چرا جمهوریخواهان بیشتری از رئیسجمهور ترامپ سرپیچی نمیکنند؟ آمار نظرسنجیهای رئیسجمهور بد است. جنگ در ایران قیمت بنزین را افزایش میدهد. خانواده رئیسجمهور میلیاردها دلار به جیب میزند. به نظر میرسد رئیسجمهور فقط به ساختن بناهای یادبود پر زرق و برق برای خودش اهمیت میدهد. با توجه به اینکه انتخابات میاندورهای برای جمهوریخواهان بسیار بد به نظر میرسد، انتظار میرفت همحزبیهای ترامپ از میت لوف درس بگیرند: «من برای عشق هر کاری میکنم، اما آن کار را نمیکنم.» اما نه. موارد سرپیچی نادر و قابل کنترل باقی ماندهاند.
برای درک بهتر قدرت ترامپ بر حزبش – محدودیتها و پتانسیل آن – انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان ایندیانا در روز گذشته را بررسی کنید.
شاید به یاد داشته باشید که اواخر سال گذشته، سنای ایندیانا طرح مورد حمایت ترامپ برای حوزهبندی مجدد ایالت به منظور حذف کنترل دموکراتها بر دو کرسی در مجلس نمایندگان ایالات متحده را رد کرد. بیست و یک جمهوریخواه به ۱۰ دموکرات پیوستند تا این طرح با نتیجه ۳۱ به ۱۹ شکست بخورد. جمهوریخواهان مخالف، به عدم محبوبیت این حوزهبندی در بین رأیدهندگان اشاره کردند. این طرح با تکهتکه کردن شهر ایندیاناپولیس و بلعیدن آن توسط حومههای اطراف و دیگر نواقص، نمایندگی این شهر در کنگره را سلب میکرد.
ترامپ و معاون رئیسجمهور، ونس، فوراً جمهوریخواهان مخالف را تهدید به مجازات کردند. هشت سناتور ایالتی ایندیانا هدف چالشهای مقدماتی قرار گرفتند. کاخ سفید ترامپ و متحدانش – از جمله گروه بازار آزاد کلاب فور گراوث که قبلاً مخالف ترامپ بود و اکنون از او حمایت میکند – پول زیادی (برای ایندیانا) به این چالشها سرازیر کردند که حداقل پنج مورد از آنها به نفعشان تمام شد. (شمارش آرا هنوز در جریان است.) این پیروزیها راه را برای برنامه نهایی ترامپ برای سرنگونی رئیس سنای ایندیانا، رودریک بری، که نتوانست طرح حوزهبندی مجدد رئیسجمهور را پیش ببرد، هموار میکند. تنها نامزدهایی که قول داده بودند با انتخاب مجدد بری مخالفت کنند، حمایت و تأیید ترامپ را به دست آوردند.
جمهوریخواهان مضطرب در سراسر کشور این پیام را شنیدهاند: با ترامپ بمانید، و ممکن است از نظر سیاسی تمام شوید؛ از او جدا شوید، و مطمئناً تمام شدهاید.
جمهوریخواهان نبرد اخیر حوزهبندی را سال گذشته با تلاشی برای به دست آوردن پنج کرسی بیشتر در مجلس نمایندگان ایالات متحده از تگزاس آغاز کردند. دموکراتها، پس از پاسخ دادن در کالیفرنیا و ویرجینیا، به نظر میرسید که برنده این کش و قوس هستند. حوزهبندی تگزاس بر این فرض استوار بود که دستاوردهای ترامپ در میان لاتینتباران تگزاس در سال ۲۰۲۴ پایدار خواهد بود، اما حمایت لاتینتباران از حزب جمهوریخواه در حال سقوط است. امیدهای جمهوریخواهان برای تگزاس به بیراهه میرود. برخی کارشناسان تخمین میزنند که نقشههای خلاقانه جدید حزب برای تگزاس تنها دو کرسی جمهوریخواه دیگر برای ایالت به همراه خواهد داشت.
اما به لطف تصمیم هفته گذشته دیوان عالی کشور مبنی بر تضعیف قانون حقوق رأیدهی با اعطای مجوز جدید به ایالتها برای حذف کرسیهای کنگرهای که توسط سیاهپوستان و لاتینتباران اشغال شدهاند، همه چیز برای جمهوریخواهان از دست نرفته است. از آنجا که دیوان عالی کشور همچنین در سال ۲۰۱۹ حوزهبندی حزبی را تأیید کرد، اثر عملی آن این خواهد بود که به جمهوریخواهان میسیسیپی و کارولینای جنوبی اجازه میدهد کرسیها را حذف کنند، مادامی که در اسناد داخلی خود کلمه دموکرات را به کار ببرند و هرگز کلمه سیاهپوست را استفاده نکنند.
هر جمهوریخواهی که ممکن است در استفاده از این مجوز جدید برای حذف کرسیهای دموکراتها تردید کرده باشد، اکنون – به لطف ایندیانا – مجازات عدم رعایت خواستههای ترامپ را درک میکند.
با این حال، دموکراتها نیز به وضعیت خود کمکی نمیکنند، زیرا به یک بیماری مزمن جمهوریخواهان دچار شدهاند: سندرم کیفیت نامزد. در چرخههای سیاسی ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲، جنبش تی پارتی جمهوریخواه در برابر جمهوریخواهان جریان اصلی و طرفدار کسبوکار، با نامزدهای افراطی و عجیبوغریب در انتخابات مقدماتی پیروز شد. (یکی از آنها یک آگهی تلویزیونی را ضبط کرد که در آن منکر جادوگر بودن خود شد. دیگری پیشنهاد کرد که زنان پس از تجاوز جنسی نیازی به دسترسی به سقط جنین ندارند، زیرا زنان به ندرت در صورت «قانونی» بودن تجاوز باردار میشوند.) این نامزدها، رقابتهای قابل پیروزی را در دلاور، ایندیانا، میسوری و نوادا به باد دادند – و تصرف سنای ایالات متحده توسط جمهوریخواهان را از سال ۲۰۱۰، که در دسترس بود، به سال ۲۰۱۴ به تعویق انداختند.
چیزی شبیه به این ممکن است اکنون برای دموکراتها اتفاق بیفتد.
این به یک اصل ثابت در میان ترقیخواهان تبدیل شده است که کامالا هریس در سال ۲۰۲۴ شکست خورد زیرا به اندازه کافی درباره فلسطینیها و غزه صحبت نکرد. دادههای واقعی موجود تأیید میکنند که هریس شکست خورد زیرا او در نظر اکثر رأیدهندگان بیش از حد چپگرا تلقی میشد. اما باورها برای ایجاد انگیزه عمل نیازی به حقیقت ندارند.
در چرخه سال ۲۰۲۶، دموکراتها نامزدهایی را بالا میبرند که مواضعی اتخاذ کردهاند که زمانی از نظر سیاسی خودکشیآور به نظر میرسیدند: یک نامزد مجلس نمایندگان ایالات متحده در نیوجرسی که به عنوان شاهد شخصیت برای «شیخ کور» پشت حمله سال ۱۹۹۳ به مرکز تجارت جهانی خدمت کرده بود؛ یک نامزد سنای ایالات متحده در میشیگان که با حسن پایکر، یک استریمر توئیچ که گفته بود آمریکا شایسته ۱۱ سپتامبر بود، کمپین برگزار کرده بود؛ و یک نامزد سنای ایالات متحده در مین که به طور نامعقولی ادعا کرده بود نمیداند خالکوبی جمجمه و استخوانی که تقریباً ۲۰ سال بر تن داشته، با اساس نازی مرتبط بوده است.
بیشتر تفسیرها درباره این نامزدها بر این متمرکز است که آیا آنها به رقابتهای خود آسیب میرسانند یا خیر. اما همانطور که تجربه تی پارتی تأکید میکند، تمام سیاستها ملی هستند. معرفی یک افراطگرا در نیوجرسی میتواند به نامزدهای دموکرات در سراسر کشور آسیب برساند. طبق نظرسنجی سیانان در ماه آوریل، با وجود عدم محبوبیت ترامپ، برند دموکرات هنوز شکننده است. حتی اکنون، با وجود تعرفهها، جنگ ایران و سالن رقص ترامپ، آمریکاییهای بیشتری دیدگاه مثبتی نسبت به حزب جمهوریخواه (۳۲ درصد) دارند تا حزب دموکرات (۲۸ درصد). ترقیخواهان میخواهند شرط ببندند که «غزه اول» میتواند «آمریکا اول» را شکست دهد. برای غیرترقیخواهان، این استراتژی شرطبندی مسیری سریع به شکست سیاسی به نظر میرسد.
و اگر، در تابستان و پاییز، ترامپ راه خروجی از ایران پیدا کند، قیمت بنزین کاهش یابد، و رقابت انتخاباتی تنگاتنگ شود، حوزهبندیهای جمهوریخواهان ممکن است بالاخره نتیجهبخش باشند. حوزهبندیها زمانی بهترین عملکرد را دارند که آرا نزدیک باشند. سوء مدیریت ترامپ باید شکاف را آنقدر بزرگ کند که قابل دستکاری نباشد، اما دموکراتهای «غزه اول» تمام تلاش خود را برای کوچک کردن آن انجام میدهند. اگر آنها موفق شوند، سناتورهای شجاع ایالت ایندیانا که در برابر ترامپ مقاومت کردند، ممکن است حرفه خود را بیهوده فدا کرده باشند.