیان و بهائیان – با آزار و اذیت سیستماتیک روبرو هستند. خشونت رژیم نشانه ماندگاری آن نیست؛ بلکه رفتار سیستمی است که برای حفظ کنترل خود دست و پا میزند.
با وجود این فشارها، مردم ایران مقاومت میکنند. در روزهای اخیر، اعتراضات در تقریباً تمام استانها و بیش از ۱۰۰ شهر در سراسر ایران شدت گرفته است. معترضان در کنار درخواستهای آزادی و وحدت ملی، نام مرا فریاد میزنند. من این را دعوتی برای تصاحب قدرت تفسیر نمیکنم؛ بلکه آن را مسئولیتی عمیق میدانم. این نشاندهنده درکی – در داخل ایران – است که ملت ما به یک شخصیت وحدتبخش نیاز دارد تا گذار از استبداد به سوی آیندهای دموکراتیک را که خود مردم انتخاب میکنند، هدایت کند.
بنابراین، من برای ایفای این نقش رهبری و خدمت پیشقدم شدهام: نه به عنوان یک حاکم در انتظار، بلکه به عنوان یک پاسدار گذار ملی به دموکراسی. نقش من این است که نیروهای دموکراتیک متنوع ایران – سلطنتطلبان و جمهوریخواهان، سکولارها و مذهبیها، فعالان و متخصصان، شهروندان عادی و اعضای نیروهای مسلح که خواهان ایرانی باثبات و مستقل هستند – را حول اصول مشترک تمامیت ارضی ایران، حمایت از آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان و جدایی دین از دولت گرد هم آورم. این سه اصل با فرایند آشتی ملی و یک رفراندوم برای تعیین شکل آینده حکومت دموکراتیک تقویت خواهند شد.
مردم نگرانند که گذار ایران ممکن است به هرج و مرج، تجزیه یا بیثباتی طولانیمدت، مانند عراق یا افغانستان، منجر شود. این نگرانی مشروع است – و دقیقاً به همین دلیل است که آمادگی اهمیت دارد.
سالهاست که من پروژه رفاه ایران (Iran Prosperity Project) را توسعه دادهام، شبکهای رو به رشد متشکل از بیش از صد کارشناس ایرانی در زمینههای اقتصاد، حقوق، انرژی، حکمرانی، بهداشت عمومی و زیرساختها. آنها با یکدیگر برنامههای مفصلی، بخش به بخش، برای یک گذار منظم تهیه کردهاند که خدمات ضروری را حفظ میکند، اقتصاد را تثبیت میکند و اعتماد را در داخل و خارج از کشور بازمیگرداند. این کار با مشاورههای مستمر با رهبران و مدیران ارشد کسبوکارهای بینالمللی که میدانند بهبود اقتصادی و مدیریت صحیح در عمل به چه چیزی نیاز دارد، نه فقط در تئوری، تکمیل میشود.
عامل ثباتبخش دیگر، همکاری با کسانی در داخل رژیم خواهد بود که از آن جدا میشوند. ما اشتباهات بعثیزدایی عراق را تکرار نخواهیم کرد. تیم من کانالهای امنی را برای کسانی در داخل نهادهای خود رژیم ایجاد کرده است که مایلند از رژیم روحانیون جدا شده و از ایران دموکراتیک حمایت کنند. تیم من از طریق شبکه خبری ماهوارهای ایران اینترنشنال، که پربینندهترین شبکه خبری ایران است، یک پلتفرم امن را راهاندازی کرده است که از طریق آن اعضای نیروهای مسلح، سرویسهای امنیتی و نهادهای دولتی میتوانند به صورت محرمانه تمایل خود را برای جدایی از رژیم در حال فروپاشی و همسو شدن با مردم ایران نشان دهند. دهها هزار نفر قبلاً از طریق این کانال درگیر شدهاند، که شواهد روشنی است از نارضایتی گسترده در صفوف رژیم و آمادگی بسیاری در داخل نهادهای ایران برای ایفای نقشی سازنده در یک گذار مسالمتآمیز.
هیچ خلاء قدرتی وجود نخواهد داشت. تداوم نهادها در جایی که ممکن باشد، پاسخگویی در جایی که ضروری باشد، و یک فرایند قانون اساسی، که به صورت شفاف و تحت نظارت بینالمللی انجام شود، وجود خواهد داشت که به ایرانیان اجازه میدهد برای اولین بار در نسلها، سیستم حکومتی خود را انتخاب کنند.
حمایت از مردم ایران عمل خیریه یا مداخله نیست؛ بلکه سرمایهگذاری در ثبات جهانی است. برای نزدیک به ۴۷ سال، جمهوری اسلامی به درگیریهای منطقهای دامن زده، باجگیری هستهای دنبال کرده و هرج و مرج جهانی را به بار آورده است. یک ایران آزاد و دموکراتیک نیروی ثبات در خاورمیانه خواهد بود – نه منبع بحرانهای بیپایان.
تاریخ به ندرت نقاط عطف خود را از قبل اعلام میکند. اما امروز، نشانهها غیرقابل انکار هستند. مردم ایران با شجاعت و عزم راسخ به پیش میروند. آنچه اکنون نیاز دارند، جهانی است که آماده حمایت از یک گذار مسئولانه باشد. زمان، همین حالا است.
صرفاً تولد یک ایران جدید را تماشا نکنید. با ما همکاری کنید تا مطمئن شوید که این تولد، صلحآمیز، باثبات و شایسته فداکاریهایی است که مردمش انجام میدهند.