بر اساس گفته دو نفر آشنا با موضوع، ارتش ایالات متحده طرحی را به رئیسجمهور ارائه کرده است که شامل تصرف تقریباً ۱۰۰۰ پوند (حدود ۴۵۳ کیلوگرم) اورانیوم با غنای بالا در ایران میشود. این طرح مستلزم انتقال تجهیزات حفاری با هواپیما و ساخت باند فرود برای هواپیماهای باری جهت خارج کردن مواد رادیواکتیو است.
این افراد گفتند که طرح پیچیده مذکور هفته گذشته پس از درخواست رئیسجمهور، همراه با خطرات عملیاتی قابل توجه آن، به وی ابلاغ شد.
درخواست ترامپ برای این طرح، که پیش از این گزارش نشده بود، نشاندهنده علاقه او به بررسی یک ماموریت عملیات ویژه فوقالعاده حساس و پرمخاطره است. بررسی این عملیات توسط دولت، ابتدا توسط وال استریت ژورنال گزارش شد.
محدود کردن ظرفیت ایران برای ساخت سلاح هستهای همچنان هدف اصلی دولت است. اما کارشناسان میگویند این طرح تلاشی فوقالعاده دشوار از نوعی خواهد بود که هرگز پیش از این در زمان جنگ تجربه نشده است. این ماموریت به انتقال هوایی احتمالی صدها یا هزاران نیرو و تجهیزات سنگین برای پشتیبانی از حفاری و بازیابی مواد رادیواکتیو نیاز دارد. مقامات سابق دفاعی تخمین زدهاند که این امر میتواند هفتهها طول بکشد و در عمق خاک ایران و تحت آتش انجام شود.
مقامات دولت اخیراً یک پیشنهاد ۱۵ مادهای را به ایران ارائه کردند تا به جنگ پایان دهند، که ظاهراً از جمله موارد دیگر، خواستار واگذاری اورانیوم با غنای بالای تهران — آنچه ترامپ آن را «غبار هستهای» نامیده است — میشود.
ایران این پیشنهاد آمریکا را رد کرده است، هرچند در مذاکرات درست قبل از شروع جنگ پیشنهاد داده بود که میتواند مواد غنیشده را به سطح پایینتری «رقیق» کند.
میک مولروی، معاون سابق دستیار وزیر دفاع و افسر بازنشسته سیا و تفنگداران دریایی، گفت: «این یکی از بزرگترین و پیچیدهترین عملیاتهای ویژه در تاریخ خواهد بود، اگر نگوییم بزرگترین.» وی افزود: «این یک خطر بزرگ برای نیروهاست.»
نشانه دیگری از علاقه ترامپ به پیگیری چنین عملیاتی این بود که او شنبه گذشته آمریکاییها را تشویق کرد تا برنامه مارک لوین، مجری فاکس نیوز و مدافع سرسخت اسرائیل، را تماشا کنند. در طول این برنامه، لوین گفت که ایالات متحده باید نیروهای زمینی «متخصص» را برای ربودن ذخایر اورانیوم ایران اعزام کند.
لوین گفت: «چرا ما به نیروهای زمینی نیاز داریم؟ خب، دلایل زیادی وجود دارد — و ما به ۳۰۰,۰۰۰ نفر از آنها نیازی نداریم. مسئله این اورانیوم است.»
ترامپ، که با وعده پایان دادن به جنگها کمپین انتخاباتی خود را آغاز کرده بود، اکنون خود را در پنجمین هفته از درگیریای مییابد که آن را آغاز کرده و بیشتر از طریق هوا و با هماهنگی اسرائیل انجام میشود. آغاز یک عملیات زمینی جاهطلبانه برای تصرف اورانیوم مستلزم اعزام کماندوها و مجموعهای از نیروهای دیگر و پرسنل پشتیبانی است که سطح جدیدی از خطر را برای ارتش به همراه دارد.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ کتبی به سوالاتی درباره این طرح گفت: «وظیفه پنتاگون این است که برای دادن حداکثر گزینههای انتخابی به فرمانده کل قوا، آمادهسازیهای لازم را انجام دهد. این بدان معنا نیست که رئیسجمهور تصمیمی گرفته است.»
با توجه به نظرسنجیهایی که نشان میدهد اکثریت آمریکاییها با جنگ و بهویژه با اعزام نیروهای زمینی مخالف هستند، پیت هگست، وزیر دفاع، سهشنبه گذشته تلاش کرد تا رئیسجمهور را به عنوان رهبری جسور به تصویر بکشد.
هگست در کنفرانس مطبوعاتی پنتاگون درباره یکی از انگیزههای جنگ گفت: «همانطور که پرزیدنت ترامپ سالهاست و در این دولت بارها گفته است، ایران نمیتواند بمب هستهای داشته باشد — و نخواهد داشت.»
در ماه ژوئن، ایالات متحده تاسیسات هستهای ایران را بمباران کرد. اما بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، ایران حدود ۹۷۰ پوند (حدود ۴۴۰ کیلوگرم) اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد را ذخیره کرده است — که کمی کمتر از سطح تسلیحاتی است. رافائل ماریانو گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، میگوید بیش از نیمی از این مقدار در تاسیسات هستهای در خارج از اصفهان، شهری تاریخی در مرکز ایران، در تونلهایی با عمق بیش از ۳۰۰ فوت (۹۱ متر) ذخیره شده است، و بقیه در سایت هستهای نطنز و احتمالاً مناطق دیگر قرار دارد.
تصاویر ماهوارهای از اوایل ژوئن که توسط روزنامه لوموند فرانسه منتشر و توسط موسسه علوم و امنیت بینالمللی (Institute for Science and International Security) تحلیل شده است، یک کامیون مسطح بزرگ را نشان میدهد که ۱۸ بشکه آبیرنگ را به سمت ورودی جنوبی تاسیسات اصفهان حمل میکند. اگرچه نمیتوان نتیجهگیری قطعی درباره محتویات آنها داشت، اما این موسسه ارزیابی کرد که «بهترین تطابق» این است که بشکهها حاوی سیلندرهای اورانیوم با غنای بالا بوده و روزها قبل از حمله هوایی اسرائیل و سپس آمریکا به اهداف ایرانی، برای ذخیرهسازی در مجتمع تونلی منتقل شدهاند.
گروسی در بازدید خود از واشنگتن در اواسط مارس برای دیدارهای سطح بالا به خبرنگاران گفت که دسترسی به منطقه ذخیرهسازی اصفهان همچنان زیر آوار ناشی از بمباران آمریکا در ماه ژوئن مدفون است. او گفت: «از آن زمان، ما تحرکات زیادی را ندیدهایم» که نشاندهنده تلاش برای دسترسی به آن باشد. او افزود: «شاید یک خودرو یا کامیون» در منطقه باشد، اما «بولدوزرهایی که چیزی را حفاری میکنند، نه.»
ماده بسیار غنیشده، به شکل گاز هگزافلوراید اورانیوم (Uranium hexafluoride gas)، در سیلندرهای مهر و موم شدهای شبیه به کپسولهای غواصی، که هر کدام حدود سه فوت (۹۱ سانتیمتر) ارتفاع دارند، ذخیره میشود. قبل از اینکه بتوان از آن در سلاح استفاده کرد، باید بیشتر از ۹۰ درصد غنی شده و به فلز تبدیل شود.
گروسی در توصیف بازدید بازرسی از سایت اصفهان درست قبل از حملات هوایی ژوئن گفت که سیلندرها «خیلی بزرگ نیستند» و «بهطور ویژه محافظت نمیشوند»، هرچند این امکان وجود دارد که برخی «طعمات» در میان آنها قرار داده شده باشند تا هر کسی که قصد خارج کردن آنها را دارد، گیج و مانع شوند.
او در حالی که به هیچ تصمیم نظامی واقف نبود، گفت: «آنچه میتوانم بگویم این است که این مقدار قابل توجه از مواد... بسیار آلودهکننده است، بنابراین در صورت اصابت مستقیم به آن، ممکن است آلودگی رخ دهد.»
یکی از دو نفر آشنا با موضوع، که هر دو به دلیل حساسیت موضوع خواستند ناشناس بمانند، گفت: برای رسیدن به ذخایر مدفون اصفهان، «باید تجهیزات حفاری را آورد، از بتن و سپر سربی» و هر پوشش محافظ دیگر عبور کرد، «و سپس به نحوی به کف این سیلو رسید و ظروف پر از مواد هستهای را خارج کرده و با هواپیما منتقل کرد.» تخمینها درباره مدت زمان این عملیات متفاوت است و از چند هفته تا چند ماه متغیر است.
ژنرال بازنشسته جوزف ووتل، که فرماندهی فرماندهی مرکزی آمریکا و فرماندهی عملیات ویژه آمریکا را بر عهده داشته است، گفت بهترین راه برای بازیابی این مواد پس از آتشبس و با همراهی پرسنل آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود. او گفت: «اما اگر مجبور باشید با نبرد وارد شوید»، این کار ممکن است.
او گفت: «خطرات زیادی با آن همراه است. این یک سطح بسیار بالای پیچیدگی است. احتمالاً تلفات خواهیم داشت.» وی افزود: «اما این مجموعه مشکل برای نیروهای عملیات ویژه آمریکاست. این کاری است که ما انجام میدهیم. ما افرادی داریم که به طور خاص برای ورود به این نوع محیطها آموزش دیدهاند.»
به گفته یک مقام سابق دفاعی با دانش مستقیم از برنامههای جنگ ایران و قابلیتهای عملیات ویژه، ابعاد و پیچیدگی این ماموریت آن را فوقالعاده دشوار میکند، اما شدنی است. این مقام سابق گفت: «به غیر از یک حمله سریع عمدتاً نمادین برای نشان دادن اینکه ما میتوانیم کارهای بیشتری انجام دهیم، برای بازیابی بخش عمده یا کل مواد، نیاز به یک اشغال موقت است.»
کماندوهای سابق و مقامات، پیچیدگیهای فوقالعاده پیرامون چنین عملیاتی را تشریح کردند.
لجستیک احتمالا با حمله به دفاعیات و تجهیزات ایران آغاز میشود تا مسیری امنتر برای نیروهای زمینی ایجاد شود، که سپس صدها مایل به داخل کشور پرواز کرده تا یک محیط دفاعی در تاسیسات ایجاد کنند. کارشناسان حدس زدهاند که یکی از گزینهها، چتربازی نیروهای لشکر ۸۲ هوابرد ارتش و رنجرها برای تصرف زمین است، که ممکن است در برد توپخانه، موشکها و پهپادهای دشمن قرار گیرد.
از آنجا، مهندسان احتمالاً یک باند فرود برای آوردن تدارکات و تجهیزات میسازند، که برخی از آنها ممکن است از هواپیماهای باری پرتاب یا از هلیکوپترهای چندمنظوره آویزان شوند. هر دو گزینه، هواپیماهای ترابری کندتر را در برابر آتش دشمن آسیبپذیر میکند.
مقامات گفتند که ادامه کار حفاری سنگین به یک تیم پشتیبانی قوی نیاز دارد. مکانیکها، رانندگان، سوخترسانها و دیگران شبانهروزی کار خواهند کرد. غذا و آب نیاز به تامین مداوم دارند. مقامات سابق گفتند که متخصصان هستهای غیرنظامی از وزارت انرژی و سایر آژانسها نیز احتمالاً در محل حضور خواهند داشت تا خطرات را ارزیابی کرده و بر خروج اورانیوم نظارت کنند.
عملیات اسکان، تغذیه و حفاظت از پرسنل احتمالاً بیشتر شبیه یک پایگاه کوچک خواهد بود تا یک ماموریت مخفیانه و کمحاشیه.
تلاش برای منفجر کردن صخره و ورود به منطقه ذخیرهسازی، آغاز یک فرآیند خستهکننده و قدم به قدم برای ورود کماندوها به اعماق تاسیساتی پر از ناشناختهها خواهد بود.
به گفته یک اپراتور سابق عملیات ویژه با تجربه آموزش برای چنین ماموریتهایی، تیمهای رخنه، احتمالاً از نیروهای دلتای ارتش یا نیروهای ویژه دریایی (Navy SEALs)، با اره و مشعل برای عبور از موانع داخل تاسیسات زیرزمینی کار میکنند، در حالی که تیراندازان از آنها محافظت میکنند. کماندوها لباسهای محافظ و سیستمهای تنفسی بسته (rebreathers) خواهند پوشید و حسگرهایی برای شناسایی تهدیدات رادیواکتیو حمل خواهند کرد.
تیمها باید به یاد داشته باشند که هر چیزی که شلیک، منفجر یا بریده شود، میتواند مواد خطرناک را مختل کند. نگرانیها در مورد قرار گرفتن در معرض رادیواکتیو مستلزم رفع آلودگی دشوار و مکرر پرسنل و تجهیزات خواهد بود. ممکن است تلههای انفجاری نیز وجود داشته باشد.
اپراتور سابق گفت: «این فرآیندی کند، دقیق و میتواند فوقالعاده کشنده باشد.»
فرآیند خروج نیز نیروها، تجهیزات و مواد هستهای را در معرض حملات احتمالی ایران قرار خواهد داد، زیرا دهها پرسنل از طریق حریم هوایی دشمن به عقب منتقل میشوند.
مقامات سابق گفتند که این عملیات، ماموریتهای پیچیده و پرمخاطره دیگر را در مقایسه ساده جلوه میدهد. به عنوان مثال، یورشها برای دستگیری نیکولاس مادورو در ونزوئلا و کشتن اسامه بن لادن در پاکستان، در حد دقیقه و ساعت اندازهگیری میشدند. مقامات سابق تخمین زدند که کل فرآیند در ایران، حتی اگر عملیات نسبتاً روان پیش برود، ممکن است هفتهها طول بکشد.
این مقام سابق دفاعی گفت: «به نظر میرسد که شما نه تنها یک خودرو از نمایشگاه میخرید، بلکه کل خط مونتاژ را میخرید.»
این مقام سابق گفت، احتمالاً تنها چند دهها نیرو برای بازیابی مواد هستهای از پشت خطوط دشمن آموزش دیدهاند، و این مهارت از زمان جنگ سرد کاهش یافته است. وی افزود که سناریوهای بازیابی هستهای در سالهای اخیر بر تروریستها و کره شمالی متمرکز بودهاند.
این مقام سابق گفت: «توجه بسیار بیشتری به برنامهریزی برای این نوع تصرفات یا ممانعت از دسترسی کرهشمالیها» به مواد هستهای وجود داشت.