مدل رهبر خودکامهای که قرن بیستم در تصورات غربی نهادینه کرد، یک استاد دروغ است. برادر بزرگ (Big Brother) ماشین تبلیغاتی عظیمی را فرماندهی میکند که سوژههای خود را با نمایشهای بیامان قدرت، در کنار تخریب دشمنان واقعی یا خیالی، بمباران میکند.
دونالد ترامپ از بسیاری جهات به این نمونه اولیه شباهت دارد، هم از نظر ظاهری (وسواس برای ساختن بناهای یادبود جدید برای عظمت خود یا تغییر نام سازههای موجود به نام خود) و هم از نظر ماهیتی (اعمال فشار بر رسانهها و مشاغل برای تسلیم شدن، تبدیل وزارتخانههای قدرتمند به ارگانهای انتقامجویی). اما او در یک جنبه کلیدی تفاوت دارد: رئیسجمهور به همان اندازه که خود تولیدکننده پروپاگاندا است، گیرنده و قربانی آن نیز هست.
رابطه عجیب و همزیستی ترامپ با دنیای دروغ، شب گذشته، زمانی که او یکی از حملات ناگهانی دورهای خود در شبکههای اجتماعی را تجربه کرد، مشهود بود. از ساعت ۱۰:۱۵ تا ۱۰:۵۳ شب به وقت شرقی، او بیش از دو دوجین پست را در حساب کاربری خود در تروث سوشال (Truth Social) به اشتراک گذاشت که طوفانی از توطئهها را ادعا میکردند. تقریباً نیمی از آنها بر باراک اوباما متمرکز بودند، که در این پستها به خیانت، تلاش برای کودتا، استفاده شخصی از سرور ایمیل هیلاری کلینتون با نام مستعار، و جمعآوری ۱۲۰ میلیون دلار به صورت شخصی از قانون مراقبتهای بهداشتی مقرونبهصرفه (Affordable Care Act) متهم شده بود.
بقیه پیامها حاوی حملاتی به اهداف مختلف بودند — مانند مارک کلی (Mark Kelly)، جیمز کومی (James Comey)، جک اسمیت (Jack Smith) و هیلاری کلینتون (Hillary Clinton) — که ترامپ خواهان دستگیری آنهاست، از جمله درخواستهایی مبنی بر اینکه وزارت دادگستری برای دستگیری این اهداف یا سایرین سریعتر اقدام کند، و همچنین چند ویدیوی تصادفی که ظاهراً افراد سیاهپوست را در حال بدرفتاری در مکانهای عمومی نشان میدهند.
این پیامها در مجموع، درک ما از طرز فکر ترامپ را تغییر نمیدهند. اتهامات او علیه اوباما، طبق معمول، شبیه اعترافات بازتابیافته به نظر میرسند. اوباما هرگز دستور تحقیقات علیه رقبای خود را نداده، تلاش برای براندازی انتخابات نکرده، یا از ریاستجمهوری به عنوان ابزاری برای سود استفاده نکرده است (اتهام مربوط به قانون مراقبتهای بهداشتی مقرونبهصرفه، که به نظر میرسد جدید باشد، ظاهراً از یک وبسایت طنز سرچشمه میگیرد). ترامپ همه این کارها را انجام داده است.
وسواس ترامپ بر آمریکاییهای سیاهپوست به عنوان منبع جرم و جنایت، سابقهای طولانی دارد، اگرچه او ممکن است در بیان تعصبات خود بیپردهتر شده باشد. قصد آشکار او برای هدف قرار دادن دشمنانش با تعقیبهای قضایی نیز اکنون آشناست. همانطور که او بارها گفته است، از جمله دیروز، "من توسط افراد بسیار بد شکار شدم. حالا من شکارچی هستم."
موضوع پستهای او همچنین بیعلاقگی ترامپ به جنگ ایران را تأیید میکند. در هفتههای اخیر، او از حسابهای شبکههای اجتماعی خود برای تلاش برای ترساندن ایرانیان یا آرام کردن بازارهای نفت استفاده کرده است (در حالی که اغلب اثر معکوس داشته است). با این حال، حملات پستی او در طول شب، جنگی را که در حال حاضر در حال انجام است، نادیده گرفت، در حالی که پیامدهای اقتصادی آن به بزرگترین ضعف سیاسی حزب او تبدیل شده است.
تنها یک پیام از این مجموعه پستها توسط خود ترامپ نوشته شده بود. بقیه بازنشر پیامهایی هستند که توسط طرفداران ظاهری او نوشته شدهاند.
این پستها به پارانویا و تمایل ترامپ برای مجرم کردن مخالفانش دامن میزنند. اما او جزئیات بیمعنی را به دیگران واگذار میکند تا تکمیل کنند. ترامپ ایده کلی را بیان کرده است که رقبای سیاسی او همه کلاهبردار و خائن هستند، و این حسابهای شبکههای اجتماعی با تحقیقات خیالی خیانت، سرورهای کامپیوتری، مقادیر نقدی و نقل قولهای جعلی، تصویر را برای او پر میکنند. ترامپ سپس این داستانهای تخیلی طرفداران را مصرف میکند و تلاش میکند با دستور دادن به کارکنان مطیع خود برای تولید اتهامات قانونی مطابق با ادعاها، آنها را به سیاستهای مشخص تبدیل کند، و هر از چند گاهی آنها را در صورت عدم تطابق واقعیت با فانتزیهایش اخراج میکند.
با توجه به اهمیتی که او همیشه به زندانی کردن دشمنانش قائل بوده است، این نکته قابل توجه است که او تا این حد مایل است جزئیات را به دنبالکنندگان تصادفی شبکههای اجتماعی واگذار کند. ترامپ گروهی از جنگجویان حقوقی خودکامه حرفهای را پرورش داده است که مشتاقند روند قانونی را به نفع او فاسد کنند، با این حال او کار ایجاد اتهامات را به کاربران تصادفی شبکههای اجتماعی مانند @Shelley2021، @YouWishUwere4US و @Real_RobN برونسپاری میکند.
ترامپ از شبکههای اجتماعی نه مانند برادر بزرگ یا استالین، بلکه مانند یک نوجوان افسرده استفاده میکند: به عنوان منبعی از فانتزیها که به او تأیید، آرامش و فرار از واقعیتهای ترسناک دنیای بیرون را میدهد. به نظر میرسد او مردی تنها با دوستان واقعی اندک است که شبها به صورت اجباری در حال اسکرول کردن است، نه چندان یک شخصیت تأثیرگذار شبکههای اجتماعی (social-media influencer) بلکه یک شخصیت تحت تأثیر شبکههای اجتماعی (social-media influencee).