اکنون همهچیز به تنگه هرمز گره خورده است.
در ۳۹ روز، عملیات ایالات متحده و اسرائیل باعث کشته شدن علی خامنهای، رهبر عالی ایران، تخریب زیرساختهای موشکهای بالستیک این کشور و وادار کردن رژیمی که دهها سال شکستناپذیری را نمایش میداد به پذیرش آتشبسی با میانجیگری پاکستان شد.
فعالان حقوق بشر در ایران (HRANA) حداقل ۱۲۲۱ کشته نظامی را تأیید کردهاند. ایران اینترنشنال تلفات نیروهای امنیتی را ۴۷۰۰ نفر اعلام کرده است. نیروی دریایی در خلیج عمان نابود شده است. برنامه هستهای این کشور در کمتر از یک سال دو بار مورد حمله قرار گرفته است.
و شبکه نیابتی حتی پیش از سقوط اولین بمب در ۲۸ فوریه، توخالی شده بود؛ ساختار فرماندهی حزبالله از بین رفته، حماس در غزه منهدم شده و رهبری حوثیها سال گذشته کشته شده بودند. تا زمانی که جتهای آمریکایی و اسرائیلی به ایران رسیدند، محور مقاومت عمدتاً در حد یک شعار وجود داشت.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مهمترین تصمیم را گرفت: چراغ سبز نشان دادن به حمله ۲۸ فوریه، حتی در شرایطی که نهاد امنیت ملی خودش دچار اختلاف بود. تحریمهای حداکثری او اقتصاد ایران را پیش از اولین حمله نظامی از بین برده بود. سیاست آستانه جنگ او، که هیئتهای تحریریه واشنگتن پست و نیویورک تایمز آن را حماقت تلقی میکردند، ایران را به آتشبس کشاند.
کارولین لیویت، دبیر مطبوعاتی کاخ سفید، صریح بود: «این پیروزی برای ایالات متحده است که رئیسجمهور ترامپ و ارتش فوقالعاده ما آن را محقق کردند.»
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، معماری عملیاتی را فراهم کرد. عملیات پیجر. حمله به نصرالله. فشار برای مشارکت مستقیم آمریکا در جنگ دوازدهروزه ژوئن گذشته. هر یک از اینها تشدید عامدانهای بود که نهاد سیاست خارجی پیشبینی میکرد نتیجه معکوس داشته باشد.
همانطور که ندیم کوتیش، مفسر برجسته مستقر در امارات متحده عربی، به من گفت: «به لطف بیبی نتانیاهو، آنها همهچیز را در این جنگ از دست دادند.»
موازات تاریخی مناسب، عراق ۲۰۰۳ نیست. بلکه جنگ سرد است. رونالد ریگان دیوار برلین را فرو نریخت. او حفظ آن را غیرممکن کرد. دهها سال فشار، سیستم شوروی را ناپایدار ساخت و مردم اروپای شرقی بقیه کار را انجام دادند.
ترامپ و نتانیاهو ابزارهای قدرت ایران را درهم شکستند
ترامپ و نتانیاهو همان منطق را در مورد جمهوری اسلامی به کار بستند: ابزارهای قدرت رژیم را درهم بشکنید و مسئله آینده ایران را به جایی که به آن تعلق دارد، یعنی به خود ایرانیها، بسپارید. جورج دبلیو بوش رویکرد دیگری را امتحان کرد، یعنی ساخت دموکراسی از آسمان، و نتیجه آن یک نسل هرج و مرج بود.
سوال این است که آیا بیمار این بار از این جراحی جان سالم به در خواهد برد؟ اعتراضات ژانویه بزرگترین اعتراضات از سال ۱۹۷۹ بود. رژیم برای سرکوب آنها هزاران نفر را قتلعام کرد. اما جمهوری اسلامی همچنین از جنگ ایران و عراق، جنبش سبز و خیزش مهسا امینی جان سالم به در برد.
آنچه این بار را متفاوت میکند، مقیاس آن است. هیچیک از بحرانهای پیشین ترکیبی از از دست دادن یک رهبر عالی، فروپاشی هر شبکه نیابتی، خفقان اقتصادی و جانشینی سلسلهای (به ارث بردن عنوان پدر توسط مجتبی خامنهای) که اسطورهشناسی بنیانگذار انقلاب را به تمسخر میگیرد، را نداشتند. شوکهای قبلی یک ستون را هدف قرار دادند. این بار، همه آنها به طور همزمان هدف قرار گرفتند.
ایران، با این حال، در میان آوارها چیزی یافت که محاسبات را تغییر میدهد. کوتیش به من گفت: «شما نمیتوانید هرمز را ترور کنید. نمیتوانید هرمز را بدزدید.»
او درست میگوید. ایران نیروهای نیابتی، موشکها، زیرساختهای هستهای خود را از دست داد و به جای آنها تنها ابزاری را کشف کرد که نفوذ بیشتری از همه آنها داشت: توانایی بستن یکپنجم عرضه جهانی نفت. اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) تخمین میزند که توقف تولید در خلیج فارس در ماه مارس به ۷.۵ میلیون بشکه در روز رسیده است. نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو نشان داد که ۶۹ درصد از آمریکاییها قیمت بنزین را اصلیترین نگرانی خود در مورد جنگ میدانند.
ایران شرط بسته بود که فشار داخلی ترامپ را قبل از آنکه عملیات نظامی آنها را بشکند، از پای درخواهد آورد. چنین نشد. اما هرمز هنوز روی میز است.
در عرض چند ساعت پس از اعلام آتشبس، حملات موشکی امارات متحده عربی، عربستان سعودی، بحرین و کویت را هدف قرار داد. شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کرد که «تقریباً تمامی اهداف جنگ» محقق شده است. و خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد که شرایط آتشبس از قبل به ایران و عمان اجازه میدهد تا از کشتیهای عبوری عوارض حملونقل دریافت کنند. این یک درخواست زمان جنگ بود که پیش از شروع مذاکرات رسمی شده است.
اسلامآباد جایی است که معنای جنگ در آنجا مشخص خواهد شد. پیشنهاد ۱۰ مادهای ایران که به صورت عمومی منتشر شده است، تضمین علیه حملات آتی، پایان دادن به حملات اسرائیل در لبنان، لغو تحریمها و دریافت ۲ میلیون دلار به ازای هر کشتی عبوری از تنگه را درخواست میکند.
کاخ سفید به شدت مخالفت کرده است. ترامپ نسخه منتشر شده را «جعلی» خواند و لیویت توضیح داد که آنچه او به عنوان «اساس قابل قبولی برای مذاکره» تأیید کرده است، سندی متفاوت از آن چیزی است که ایران در حال نمایش آن است.
نیویورک تایمز تأیید کرد که دو چارچوب متفاوت هستند. اما توافق مربوط به عوارض حملونقل از قبل در حال شکلگیری است و اگر ایران با این توافق از اسلامآباد خارج شود، یک فاجعه نظامی را به یک بنبست استراتژیک تبدیل خواهد کرد.
مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس در ابوظبی به طور خصوصی به من میگویند که آنها به اسرائیلیها بیش از آمریکاییها برای حفظ خط قرمز اعتماد دارند. شاهزاده فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، در ۶ آوریل همبستگی خود را در برابر «تجاوز ایران» تأیید کرد. هشدار او در اواسط مارس مبنی بر اینکه اعتماد با تهران «کاملاً از بین رفته است»، نمایش دیپلماتیک نبود.
یک مقام ارشد نظامی اسرائیلی که با او صحبت کردم، گفت رهبران ایرانی که جان سالم به در بردهاند، آنهایی که هفتهها در پناهگاهها بدون ارتباطات الکترونیکی گذراندند، ممکن است هنوز متوجه نشوند که چقدر کم برایشان باقی مانده است.
سخنرانی روز چهارشنبه نتانیاهو آن را علنی کرد: «ما پایههای رژیم را لرزاندیم. کارخانههای تولید موشک آنها را درهم شکستیم. ایرانیها آنچه را که در زرادخانهشان باقی مانده شلیک میکنند. در حال اتمام است.» او تأیید کرد که اسرائیل کارخانههای سانتریفیوژ را منهدم کرده و دانشمندان هستهای دیگری را کشته است.
این مقام نظامی به طور جداگانه اضافه کرد که ارتش اسرائیل به این وقفه نیاز دارد. سرعت عملیات از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بیوقفه بوده است. آتشبس به اسرائیل نیز زمانی را میدهد که به آن نیاز دارد.
دفترچه هزینهها را نمیتوان نادیده گرفت. HRANA تا ۶ آوریل ۱۶۶۵ کشته غیرنظامی را مستند کرده است که حداقل ۱۵٪ از آنها کودک بودهاند. حمله به مدرسه میناب. پل B1 در سیزدهبهدر. کنیسه رفینیا در آخرین شب عید پسح. اگر گزارشها صحیح باشند، این حوادث این جنگ را برای یک نسل در سطح بینالمللی تعریف خواهند کرد. اسرائیل با تظاهر به خلاف آن، چیزی به دست نمیآورد.
اصرار نتانیاهو مبنی بر مستثنی بودن لبنان از آتشبس، شاید مهمترین بند این توافق باشد.
جتهای اسرائیلی صبح چهارشنبه به مرکز بیروت حمله کردند. او این را «سختترین ضربه، شاید از زمان عملیات پیجرها» خواند و خود آتشبس را یک ایستگاه، نه یک مقصد، توصیف کرد: «اهداف بیشتری برای تکمیل وجود دارد، و ما به آنها دست خواهیم یافت، چه با توافق و چه با از سرگیری درگیریها. انگشت ما روی ماشه است.»
خلاصه کوتیش، کوبندهترین چیزی بود که آن روز شنیدم: «ما به اینجا نرسیدیم که به ایران پیروزی بدهیم.» ایران ضعیفتر از هر زمان دیگری از سال ۱۹۸۸ وارد اسلامآباد میشود. اگر مذاکرات منجر به سلاحسازی همچنان در هرمز شود، تمام دستاوردهای ۳۹ روز گذشته به سرعت بیارزش خواهد شد.
ترامپ و نتانیاهو جمهوری اسلامی را از بین نبردند. آنها حفظ آن را ناممکن ساختند. اینکه آیا دیوارها واقعاً فرو میریزند یا خیر، بستگی به اتفاقات داخل ایران و اینکه آیا دیپلماسی در پاکستان با همان جسارت جنگ پیگیری میشود، دارد. عملیات موفقیتآمیز بود. بهبودی نبرد شخص دیگری است.