حتی با وجود "ناوگان زیبای" رئیسجمهور ترامپ در سواحل ایران، این کشور بار دیگر به یک استراتژی آشنا متوسل شده است: به تعویق انداختن برنامه هستهای رادیواکتیو خود در مسیر مذاکرات طولانیمدت.
اما با توجه به اختلافات اساسی بین دو طرف، تجمع سریع نیروهای آمریکایی در منطقه و نگرانی اسرائیل از موشکهای بالستیک ایران، این مسیر ممکن است کوتاهتر از آن باشد که ایران تصور میکند.
مذاکرات روز جمعه بین ایالات متحده و ایران در عمان بر سر برنامه هستهای ایران موفقیتآمیز بود، به این معنا که با هیچ خصومت یا حملات هوایی پایان نیافت. انتظار میرود به زودی مذاکرات درباره آنچه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، "چارچوبی" برای "مذاکرات آینده" خواند، ادامه یابد.
او به رسانههای ایرانی گفت: "شروع خوبی بود. ما توافق کردیم که مذاکرات را ادامه دهیم، اما در پایتختها در مورد نحوه ادامه مشورت خواهیم کرد. اگر این روند ادامه یابد، میتوانیم در جلسات آینده به یک چارچوب محکم برای مذاکرات آتی دست یابیم."
روز شنبه، آقای عراقچی در پستی در تلگرام بر موضع ایران تأکید کرد – مبنی بر اینکه این کشور بر حق غنیسازی پافشاری میکند و موشکهای بالستیک قابل مذاکره نیستند.
این پست افزود، اگرچه هیچ مذاکره مستقیمی بین ایالات متحده و ایران صورت نگرفت، اما "فرصتی برای دست دادن با هیئت آمریکایی" وجود داشت و اظهارات وی در مصاحبه با الجزیره بیان شده است.
آقای ترامپ نیز روز جمعه به خبرنگاران گفت که مذاکرات "شروع خوبی" داشته و او برای رسیدن به توافق "عجلهای ندارد". او گفت، ایران باید با "نداشتن سلاح هستهای" موافقت کند.
اما اظهارات رئیسجمهور ابهاماتی را ایجاد کرد. ایران قبلاً اعلام کرده که هرگز سلاح هستهای نخواهد ساخت – ادعایی که دولتهای غربی آن را رد میکنند. و مذاکرهکنندگان خود آقای ترامپ گفتهاند که خط قرمز آمریکا این است که ایران به هیچ وجه غنیسازی هستهای نداشته باشد.
مطالبات آمریکا، همانطور که در ابتدا فرموله شده بود، این است که ایران تمام اورانیوم غنیشده خود را، به ویژه حدود ۴۴۰ کیلوگرم (حدود ۹۷۰ پوند) اورانیوم نزدیک به درجه بمب که برای ۱۰ سلاح کافی است، تحویل دهد؛ برد موشکهای بالستیک خود را محدود کند تا نتوانند به اسرائیل برسند؛ و حمایت خود را از شبهنظامیان نیابتی منطقهای خود، مانند حماس، حزبالله و حوثیها، متوقف کند.
خود اسرائیل نیز نگران بازسازی سریع تأسیسات تولید موشکهای بالستیک ایران بوده که در هر جنگی هدف اولیه خواهد بود.
آقای ترامپ، که در گذشته اقدامات نظامی سریع و محدود را ترجیح میداد، به نظر میرسد ترجیح میدهد به توافقی دست یابد که بتواند آن را به عنوان یک پیروزی اعلام کند، بدون اینکه در یک جنگ منطقهای طولانیمدت از نوعی که ایران در صورت حمله تهدید میکند، گرفتار شود. چنین جنگی میتواند باعث کشته شدن صدها آمریکایی شود، به اسرائیل ضربه سختی بزند، بازارهای جهانی انرژی را مختل کند و به احتمال زیاد جنبش "آمریکا را دوباره قدرتمند کنیم" او را شعلهور سازد، که به شدت منتقد جنگهای طولانیمدت آمریکا در خاورمیانه و افغانستان بوده است.
ایران و آقای عراقچیِ بااستعداد در زمینه مذاکره، تجربه طولانی دارند و نسلهای متمادی از غربیها را سرخورده کردهاند. حتی اکنون، در ضعیفترین نقطه خود، پس از جنگ ماه ژوئن با اسرائیل و ایالات متحده و سرکوب اعتراضات مردمی گسترده، ایران مزایایی دارد. رژیم، که خود را بسیار تحت تهدید میبیند، احتمال کمتری دارد که حملات متقابل خود را مهار کند، و این یکی از دلایلی است که متحدان آمریکا در خلیج فارس، مانند عربستان سعودی، مصر و عمان، به دنبال راهحل دیپلماتیک هستند.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، گفت: "آنچه واقعاً جالب است این است که ایران همچنان بر چارچوب مذاکره اصرار دارد، گویی هیچ چیز تغییر نکرده یا هیچ تهدید داخلی از اعتراضات یا از ناوگان و تهدیدات ترامپ وجود ندارد. شرایط و ضوابط مذاکره دقیقاً همانهایی هستند که در پاییز گذشته و قبل از جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن بودند."
او گفت، سوال این است که آیا آقای ترامپ برای یک توافق مذاکرهای حوصله دارد یا خیر. او افزود، تهران به وضوح در حال آزمایش این موضوع است.
همانند ونزوئلا، تجمع نظامی در نزدیکی ایران برای افزایش فشار بر این کشور جهت دادن امتیازات طراحی شده است، اما نیروهای آمریکایی نیز برای مقابله با یک جنگ منطقهای در صورت وقوع، به زمان بیشتری برای آمادگی نیاز دارند.
این فرصت برای گفتگو را فراهم میکند. اما مدت زمان آن نامشخص است. تحلیلگران میگویند که لفاظیهای اولیه آقای ترامپ در حمایت از معترضان ایرانی که در هزاران نفر کشته شدند، اعتبار او را به خطر انداخته و احتمال اقدام نظامی را به طور قابل توجهی بالاتر از گذشته کرده است.
اما درباره اینکه یک مداخله نظامی چه چیزی را به انجام خواهد رساند نیز تردیدهایی وجود دارد. حتی اگر آمریکاییها جمهوری اسلامی را سرنگون کنند و آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی، و بسیاری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به قتل برسانند، احتمال ظهور یک دولت دموکراتیک کم است. تحلیلگران معتقدندند که به احتمال زیاد یک دولت نظامی تندروتر تحت پرچم اسلام روی کار خواهد آمد که ممکن است تصمیم بگیرد برای دستیابی به سلاح هستهای به عنوان بهترین عامل بازدارنده در برابر حملات آینده، عجله کند.
علیرغم اعتراضات گسترده، واکنش شدید و خونین رژیم نشان داد که شکاف قابل توجهی در آن وجود ندارد. تریتا پارسی، محقق ایران در مؤسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه در واشنگتن، گفت: "در طرف ایرانی دیدگاه قویای وجود دارد که ترامپ دیدگاهی افراطی و اغراقآمیز از ضعف ایران دارد."
آقای پارسی گفت: اگر دیپلماسی قرار است کارساز باشد، "این ایرانیها معتقدند که یک جنگ کوتاه و شدید ممکن است برای اصلاح برداشت ترامپ و وادار کردن او به پذیرش مطالبات واقعبینانهتر ضروری باشد." او افزود: حتی اگر ایران در چنین جنگی متحمل تلفات زیادی شود، آمریکاییها و اسرائیلیها نیز همینطور خواهند بود، و "ترامپ تحمل کمتری برای تلفات یا یک جنگ طولانیمدت دارد."
آقای پارسی گفت: "خط قرمز اصلی ترامپ، که ممکن است همچنان واقعی باشد – صفر غنیسازی، محدودیت در موشکهای بالستیک و عدم حمایت از نیروهای نیابتی – معادل تسلیم کامل خواهد بود، حتی اگر ایران از نظر نظامی شکست نخورده باشد." تحلیلگران توافق دارند که این مطالبات دیر یا زود منجر به فروپاشی مذاکرات خواهد شد.
اما یک توافق سریع تنها بر سر غنیسازی هستهای نیز میتواند از نظر سیاسی برای آقای ترامپ مشکلساز باشد، با توجه به اینکه او توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران را "بدترین توافق در تاریخ" خوانده بود. در این مذاکرات، ایران از توقف کامل غنیسازی خودداری میکند، اما طبق گزارشها مایل است غنیسازی هستهای خود را به ۳ درصد محدود کند – بسیار کمتر از غنیسازی ۶۰ درصدی نزدیک به درجه سلاح که از زمان خروج ترامپ از توافق ۲۰۱۵ در سال ۲۰۱۸ انجام داده است.
اما آن توافق، غنیسازی ایران را به ۳.۶۷ درصد محدود کرده بود، بنابراین بازگشت به توافقی شبیه به سال ۲۰۱۵ به سختی یک پیروزی تلقی خواهد شد. توافق ۲۰۱۵ همچنین دارای "بندهای غروب" و محدودیتهای زمانی بود که آقای ترامپ از آنها نیز انتقاد کرده بود. یک توافق جدید که نامحدود باشد، میتوانست به طور قابل بحثی یک توافق بهتر نامیده شود، حتی اگر بسیاری از تحریمهای اقتصادی را لغو کند و جمهوری اسلامی را عمدتاً پابرجا بگذارد.