در ۱۹ ژوئن سال گذشته، در میانه جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران، رسانههای آمریکایی پر از گمانهزنی در مورد اینکه آیا آمریکا به این درگیری خواهد پیوست یا خیر، بودند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، اظهار داشت که طی "دو هفته آینده" بر اساس "شانس قابل توجه برای مذاکرات" تصمیم خواهد گرفت. سه روز بعد، آمریکا به ایران حمله کرد و با استفاده از بمبافکنهای B2 مجهز به بمبهای سنگرشکن، سه سایت هستهای این کشور را در عملیاتی به نام "چکش نیمهشب" هدف قرار داد.
اکنون، تنشها بار دیگر به آن پرتگاه آشنا و خطرناک نزدیک شدهاند و خاورمیانه در لحظهای پرخطر قرار دارد. مذاکرات این هفته میان نمایندگان آمریکا و ایران در ژنو به طور رسمی "پیشرفت" داشت، اما به طور غیررسمی، مقامات هر دو کشور میگویند که همچنان اختلاف نظرهای عمیقی دارند.
دولت ترامپ اکنون نزدیکتر به یک جنگ بزرگ با ایران است تا حتی بسیاری از آمریکاییها درک میکنند. برخلاف حملات محدود سال گذشته، عملیات جدید احتمالاً فراتر از حملات سنگرشکنانه خواهد بود. مقیاس وسیع استقرار نظامی آمریکا در خلیج فارس و اظهارات مقامات آمریکایی و اسرائیلی نشان میدهد که چیزی بسیار گستردهتر ممکن است در دست اقدام باشد: یک عملیات چند هفتهای، که احتمالاً خود رژیم را هدف قرار خواهد داد.
با این حال، با وجود این همه قدرت آتش، بحث عمومی قابل توجهی در آمریکا درباره معنای چنین درگیریای صورت نگرفته است. جنگ با ایران بسیار پیچیدهتر و با احتمال بیشتری برای گرفتار کردن آمریکا در یک مأموریت بلندمدت خواهد بود تا عملیات دقیق آمریکا در ونزوئلا در ماه گذشته. بازارهای انرژی دچار تلاطم خواهند شد. خشونت در ایران میتواند به کشورهای همسایه سرایت کند و یک رژیم ایرانی در تنگنا ممکن است شبکههای نیابتی خود را در مناطق دورتر — مثلاً در لبنان و یمن — فعال کند.
بحث عمومی قابل توجهی در آمریکا درباره معنای چنین درگیریای صورت نگرفته است
اگر آمریکا خواهان سرنگونی رژیم ایران است، هنوز مشخص نیست چه کسی جایگزین آن خواهد شد. سناتور لیندسی گراهام، عضو بانفوذ حزب جمهوریخواه آقای ترامپ، این هفته در ابوظبی به نشنال گفت: "ساختن یک ایران جدید وظیفه آمریکا نیست. وظیفه آمریکا این است که به [ایرانیها] فرصت دهد تا یک ایران جدید بسازند."
وضعیت دشوار مردم عادی ایران، به ویژه پس از سرکوبهای وحشیانه اعتراضات ماه گذشته توسط رژیم، بارها توسط واشنگتن به عنوان توجیه اخلاقی احتمالی برای استفاده از زور مطرح شده است. اما به نظر میرسد کمتر ایرانیای خواهان بمبهای آمریکایی یا اسرائیلی برای تخریب شهرهایشان است، هرچند ممکن است از حاکمان خود ناراضی باشند.
هر دو طرف در معرض این خطر هستند که خود را در موقعیتی قرار دهند که عقبنشینی از نظر سیاسی بسیار پرهزینه به نظر برسد. اما خویشتنداری نباید نشانه ضعف تلقی شود. گزینه جایگزین، جنگی است که هیچ کس نمیتواند مقیاس، مدت و عواقب آن را با اطمینان پیشبینی کند.
آمریکا و ایران باید فوراً به مذاکرات پایدار بازگردند، حتی اگر به معنای بازنگری در "خطوط قرمز" باشد. خطرات جنگ بسیار زیاد است، اما خطرات گفتگو چنین نیست.