دونالد ترامپ دوست دارد مشاوران و کارکنان خود را در برابر یکدیگر قرار دهد – بسیاری از جنبههای شخصیت ترامپ در برنامه کارآموز ممکن است ساختگی بوده باشند، اما این یکی نه. اخیراً، نیویورک تایمز این آخر هفته اشاره کرد که این موضوع به صورت نظرسنجی غیررسمی ترامپ از دوستان و مشاورانش در مورد اینکه چه کسی نامزد بهتری برای ریاستجمهوری جمهوریخواهان در انتخابات بعدی خواهد بود، یعنی جی.دی. ونس یا وزیر امور خارجه مارکو روبیو، نمود یافته است.
پیشبینی در مورد احساس رأیدهندگان تا انتخابات ۲۰۲۸ بیفایده است، اما برای مدت طولانی، به نظر میرسید پیشتاز در داخل دولت مشخص شده بود. روبیو سال گذشته به ونیتیم فیر گفت: «اگر جی.دی. ونس برای ریاستجمهوری نامزد شود، او نامزد ما خواهد بود، و من یکی از اولین کسانی خواهم بود که از او حمایت میکنم.» فعالان برجسته بیرونی مانند اریکا کرک نیز از ونس حمایت کردهاند.
اکنون روبیو به نظر میرسد در حال کسب شتاب است. وزیر امور خارجه (که همچنین مشاور امنیت ملی ترامپ است) ناگهان در هر جایی حضور دارد، چه در کنار ترامپ در مسابقات UFC، چه در دفتر پاپ در واتیکان، یا پشت تریبون در اتاق کنفرانس کاخ سفید. همانطور که همکارم مت ویزر هفته گذشته نوشت، روبیو — که اغلب در اوایل دولت غمگین به نظر میرسید — اکنون به نظر میرسد از زندگی خود بسیار لذت میبرد. سارا لانگول، نظرسنج، نیز ماه گذشته در آتلانتیک گزارش داد که رأیدهندگان ائتلاف MAGA در گروههای متمرکز که او اداره میکند، علاقه جدیدی به روبیو نشان میدهند.
این لحظه، به نظر نمیرسد زمان مناسبی برای پیشرفت همه چیز برای مارکو باشد. روبیو مشاور ارشد رئیسجمهور در امور امنیت ملی و دیپلماسی است در زمانی که ایالات متحده به طور ناخواسته وارد یک جنگ غیرمحبوب شده که به نظر میرسد یک فاجعه استراتژیک است. دولت ایالات متحده نمیتواند یا نمیخواهد اهداف خود را تعریف کند و هیچ راهی برای دستیابی به آنها حتی در صورت تعریف ندارد؛ در این میان، قیمت بنزین در حال افزایش است و اقتصاد جهانی ناپایدار است. این که روبیو به یک سخنگوی برجسته برای این مناقشه تبدیل شده است، به نظر میرسد شانس او را در سال ۲۰۲۸ تهدید میکند تا آن را افزایش دهد.
در مقابل، ونس در چند ماه گذشته نسبتاً آرام بوده است، شاید با هوشیاری. او در اوایل جنگ نسبت به آن تردید داشت، همانطور که حتی ترامپ نیز اشاره کرده است، و همچنان سوالات دقیقی در مورد نحوه اداره آن مطرح کرده است. (ونس گزارش آتلانتیک مبنی بر طرح چنین سوالاتی را به طور ضعیفی رد کرده است تا جنگ خود را علیه مطبوعات پیش ببرد و شاید در چشمان ترامپ باقی بماند.) و اعداد (زودرس) همچنان به نفع ونس هستند. بر اساس نظرسنجی پیو در اوایل سال جاری، سه چهارم جمهوریخواهان دیدگاه مثبتی نسبت به ونس دارند، در حالی که این نسبت برای روبیو دو سوم است.
یکی از مزیتهای روبیو این است که، بر خلاف معاون رئیسجمهور تمسخرکننده و انتقادگر — یا حتی رئیسجمهور همیشه عبوستر — او بیشتر شبیه به چیزی است که در میان سیاستمداران به عنوان یک فرد عادی شناخته میشود. (یکی از رأیدهندگان ترامپ در سال ۲۰۲۴ به لانگول گفت: "او از بسیاری از شخصیتهای دیگر" در دولت انسانیتر به نظر میرسد، کلمه شخصیتها کلمهای به جا انتخاب شده است.) او همچنین به طور واضح کمتر ایدئولوژیکتر از ونس است، که ممکن است جذابیتهایی داشته باشد. اما او قبلاً نیز برای ریاستجمهوری تلاش کرده است، با نتایجی ناامیدکننده و گاهی اوقات رباتیک.
جنگ ایران چالشی برای ونس، روبیو، یا هر مقام دولتی دیگری که برای ریاستجمهوری کاندیدا شود، ایجاد خواهد کرد. به این ترتیب، این جنگ نمونه کوچکی از دو چالشی است که هر جانشین احتمالی ترامپ با آن روبرو خواهد شد. اول، آنها باید پایگاهی از حمایت را ایجاد کنند، که به معنای تلاش برای حفظ حداکثر ائتلاف MAGA است. انعطافپذیری ایدئولوژیک و سیاستهای مبتنی بر شخصیت ترامپ به او این امکان را داده است تا گروهی را گرد هم آورد که بر سر هیچ چیز به جز دوست داشتن ترامپ و نفرت از دموکراتها توافق ندارند، و این گروه در حال حاضر شروع به شکافتن کرده است، که بخشی از آن به دلیل انتقاد از نحوه مدیریت جنگ توسط اوست. (جالب است که روبیو و ونس در مقایسه با بسیاری از رأیدهندگان جمهوریخواه، دیرتر به ترامپگرایی پیوستهاند.)
اما فقط حفظ اکثریت پایگاه MAGA برای پیروزی در انتخابات عمومی کافی نخواهد بود. چالش دوم برای کاندیداها این خواهد بود که خود را از مواردی که ترامپ را در میان مردم عادی به یک رئیسجمهور تاریخی نامحبوب تبدیل کرده است، دور کنند، بدون اینکه ترامپ را خشمگین کرده و حامیان اصلی او را از خود بیگانه سازند. به این فکر کنید که کامالا هریس چقدر از انتقاد جو بایدن در طول انتخابات ۲۰۲۴ اکراه داشت و چگونه این موضوع ممکن است به او در میان رأیدهندگان مستقل آسیب رسانده باشد — و سپس تصور کنید که این موضوع چگونه میتواند با رئیسجمهوری که هم کینهجوتر است و هم در میان پایگاه خود تأثیرگذارتر، عمل کند.
بازی ذهنی ترامپ در مورد روبیو و ونس — که او گزارشاً آنها را «بچهها» مینامد — نمایشی از اضطراب ترامپ در مورد میراث خود است، که آتلانتیک گزارش داده است که اخیراً به وسواس او تبدیل شده است. پارادوکس این وسواس این است که برخی از اقداماتی که ترامپ برای ایجاد این میراث انجام داده است، مانند حمله او به ایران، چشمانداز انتخاباتی را برای هر جانشینی که او میخواهد منصوب کند، دشوارتر خواهد کرد. به فرزندان من بنگرید، ای استراتژیستها، و نومید شوید!