رئیسجمهور دونالد ترامپ به دنبال یک «راه گریز» است تا تنشها با ایران را کاهش دهد و از یک درگیری گستردهتر در خاورمیانه جلوگیری کند.
سخنان و اقدامات تندروانه رئیسجمهور، منطقه را به آستانه جنگ کشانده و بسیاری از رویارویی مستقیم میترسند. با این حال، در پشت صحنه تلاشهایی برای یافتن یک راهحل دیپلماتیک و جلوگیری از یک جنگ تمام عیار در جریان است. منابع نزدیک به دولت نشان میدهند که یک رویکرد چندوجهی شامل تحریمها، دیپلماسی و نمایش قدرت برای وادار کردن ایران به بازگشت به میز مذاکره بدون توسل به اقدام نظامی دنبال میشود. این تلاشها در حالی صورت میگیرد که تظاهرات گستردهای در شهرها و مناطق مختلف آمریکا در جریان است. مشاوران دولت بر این باورند که این رویکرد به ایران فضایی برای عقبنشینی بدون از دست دادن اعتبار میدهد. علاوه بر این، ترامپ به دنبال استخدام سوزی وایلز به عنوان رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید است، که نشاندهنده تغییر احتمالی در تاکتیکهای داخلی و خارجی دولت است و ممکن است بر روابط بینالملل نیز تاثیرگذار باشد.
این استراتژی بیعیب و نقص نیست و منتقدان خود را دارد. مخالفان استدلال میکنند که موضع تهاجمی دولت تنها تنشها را شعلهور کرده و ایران را به سوی توسعه سلاحهای هستهای سوق داده است. با این حال، کاخ سفید بر این باور است که کارزار «فشار حداکثری» آن نتیجهبخش بوده و رژیم ایران را مجبور به تجدید نظر در بلندپروازیهای منطقهای خود کرده است. مقامات کاخ سفید میگویند که این یک راهبرد حسابشده است تا اطمینان حاصل شود که «ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نخواهد کرد». آنها معتقدند که اقدامات کنونی، تهران را در موقعیتی قرار میدهد که مجبور به مذاکره بر سر توافقی جامعتر و پایدارتر شود.
خطرات به شدت بالاست. یک جنگ تمام عیار میتواند عواقب ویرانگری برای اقتصاد جهانی، قیمت نفت و ثبات منطقه داشته باشد. کارشناسان نسبت به احتمال بستهشدن تنگه هرمز، یک نقطه حیاتی برای حمل و نقل جهانی نفت، هشدار میدهند که میتواند منجر به یک رکود جهانی شود. بازارها به شدت به هرگونه اخبار منفی واکنش نشان میدهند و در حال حاضر نگرانیهایی در مورد قیمت نفت خام و پیامدهای آن بر بازارهای مالی جهانی وجود دارد. همچنین، احتمال فرار سرمایه از مناطق حساس مانند دبی وجود دارد که میتواند اقتصادهای منطقه را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
علاوه بر این، ترامپ در حال بررسی خروج ایالات متحده از ناتو است، که نگرانیهایی را در میان متحدان در مورد تعهد آمریکا به امنیت بینالمللی ایجاد کرده است. این حرکت میتواند پیامدهای عمیقی برای تعادل قدرت جهانی داشته باشد و توانایی ایالات متحده برای مقابله با تهدیداتی مانند ایران را کاهش دهد. با این حال، دولت ترامپ هشدار داده است که ایران در صورت حمله، پاسخهای ویرانگر و گستردهتری را علیه منافع ایالات متحده و اسرائیل انجام خواهد داد. این تهدیدها، فشار بر دیپلماتها را برای یافتن راهحلی فوری افزایش میدهد. یک مقام ارشد دولت گفت که این «راه گریز» برای جلوگیری از یک جنگ خونین و طولانی طراحی شده است. او افزود: «ما نمیخواهیم در یک جنگ بیانتها دیگر گرفتار شویم.»
در حالی که ترامپ از واقعیت بیتفاوت است، اما تلاشها برای پیدا کردن راهی برای دیپلماسی ادامه دارد. در یک سخنرانی در کاخ سفید با عنوان "پایان جنگ ایران"، ترامپ به طور مبهم به «آنها» اشاره کرد و گفت که «آنها» میخواهند با آمریکا مذاکره کنند و «آنها» میخواهند به توافقی برسند. رئیسجمهور گفت: «آنها میخواهند به توافق برسند. آنها به شدت میخواهند به توافق برسند.»
این اظهارات در حالی صورت میگیرد که ترامپ تاکید کرده است که هدفش جلوگیری از جنگ و خروج از بحران است. رئیسجمهور تصریح کرد: «ما برای جنگ به خاورمیانه نرفتهایم. ما آنجا بودیم تا از جنگ جلوگیری کنیم. این یک موقعیت بسیار دشوار است. ایران میخواهد با ما صحبت کند. آنها نمیخواهند جنگی داشته باشند. و من فکر میکنم این یک چیز عالی است.»
با این حال، برخی از تحلیلگران و مشاوران ترامپ بر این باورند که استراتژی «فشار حداکثری» به جای اینکه به دیپلماسی منجر شود، میتواند تنشها را بیشتر کند و به یک درگیری نظامی اجتنابناپذیر بینجامد. آنها خاطرنشان میکنند که اقدامات دولت، ایران را به سمت اتخاذ مواضع سختتر سوق داده است و از طریق افزایش تحریمها، حمایت از گروههای مخالف و حتی حملات سایبری (که برخی مقامات سابق پنتاگون و متخصصان امنیت ملی آن را اقدامات خطرناکی میدانند و ممکن است به واکنشهای غیرمنتظره منجر شود و پتانسیل افزایش تنشها را دارد) به دنبال تضعیف رژیم هستند. این دیدگاه معتقد است که چنین سیاستهایی ممکن است به جای ایجاد یک «راه گریز»، راهی به سوی درگیری باز کند. آنها تاکید میکنند که تنها راه واقعی برای کاهش تنش، دیپلماسی مستقیم و بدون پیششرط است. اما تیم ترامپ به این موضع پایبند است که «فشار حداکثری جواب میدهد.»
اما چرا این رویکرد؟ مشاوران ترامپ توضیح میدهند: «رئیسجمهور معتقد است که دیپلماسی و مذاکرات باید از موضع قدرت انجام شود. او نمیخواهد در موقعیتی باشد که ایران احساس کند میتواند امتیاز بگیرد.» وی افزود: «رئیسجمهور در حال ایجاد یک «راه گریز» برای ایرانیان است، اما این راه گریز از موضع قدرت آمریکاییها است. این یک راه گریز واقعی و یک فرصت برای آنهاست.» او تاکید کرد: «ما نمیخواهیم جنگی را شروع کنیم. این چیزی نیست که ما به دنبال آن هستیم. اما ایرانیان باید درک کنند که ما از منافع خود محافظت خواهیم کرد.»
این رویکرد با نگرانیهای عمیقی در میان متحدان اروپایی و برخی اعضای کنگره روبرو است که معتقدند این سیاستها میتواند به بیثباتی بیشتر منجر شود و ایران را به سمت توسعه تسلیحات هستهای سوق دهد. به گفته این منتقدان، دولت ترامپ با خروج از توافق هستهای و اعمال تحریمهای جدید، تنها راه حلهای دیپلماتیک را مسدود کرده است. آنها نگرانند که این استراتژی، به جای کاهش تنش، به یک تشدید غیرقابل کنترل بینجامد و منطقه را در آستانه یک درگیری گستردهتر قرار دهد.
مایک پمپئو، وزیر امور خارجه وقت، نیز بر این رویکرد تاکید داشت. او اظهار داشت: «ما میخواهیم ایران یک کشور عادی باشد. رئیسجمهور به دنبال این است که ایران مانند دیگر کشورها باشد.» «ما فکر میکنیم فشار حداکثری در حال انجام کار است. ما فکر میکنیم این بهترین راه برای دستیابی به تغییر رفتار رژیم است.» پمپئو افزود: «من فکر میکنم ایرانیها در نهایت خواهند گفت: این برای کشورمان خوب نیست. این برای مردممان خوب نیست.» او خاطرنشان کرد: «این فشار را تا زمانی که ایرانیها تصمیم بگیرند که میخواهند سیاستهایشان را تغییر دهند، حفظ خواهیم کرد – و ما در این زمینه خوشبین هستیم.»
ژنرال فرانک مککنزی، فرمانده نیروهای مرکزی آمریکا در خاورمیانه، نیز حمایت خود را از استراتژی دولت اعلام کرد و بر اهمیت بازدارندگی تاکید نمود. او گفت: «ما یک موضع بازدارنده بسیار قوی در منطقه داریم. این موضع بازدارنده به خوبی توسط رئیسجمهور حمایت میشود و ما معتقدیم که این به حفظ صلح و امنیت در منطقه کمک میکند.» او همچنین به اهمیت حفظ ثبات در تنگه هرمز و اطمینان از جریان آزاد تجارت اشاره کرد. مککنزی خاطرنشان کرد که هرگونه اقدام نظامی باید به دقت بررسی شود و با هدف حفظ منافع ملی آمریکا و متحدانش باشد.
اما این «راه گریز» دقیقا چیست و چگونه به نظر میرسد؟ این شامل ترکیبی از دیپلماسی پشت پرده، پیشنهاد کاهش تحریمها در ازای تعهدات ایران و همچنین نمایش قدرت نظامی است – تا ایران بداند که گزینههای دیگر نیز روی میز هستند. یکی از مقامات سابق وزارت خارجه آمریکا که با این موضوع آشناست، گفت: «ترامپ به دنبال راهی برای خروج از این وضعیت است که بتواند پیروزی خود را اعلام کند.» وی افزود: «او میخواهد بدون جنگ از این وضعیت خارج شود و همچنین بتواند بگوید که او ایران را به زانو درآورده است.»
تحلیلگران منطقه نیز در مورد این استراتژی نظرات متفاوتی دارند. برخی معتقدند که ترامپ در حال تکرار الگوی «فشار و مذاکره» است که در مورد کره شمالی به کار برد. آنها اشاره میکنند که ترامپ ابتدا تنشها را به بالاترین حد میرساند و سپس به دنبال راهی برای مذاکره و توافق میگردد. با این حال، ماهیت روابط با ایران و پیچیدگیهای منطقهای میتواند این رویکرد را بسیار پرخطرتر کند. نگرانیهای اصلی در مورد توانایی ترامپ در مدیریت بحران و همچنین عدم وجود یک استراتژی روشن و منسجم برای منطقه است.
برخی از دیپلماتهای سابق و کارشناسان روابط بینالملل نیز این رویکرد را بسیار خطرناک و غیرقابل پیشبینی میدانند. آنها هشدار میدهند که این سیاستها میتواند به یک اشتباه محاسباتی منجر شود و منطقه را به سمت یک درگیری نظامی بزرگ سوق دهد. یک مقام سابق وزارت دفاع گفت: «شما نمیتوانید با یک کشوری که به دنبال بقای خود است، اینگونه بازی کنید. این یک بازی خطرناک است.» او افزود: «ما باید راهی برای کاهش تنش پیدا کنیم، نه اینکه آن را افزایش دهیم.» این نگرانیها در حالی مطرح میشود که ایران نیز به شدت به دنبال حفظ قدرت منطقهای خود است و هرگونه فشار خارجی را با واکنشهای تند پاسخ میدهد.
در همین حال، گزارشها حاکی از آن است که مقامات پنتاگون در حال آمادهسازی طرحهای اضطراری برای هرگونه رویارویی احتمالی با ایران هستند. این طرحها شامل استقرار نیروهای بیشتر در منطقه و همچنین افزایش نظارت بر فعالیتهای نظامی ایران است. با این حال، ترامپ به طور مکرر تاکید کرده است که او به دنبال خروج نیروهای آمریکایی از خاورمیانه است و نمیخواهد در درگیریهای جدیدی گرفتار شود. یک مقام ارشد دولت گفت که ترامپ به تیم خود گفته است «نه، نه، نه» در مورد اقدام نظامی گسترده و از آنها خواسته است تا «راه گریز» را پیدا کنند. او اظهار داشت: «رئیسجمهور به وضوح به دنبال یک راهحل دیپلماتیک است و از جنگ پرهیز میکند.»
با وجود تمام این چالشها، دولت ترامپ به سیاست خود ادامه میدهد. آنها معتقدند که این تنها راه برای تغییر رفتار ایران است. تحلیلگران سیاسی نیز در این مورد اختلاف نظر دارند. برخی معتقدند که ترامپ در حال بازی خطرناکی است که میتواند به فاجعه ختم شود، در حالی که برخی دیگر فکر میکنند این تنها راه برای مقابله با ایران است. ترامپ در یکی از سخنرانیهایش گفت: «این وضعیت مضحک باید تمام شود.» او تاکید کرد که دیپلماسی تنها راه است، اما این دیپلماسی باید از موضع قدرت باشد – جایی که آمریکا از قدرت و نفوذ خود برای وادار کردن ایران به مذاکره استفاده کند.
این رویکرد با سوالات زیادی همراه است. آیا یک «راه گریز» واقعی برای ایران وجود دارد که بتواند هم به اهداف ترامپ دست یابد و هم از جنگ جلوگیری کند؟ مقامات سابق و کارشناسان منطقه هشدار میدهند که هرگونه راه حل باید به دقت طراحی شود تا از سوءتفاهمها و تشدید تنشهای ناخواسته جلوگیری شود. یک مقام سابق سازمان ملل گفت که «راه گریز» باید شامل یک بسته تشویقی و نه فقط تهدید باشد. او افزود که ایران نیز باید احساس کند که در مذاکرات خود «حفظ آبرو» میکند.
یک منبع نزدیک به دولت ترامپ نیز گفت که «راه گریز» شامل «مجموعهای از اقدامات تدریجی است که میتواند به ایران اجازه دهد تا از مسیر فعلی خود عقبنشینی کند.» (این منبع به دلیل حساسیت موضوع، نخواست نامش فاش شود.)
مشاوران ترامپ بر این باورند که ایران در نهایت به دلیل فشار تحریمها و انزوای بینالمللی، مجبور به عقبنشینی خواهد شد. آنها استدلال میکنند که رژیم ایران نمیتواند برای همیشه در مقابل فشار اقتصادی مقاومت کند و در نهایت مجبور به انتخاب بین بقای خود و بلندپروازیهای هستهای و منطقهای خواهد بود. این رویکرد به معنای دیپلماسی از موضع قدرت است، جایی که ایالات متحده اهرم فشار لازم را برای رسیدن به یک توافق مطلوب در اختیار دارد. یک مقام آگاه در این زمینه گفت: «رئیسجمهور یک تیم دیپلماتیک بسیار قوی دارد. آنها میتوانند هر چیزی را که رئیسجمهور نیاز دارد تا از این وضعیت 'راه گریز' پیدا کند، انجام دهند.»
این وضعیت یادآور دوران «صبر استراتژیک» در دولت اوباما بود – که ترامپ بارها از آن انتقاد کرده بود – و نشان میدهد که حتی با وجود تفاوتهای ظاهری در رویکردها، برخی الگوهای سیاست خارجی ممکن است تکرار شوند. با این حال، تفاوتهای کلیدی در شدت و نوع فشار اعمال شده توسط دولت ترامپ وجود دارد. این استراتژی بر اساس این فرض استوار است که فشار بیسابقه اقتصادی، ایران را مجبور به تغییر رفتار خواهد کرد و «راه گریز» تنها فرصتی برای تهران برای انجام این کار است.
در این میان، نقش متحدان ایالات متحده در منطقه و جهان نیز بسیار مهم است. مشاوران ترامپ به «تماسهایی» با عربستان سعودی و اسرائیل اشاره کردهاند و گفتهاند که «ما میخواهیم اطمینان حاصل کنیم که شرکای ما در منطقه حمایت کامل از این رویکرد را دارند.» این نشان میدهد که ایالات متحده به دنبال ایجاد یک جبهه متحد علیه ایران است تا فشار بر تهران را افزایش دهد. با این حال، برخی از این متحدان نیز نگرانیهایی در مورد پیامدهای احتمالی این سیاستها دارند. به طور مثال، امارات متحده عربی و عربستان سعودی به دنبال کاهش تنش در منطقه هستند تا اقتصادهای خود را از آسیبهای احتمالی جنگ محافظت کنند. آنها تلاش میکنند تا راههایی برای دیپلماسی باز بگذارند.
بنابراین، سرنوشت «راه گریز» ترامپ نامشخص است. آیا این استراتژی به کاهش تنش و دیپلماسی منجر خواهد شد یا منطقه را به سمت یک درگیری خونین دیگر سوق خواهد داد؟ یک مقام ارشد دولت گفت: «ما نمیخواهیم جنگی را شروع کنیم. این چیزی نیست که ما به دنبال آن هستیم.» او افزود: «این یک لحظه حیاتی است و ما باید مطمئن شویم که بهترین تصمیمات را برای کشورمان و برای صلح جهانی میگیریم.»
اما منتقدان این رویکرد به شدت نگران هستند. یکی از سناتورهای دموکرات گفت: «رئیسجمهور در حال بازی با آتش است. این یک استراتژی بسیار خطرناک است.» او افزود: «ما باید از دیپلماسی استفاده کنیم، نه اینکه تنشها را افزایش دهیم.» این سناتور به شدت معتقد است که ترامپ باید راهی برای مذاکره بیابد و از جنگ پرهیز کند. او همچنین ابراز نگرانی کرد که این سیاستها میتواند به بیثباتی بیشتر در منطقه منجر شود و منافع بلندمدت ایالات متحده را به خطر بیندازد.
با تمام این اوصاف، به نظر میرسد دولت ترامپ مصمم است که به این استراتژی خود ادامه دهد. این نشاندهنده یک رویکرد متفاوت نسبت به سیاست خارجی است که در آن فشار حداکثری و نمایش قدرت، ابزارهای اصلی دیپلماسی هستند. با این حال، زمان نشان خواهد داد که آیا این «راه گریز» به صلح و ثبات در منطقه منجر خواهد شد یا اینکه آن را به ورطه یک درگیری گستردهتر سوق خواهد داد.
در میان این همه تحولات، مردم نیز نظرات خود را دارند. در یک نظرسنجی اخیر، بخش زیادی از مردم آمریکا معتقدند که «ما نباید درگیر جنگ با ایران شویم.» این نشاندهنده یک شکاف بزرگ بین سیاستهای دولت و تمایلات عمومی است. یک شهروند گفت: «ما نمیخواهیم فرزندانمان را به جنگی دیگر بفرستیم.» این احساسات در میان جامعه به شدت رایج است و فشار زیادی بر سیاستمداران برای یافتن راهحلهای صلحآمیز وارد میکند. همچنین، گزارشها حاکی از افزایش فعالیت گروههای ضد جنگ در سراسر کشور است که به دنبال افزایش آگاهی عمومی و فشار بر دولت برای تغییر سیاستهای خود هستند.
همچنین، برخی از تحلیلگران سیاسی پیشبینی میکنند که اگر ترامپ نتواند یک «راه گریز» موفقیتآمیز پیدا کند، این موضوع میتواند به شدت بر شانس او برای پیروزی در انتخابات بعدی تاثیر بگذارد. شکست در جلوگیری از جنگ با ایران میتواند به عنوان یک نقطه ضعف بزرگ در کارنامه سیاست خارجی او تلقی شود. آنها همچنین اشاره میکنند که هزینههای اقتصادی و انسانی هرگونه درگیری نظامی میتواند به شدت بالا باشد و حمایت عمومی از او را کاهش دهد. ترامپ و تیمش به شدت آگاهند که مردم آمریکا از درگیریهای طولانیمدت در خاورمیانه خستهاند. یک مشاور ارشد گفت: «رئیسجمهور در حال گوش دادن به مردم است.» «او میداند که ما باید از این وضعیت خارج شویم و راهی برای صلح پیدا کنیم. او نمیخواهد در یک جنگ بیانتها دیگر گرفتار شود.»
اما آیا این «راه گریز» واقعاً یک فرصت برای صلح است یا صرفاً تاکتیکی برای رسیدن به اهداف سیاسی داخلی؟ این سوالی است که در روزها و هفتههای آینده پاسخ آن مشخص خواهد شد. در نهایت، موفقیت یا شکست این استراتژی نه تنها بر آینده روابط آمریکا و ایران، بلکه بر ثبات کل منطقه خاورمیسته و امنیت جهانی تاثیرگذار خواهد بود. یک تحلیلگر بینالمللی گفت: «این یک موقعیت بسیار پرخطر است و ما امیدواریم که دیپلماسی بر جنگ غلبه کند.»