واشنگتن – اعلام دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در روز سهشنبه مبنی بر توقف یک روزه عملیات نظامی آمریکا برای اسکورت کشتیها در تنگه هرمز، همزمان با ورود عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به چین برای اولین بازدیدش از این کشور پس از آغاز جنگ ۶۸ روز پیش، صورت گرفت.
پکن وضعیت را به خوبی درک میکند و دقیقاً در لحظهای وارد گفتگو میشود که ترامپ به دنبال راهی برای خروج از جنگ است، در حالی که همچنان همسویی خود را با ایران حفظ میکند.
به گزارش روزالین کارول، دیدار روز چهارشنبه عراقچی و وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در پکن، نشانهی دیگری از حمایت سیاسی پکن از ایران از زمان آغاز جنگ بود، اما همچنین فرصتی برای چین بود تا به ترامپ برای یافتن راهی برای خروج از جنگ کمک کند. این دیدار، دقیقاً یک هفته پیش از سفر مورد انتظار ترامپ به پکن، به چین برتری میدهد تا دستور کار را کنترل کرده و در بنبست هرمز و پرونده هستهای اهرم فشار اعمال کند.
چین چگونه از ایران حمایت میکند؟
- از همان ابتدای جنگ، چین با ادامه خرید نفت ایران و باز نگه داشتن کانالهای تجاری، حمایت خود را نشان داده است. در آخر هفته گذشته، وزارت بازرگانی چین به شرکتهای داخلی دستور داد تا با تحریمهای آمریکا علیه پنج پالایشگاه نفت چینی مرتبط با واردات نفت خام ایران، همکاری نکنند.
- چین در مجامع بینالمللی و در بیانیههای عمومی پوشش سیاسی برای ایران فراهم کرده است. این حمایت در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶ با وتوی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره تنگه هرمز توسط چین به اوج خود رسید. پیشنویس اماراتی-بحرینی با هدف بازگشایی آبراه و حفاظت از کشتیرانی تجاری بود، اما هم چین و هم روسیه آن را مسدود کردند.
- گزارشهای متعددی حاکی از آن است که چین مواد دوگانهمصرف را که میتواند از قابلیتهای موشکی و پهپادی ایران حمایت کند، تأمین یا تسهیل کرده است. این گزارشها شامل ادعاهایی درباره تحویل پهپادها، قطعات مرتبط با موشک و حتی کمکهای ماهوارهای است که میتواند دقت هدفگیری را بهبود بخشد.
هدف نهایی چین چیست؟
- در اوایل جنگ، چین به این نتیجه رسید که اهداف آمریکا و اسرائیل برای تغییر رژیم یا تضمین خلع سلاح هستهای در ایران غیرواقعی هستند. این ارزیابی با طولانی شدن درگیری و تثبیت کنترل سیستم ایران، فقط تقویت شد. از دیدگاه پکن، جنگ سپس به فرصتی برای تضعیف موقعیت آمریکا، افزایش نفوذ خود و معرفی خود به عنوان یک میانجی بالقوه در صورت دریافت چیزی در ازا تبدیل شد.
- چین درک میکند که ترامپ تا چه حد مشتاق خروج از درگیری است. اما زمانبندی حیاتی است: اگر پیش از رسیدن ترامپ به چین در روز پنجشنبه توافقی حاصل نشود، پکن موقعیت بهتری برای تعیین دستور کار خواهد داشت، در حالی که واشنگتن در فشار برای امتیازات دیگر در زمینه تجارت، امنیت و فناوری ضعیفتر خواهد بود.
آیا چین میتواند به عنوان میانجی ظاهر شود؟
- پکن در تلاش است تا این نقش را ایفا کند، اما به گونهای که به آن در خلیج فارس و با ایران برتری دهد. نزدیک شدن عربستان و ایران که چین در سال ۲۰۲۳ میانجیگری کرد، از قبل طرحی را ارائه میدهد. آن توافق به طور گستردهای به عنوان اثباتی دیده شد که پکن میتواند با قدرتهای منطقهای رقیب گفتگو کند، اما این بار، آن را به عنوان یک بازیگر امنیتی جهانی از طریق خاورمیانه معرفی خواهد کرد.
- این امر همچنین به منافع بلندمدت چین در ایران پس از جنگ خدمت خواهد کرد، جایی که پکن میخواهد دسترسی به انرژی، تجارت و نفوذ استراتژیک را حفظ کند. مسیر درگیری نشان میدهد که ایران پس از جنگ بیشتر به چین وابسته خواهد شد، به ویژه با آسیبهای وارده به زیرساختها، برنامه موشکهای بالستیک، و ارز و اقتصاد آن. ظهور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به سمت شکل حکومتی خودکامهتر و نظامیتر اشاره دارد که احتمالاً بیشتر به پکن تکیه خواهد کرد.
دیدگاه جویس: چین ممکن است یکی از معدود قدرتهایی باشد که اهرم کافی بر ایران، اعتبار کافی نزد کشورهای خلیج فارس و ارزش دیپلماتیک کافی برای ترامپ را دارد تا به ایجاد یک راه خروج از جنگ کمک کند. چالش این است که پکن ممکن است نفوذ داشته باشد، اما لزوماً کنترل ندارد. تهران ممکن است به توصیههای چین گوش دهد اما از آنها پیروی نکند، اگر رهبران ایران معتقد باشند که کنترل مداوم تنگه هرمز به نفع آنهاست یا، از سوی دیگر، اگر ترامپ یا اسرائیل تصمیم به ادامه جنگ بگیرند.