آنچه زمانی صرفاً شایعه یا گمانهزنی درباره تهدیدات علیه شاهزاده رضا پهلوی تلقی میشد، اکنون به چیزی بسیار جدیتر تبدیل شده است: یک توطئه سازمانیافته، ادعایی اما روزافزون منسجم.
شواهد میدانی, الگوهای رفتاری و سوابق تاریخی همگی به یک نتیجه اجتنابناپذیر میرسند: این یک تهدید معتبر و قریبالوقوع است.
این یک رقابت سیاسی نیست.
بحثی بر سر ایدئولوژی یا نفوذ هم نیست.
این یک پروژه حذف ادعایی است که هدف آن از بین بردن فیزیکی تنها آلترناتیو ملی و وحدتبخش جمهوری اسلامی حاکم بر ایران: شاهزاده رضا پهلوی است.
رشد سریع محبوبیت شاهزاده رضا پهلوی در داخل ایران و افزایش تقاضای عمومی برای بازگرداندن سلطنت مشروطه، محاسبات جناحهای رادیکال اپوزیسیون را برهم زده است. در واکنش به این وضعیت، سازمان مجاهدین خلق (MEK)—سازمانی با سابقه طولانی و مستند در خشونت سیاسی—مدعی است که با بخشهایی از چپ رادیکال و جریانهای تجزیهطلب روابط عملیاتی برقرار کرده است.
الگوهای کنونی به سمت سناریوسازی برای آسیب فیزیکی اشاره دارند که احتمالاً نه تنها شاهزاده رضا پهلوی، بلکه اعضای خانواده او را نیز هدف قرار میدهد.
خشونتی که تاکنون در خارج از کشور مشاهده شده است – حملات هدفمند به گردهماییهای سلطنتطلبان، کمپینهای ارعاب و آزار و اذیت سازمانیافته – را نمیتوان صرفاً حوادثی ایزوله یا ایدئولوژژیک دانست.
آنها تمرینهای میدانی هستند، مقدمهای هولناک برای اقدام اصلی.
تاریخ نشان میدهد که وقتی حذف سیاسی ناموفق میشود، این بازیگران به خشونت به عنوان آخرین ابزار متوسل میشوند. تهدید فوری، ملموس و عمدی است. این تهدید توسط شبکههای افراطی به گونهای تشدید میشود که منافع استراتژیک جمهوری اسلامی را تأمین میکند، چه از طریق طراحی قبلی و چه از طریق بهرهبرداری.
افراطگرایان و رژیم در نیتی مرگبار همگرا شدهاند و کمپینی را برای نابودی شاهزاده رضا پهلوی و تبدیل ترس به اهرم سیاسی سازماندهی میکنند.
خصومت با شاهزاده رضا پهلوی پس از سفر او به اسرائیل و حمایت آشکار اسرائیل از بازگشت پهلویها بیشتر شده است. خیزش ۸ و ۹ ژانویه، که در پاسخ مستقیم به فراخوان او به وقوع پیوست، نفوذ و محبوبیت او را تأیید کرد—اما همچنین خطر را برای جان او و اعضای خانوادهاش افزایش داد.
این تهدید است. واقعی است. قریبالوقوع است. و این پیام است.
در این لحظه، ایالات متحده و متحدانش نیازی به توافق هستهای دیگر با جمهوری اسلامی ندارند. آنها باید برای حفاظت از مردم ایران و آلترناتیو ملیشان اقدام کنند.
نود میلیون ایرانی در معرض خطرند. آنها برای کمک التماس میکنند – نه مذاکره. هرگونه تلاش برای مماشات با رژیم در حالی که این پروژه حذف ادعایی فعال است، تنها این تهدید را تقویت میکند.
جمهوری اسلامی ایران نیست. چانهزنی با آن در سایه یک توطئه فعال علیه شاهزاده رضا پهلوی، دیپلماسی نیست – بلکه ترک و رها کردن است.
شبکههای افراطی در حال بسیج، مزدوران رژیم در حال تیز کردن نشانه، و جان شاهزاده رضا پهلوی در تعادل است. نود میلیون ایرانی در معرض خطرند و برای کمک التماس میکنند. هرگونه معامله اکنون خیانت است. تهدید واقعی است. تهدید فوری است. اقدام کنید – وگرنه شریک جرم خواهید بود.
درباره نویسنده
شبنم اسداللهی، مدافع حقوق بشر کانادایی برنده جایزه و نویسنده/روزنامهنگار آزاد ایرانیتبار است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته انسانشناسی اجتماعی است و به طور گسترده در زمینه کمک به تازهواردان و پناهندگان در کانادا فعالیت کرده و خود را به عنوان یک برنامهساز، نویسنده و سخنران عمومی متمایز ساخته است. شبنم در سن ۱۶ سالگی به مدت هجده ماه در زندان اوین، بدنامترین زندان ایران، دستگیر و زندانی شد. علاقه اصلی و قلبی شبنم، تمرکز بر جامعه ایرانی و رویدادهای جهانی مؤثر بر زنان و اقلیتها است.