عکس: ملوان دانیل کیمل‌من/DVIDS
عکس: ملوان دانیل کیمل‌من/DVIDS

نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه: اعداد پشت تهدیدات ترامپ علیه ایران

بار دیگر، تنها هشت ماه پس از عملیات چکش نیمه‌شب (Operation Midnight Hammer)، ایالات متحده برای حمله به ایران آماده می‌شود. «ناوگان» دریایی در خاورمیانه و شرق مدیترانه — با دو ناو هواپیمابر و 14 کشتی جنگی سطحی — بزرگترین ناوگان در منطقه از زمان گرد آمدن پنج گروه رزمی ناو هواپیمابر در آغاز عملیات آزادی عراق (Operation Iraqi Freedom) در سال 2003 است. این نیرو قادر به حملات تنبیهی علیه ایران و محافظت از متحدان و شرکای ایالات متحده در منطقه است. با این حال، فاقد تفنگداران دریایی، نیروهای عملیات ویژه (SOF) برای حملات یا عملیات زمینی و تدارکات لازم برای یک کمپین هوایی طولانی‌مدت است. همچنین این نیرو بسیار کوچکتر از آن چیزی است که ایالات متحده در سال‌های 1991 و 2003 علیه عراق برای عملیات رزمی بزرگ و تغییر رژیم به کار گرفت.

تهدید ایالات متحده

در ابتدا، تهدیدات ایالات متحده بر محافظت از معترضان ایرانی متمرکز بود. در 2 ژانویه، پرزیدنت دونالد ترامپ در پستی در شبکه‌های اجتماعی اظهار داشت که «اگر ایران معترضان صلح‌جو را [کشت] و به خشونت بکشد»، ایالات متحده «به کمک آن‌ها خواهد آمد». او سپس تهدیداتی را در مورد تعرفه‌ها بر شرکای تجاری ایران مطرح کرد. در آن زمان، ایالات متحده می‌توانست حمله‌ای تنبیهی انجام دهد، اما فاقد توانایی کامل برای محافظت از متحدان و شرکای خود در منطقه بود که از تلافی ایران می‌ترسیدند. هیچ ناو هواپیمابری حضور نداشت زیرا ناو یواس‌اس جرالد آر. فورد (USS Gerald R. Ford) و اسکورت‌هایش به دریای کارائیب فرستاده شده بودند. برای جبران این کمبود، گروه ضربت ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن (USS Abraham Lincoln) در حدود 15 ژانویه دستور یافت تا به خاورمیانه اعزام شود، اما بیش از یک هفته طول کشید تا برسد. دولت ایران زمان کافی برای سرکوب اعتراضات را داشت.

پرزیدنت ترامپ سپس خواستار دست کشیدن ایران از جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود شد – که یکی از اهداف سیاست دیرینه ایالات متحده است. در 28 ژانویه، ترامپ نوشت که «یک ناوگان عظیم در حال حرکت به سمت ایران است». او تهدید به حمله‌ای دیگر مانند عملیات چکش نیمه‌شب (Operation Midnight Hammer) کرد، مگر اینکه ایران «به سرعت پای میز مذاکره بیاید» و «توافقی عادلانه و منصفانه – بدون سلاح هسته‌ای – را مذاکره کند.» ناو فورد در 12 فوریه از کارائیب به مدیترانه اعزام شد. نیروهای هوایی نیز به دنبال آن آمدند.

شکل 1: نیروهای دریایی آمریکا در خاورمیانه از تابستان 2023 (نمایش بصری نمودار تعاملی)
شکل 1: نیروهای دریایی آمریکا در خاورمیانه از تابستان 2023 (نمایش بصری نمودار تعاملی)

نیروها در طول تاریخ

خاورمیانه مدت‌هاست که میزبان حضور دریایی ایالات متحده بوده، البته در سال‌های اخیر در سطح پایین. سطح نیروها پس از حملات حماس در 7 اکتبر به اسرائیل افزایش یافت. شکل 1 سطح نیروهای دریایی ایالات متحده در منطقه را از تابستان 2023 نشان می‌دهد.

ایالات متحده حداقل یک ناو هواپیمابر را در منطقه اروپا-خاورمیانه پس از اکتبر 2023 حفظ کرد. در آغاز دولت دوم ترامپ، دو ناو هواپیمابر در خاورمیانه حضور داشتند، در حالی که ایالات متحده حملات هوایی و دریایی را علیه حوثی‌ها در عملیات سوارکار خشن (Operation Rough Rider) آغاز کرد. تنش‌های اسرائیل و ایران نیز تشدید شد، به طوری که تبادل موشکی در آوریل 2024 در نهایت منجر به جنگ دوازده‌روزه در ژوئن 2025 شد. در اکتبر 2025، ناو فورد به کارائیب فرستاده شد و هیچ پوشش ناو هواپیمابر در اروپا یا خاورمیانه وجود نداشت. این امر با راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ، که در دسامبر 2025 منتشر شد، سازگار بود که فرصتی را برای خارج کردن نیروها از منطقه می‌دید زیرا ایران و نیروهای نیابتی آن سرکوب شده بودند.

شکل 2: ناوگان جنگی خاورمیانه در مقایسه با استقرارهای دریایی گذشته (نمودار ستونی انباشته)
شکل 2: ناوگان جنگی خاورمیانه در مقایسه با استقرارهای دریایی گذشته (نمودار ستونی انباشته)

«ناوگان جنگی»

استقرار کنونی دریایی اوج جدیدی از کشتی‌ها را در و اطراف خاورمیانه از آغاز جنگ منطقه‌ای در سال 2023 نشان می‌دهد. شکل 2 «ناوگان جنگی خاورمیانه» را با عملیات‌های دریایی گذشته مقایسه می‌کند. ترکیب کشتی‌های حاضر با کشتی‌های مستقر برای عملیات قطعیت مطلق (Operation Absolute Resolve) که نیکلاس مادورو و همسرش را در 3 ژانویه 2026 دستگیر کرد، متفاوت است. در کارائیب، یک پایگاه عملیاتی شناور به عنوان کشتی مادر برای نیروهای عملیات ویژه خدمت می‌کرد. همچنین یک گروه آماده آبی‌خاکی با 2,200 تفنگدار دریایی فعال بود. هیچ یک از این توانمندی‌ها تاکنون به خاورمیانه اعزام نشده‌اند. پس از رسیدن ناو فورد، ایالات متحده 2 ناو هواپیمابر، 11 رزم‌ناو و ناوشکن، و 3 شناور رزمی کوچک در خاورمیانه خواهد داشت.

این سطح با عملیات صحرای روباه (Operation Desert Fox)، یک کمپین بمباران چهار روزه علیه عراق صدام حسین در سال 1998، قابل مقایسه است. در آن زمان، پرزیدنت بیل کلینتون دستور حملات علیه عراق را صادر کرد زیرا صدام از همکاری با بازرسان هسته‌ای سازمان ملل خودداری می‌کرد. بمباران پس از 70 ساعت متوقف شد و کلینتون اظهار داشت که هدف «تضعیف برنامه تسلیحات کشتار جمعی صدام و سیستم‌های مرتبط با حمل و نقل آن» محقق شده است. با این حال، سطح نیروهای دریایی امروز بسیار کمتر از سطحی است که در سال 1990 برای بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت و در سال 2003 برای سرنگونی رژیم صدام حسین استفاده شد.

شکل 3: ناوگان جنگی خاورمیانه به عنوان بخشی از کل نیروی رزمی (نمودار ستونی انباشته)
شکل 3: ناوگان جنگی خاورمیانه به عنوان بخشی از کل نیروی رزمی (نمودار ستونی انباشته)

تقاضا برای نیروهای دریایی

امروز، 292 کشتی رزمی نیروی دریایی ایالات متحده را تشکیل می‌دهند – که 223 فروند آن کشتی‌های جنگی مأموریت‌یافته (USS) و 59 فروند آن کشتی‌های پشتیبانی (USNS) هستند. بیشتر آنها در بندر یا در حال نگهداری و آموزش هستند و کمتر از یک پنجم نیروها برای عملیات در دریا قرار دارند. مجموعاً 51 کشتی نیروی دریایی در دریا در حال انجام عملیات هستند که 18 فروند از آنها در خاورمیانه (16 فروند USS و 2 فروند USNS) قرار دارند. نتیجه این است که 35 درصد از کشتی‌های نیروی دریایی که آماده عملیات نظامی هستند، در خاورمیانه قرار دارند. شکل 3 ترکیب نیروی رزمی دریایی را نشان می‌دهد.

جدول 1: نیروهای کنونی در منطقه در داخل یا نزدیک خاورمیانه و در عملیات‌های نظامی گذشته (جدول)
جدول 1: نیروهای کنونی در منطقه در داخل یا نزدیک خاورمیانه و در عملیات‌های نظامی گذشته (جدول)

کل نیروی آمریکا در منطقه

در کنار دارایی‌های دریایی، دولت ترامپ تعداد زیادی از دارایی‌های هوایی را در خاورمیانه جمع‌آوری کرده است. هواپیماهای مستقر در اروپا نیز می‌توانند به خاورمیانه آورده شوند. جریان هواپیماهای اضافی به اروپا و خاورمیانه ادامه دارد – چندین فروند F-22 در اوایل این هفته به پایگاه هوایی سلطنتی لیکنهیث در بریتانیا رسیدند. جدول 1 نیروهای دریایی، هوایی و زمینی موجود در خاورمیانه را مشخص می‌کند و آنها را با چهار معیار مقایسه می‌کند.

  1. سطح نیروی کنونی با آنچه در عملیات صحرای روباه (Operation Desert Fox) استفاده شد، قابل مقایسه است، که شامل چهار روز حملات تنبیهی دوربرد بود. با نیروی امروزی، ایالات متحده می‌تواند 50 تا 100 موشک کروز تاماهاک و دیگر موشک‌های دوربرد را علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سایر نیروهای امنیتی یا تأسیسات پشتیبان برنامه هسته‌ای ایران پرتاب کند. چنین عملیاتی با دلایل اعلام‌شده رئیس‌جمهور برای استفاده از نیروی نظامی همخوانی خواهد داشت: حمایت از معترضان و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای.
  2. تعداد زیاد هواپیماهای باری (C-17s و C-5Ms) و سوخت‌رسان (KC-135s و KC-46As) که به خاورمیانه در حرکت هستند، نشانه‌ای از استقرار نیروهای زمینی نیست. بلکه این هواپیماها وسایل نقلیه، تجهیزات پشتیبانی و مهمات را برای اسکادران‌های هوایی که در حال استقرار در منطقه عملیات هستند، منتقل می‌کنند.
  3. نیروهای ایالات متحده فاقد یگان‌های عملیات ویژه و زمینی مورد نیاز برای انجام حملات یا عملیات در خشکی هستند. بنابراین، ربودن رهبری ایران یک گزینه واقع‌بینانه نیست، به ویژه با توجه به فاصله نقاط احتمالی پرتاب تا تهران.
  4. نیروهای موجود برای تغییر رژیم فراتر از حملات هدفمند محدود نیز کافی نیستند. بعید است که ایالات متحده به رهبران ایران حمله کند، با توجه به نگرانی‌ها در مورد تلافی و مشروعیت. علاوه بر این، تاب‌آوری رژیم حتی پس از تحمل تلفات قابل توجه ناشی از عملیات اسرائیل، نشان می‌دهد که سرکوب رژیم به بی‌ثباتی آن منجر نخواهد شد.
  5. سرانجام، نیروهای کافی برای یک کمپین هوایی طولانی و چند هفته‌ای وجود ندارد. این امر به یک انباشت لجستیکی قابل توجه نیاز دارد که امکان‌پذیر است اما زمان بیشتری خواهد برد.

مارک اف. کنسیان (سرهنگ بازنشسته، تفنگداران دریایی ایالات متحده) مشاور ارشد بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در واشینگتن دی.سی. است. کریس اچ. پارک پژوهشگر وابسته به کرسی استراتژی آرلی ای. برک در CSIS است.