اعتراضات در ایران عمدتاً به پایان رسیده و توسط دولت به شدت سرکوب شده است، اما انتقامگیری تازه آغاز شده است.
پزشکانی که معترضان مجروح را درمان کردهاند، در دستگیریهای گسترده بازداشت شدهاند، کسبوکارهای محبوب مصادره و تعطیل شدهاند، و رسانههای منتقد ساکت شدهاند – همه این اقدامات برای از بین بردن احتمال ناآرامیهای بیشتر است.
حتی به خانوادههایی که برای عزیزانشان که در جریان سرکوب کشته شدهاند، مراسم خاکسپاری برگزار میکنند، دستور داده شده است که در ملاء عام گریه نکنند.
چندین گروه حقوق بشری تخمین میزنند که از زمان آغاز اعتراضات، حدود ۴۰,۰۰۰ نفر بازداشت شدهاند، بسیاری با اتهام «اغتشاشگر» یا «تروریست». بسیاری از این افراد اعترافات تلویزیونی انجام دادهاند که گروههای حقوق بشری میگویند احتمالاً اجباری بودهاند.
فعالان میگویند که دامنه و مقیاس تاکتیکهای سرکوب شاید گستردهترین در تاریخ جمهوری اسلامی باشد.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، مستقر در اسلو، گفت: «این مجازات جمعی است. آنها میخواهند یک نسل کامل را دچار ضربه روحی کنند تا دیگر قیام نکنند.»
تحلیلگران میگویند شدت سرکوب نشاندهنده میزان احساس بنبست رهبران روحانی ایران است.
علاوه بر بحران اقتصادی رو به وخامت، که اعتراضات اواخر دسامبر را به جنبشی سراسری تبدیل کرد، دولت باید با احتمال حمله آمریکا نیز دست و پنجه نرم کند.
امید معماریان، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در DAWN، سازمان مستقر در واشنگتن که بر خاورمیانه تمرکز دارد، گفت: «دولت در حال نشان دادن این سیگنال است که آماده است هر کاری را برای باقی ماندن در قدرت انجام دهد.»
دولت ایران از زمان فروکش کردن اعتراضات، به طور عمومی مرگ حدود ۳,۰۰۰ نفر را در جریان سرکوب تأیید کرده است، هرچند گروههای حقوق بشری تخمین میزنند که آمار نهایی بسیار بالاتر خواهد بود.
هفتهها پس از این کشتارها، معترضان همچنان دستگیر میشوند — و کادر درمانی که از آنها مراقبت کردهاند نیز.
نیویورک تایمز با سه پزشک در ایران صحبت کرد که نام حداقل ۱۱ همکار خود را که در هفته گذشته دستگیر شدهاند — از جمله پزشکان، پرستاران و دندانپزشکان — به اشتراک گذاشتند. آنها گفتند همکارانشان به دلیل درمان معترضان در خفا و خانههای خود بازداشت شدهاند. محل اختفای یکی از پزشکان همچنان نامعلوم است.
مانند همه کسانی که در ایران برای این گزارش مصاحبه شدند، پزشکان نیز از ترس تلافیجویی درخواست ناشناس ماندن کردند. دو نفر از آنها گفتند که بارها برای بازجویی توسط مقامات فراخوانده شدهاند تا اطلاعات بیشتری در مورد کسانی که به معترضان کمک کردهاند، کسب کنند.
حتی چهرههای شناختهشده در ایران نیز از دستگیری در امان نماندهاند، از جمله محمد ساعدینیا، مالک سبیل خاکستریرنگ یک زنجیره ملی کافه.
قهوهخانههای آقای ساعدینیا طعم دنیایی را به ایرانیان ارائه میدادند که توسط حاکمان روحانی و تحریمهای بینالمللی سختگیرانه از آنها پنهان مانده بود و پدیدههای بینالمللی مانند کرافین و کلد برو را سرو میکردند. اما در ۸ ژانویه، کافههای ساعدینیا به دیگر کسبوکارهای سراسر کشور پیوستند که با اعتصاب از تظاهرات حمایت کردند.
به گفته یکی از کارمندان، چند روز پس از سرکوب مرگبار، مقامات درهای کافههای ساعدینیا را در سراسر کشور پلمپ کردند و اطلاعیهای مبنی بر تعطیلی آنها به مدت دو ماه گذاشتند. آقای ساعدینیا؛ پسرش، صادق — که کافهها را اداره میکرد — و مدیر یکی از فروشگاهها دستگیر شدند.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه ایران، روز سهشنبه دستگیری آقای ساعدینیا را تأیید کرد و گفت که صاحب کافه از «اغتشاشگران حمایت کرده است» و در صورت محکومیت، داراییهای وی برای پرداخت خسارات ناشی از ناآرامیها استفاده خواهد شد.
تعطیلی کسبوکار آقای ساعدینیا برای بسیاری از ایرانیان نمادین بود، که هدف قرار دادن نمادهای فرهنگی توسط دولت را تلاشی برای تضعیف روحیه مخالفان خود میدانند.
زمانی که محمد موحدی آزاد، دادستان کل ایران، به قوه قضائیه دستور داد تا داراییهای افراد مشهوری را که از اعتراضات حمایت کردهاند، شناسایی و توقیف کند، گفت این کار «برای اقدام علیه تروریستها و حامیانشان به گونهای است که درس عبرت شود.»
در اواسط ژانویه، دادستانهای تهران به رسانههای دولتی گفتند که پروندههایی علیه ۱۵ ورزشکار و بازیگر، و همچنین ۱۰ نفر دیگر که بیانیهای از بزرگترین صنف سینماگران ایران مبنی بر اینکه آنها «در کنار مردم مظلوم ایران ایستادهاند» را امضا کرده بودند، تشکیل دادهاند.
سخنگوی دولت ایران به درخواست اظهارنظر درباره اقدامات سرکوب پاسخ نداد.
مقامات ایرانی حتی صداهایی را که خود را اصلاحطلب و نه مخالف نظام میدانند، مانند روزنامه هممیهن، خاموش میکنند. این روزنامه در ۱۹ ژانویه تعطیل شد.
هممیهن یکی از معدود نشریات داخل ایران بود که اعتراضات و جراحات و تلفات سنگین را پوشش میداد. یک مقاله تفسیری بعدی توسط سردبیر این روزنامه، محمدجواد روح، بیان داشت که رهبری کنونی ایران، مانند شاه پیش از سرنگونی در سال ۱۳۵۷، بیتصمیم شده و قادر به یافتن راه حلی برای بحرانهای رو به رشد نیست.
آقای روح در مصاحبهای گفت: «به همین دلیل مردم احساس میکنند آیندهای ندارند. آنها میبینند که در عمل، دولت کارآمدی در ایران وجود ندارد.»
آقای روح گفت که هممیهن اولین رسانه خبری است که از سال ۲۰۱۶ تعطیل شده و دادگاهی برای اعتراض به آنها داده نشده است.
این سرکوب حتی داغداران را نیز درگیر میکند، به طوری که مقامات به طور مرتب مراسم خاکسپاری کشتهشدگان در اعتراضات را نظارت و ممنوع میکنند.
یک ایرانی به نام عباس گفت که او و بستگانش بارها در حین سازماندهی مراسمی برای سه عضو خانواده که در جریان اعتراضات در شهری در شمال تهران به ضرب گلوله کشته شده بودند، احضار شدند. او گفت مقامات آنها را مجبور به امضای تعهدنامههای سکوت کردند.
عباس، که نمیخواست رابطه خود با خانواده علنی شود، گفت: «آنها ما را مجبور کردند تعهدنامههایی امضا کنیم که گریه نکنیم، و در خانه میزبان مراسم یادبود را باز نگذاریم.»
در حالی که به نظر میرسد دولت تا حد زیادی اعتراضات را سرکوب کرده است، آقای معماریان، تحلیلگر اندیشکده، نسبت به «سدی که ممکن است ناگهان بشکند» هشدار داد.
او گفت: «این ممکن است عزم عمومی را تقویت کند و دولت را در صورت ادامه اعتراضات آسیبپذیرتر سازد، نه کمتر.»
برخی ایرانیان جرأت میکنند که علناً مخالفت خود را ابراز کنند.
هفته گذشته، ۱۷ تن از رهبران برجسته جامعه مدنی، فیلمسازان، وکلا و فعالان حقوق بشر بیانیهای جدید منتشر کردند که در آن، رهبر عالی ایران را مسئول سرکوبی خواندند که آن را «جنایت دولتی سازمانیافته علیه بشریت» نامیدند. چندین نفر از امضاکنندگان دستگیر شدند، از جمله مهدی محمودیان، فیلمنامهنویس فیلم «فقط یک تصادف بود» که امسال نامزد دو جایزه اسکار شده است.
روز سهشنبه، دانشجویان ۳۱ دانشکده پزشکی، پرستاری و دندانپزشکی در سراسر کشور امتحانات خود را تحریم کردند یا به نشان اعتراض به مرگ دانشجویان همکار در سرکوب و ادامه دستگیری کادر درمانی، تحصن برگزار کردند.
داغدیدگان نیز راهی برای مقابله یافتهاند — با جشن، به جای اشک.
در روزهای اخیر، ویدئوهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر شدهاند، داغدیدگان را نشان میدهند که موسیقی پخش میکنند و کنفتی پرتاب میکنند، که بیشتر شبیه به مراسم عروسی است تا خاکسپاری. در یکی از ویدئوهای تأیید شده توسط تایمز، اعضای خانواده در حالی که با آهنگی محلی همخوانی میکنند، در حال رقصیدن دیده میشوند.
آنها میخوانند: «دل دیگر از حسرت تنگ نبود، ناگهان دیوانه شد، جنگ شد.»
مونیکا سِوُرَک و آرییتا لاجکا در تهیه این گزارش همکاری کردند.