دبی — این تاجر ایرانی در ۸ ژانویه همراه با صدها معترض دیگر در خیابانهای شمال تهران شعارهای ضد دولتی سر میداد که پلیس به سمت آنها شلیک کرد. مردی چند قدم آن طرفتر غرق در خون بر زمین افتاد.
این کارآفرین ۳۸ ساله گفت که برای کمک به مرد زخمی خم شد، اما با اصابت گلولههای بیشتر به جمعیت در حال فرار در یک چهارراه شلوغ که در کنار یک پارک و یک مرکز خرید قرار داشت، گریخت.
او گفت: "وقتی شلیک کردند، پر از خشم شدم. احساس خوبی و در عین حال ترسناکی داشتم – از اینکه کاری انجام میدهم احساس خوبی داشتم."
آن شب، مقامات اینترنت را قطع کردند. این آغاز سرکوب چندروزهای بود که فعالان حقوق بشر میگویند دستکم ۳۰۰۰ نفر را به کام مرگ کشاند.
او نیز مانند بسیاری از کسانی که به خیابانها آمدند، به دلایل مختلفی دست به تظاهرات زد: نارضایتی عمیق از حاکمان روحانی ایران، اشتیاق به آزادیهای سیاسی و شخصی بیشتر، و خشم از افزایش سرسامآور هزینههای زندگی که ناشی از کاهش شدید ارزش پول ملی ایران بود.
وال استریت ژورنال با وجود تمایل این کارآفرین برای شناسایی هویتش، تصمیم گرفت نام او را فاش نکند، با توجه به خطراتی که برای امنیت او وجود دارد زیرا رهبران ایران قسم خوردهاند کسانی را که در اعتراضات شرکت کردهاند مجازات کنند.
او در همان روزی به اعتراضات تهران پیوست که پرزیدنت ترامپ به رهبران ایران هشدار داد که اگر شروع به کشتار مردم کنند "به شدت ضربه خواهند خورد." رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران که در آمریکا زندگی میکند، خواستار تظاهرات گسترده شد.
این کارآفرین گفت که به دلیل این اظهارات تصمیم به اعتراض نگرفت، اما از چشمانداز حمایت بینالمللی از معترضان و درخواستهای آنها برای تغییر حکومت دلگرم شده بود.
برای جلوگیری از شناسایی توسط نیروهای امنیتی، تلفن همراه خود را در خانه گذاشت و به محله پونک در شمال تهران رفت، جایی که قبلاً زندگی میکرد و میدانست که مردم در خیابانها خواهند بود. او گفت که به جمع معترضانی پیوست که خواستار آزادی بودند.
پس از شروع تیراندازی پلیس، به محله خود در نزدیکی دانشگاه تهران عقبنشینی کرد، جایی که اوضاع آرامتر بود. روز بعد دوباره به خیابانها آمد. او گفت که پلیس و نیروهای شبهنظامی حامی رژیم حتی خشونتآمیزتر عمل میکردند.
او گفت: "صدای تیراندازی از همه جا میآمد. مثل میدان جنگ بود."
زندگی این کارآفرین آینهای از زندگی بسیاری از کسانی است که تحت حکومت آیتاللهها بزرگ شدهاند؛ آنها از محافظهکاری مذهبی ناراضی بوده و در اقتصادی که توسط تحریمهای بینالمللی خفه شده و از بسیاری جهات تحت سلطه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، رنج میبرند.
همانطور که قیمتها سر به فلک کشیده و ارزش پول ایران در برابر دلار به پایینترین حد خود رسیده، او ماشینش را فروخت تا شرکتش را سرپا نگه دارد.
او گفت: "من هم مثل همه در مشکل هستم. چیزهایی را که میخواهم ندارم – خانهای به انتخاب خودم، ماشینی به انتخاب خودم، تفریح و سفر و هر چیز دیگری که به کیفیت یک زندگی عادی مربوط میشود. این زندگی کردن نیست."
او از دو دهه پیش، زمانی که دانشگاه تهران را ترک کرد زیرا محتوای دروس بیش از حد بر دین و ایدئولوژی متمرکز بود و نه بر علوم کامپیوتر، تلاش کرده است زندگی خود را به عنوان یک کارآفرین اینترنتی و فعال شکل دهد.
این به معنای یک بازی موش و گربه طولانیمدت با حکومتی خودکامه بوده که قصد دارد بیان آنلاین را سرکوب کرده و مخالفتها را ساکت کند، در حالی که او شرکتی را برای ارائه خدمات پخش زنده و امنیت سایبری به ایرانیانی که به دنبال فرار از نظارت دولتی بودند، تأسیس و اداره میکرد.
او گفت که با وجود برخوردهای منظم با سرویسهای امنیتی ایران، توانست ۱۷ سال به کار خود ادامه دهد تا اینکه سرانجام در ماه ژوئن از ادامه کار منصرف شد، زیرا نمیخواست تسلیم الزامات جدید ثبت نام شود که به گفته او با اعتقاد او مبنی بر آزاد و باز بودن اینترنت برای همه در تضاد بود.
او توانسته است از یک ترمینال استارلینک برای فرار از آخرین قطعی اینترنت توسط دولت استفاده کند. او گفت که پیامهای متنی و صوتی کوتاهی را از دوستان و دیگر ایرانیان برای بستگان نگران در دنیای خارج ارسال کرده است.
در ۱۰ ژانویه، این کارآفرین که اکنون یک شغل اداری دارد، به سر کار بازگشت و از کنار یک پاسگاه پلیس و مسجدی که به آتش کشیده شده بودند، عبور کرد. شرکت به کارمندان گفت که برای امنیتشان به خانه بروند. او گفت وقتی دوباره آن شب فراخوان برای اعتراضات صادر شد، افراد کمتری بیرون آمدند.
این کارآفرین نیز در خانه ماند. او درباره آن روز گفت: "آرام بود. انگار تازه فهمیده بودیم چه اتفاقی برایمان افتاده و چند نفر کشته شدهاند."
با این حال، او گفت که در روزهای بعد، انتظار نوعی مداخله نظامی آمریکا بالا گرفت، چرا که ترامپ مردم را به خیابانها فراخواند و سوگند یاد کرد که رهبران ایران را به خاطر هرگونه خونریزی مجازات کند.
سپس، در ۱۴ ژانویه، ترامپ پس از رسیدن به آستانه دستور حمله، عقبنشینی کرد، زمانی که مشاورانش به او گفتند آمریکا نیروی کافی در منطقه برای وارد کردن خسارت قابل توجه به رژیم را ندارد. ترامپ گفت که به او اطمینان داده شده که دیگر کسی کشته نخواهد شد.
روز جمعه، ترامپ از ایران برای لغو ۸۰۰ حکم اعدام که به گفته او برای آن روز برنامهریزی شده بود، تشکر کرد، بدون اینکه بگوید این اطلاعات را از کجا به دست آورده است. یک روز بعد، دادستان تهران این ادعا را "مهمل" خواند و گفت که کشور با قانونشکنان قاطعانه و سریع برخورد خواهد کرد.
او با اشاره به ترامپ گفت: "اینکه او گفت: «مردم را نکشید وگرنه ما میآییم»، و پس از تمام آن کشتار هیچ اتفاقی نیفتاد، مردم را ناامید کرد. تعداد ما کاهش یافت."
ایالات متحده در حال انتقال یک ناو هواپیمابر و سایر نیروها به منطقه است، که نشان میدهد حمله به رژیم همچنان ممکن است.
اما ایرانیانی که وال استریت ژورنال با آنها صحبت کرده است، همراه با برخی از مقامات دولتهای خارجی و تحلیلگران، میگویند که دور فعلی اعتراضات پس از خشونتها تقریباً به پایان رسیده است.
دولت اطمینان خود را از بازپسگیری کنترل خیابانها نشان میدهد، با رهبر معظم علی خامنهای که ترامپ را "جنایتکار" خوانده و مقامات قضایی میگویند با کسانی که به گفته آنها عامل ناآرامیها بودهاند، قاطعانه برخورد خواهند کرد.
این کارآفرین گفت: "احساس تنها بودن در این مسیر بسیار دردناک بود."
برای تماس با دیوید اس. کلاود: [email protected]