رضا پهلوی. (Gage Skidmore/Flickr/CC BY-SA 2.0)
رضا پهلوی. (Gage Skidmore/Flickr/CC BY-SA 2.0)

آیا یک رهبر جدید در ایران می‌تواند خاورمیانه را شکل دهد یا دگرگون کند؟

برای چندین دهه، رضا پهلوی خواهان وحدت، کرامت و آشتی ملی بوده است – نه قدرت. امروز مردم ایران خواهان بازگشت او هستند.

برای بیش از چهار دهه و نیم، مردم ایران تحت یکی از بزرگترین فریب‌های خاورمیانه مدرن زندگی کرده‌اند. دروغی پیچیده در شعارهای مذهبی، که توسط عمامه‌های دروغین ارائه شده و از طریق ترس و دستکاری به یک ملت فروخته شده است. آنچه در سال 1979 به عنوان "آزادی" ارائه شد، به یک ربایش تاریخی تبدیل شد — یک کشور، یک تمدن و نسل‌هایی که هنوز متولد نشده بودند.

ایران پیش از سال 1979 فاقد تمدن نبود. ایران یک تمدن بود — باستانی، پرافتخار، غنی از فرهنگ و به طور پیوسته به سمت مدرنیته، رفاه و مشارکت جهانی حرکت می‌کرد. در زمان شاه، ایران کامل نبود، اما در حال پیشرفت بود. دانشگاه‌ها رونق داشتند. زنان به طور کامل در زندگی عمومی، آموزش و نیروی کار مشارکت داشتند. گردشگری پررونق بود. ایران در حال ساخت دولتی بود که در جهان منحصر به فرد می‌شد: عمیقاً ریشه‌دار در تاریخ و در عین حال با اطمینان رو به آینده داشت.

وقتی شاه ایران را ترک کرد، اشک‌های چشمانش نشان‌دهنده سنگینی یک تصمیم غیرممکن بود. او ابزار لازم برای استفاده از نیروی عظیم برای جلوگیری از سرنگونی حکومت خود را در اختیار داشت، همانطور که بسیاری از رهبران در طول تاریخ انجام داده‌اند. با این حال، او راه دیگری را انتخاب کرد. او تصمیم گرفت مسالمت‌آمیز برود و از به راه انداختن خشونت علیه مردم خود یا فرو بردن ملت در خونریزی داخلی خودداری کرد. او نمی‌دانست که کسانی که جای او را گرفتند — آیت‌الله‌های عمامه‌دار — به ارتکاب برخی از فجیع‌ترین جنایات در تاریخ مدرن ایران ادامه خواهند داد.

آنچه به دنبال آن آمد، تاریکی بود.

از طریق نوارهای کاست قاچاق شده به ایران، خمینی وعده آزادی، کرامت و عدالت داد. آن وعده‌ها به بزرگترین کلاهبرداری قرن تبدیل شد. پس از به قدرت رسیدن، ماسک تقریباً بلافاصله افتاد. اعدام‌های عمومی عادی شد. مخالفت جرم‌انگاری شد. دین به عنوان سلاح به کار گرفته شد. اخلاق کنار گذاشته شد.

زنان یک شبه از حقوق خود محروم شدند. حجاب اجباری اعمال شد. دختران به خاطر لاک ناخن دستگیر می‌شدند. مردان جوان به خاطر لباس، موسیقی یا بیان خود مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند یا زندانی می‌شدند. زندان‌ها به مراکز شکنجه، تحقیر، سوء استفاده جنسی و تجاوز تبدیل شدند.

در سال 1988، طی چند ماه، تا 30,000 زندانی سیاسی — از جمله کودکان — اعدام شدند. ابراهیم رئیسی در به اصطلاح "کمیسیون مرگ" خدمت می‌کرد. اجساد در گورهای دسته جمعی دفن شدند. خانواده‌ها هرگز مطلع نشدند.

فروپاشی اقتصادی به دنبال فروپاشی اخلاقی بود. ریال ایران سقوط کرد. اعتراضات در بازار بزرگ فوران کرد. تورم معیشت را خرد کرد در حالی که ثروت ملی به گروه‌های شبه‌نظامی خارجی و جنگ‌های نیابتی منتقل می‌شد.

قتل مهسا امینی قیام‌های سراسری را شعله‌ور کرد. از آن زمان، زنان و مردان جوان روزانه به خاطر مخالفت مسالمت‌آمیز کشته می‌شوند.

آنچه حماس در 7 اکتبر انجام داد — تجاوز، اعدام، ترور — دقیقاً آینه آن چیزی است که رژیم ایران برای دهه‌ها انجام داده است. حماس فلسطینیان را در غزه صرفاً به خاطر مخالفت با آنها کشت و مخالفان را در خیابان‌ها به گلوله بست. این منعکس‌کننده رویکرد رژیم آیت‌الله نسبت به ایرانیانی است که با آن مخالفت می‌کنند.

این ایدئولوژی در مرزهای ایران متوقف نشد.

در بحرین، پرچم‌های حزب‌الله را می‌توان در ناآرامی‌های سال 2011 مشاهده کرد. نمایندگان رژیم آیت‌الله مستقیماً دخالت می‌کردند و سلول‌های خفته آموزش‌دیده در لبنان و عراق را فعال می‌کردند. بحرین نجات یافت — اما دیگران اینقدر خوش‌شانس نبودند. لبنان ربوده شد. سوریه ویران شد. یمن پاره پاره شد. عراق توخالی شد.

حذف قاسم سلیمانی اسطوره شکست‌ناپذیری را درهم شکست. در سال 2025، اسرائیل دشمنان اصلی ثبات منطقه، از جمله حسن نصرالله، چهره‌های ارشد حزب‌الله و رهبران حوثی را از بین برد. اینها نشانه‌هایی از فروپاشی بود.

رئیس جمهور دونالد ترامپ روشن ساخت که با تروریسم مقابله خواهد شد، نه اینکه با آن مماشات شود. او مستقیماً به رژیم هشدار داد و نشان داد که تهدیدات عواقب دارند. بسیاری اکنون او را تنها رهبری می‌دانند که مایل است این شبکه تروریستی را از ریشه برکند.

در میان همه اینها، رضا پهلوی ایستاده است. برای بیش از چهار دهه و نیم، او به دنبال وحدت، کرامت و آشتی ملی بوده است — نه قدرت. امروز، مردم ایران خواستار بازگشت او هستند.

دروغ در حال فروپاشی است.
عمامه‌ها در حال سقوط هستند.
تاریخ دوباره در حال حرکت است.

آینده ایران دزدیده شد — اما هرگز محو نشد.

عهدیه احمد السید
عهدیه احمد السید، رئیس سابق انجمن روزنامه‌نگاران بحرین. او یک تحلیلگر سیاسی و نویسنده با بیش از سه دهه تجربه است که در روزنامه‌های محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی مشارکت دارد. او به دلیل حمایتش از پیمان‌های ابراهیم و مخالفت صریحش با رژیم ایران و گروه‌های نیابتی منطقه‌ای آن شناخته شده است.