تصویری ثابت از کانال یوتیوب «هوش مصنوعی ایران»، که در ۱۸ می گرفته شده است. ایران AI از طریق یوتیوب.
تصویری ثابت از کانال یوتیوب «هوش مصنوعی ایران»، که در ۱۸ می گرفته شده است. ایران AI از طریق یوتیوب.

ایران در حال پیروزی در جنگ ادراکی است

متخصصان اطلاعات نادرست در عصر تولیدات بی‌کیفیت هوش مصنوعی به چارچوب جدیدی نیاز دارند.

اگر می‌خواهید آینده پروپاگاندا را درک کنید، خواندن گزارش‌های جدی درباره روسیه را متوقف کنید و به تماشای ویدئوهای لگو رپ دیس ایرانی، بررسی پست‌های جنجالی سفارتخانه‌ها و مصرف تولیدات بی‌کیفیت هوش مصنوعی حامی ایران بپردازید. صد روز پیش، ایران یک کشور مطرود بود که معترضان را به صورت گسترده قتل‌عام می‌کرد. امروز، این کشور شخصیت اصلی اینترنت است.

این موفقیت با توجه به اینکه کاخ سفید در حال بازی (و باخت) در همین بازی است، چشمگیرتر می‌شود. دولت ترامپ خودش تولیدات بی‌کیفیت هوش مصنوعی، میم‌های تهاجمی و پست‌های جنجالی خود را منتشر می‌کند. هیچ‌کدام از آن‌ها موثر نیست. این نوع پروپاگاندا زمانی بهترین نتیجه را می‌دهد که به بالادستی طعنه می‌زنید و وقتی خودتان بمب‌ها را می‌اندازید، به بالادستی طعنه نمی‌زنید.

مؤثرترین قطعه پروپاگاندای جنگی سال ۲۰۲۶ یک کارتون لگو است: در ۱۰ مارس، رسانه‌های دولتی ایران ویدئویی با عنوان «روایت پیروزی» را پخش کردند که به زودی به یک دستاورد نادر برای پروپاگاندای تلویزیون دولتی دست یافت: وایرال شدن. این ویدئوی کوتاه تولید شده با هوش مصنوعی با یک دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وحشت‌زده لگویی آغاز می‌شود که در حال خواندن پوشه‌ای با عنوان «پرونده Llrey [sic] Epstein» است (متن بی‌معنی همچنان نقطه ضعف ویدئوهای هوش مصنوعی است). ترامپ با تحریک بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل لگویی و شیطان واقعی، موشکی را شلیک می‌کند که به یک مدرسه دخترانه اصابت می‌کند – که با یک جفت کفش و یک کوله‌پشتی تنها در میان آوارها به تصویر کشیده شده است. یک سرباز ایرانی گریان، در حالی که همان کوله‌پشتی را در آغوش گرفته، حملات موشکی تلافی‌جویانه را آغاز می‌کند.

ده‌ها ویدئوی لگو که به دنبال آن آمدند، قالب را گسترش دادند، از جمله برخی از آن‌ها که با آهنگ‌های رپ ترپ و تک‌خطی‌های کوبنده تنظیم شده بودند و از حمله به مدرسه میناب، که در آن یک حمله موشکی ایالات متحده احتمالاً بیش از ۱۰۰ غیرنظامی – عمدتاً دانش‌آموزان دختر – را کشت، استفاده قدرتمندی کردند. این واقعه به یک لنگر عاطفی تبدیل می‌شود که غم را به خشونت مشروع تبدیل می‌کند. خوشه بصری ترامپ-اپستین-نتانیاهو-شیطان در سراسر این مجموعه تقویت می‌شود؛ در «وقایع‌نگاری پیروزی: بخش ۲»، موشک‌های ایران حامل کتیبه «به یاد قربانیان جزیره اپستین» هستند که فساد اخلاقی آمریکا را بر ابزارهای انتقام ایران می‌نویسند.

این قالب – آهنگ‌های ترپ، موسیقی ارکسترال سینمایی پرشور، انیمیشن لگو با مخاطبان گسترده موجود – مؤثر است زیرا شما را خلع سلاح می‌کند. لگو به مغز شما می‌گوید که بازی کنید، موسیقی به بدن شما می‌گوید که احساس کند، و تا زمانی که محتوای سیاسی می‌رسد – اپستین، شیطان، دختران مدرسه‌ای مرده – شما از قبل در حالتی هستید که بررسی انتقادی فعال نمی‌شود. این قند شیرینی است که کمک می‌کند پروپاگاندا راحت‌تر هضم شود. حتی پوچی یک رژیم که معترضان را اعدام کرده و نوجوانان را به خاطر ویدئوهای رقص تیک‌تاک دستگیر کرده است، در استفاده از رپ لگو با آهنگ ترپ به عنوان پروپاگاندای دولتی، به فروش آن کمک می‌کند. طنز و پوچی ارز رایج اینترنت هستند و ایران در حال تولید محتوایی است که مردم آماده خرید آن هستند.

اما این فقط یک نوآوری نیست. تحلیل انستیتوی گفتگوی استراتژیک از حساب‌های دیپلماتیک ایران نشان داد که تنها در ۵۰ روز، آن‌ها نزدیک به یک میلیارد بازدید کسب کردند، ۱۴ برابر بیشتر از دوره قبل از جنگ. محتوای تولید شده با هوش مصنوعی در صدر جدول قرار گرفت: یک ویدئوی هوش مصنوعی از عیسی مسیح که ترامپ را به چاه آتش می‌اندازد، ۲۴.۱ میلیون بازدید داشت؛ یک ترامپ تولید شده با هوش مصنوعی که آهنگی طنزآمیز به نام «تحریم، تحریم» می‌خواند، ۸.۸ میلیون بازدید داشت. مجموعه لگو میلیون‌ها بازدید دیگر را در بازنشرها و پلتفرم‌ها جمع‌آوری کرد و نیویورکر به بررسی تیم پشت آن پرداخت.

هیچ‌کدام از این‌ها به این دلیل طنین‌انداز نمی‌شود که مردم هوادار خامنه‌ای شده‌اند. این اتفاق می‌افتد زیرا ایران در حال تولید احساسات ضدآمریکایی نیست – بلکه به آن قالبی می‌دهد که هدفش دولتی است که از نظر تاریخی و جهانی نامحبوب است. سوءظن‌ها در مورد قدرت آمریکا و فساد اخلاقی از قبل وجود داشت. همانطور که رنه دی‌رستا، محقق رسانه‌های اجتماعی گفت، «لازم نیست نظر شما را تغییر دهد. فقط باید در جنگ برای جلب توجه مخاطب هدف شما پیروز شود.»

ویدئوهای لگو تنها بارزترین نمونه از یک پدیده گسترده‌تر هستند. در کانال‌های حامی ایران و سازندگان دلسوز از بنگلور تا بروکلین، محتوای تولید شده با هوش مصنوعی از منطق مشابهی پیروی می‌کند. هیچ‌کدام ادعای واقعی بودن ندارند. هوش مصنوعی زیبایی‌شناسی است – و ممکن است شکاف فرهنگی را پر کند که به طور سنتی پروپاگاندای خارجی را دچار مشکل کرده است. این مدل‌ها عمدتاً بر اساس فرهنگ اینترنتی غربی و انگلیسی‌زبان آموزش دیده‌اند، به این معنی که یک اپراتور ایرانی که به فارسی پرامپت می‌دهد، خروجی دریافت می‌کند که از قبل به گرامر میم آمریکایی مسلط است و به طور یکپارچه در ژانرهای تولیدات بی‌کیفیت هوش مصنوعی جای می‌گیرد که میلیون‌ها نفر بدون اصطکاک در آن‌ها گشت‌وگذار می‌کنند: جزیره عشق میوه‌ای، عیسای هوش مصنوعی، «فساد مغزی» ایتالیایی. پروپاگاندا نامرئی می‌شود – نه به این دلیل که پنهان شده است، بلکه به این دلیل که کل فیدی که در آن زندگی می‌کند از قبل مصنوعی است.

حوزه کاری ما برای این ساخته نشده است. ما دروغ‌ها را راستی‌آزمایی می‌کنیم – اما این محتوا ادعایی نمی‌کند. ما حساب‌های جعلی را پیدا می‌کنیم – اما این از طریق افراد واقعی منتشر می‌شود. ما برچسب‌های هوش مصنوعی را بر محتوایی که وانمود می‌کند معتبر است می‌زنیم – اما این وانمود نمی‌کند که چیزی است. هیچ‌کس یک میم را راستی‌آزمایی نمی‌کند. هیچ‌کس یک کارتون را با جستجوی معکوس تصویر بررسی نمی‌کند. و اقدام متقابل نتیجه عکس می‌دهد: نقض شرایط خدمات چیست؟ فریبنده نیست. تحریک به خشونت نمی‌کند. یک کارتون لگو است. آن را حذف کنید و ببینید حساب‌های سفارت ایران میلیون‌ها بازدید ایجاد می‌کنند و ایالات متحده را به خاطر احساس تهدید از اسباب‌بازی‌ها مسخره می‌کنند. محتوا به گونه‌ای مهندسی شده است که هر پاسخی، از جمله سرکوب، محتوای بیشتری تولید می‌کند. نتیجه، پروپاگاندای فوق‌العاده مؤثری است که کل جعبه‌ابزار ما برای نادیده گرفتن آن طراحی شده بود – زیرا هرگز نخواسته بود باور شود. بلکه می‌خواست احساس شود.

اما محتوای هوش مصنوعی تنها یک جبهه است. «پست‌های جنجالی» (shitposting) – هنر انتشار عمدی محتوای تحریک‌آمیز و پوچ، معمولاً میم‌ها، برای افزایش تعامل – به ابزاری مشروع در کشورداری ایران تبدیل شده است. اواخر ماه مارس، ترامپ به خبرنگاران گفت تنگه هرمز «به طور مشترک توسط ... من و آیت‌الله، هر آیت‌الله بعدی که باشد، کنترل خواهد شد.» ظرف چند ساعت، سفارت ایران در آفریقای جنوبی تصویری از داشبورد یک ماشین با یک فرمان اسباب‌بازی صورتی و آبی متصل به کنار فرمان واقعی منتشر کرد. زیرنویس: «تنگه هرمز توسط من و آیت‌الله کنترل خواهد شد.» یک حساب دیپلماتیک رسمی یک ملت مستقل به بیانیه رئیس‌جمهور آمریکا با یک پست جنجالی پاسخ داد. این یک تیم رسانه‌های اجتماعی نیست که از مسیر خارج شده باشد – رسانه‌های اجتماعی به پوچی، تقابل، سرعت و طنز پاداش می‌دهند، و دیپلمات‌های ایران کل سبک ارتباطی خود را بر اساس این واقعیت بازسازی کرده‌اند.

ایران اولین کشوری نیست که این را امتحان می‌کند. سفارتخانه‌های روسیه در دهه ۲۰۱۰ با این موضوع بازی کردند، مثلاً زمانی که سفارت روسیه در لندن میم قورباغه پپه را برای تمسخر بریتانیا منتشر کرد. دیپلمات‌های جنگجوی چینی – دیپلمات‌های تهاجمی که تحریکاتشان از همدستی با آخرین سخنان جورج فلوید به عنوان یک پاسخ ژئوپلیتیکی تا اتهام جنایات جنگی به استرالیا متغیر بود – فراتر رفتند و خشم ایجاد کردند اما تأثیر اقناعی کمی داشتند.

سفارتخانه‌های ایران این دیپلمات‌های جنگجو را شبیه توله سگ نشان می‌دهند – این فقط مسخره‌بازی دیپلمات‌ها نیست، بلکه مسخره‌بازی به عنوان دیپلماسی است. این که جنگ در جریان است کمک می‌کند – مسخره‌بازی در زمان صلح هرگز این میزان درگیری عاطفی را نداشت. این که هر کسی که این حساب‌ها را اداره می‌کند، به نظر می‌رسد آزادی عمل خلاقانه‌ای دارد که دستگاه پیام‌رسانی به شدت متمرکز چین هرگز اجازه نداد، نیز کمک می‌کند.

و این که محتوا واقعاً خنده‌دار است، کمک می‌کند. چین در نهایت برجسته‌ترین دیپلمات‌های جنگجوی خود را تنزل درجه داد پس از ایجاد واکنش‌های منفی بدون اقناع. ایران با چنین حسابی روبرو نیست – مخاطبان با آن می‌خندند، نه به آن. کاخ سفید البته رسانه‌های اجتماعی تهاجمی خود را به کار می‌گیرد، اما هدفش داخلی است. این کشور در حال مبارزه با یک جنگ فرهنگی داخلی برای مخاطبانی است که از قبل با آن موافق هستند و به ندرت سیاست خارجی را در نظر می‌گیرند. ایران به سمت بیرون هدف‌گذاری شده است، به سوی مخاطبان جهانی که از قبل توجه دارند زیرا کشورهایشان در معرض خطر هستند.

آن‌ها همچنین از موقعیت نسبی خود بهره می‌برند: وقتی وزارت خارجه روسیه مسخره‌بازی می‌کند، این یک قدرت بزرگ است که قدرت‌نمایی می‌کند – و معمولاً در رقابت ناشی از آن به یک پاسخ سرسختانه اوکراینی می‌بازد. وقتی سفارت ایران در زیمبابوه به ترامپ می‌گوید «ما کلیدها را گم کرده‌ایم» – و تقاضای ترامپ برای گشودن تنگه هرمز را مسخره می‌کند – این دلقک کلاس است که به مدیر مدرسه تف پرتاب می‌کند: عدم تقارن بخشی از جوک است.

و جوک به گونه‌ای مهندسی شده است که منتقل شود. هر پست برای تجزیه شدن و سپس انتشار طراحی شده است – حتی سازندگان ویدئوهای لگو نیز مردم را به تکه‌برداری تشویق می‌کنند. اسکرین‌شات‌ها از متن خارج می‌شوند. پست‌ها به هم پیوند زده می‌شوند. فرمت‌ها ربوده می‌شوند: عبارت پایانی تمسخرآمیز ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی ارتش ایران، «با تشکر از توجه شما به این موضوع» – عبارتی که ترامپ اغلب در پست‌های خود در Truth Social استفاده می‌کند – به یک بخش تکراری در حساب‌های حامی ایران تبدیل شده است. تصویر یک میم است. زیرنویس یک میم است. پاسخ یک میم است. این مصنوعات در تماس با شبکه تکه‌تکه می‌شوند و بدون نویسندگانشان به سفر ادامه می‌دهند.

و این تله است: بهترین تقویت‌کننده‌ها حساب‌های واقعی هستند که توسط افراد واقعی اداره می‌شوند و چیزهایی را به اشتراک می‌گذارند که واقعاً خنده‌دار می‌یابند، همانطور که این میم‌ها اغلب چنین هستند. این که هماهنگی غیرمعتبری وجود دارد یا نه، تصادفی است – افراد بسیار بیشتری هستند که فکر می‌کنند سیاست خارجی آمریکا پوچ است؛ پست‌های جنجالی ایران با قالبی آشنا به این موضوع اشاره می‌کنند. دستگاه تشخیص ما برای شناسایی افراد جعلی که کارهای جعلی انجام می‌دهند ساخته شده بود. ایران با وادار کردن افراد واقعی به انجام کارهای واقعی، به صورت رایگان، در حال پیروزی است.

هیچ‌کدام از این‌ها درباره پیروزی در یک چرخه خبری نیست. این درباره تغییر آهسته آنچه حس مشترک به نظر می‌رسد – چه کسی شایسته ستایش است، چه کسی شایسته خندیدن است – یک اشتراک در هر بار است. این جنگی نیست که کارشناسان اطلاعات نادرست بتوانند با آن مبارزه کنند، و راستش را بخواهید، وظیفه ما نیست. ایران که در پیام‌رسانی از ایالات متحده پیشی می‌گیرد، مشکل دولت ایالات متحده است.

اما درک آنچه اتفاق می‌افتد وظیفه ماست – و در حال حاضر، ما نمی‌فهمیم. بسیاری از ابزارهای صنعت ما برای افشای عملیات مخفی ساخته شده‌اند، و در این زمینه خوب عمل می‌کنند. اما تهدید به پروپاگاندای آشکار و میم‌پسند مهاجرت کرده است که منشاء خود را پنهان نمی‌کند، ادعاهای دروغین نمی‌کند و نیازی به حساب‌های جعلی ندارد. ما حتی ابزاری برای اندازه‌گیری آن نداریم. ما به ابزارهای جدید، چارچوب‌های جدید و تفکر جدید نیاز داریم. اما ابتدا، باید بپذیریم که نمی‌توان یک حس و حال را راستی‌آزمایی کرد – و دست از تلاش برداریم.

ضمناً، @IranInSA، منتظر پست جنجالی شما درباره این مقاله هستم.