رئیسجمهور ترامپ با یک ارزیابی ریسک غیرمعمول دشوار روبرو است اگر تصمیم بگیرد به رژیم آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، حمله کند: هیچ جایگزین روشنی وجود ندارد که در صورت سقوط این رژیم، روی کار آید.
مخالفان جمهوری اسلامی ایران از نظر سیاسی دچار تفرقه، بیسازمانی و از نظر فیزیکی بین کسانی که در داخل و خارج از کشور هستند، تقسیم شدهاند. اگر ایالات متحده تصمیم بگیرد رهبران ارشد را به امید ظهور شخصیتهای انعطافپذیرتر سرنگون کند، تضمینی وجود ندارد که آنها معتدلتر از خامنهای باشند.
محسن سازگارا، مقام سابق جمهوری اسلامی که اکنون فعال اپوزیسیون مستقر در آمریکا است، گفت: «اگر ترامپ دست به چنین اقدامی بزند — کشتن خامنهای و فرماندهان ارشد — مشکل این است که بعد چه اتفاقی میافتد؟ ایران ممکن است به یک کشور شکستخورده تبدیل شود.»
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، به این موضوع اذعان کرده و اخیراً به کنگره گفته است که آمریکا باید امیدوار باشد که در یک گذار پیچیده، فردی را در دولت برای همکاری پیدا کند.
آخرین باری که دولت ایران سقوط کرد، اینطور نبود. در آستانه انقلاب ۱۹۷۹ که شاه، محمدرضا پهلوی، را سرنگون کرد، چشمانداز بسیار روشنتری از آنچه در پی میآمد وجود داشت.
در آن زمان، ایرانیان از طبقات اجتماعی و طیفهای سیاسی مختلف، در داخل و خارج از کشور، تحت رهبری آیتالله روحالله خمینی متحد شدند. این روحانی کاریزماتیک میتوانست بر شبکه وسیعی از مساجد و سازمانهای خیریه تکیه کند تا بسیج مردمی را هماهنگ سازد. وقتی خمینی در فوریه ۱۹۷۹ از تبعید در پاریس بازگشت، با استقبالی قهرمانانه روبرو شد.
امروز هیچ شخصیت اپوزیسیون قابل مقایسهای وجود ندارد.
و هر گزینهای برای آنچه در پی خواهد آمد، چالشهای خاص خود را به همراه دارد. انیسه بصیری تبریزی، کارشناس ایران در گروه تحقیقاتی چتم هاوس، گفت: «طیف گزینهها بسیار بسیار محدود است، اگر اصلا گزینهای وجود داشته باشد.»
معترضان
تهدیدآمیزترین خطر برای جمهوری اسلامی از داخل خود ایران میآید. ایرانیان خشمگین طی دهه گذشته با فراوانی فزایندهای به خیابانها آمدهاند، با اعتراض به ادعاهای تقلب در انتخابات در سال ۲۰۰۹، حقوق زنان در سال ۲۰۲۲، و اواخر سال گذشته، بحران اقتصادی رو به وخامت.
تحلیلگران و فعالان میگویند با وجود سرکوب خشونتآمیز که هزاران نفر را به کام مرگ کشاند، حتمی است که این اعتراضات دوباره شعلهور شوند. در حال حاضر موج جدیدی از خشم در حال شکلگیری است، با مردمانی که در مراسم سوگواری کشتهشدگان شعارهایی مانند «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر جمهوری کودککش» سر میدهند.
اما این جنبشهای مردمی در داخل کشور رهبران و ساختار سازمانی روشنی ندارند. چهرههای برجسته اپوزیسیون دیر یا زود ساکت یا زندانی میشوند، از جمله نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، و مصطفی تاجزاده، نماینده سابق مجلس ایران. هر دو نفر در حال حاضر زندانی هستند.
شخصیتهای ضد رژیم مستقر در خارج از ایران شامل بسیاری از فعالان حقوق بشری میشوند. بسیاری از آنها — از جمله شیرین عبادی، وکیل ایرانی و یکی دیگر از برندگان جایزه صلح نوبل — سالها است که در خارج از ایران به سر میبرند و بسیاری از ایرانیان احساس میکنند که آنها از واقعیتهای میدانی دور هستند.
به عنوان مثال، عبادی اظهار داشت که از حملات هدفمند آمریکا با هدف کشتن خامنهای و فرماندهان ارشد حمایت میکند. او در مصاحبهای گفت: «این کار باعث فروپاشی رژیم خواهد شد؛ زیرا اگر آنها حذف شوند، هیچ کس دیگری نمیتواند کشور را اداره کند.»
این دیدگاه او را با فعالان سیاسی برجسته داخل ایران که مخالف مداخله نظامی هستند، در تضاد قرار میدهد.
وارث
برجستهترین چهره اپوزیسیون در خارج از ایران، رضا پهلوی، فرزند تبعیدی شاه مخلوع، است که خود را به عنوان رهبر آینده معرفی کرده است. او در جریان اعتراضات اخیر به نمادی قدرتمند از مخالفت با رژیم تبدیل شد. ایرانیان با پاسخ به فراخوان او برای اعتراضات سراسری در ماه ژانویه، به تعداد زیاد در خیابانها حاضر شدند و بسیاری از آنها نام او یا شعارهایی علیه رژیم سر دادند، پیش از آنکه نیروهای امنیتی سرکوب دیگری را آغاز کنند.
پهلوی که هدف اعلام شدهاش کمک به ایران برای گذار به یک دموکراسی سکولار است، گفت: «من به ایران باز خواهم گشت. من به طور منحصر به فردی در موقعیتی هستم که میتوانم یک گذار باثبات را تضمین کنم. این نظر من نیست، این حکمی است که مردم با صدای بلند و آشکار در برابر گلولهها اعلام کردهاند.»
با این حال، وارث همچنان یک چهره تفرقهانگیز در میان ایرانیانی است که سرکوب سیاسی پدرش و نابرابریهای اجتماعی دوران حکومت او را به یاد دارند. بسیاری از کردها، آذریها و دیگر اقلیتهای قومی — که نزدیک به نیمی از جمعیت ایران را تشکیل میدهند — به دلیل تمرکز پدرش بر کنترل متمرکز، به پهلوی بیاعتمادند.
پهلوی و عبادی، فعال حقوق بشر، پس از اعتراضات حقوق زنان در سال ۲۰۲۲ تلاش کردند تا یک ائتلاف گسترده ایجاد کنند، اما این ائتلاف به دلیل اختلافات شخصی آنها از هم پاشید. اخیراً، برخی از حامیان پرشورتر پهلوی خواستار احیای سلطنت شدهاند که این امر بسیاری از مخالفان دیگر جمهوری اسلامی را از خود رانده است.
مهراد درویشپور، جامعهشناس مقیم سوئد و چهره شناختهشده در جنبش دموکراسیخواهی ایران، گفت: «ما بازگشت سلطنت به کشور را نمیخواهیم – ابداً.»
پهلوی نیز از برخی از حامیان مشتاق خود انتقاد کرده و گفته است که یک نظام دموکراتیک بهتر میتواند اختلافات سیاسی را در خود جای دهد.
مارکسیستها
برخی از گروههای اپوزیسیون به همان اندازه که از جمهوری اسلامی متنفرند، از یکدیگر نیز متنفرند.
سازمان مجاهدین خلق، یک گروه چپگرا-اسلامگرا با سازماندهی قوی، مبارزه مسلحانه علیه شاه را به راه انداخت و در انقلاب ۱۹۷۹ که او را سرنگون کرد، شرکت داشت. این گروه که پس از نام فارسیاش — مجاهدین خلق — به MEK نیز معروف است، به زودی با جمهوری اسلامی درگیر شد و یک کارزار خشونتآمیز علیه آن به راه انداخت. بسیاری از ایرانیان که به تصمیم مجاهدین خلق برای همپیمانی با عراق در طول جنگ دهه ۱۹۸۰ اشاره میکنند، به این گروه بیاعتماد هستند، اما از آن زمان تاکنون در میان سیاستمداران اروپا و آمریکا حمایتهایی به دست آورده است. این گروه عمدتاً در خارج از کشور مستقر است.
رژیم
مقامات عربی و اروپایی میگوینند که برکناری خامنهای ۸۶ ساله لزوماً به روی کار آمدن چهرههای معتدلتر در رهبری جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد، چه رسد به سرنگونی آن. آنها میگویند که رژیم میتواند سازگار شده و بقا یابد، شاید از طریق روحانی محافظهکار علیاصغر حجازی، فرستاده فعلی خامنهای به دستگاه امنیتی، و محمدمهدی میرباقری، رهبر معنوی یک جناح فوقرادیکال که هرگونه دموکراتیزاسیون را رد میکند.
سعید گلکار، دانشیار دانشگاه تنسی در چتانوگا و کارشناس سرویسهای امنیتی ایران، گفت که محمدباقر قالیباف، فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اکنون رئیس مجلس ایران است، ممکن است در صورت کشته شدن خامنهای، یک دولت حتی تندروتر را رهبری کند.
چهرههای معتدل در حال حاضر در حال به حاشیه رانده شدن هستند. چندین عضو یک جنبش اصلاحطلب که برای تغییر در چارچوب نظام موجود تلاش میکنند، پس از انتقاد از سرکوبهای اخیر بازداشت شدهاند.
با این حال، گشایشی مشابه پروستریکا (Perestroika) روسیه در دهه ۱۹۸۰ نیز یک احتمال است. برخی مقامات میگویند یکی از جایگزینهای احتمالی خامنهای، علی خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی، است که به روحانیون معتدل نزدیک است.