بیلبوردی با تصویر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر فقید ایران، در تاریخ ۵ مه ۲۰۲۶، نمای یک ساختمان در تهران را پوشانده است. — خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز
بیلبوردی با تصویر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر فقید ایران، در تاریخ ۵ مه ۲۰۲۶، نمای یک ساختمان در تهران را پوشانده است. — خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز

قمار ایران در خلیج فارس: حمله به امارات برای تغییر محاسبات آمریکا

تهران با حملات و لفاظی‌ها فشار بر امارات متحده عربی را تشدید می‌کند، که نشان‌دهنده استراتژی گسترش درگیری و وادار کردن غیرمستقیم واشنگتن به کاهش محاصره بنادر ایران است.

یک بیلبورد با تصویر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر فقید ایران، بر نمای ساختمانی در تهران در تاریخ ۵ مه ۲۰۲۶.
بیلبوردی با تصویر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر فقید ایران، در تاریخ ۵ مه ۲۰۲۶، نمای یک ساختمان در تهران را پوشانده است. — خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز
خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز

تهران — تشدید رویارویی ایران با امارات متحده عربی نشان‌دهنده تغییر قابل‌توجهی در محاسبات جنگی این کشور است؛ استراتژی‌ای که فشار غیرمستقیم را بر تشدید مستقیم درگیری با ارتش برتر آمریکا ترجیح می‌دهد.

قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء ایران روز سه‌شنبه هرگونه حمله اخیر به امارات متحده عربی را تکذیب کرد، اما هشدار داد که در صورت اقدام این کشور خلیج فارس علیه ایران، "پاسخی کوبنده" خواهد داد.

با این حال، اکوسیستم گسترده‌تر پیام‌رسانی — از رسانه‌های تندرو گرفته تا استراتژیست‌های همسو با نظام — نیات ایران را آشکار کرده است. نتیجه این امر یک استراتژی دوگانه است: انکار رسمی همراه با تشدید ایدئولوژیک.

به دنبال گزارش‌هایی مبنی بر حملات موشکی و پهپادی که توسط پدافند هوایی امارات رهگیری شد، از جمله آتش‌سوزی در مجتمع نفتی فجیره، رسانه‌های دولتی ایران به نقل از یک منبع نظامی ارشد، "برنامه‌های" هدف قرار دادن امارات را تکذیب کردند. با این حال، همان منبع هشدار شدیدی صادر کرد: اگر ابوظبی اجازه دهد که اسرائیل از آن استفاده کند، باید با عواقبی روبرو شود که "هرگز فراموش نخواهد کرد."

این ابهام حساب‌شده، الگوی آشنایی در ارتباطات استراتژیک ایران را بازتاب می‌دهد — فاصله گرفتن سیاست رسمی دولت از تشدید، در حالی که به صداهای تندرو اجازه می‌دهد آن را صریح‌تر بیان کنند.

تنها سه روز پس از آغاز دور جدید تشدید، علی خضریان، نماینده ارشد مجلس، در مصاحبه با تلویزیون دولتی هشدار داد که "روزهای تاریکی در انتظار امارات است" و افزود که بانک اهداف ایران در این کشور خلیج فارس "به‌روزرسانی شده است."

فراتر از مجلس، چهره‌های همسو با نظام پا را فراتر گذاشته‌اند. مهدی خراطیان، پژوهشگری نزدیک به محافل رژیم، آشکارا تهدید کرد که ایران ابوظبی را اشغال خواهد کرد و اماراتی‌ها را "به دوران شترسواری‌شان" باز خواهد گرداند و رویارویی را هم از منظر ژئوپلیتیک و هم تمدنی چارچوب‌بندی کرد.

به طور جداگانه، علی مطهری، نایب‌رئیس سابق مجلس، حملات دوشنبه را با صراحت تأیید کرد و گفت حمله به امارات، "از هر کجا که بوده باشد، سزاوار بود"، در حالی که ابوظبی را متهم به عمل به عنوان عامل مستقیم اسرائیل کرد. او در مصاحبه‌ای که توسط خبرگزاری فارس منتشر شد، گفت: "این یک پیروزی برای ایران است" و استدلال کرد که ایران اکنون کنترل خود بر تنگه هرمز را "نهادینه" کرده است.

روزنامه فوق‌محافظه‌کار "وطن امروز" با بازی با نام "امارات متحده"، تصویری از انفجار در امارات را با تیتر "امارات منفجر شد" در صفحه اول خود منتشر کرد.

چرا امارات متحده عربی؟

تمرکز ظاهری ایران بر امارات نه تصادفی است و نه صرفاً واکنشی. این امر نشان‌دهنده یک تلاش حساب‌شده برای گسترش افقی درگیری در حالی که از رویارویی نظامی مستقیم با ایالات متحده اجتناب می‌کند.

ایران با هدف قرار دادن امارات — یک شریک کلیدی آمریکا با روابط اقتصادی و امنیتی عمیق با واشنگتن — تلاش می‌کند تا هزینه منطقه‌ای جنگ را بالا ببرد. منطق روشن است: اختلال پایدار در زیرساخت‌های انرژی امارات، مسیرهای تجاری و ثبات اقتصادی می‌تواند فشاری از سوی متحدان واشنگتن بر آن وارد کند.

این امر با پیام‌های گسترده‌تر ایران همسو است، که حول این مفهوم می‌چرخد که عقب‌نشینی تحت فشار، فشار بیشتری را به همراه دارد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، روز سه‌شنبه اعلام کرد که "ما هنوز شروع نکرده‌ایم" و به ایالات متحده در مورد نتایج وضعیت موجود هشدار داد. و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، به امارات در مورد کشیده شدن به "باتلاق" هشدار داد و اشاره کرد که در صورت گسترش درگیری، تشدید می‌تواند عمیق‌تر شود.

تنگه هرمز در مرکز این استراتژی قرار دارد. مقامات ایرانی بارها بر کنترل خود بر این آبراه تأکید کرده و تنش‌های اخیر را بخشی از "معادله جدیدی" در امنیت دریایی دانسته‌اند.

در این زمینه، امارات — با زیرساخت‌های حیاتی انرژی و نزدیکی به تنگه — هم یک هدف تاکتیکی و هم یک نقطه فشار استراتژیک می‌شود.

با این حال، تنش‌های کنونی بین امارات و ایران ریشه در اختلافات و رقابت‌های دیرینه نیز دارد.

روابط بین دو طرف در طول تاریخ با ترکیبی از وابستگی متقابل اقتصادی و اصطکاک ژئوپلیتیک شکل گرفته است. اختلافات ارضی بر سر جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک منبع پایدار تنش باقی مانده و به طور دوره‌ای در مبادلات دیپلماتیک دوباره ظاهر می‌شود.

با وجود بهبود روابط در سال‌های اخیر — به ویژه پس از همگرایی بین ایران و عربستان سعودی با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳ — بی‌اعتمادی زیربنایی بین تهران و ابوظبی هرگز به طور کامل از بین نرفت. عادی‌سازی روابط امارات با اسرائیل و تعمیق همکاری‌های امنیتی آن با ایالات متحده، برداشت تهران از ابوظبی را به عنوان یک رقیب استراتژیک بیشتر تقویت کرده است.

جنگ اکنون این تنش‌های نهفته را به سطح آورده است.

از زمان آغاز درگیری در ۲۸ فوریه، ایران چندین نقطه در سراسر امارات، از جمله تأسیسات انرژی، بنادر و زیرساخت‌های استراتژیک را هدف قرار داده است. مقامات اماراتی بارها این حملات را به عنوان "تهدید مستقیم" برای امنیت ملی محکوم کرده و هشدار داده‌اند که آنها هنجارهای بین‌المللی و اصول امنیت دریایی را نقض می‌کنند.

ابوظبی اکنون لحن بسیار تندتری را اتخاذ کرده است — که از رویکرد عمل‌گرایانه و کاهش تنش خود در قبال تهران فاصله گرفته و حملات دوشنبه را یک حمله "تروریستی" اعلام کرده است.

این تشدید اکنون خطر از بین بردن سال‌ها همگرایی محتاطانه را در پی دارد.

امارات و ایران گام‌های احتیاطی را برای بازسازی روابط برداشته بودند که ناشی از عمل‌گرایی اقتصادی و همسویی‌های منطقه‌ای بود. کانال‌های تجاری حتی در دوران تنش نیز باز بودند و تعامل دیپلماتیک به تدریج از سر گرفته شد.

اما درگیری کنونی این مسیر را معکوس کرده است. امارات اعتراضات رسمی خود را مطرح کرده و در حال پیگیری هماهنگی عمیق‌تر با تلاش‌های امنیتی تحت رهبری آمریکا در خلیج فارس است.

این تغییر می‌تواند بازتعریف گسترده‌تری را نشان دهد. برای ابوظبی، اولویت فوری از توازن روابط به تضمین امنیت تغییر کرده است.

در عین حال، اتهامات ایران مبنی بر تسهیل حملات به قلمرو آن توسط امارات — ادعاهایی که ابوظبی آنها را رد می‌کند — مواضع دو طرف را بیشتر سخت کرده است.

پیامدهای امنیتی خلیج فارس

استراتژی ایران در هدف قرار دادن بازیگران منطقه‌ای، خطر تبدیل درگیری به یک رویارویی گسترده‌تر در خلیج فارس را در پی دارد. تهران با گسترش میدان نبرد برای شامل شدن شرکای ایالات متحده، به طور مؤثر انسجام اتحادهای منطقه‌ای و تمایل کشورهای خلیج فارس برای جذب فشار پایدار را آزمایش می‌کند.

در هسته اصلی خود، رویکرد ایران نشان‌دهنده یک قمار حساب‌شده است. این استراتژی با اجتناب از رویارویی مستقیم با ایالات متحده و در عوض هدف قرار دادن شرکای منطقه‌ای آن، قصد دارد معادله هزینه-فایده درگیری را تغییر دهد. هدف لزوماً پیروزی فوری نیست، بلکه ایجاد اهرم استراتژیک با بالا بردن هزینه‌های ادامه تعامل ایالات متحده و وادار کردن واشنگتن به تجدید نظر در موضع منطقه‌ای خود است.

با این حال، این وضعیت یک حلقه بازخورد پرنوسان ایجاد می‌کند. با تشدید حملات، کشورهای خلیج فارس ممکن است به ابتکارات امنیتی تحت رهبری ایالات متحده نزدیک‌تر شوند که خود منجر به تشدید بیشتر از سوی ایران خواهد شد.

نشانه‌های این پویایی در حال شکل‌گیری است. محکومیت‌های منطقه‌ای حملات ایران بلندتر شده است، در حالی که بحث‌ها پیرامون امنیت دریایی و دفاع جمعی فوریت دوباره‌ای یافته‌اند.

خطر تنها به تشدید محدود نمی‌شود. یک رویارویی طولانی‌مدت می‌تواند تلاش‌های اخیر برای صلح منطقه‌ای را تضعیف کرده و خصومت در خلیج فارس نسبت به ایران را افزایش دهد.