هنگامی که علی رهبر ماه گذشته در جریان اعتراضات ضد دولتی در سراسر ایران ناپدید شد، خانوادهاش تنها دو واقعیت را با قطعیت میدانستند.
او در تاریخ ۸ ژانویه زمانی که نیروهای امنیتی وی را در تظاهرات شهر مشهد بازداشت کردند، زنده بود. و دو هفته بعد مرده بود.
بستگان میگویند تنها تماسی که خانواده از سوی مقامات در مورد آقای رهبر – مربی ۳۳ ساله بدنسازی که عاشق پست کردن ویدئوهای وزنهبرداری و شعر آنلاین بود – دریافت کردند، دستور جمعآوری جسدش بود.
شرایط ناپدید شدن و مرگ آقای رهبر هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. اما پرونده او یکی از چندین موردی است که گروههای حقوق بشری آن را به عنوان قتلهای فراقضایی احتمالی معترضین بازداشت شده در حین نگهداری دولتی بررسی میکنند.
سرکوب مرگبار اعتراضات خشم را در ایران برانگیخته است، زیرا جمهوری اسلامی در یکی از آسیبپذیرترین لحظات ۴۷ ساله خود، در میان نارضایتی گسترده و تهدید قریبالوقوع حمله آمریکا، قرار دارد.
دولت نشان داده که قصد عقبنشینی ندارد. گروههای حقوق بشری تخمین میزنند که تاکنون هزاران معترض کشته شدهاند و حدود ۴۰,۰۰۰ نفر بازداشت شدهاند، و میگویند نگرانند که مقامات برای دلسرد کردن دیگران از ادامه اعتراضات، برخی از معترضان را اعدام کنند.
روزنامه نیویورک تایمز با سه نفر از بستگان آقای رهبر که در خارج از ایران زندگی میکنند و در هفتههای پس از ناپدید شدن او با خانواده در تماس بودهاند، صحبت کرد. همه آنها خواستند نام کاملشان فاش نشود تا از عزیزانشان در داخل کشور در برابر تلافی محافظت شود.
برهان، پسر عموی آقای رهبر که در اروپا زندگی میکند، گفت: «نه وکیل، نه دادگاه، نه هیچ نوع رویه عادی. هیچ اتفاقی نیفتاد – او فقط اعدام شد.»
مقامات ایرانی، از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، قاطعانه اعلام کردهاند که تاکنون هیچ معترضی اعدام نشده است. و خبرگزاری رسمی قوه قضائیه ایران، میزان، اواخر ژانویه مقالهای درباره پرونده آقای رهبر منتشر کرد و آن را «اخبار جعلی» خواند و اصرار ورزید که هیچ کس با این نام اعدام یا بازداشت نشده است.
شرایط دقیق مرگ آقای رهبر یک نقطه اشتعال بالقوه است.
رئیس جمهور ترامپ در اوایل ژانویه هشدار داد که اگر ایران «معترضان بیگناه» را بکشد، به ایران حمله خواهد کرد. در اواسط ژانویه، زمانی که اعتراضات تا حد زیادی سرکوب شده بود، آقای ترامپ از این تهدیدات عقبنشینی کرد و بدون ارائه مدرک گفت که از اعدام ۸۳۷ معترض جلوگیری کرده است.
نام آقای رهبر در لیستی از تقریباً ۳,۰۰۰ نفر که دولت اعلام کرده بود در اعتراضات کشته شدهاند، ظاهر شد. این لیست، که هفته گذشته توسط مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، منتشر شد، نحوه مرگ این افراد را مشخص نمیکند.
وزارت امور خارجه ایران و سخنگوی قوه قضائیه به درخواستهای ایمیلی برای اظهار نظر پاسخ ندادند و روزنامه تایمز نتوانست با دادستان محلی مشهد تماس بگیرد.
به گفته بستگانش، تعداد کمی از عزیزان، آقای رهبر را در تاریخ ۲۲ ژانویه به سرعت و با احتیاط دفن کردند، در مراسمی که به گفته آنها به شدت توسط نیروهای امنیتی تحت نظارت بود.
آنها گفتند که به خانواده دستور داده شده بود که چهلمین روز عزاداری پس از مرگ او را که یک مراسم سنتی در میان اکثریت شیعه ایران است، برگزار نکنند. اینکه آیا آنها و خانوادههای هزاران معترض کشته شده دیگر این دستور را رعایت خواهند کرد یا نه، آزمونی برای سرکوب ایران خواهد بود – اگر در خاموش کردن صدای آنها موفق شده باشد.
یک گروه حقوق بشری، مرکز حقوق بشر ایران مستقر در نیویورک، گفت که شواهدی به دست آورده است که نشان میدهد آقای رهبر اعدام نشده بلکه تحت شکنجه جان باخته است. این ادعا به طور مستقل قابل تأیید نبود و پسرعموهای آقای رهبر گفتند که نیروهای امنیتی به خانواده اجازه ندادند کفن او را باز کنند تا جسدش را بررسی کنند.
آنا، دختر عموی او که در خارج از کشور زندگی میکند، گفت: «مادرش فقط اجازه داشت صورت او را ببیند.»
رها بحرینی، پژوهشگر ایران در عفو بینالملل، گفت که سازمانش شواهدی کافی از سرکوب جمعآوری کرده است که نشان میدهد «الگوهای گسترده و سیستماتیک» ناپدید شدن اجباری، شکنجه و سوءاستفاده از بازداشتشدگان در بازداشتگاههای دولتی وجود دارد.
عفو بینالملل و سه گروه حقوق بشری دیگر – هنگاو، مرکز حقوق بشر ایران و حقوق بشر ایران – گفتند که آنها نیز با خانوادههایی در تماس بودهاند که گزارش دادهاند مقامات با آنها تماس گرفته و اطلاع دادهاند که بستگان بازداشتشده آنها به اعدام محکوم شدهاند. خانوادهها گفتند که از هیچ محاکمه قبلی مطلع نشده بودند.
هنگاو گفت که مطمئن نیستند آیا آنچه به خانوادهها گفته شده است، حکم رسمی اعدام است یا صرفاً برای ارعاب یا تحت فشار قرار دادن بازداشتشدگان و بستگان آنها. آرینا مرادی از سازمان مستقر در نروژ گفت: «هر دو سناریو ممکن است.»
به گفته محمود امیریمقدم، مدیر گروه حقوق بشر ایران مستقر در اسلو، مقامات ایرانی از اعدام – یا تهدید به آن – برای سرکوب اعتراضات گذشته استفاده کردهاند.
آقای امیریمقدم گفت که محاکمات در سرکوبهای قبلی اغلب با عجله انجام میشد و فرصت کمی برای دفاع قانونی به متهمان داده میشد.
او افزود که در پرونده آقای رهبر، هیچ مدرکی از هیچ روند قانونی وجود نداشت و تیم او در حال بررسی چهار پرونده مشکوک دیگر از قتلهای فراقضایی یا اعدام در چهار مرکز بازداشت جداگانه در ایران بود.
خانم بحرینی از عفو بینالملل گفت: «این بحران مصونیت از مجازات است که این چرخههای جنایات را در ایران تغذیه میکند.»
برای خانواده آقای رهبر، تنها تسلی در خاطراتشان از مردی شوخ، خوشچهره و عاشق رقص است.
دختر عمویش آنا گفت: «آنها زندگی او را گرفتند، اما هرگز نمیتوانند شخصیت او را پاک کنند.»
برهان گفت، آقای رهبر به خصوص سیاسی نبود، اما به دلیل سرخوردگی از رهبران روحانی ایران و تحریمهای بینالمللی، که احساس میکرد نسل او را از جهان جدا کرده و امیدهایشان برای آینده را خفه کرده است، به اعتراضات اخیر پیوسته بود.
برهان گفت: «او میدانست که زندگیاش را به خطر میاندازد. او به من گفت: "این فقط برای کشورم، نه فقط برای مادرم و نه فقط برای خانوادهام نیست. من به خودم هم فکر میکنم. میخواهم زندگی کنم. میخواهم از زندگی لذت ببرم، مانند مردم دیگر در سراسر جهان."»
پسرعموهایش گفتند که خانواده اجازه برگزاری مراسم یادبود عمومی برای او را نداشتند – محدودیتی که خانوادههای چندین معترض کشته شده گفتهاند توسط مقامات بر آنها تحمیل شده است.
در مشهد، شهر تولد و مرگ آقای رهبر، برخی راههایی برای گرامیداشت بیسر و صدای او یافتهاند. عکسهایی که پسرعموهایش با روزنامه تایمز به اشتراک گذاشتند، آرامگاه او و تصویری از صورت او را نشان میدهند که با تودهای از گلهای پژمرده احاطه شده است.
در فضای مجازی، حامیان قلبهای سیاه و پیامهای تسلیت را در صفحه اینستاگرام آقای رهبر – به ویژه تصویری که او از خود با بازوهای برجسته و با عنوان «اراده مانند یک عضله است. هرچه بیشتر از آن استفاده کنید، قویتر میشود» پست کرده بود – برچسبگذاری کردهاند.