پزشکی یک رشته بهخوبی طبقهبندی شده است. از سر تا پا، تمام قسمتهای اصلی بدن یک تخصص خاص دارند: قلبشناسی برای قلب، اورولوژی برای اندام تناسلی (مردان)، مغز و اعصاب برای مغز و حتی روانپزشکی برای ذهن تجسمیافته. همه اینها، به جز یک مورد. غدد شیری، گرچه نیمی از بشریت آنها را در اختیار دارند و نیم دیگر آنها را تحسین میکنند، اما فاقد یک رشته اختصاصی هستند. علم نیز وظیفه شیرسازی بدن را نادیده گرفته است. این کمبود "لاکتولوژی" برای نوزادان و مادران مضر است.
سالانه بیش از ۱۳۰ میلیون زن زایمان میکنند. از تقریباً ۲ میلیارد زن و دختر زندهای که هنوز زایمان نکردهاند، بیش از ۹۰ درصد انتظار میرود که در نقطهای از زندگی صاحب فرزند شوند. بیشتر مادران سعی میکنند شیردهی کنند، اما دو نفر از هر پنج نفری که این کار را میکنند، با حداقل مشکلاتی روبرو خواهند شد. برای برخی، دردناک است، مانند گزیده شدن توسط موجودی که نمیتوانید آن را دور کنید. برای دیگران، تولید شیر کافی برای تغذیه نوزادشان غیرممکن است. و اغلب، توصیههایی که دریافت میکنند هم دردناک است و هم بیفایده. با این حال، با وجود تقاضای عظیم و برآورده نشده برای مشاوره و درمان بهتر، بهطرز شرمآوری اطلاعات کمی در این زمینه وجود دارد.
جستجو برای عبارت "کمبود شیر" یا "کاهش تولید شیر" تنها ۱۴ هزار مقاله آکادمیک در پابمد (PubMed)، پایگاه دادهای با ۴۰ میلیون مقاله تحقیقات پزشکی، بازمیگرداند. در حالی که "اختلال نعوظ" که شاید ۳۰۰ میلیون مرد (بیشتر به صورت حداقل) را تحت تأثیر قرار میدهد، ۳۲ هزار مطالعه را دربرمیگیرد. این بیتوجهی مهم است. مادران در انتخاب عدم شیردهی آزادند. اما بیشتر آنها میخواهند تلاش کنند، زیرا مزایای آن برای نوزادانشان، مانند کمک به جلوگیری از عفونتها، زیاد است. مطالعهای در مجله پزشکی لنست در سال ۲۰۱۶ نشان داد که اگر همه نوزادان با شیر مادر تغذیه شوند، ۸۲۳ هزار مرگومیر کودکان زیر پنج سال سالانه جلوگیری میشود، که بخشی از آن به این دلیل است که در کشورهای فقیر شیرخشک اغلب با آب آلوده تهیه میشود.
بنابراین، درک اینکه چرا برخی زنان شیردهی را متوقف میکنند و چه کارهایی میتوان برای کاهش تعداد آنها انجام داد، ارزش بسیار زیادی دارد. در عوض، پزشکان اغلب مشکلات آنها را نادیده میگیرند، حدس و گمانهای مشکوک را به عنوان توصیه ارائه میدهند یا به مادران میگویند که به شیرخشک روی آورند. در بخشهایی از اروپا، بین ۲۰ تا ۴۰ درصد نوزادان قبل از ترک بیمارستان با شیر خشک تغذیه میشوند. مراقبتهای دوران بارداری در برخی جاها به ندرت به شیردهی اشاره میکند، شاید با این فرض که چون طبیعی است، آسان خواهد بود. زایمان نیز طبیعی است، اما این امر متخصصان زنان و زایمان را بینیاز نمیکند. شکافی که پزشکی بر جای میگذارد توسط غیرپزشکان در خطوط کمک شیردهی و "مشاوران شیردهی" پر میشود که در غیاب حقایق مستند، اغلب توصیههای خود را بر حدس و گمان بنا میکنند.
درک بهتر سینهها به پزشکان این امکان را میدهد که تمایزات مهمی قائل شوند. برخی مادران شیر کافی تولید میکنند اما در آزاد کردن آن مشکل دارند. برای آنها، راهحل ممکن است تحریک جریان با قرار دادن بیشتر نوزاد به سینه یا استفاده از شیردوش باشد. برای مادرانی که نمیتوانند به اندازه کافی شیر تولید کنند، رویکردهای متفاوتی لازم است. سالها پزشکان فرض میکردند که این مشکل نادر است: که بیش از ۵ درصد مادران از کمبود شیر رنج نمیبرند.
تحقیقات اخیر، توسط دانشمندانی که زحمت بررسی را به خود دادهاند، نشان میدهد که رقم واقعی نزدیک به ۱۰% یا حتی ۲۰% است. علل کمبود شیر اغلب به مسیرهای بیولوژیکی پیچیدهای فراتر از کنترل مادر تازه فارغ شده مرتبط هستند، همانطور که در پادکست "Weekend Intelligence" ما بررسی میشود. برخی از این علل ژنتیکی هستند. برخی دیگر ممکن است شامل شرایطی مانند چاقی، دیابت یا اختلالات خودایمنی باشند که زنان باردار نمیتوانند تنها با اراده آنها را از بین ببرند.
مادرانی که با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند، مستحق تشخیص دقیق و درمان اثباتشده از سوی یک متخصص پزشکی در زمینه لاکتولوژی هستند. در عوض، توصیه استاندارد این است که خود را حداقل هشت بار در روز به شیردوش وصل کنند و همه چیز خوب خواهد شد – گرچه چنین رژیم سختی مبتنی بر هیچ تحقیقی نیست. هنگامی که همه چیز خوب نیست، زنان اغلب احساس میکنند که نقص از خودشان به دلیل کمبود تلاش است. در واقع، آنها فرزندانشان را ناامید نکردهاند. بلکه این پزشکی است که آنها را ناامید کرده است.