رئیسجمهور ترامپ سهشنبه شب، با استناد به پیشرفت در مذاکرات هستهای، ناگهان «پروژه آزادی در تنگه هرمز» را متوقف کرد. اکنون ایرانیها در حال بررسی یک چارچوب پیشنهادی آمریکا هستند که در صورت پذیرش، به مذاکرات ۳۰ روزه برای یک توافقنامه دقیقتر منجر خواهد شد. بر اساس بحثهای ما با مقامات ارشد، خطوط قرمز آمریکا در این مذاکرات به شرح زیر است:
آمریکا میگوید به گواهی ایران مبنی بر عدم پیگیری سلاح هستهای؛ برچیدن تأسیسات فردو، نطنز و اصفهان؛ ممنوعیت کار هستهای زیرزمینی؛ و بازرسیهای درخواستی با جریمه برای نقض مقررات نیاز دارد. آمریکا به دنبال یک توقف ۲۰ ساله برای غنیسازی هستهای ایران است و خواستار تحویل تمام مواد هستهای غنیشده میباشد.
ایران باید هرمز را بازگشایی کند – به تدریج، همزمان با کاهش محاصره آمریکا، و سپس به طور کامل با توافق نهایی. بیشتر کمکهای تحریمی آمریکا به عملکرد ایران در اجرای توافق گره خورده است، نه صرفاً امضای آن، اگرچه برخی داراییها میتوانند در ابتدا آزاد شوند.
چهارشنبه آقای ترامپ نوشت: «اگر آنها موافقت نکنند، بمباران آغاز میشود.» او گفت که طرفین به توافق نزدیک شدهاند، «اما من قبلاً هم همین حس را نسبت به آنها داشتم، بنابراین خواهیم دید چه اتفاقی میافتد.» رئیسجمهور قدرت رد یک پیشنهاد متقابل ضعیف را دارد، زیرا حملات در ماه ژوئن برنامه هستهای ایران را به تأخیر انداخت و محاصره آمریکا رژیم را در یک تنگنای زمانی بیرحمانه قرار داده است. یک توافق خوب به این صورت خواهد بود:
برچیدن
این موضوع مهمتر از هر «توقف» بر غنیسازی است، که آمریکا و اسرائیل برخلاف دوره باراک اوباما در سال ۲۰۱۵، با زور آن را متوقف کردهاند. ایران اکنون نمیتواند غنیسازی کند، و در حالی که این باید به طور دائم ممنوع شود، با این رژیم ضروری است که تأسیسات و قابلیتها حذف شوند.
ویرانههای فردو، نطنز و اصفهان یک شروع خوب است. حتی «تمام تأسیسات هستهای عمیقاً دفنشده» نیز جایی برای فریبکاری باقی میگذارد، زیرا تأسیسات زیر کوه «پیکاکس» میتواند به عنوان یک «سایت ساخت و ساز» کنار گذاشته شود. یک چارچوب خوب باید نام آن و سایت غنیسازی غیرقانونی اصفهان را که ایران در ماه ژوئن اعلام کرد، ذکر کند.
به گفته آندریا استریکر، کارشناس هستهای بنیاد دفاع از دموکراسیها، آمریکا همچنین به برچیدن نظارتشده تمامی سانتریفیوژها، از جمله قطعات و قابلیتهای ساخت، به همراه تأسیسات و مواد برای بازفرآوری پلوتونیوم نیاز دارد. تولید یا واردات آنها باید ممنوع شود.
اورانیوم
ایران دوست دارد تنها بر ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده خود تمرکز کند. ذخیره ۲۰ درصد این رژیم ممکن است کمتر خطرناک به نظر برسد، اما رسیدن به آن سطح، ۹۰ درصد مسیر دستیابی به درجه تسلیحاتی است. این هم باید برچیده شود. همچنین، صحبت از «اورانیوم با غنای بالا» کافی نیست. این رژیم هزاران کیلوگرم اورانیوم با غنای ۵ درصد و کمتر دارد که اگر در ایران باقی بماند، پایه محکمی برای از سرگیری برنامه هستهای خواهد بود.
همانطور که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، به ما میگوید: «۶۰ درصد یک اولویت آشکار است، اما ۲۰ درصد گام قبلی است و همچنین اهمیت دارد. بسته به گزینه انتخابی – ارسال به خارج یا رقیقسازی – مقدار قابل توجهی از اورانیوم ۵ درصد احتمالاً نیاز به بررسی خاصی خواهد داشت.»
بازرسیها
آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) نه تنها به آنچه ایران «سایت هستهای» میداند، نیاز به دسترسی دارد. این امر برای رژیم جایی باقی میگذارد تا ادعا کند سایتهای تسلیحاتی «نظامی» هستند و تحت پوشش قرار نمیگیرند. آژانس باید بلافاصله به هر مکانی که فکر میکند مربوط به هستهای است، دسترسی داشته باشد. یک تیم بازرسی تمام وقت مستقر در ایران بهترین گزینه خواهد بود.
شفافسازی کامل
ایران میتواند یک اعلامیه کامل از کارهای هستهای گذشته خود ارائه دهد. سپس آژانس میتواند این اعلامیه را تأیید کند، که اساساً یک ممیزی است، و تداوم دانش را دوباره برقرار سازد. معاف کردن ایران از این الزام استاندارد به آن کمک میکند تا تقلب کند، همانطور که سالهاست انجام داده است.
هرمز
پس از آتشبس ۸ آوریل دیدیم که ایده ایران از گشایش «تدریجی» چگونه است: تردد نفتکشها کاهش یافت. کاهش محاصره آمریکا یک امتیاز بزرگ است، بنابراین یک چارچوب باید به وضوح مشخص کند که در ازای آن چه چیزی به دست میآوریم. یک توافق نهایی باید تمامی عوارض، مینگذاریها و مسیرهای اجباری را ممنوع کند و عبور و مرور آزاد و نامحدود را احیا نماید.
تحریمها
لغو تحریمها ناگزیر به رژیم کمک خواهد کرد و هر توافقی متأسفانه مردم ایران را کنار میگذارد. اما تحریمها باید به رفتار گره خورده باشند، و امضای یک توافق به معنای عمل نیست. برچیدن در یک جدول زمانی کوتاه و مشخص میتواند تحریمهای هستهای را حذف کند. تحریمهای مربوط به تروریسم و حقوق بشر میتوانند تا زمانی که رژیم از حمایت از ترور و نقض حقوق بشر دست بردارد، باقی بمانند.
حملات به برنامه هستهای ایران شرایط پیشنهادی را مؤثرتر از توافق سال ۲۰۱۵ کرده است. این حملات همچنین نشاندهنده تمایل به حمله مجدد است، که بازدارنده واقعی است. با این حال، این رژیم با تأخیر و ابهام رشد میکند. جزئیات کلیدی باید حتی در چارچوب اولیه نیز به وضوح بیان شوند.
چهارشنبه رسانههای دولتی ایران پیشنهاد آمریکا را مورد انتقاد قرار دادند و یک مقام ارشد آمریکایی به ما گفت که رژیم هنوز احتمالاً در برابر خطوط قرمز آمریکا مقاومت خواهد کرد. برای آقای ترامپ حیاتی خواهد بود که محکم بایستد، زیرا میداند که ایران هیچ نیازی به غنیسازی داخلی جز برای بمب ندارد، و او نمیتواند روی تغییر رفتار رژیم در طول زمان حساب کند، اشتباهی که آقای اوباما مرتکب شد.
او همچنین نمیتواند به رئیسجمهوری آینده اعتماد کند که محدودیتهای سختگیرانه را دوباره اعمال کند. آقای ترامپ در تمایل خود برای مقابله با ایران منحصر به فرد بوده است. وظیفه در هر توافقی، تضمین برچیدن کامل هستهای در حالی است که آقای ترامپ هنوز در دفتر کار است. اگر ایران این کار را انجام ندهد، رئیسجمهور باید به تهدیدات خود عمل کند.