رئیسجمهور ترامپ پس از بازگشت از سفر به چین، با تصمیمات دشواری در مورد جنگ با ایران روبرو است. به عبارت دیگر، اگر ایران همچنان دیپلماتهای او را در مذاکرات معطل کند، او برای پیروزی در جنگ چه کاری آماده است انجام دهد؟
تقریباً سه ماه پس از شروع درگیری، پاسخ به این سوال روشن نیست. در حالی که ایالات متحده خسارات زیادی به ارتش ایران وارد کرده و برنامه هستهای آن را به عقب رانده است، رژیم پیشنهادهای او را برای یک توافق رد میکند و بیشتر ترافیک تجاری از طریق تنگه هرمز را متوقف کرده است.
نکته مثبت این است که رئیسجمهور تا کنون یک معامله بد بر اساس شرایط ایران را رد کرده است که ممکن بود تنگه را به بهای کاهش فشار بر رژیم بدون امتیازات هستهای واقعی باز کند. به نظر میرسد آقای ترامپ متوجه است که این تکرار وضعیت اوباما در سال ۲۰۱۵ خواهد بود که جهان آن را یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده میدانست.
با این حال، آتشبس آقای ترامپ اکنون از طول مدت عملیات "خشم حماسی" (Operation Epic Fury) فراتر رفته است، حتی با وجود اینکه ایران در مورد بازگشایی تنگه خلف وعده کرده و به کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیروهای آمریکایی حمله میکند. در حالی که محاصره دریایی بعدی ایالات متحده بر کشتیرانی به و از بنادر ایران به این معناست که ایران بیشترین آسیب را میبیند، رهبران جدید رژیم در امنیت بودهاند در حالی که عرضه جهانی انرژی را به گروگان گرفتهاند.
اگر هدف این بود که ببینیم آیا رژیم ایران آماده است دست از دنبال کردن تسلیحات هستهای بردارد یا خیر، تا کنون آقای ترامپ پاسخ خود را گرفته است: خیر. ایرانیها این موضوع را با هر پیشنهاد متقابل که حاضر به برچیدن سایتهای غنیسازی زیرزمینی یا تحویل ذخایر اورانیوم غنیشده خود نیستند، تأیید میکنند.
آقای ترامپ روز سهشنبه گفت: "هیچ شکی در ذهن من نیست که آنها [بمب هستهای] را به کار خواهند گرفت و من با این مردم سر و کار دارم. آنها به شدت رادیکالیزه شدهاند." با این حال، روز دوشنبه او فرصت دیگری به آنها داد. رئیسجمهور گفت که "یک ساعت تا از سرگیری جنگ" فاصله داشت تا اینکه تماسی دریافت کرد: "قربان، میتوانید صبر کنید؟ فکر میکنیم به یک توافق نزدیک شدهایم."
با توجه به رد کردنهای گذشته ایران، آقای ترامپ اضافه کرد: "امیدوارم مجبور نباشیم جنگ را انجام دهیم، اما ممکن است مجبور شویم ضربه بزرگ دیگری به آنها وارد کنیم." او گفت که "دو یا سه روز، شاید جمعه، شنبه، یکشنبه، یا چیزی شبیه آن. شاید اوایل هفته آینده—یک دوره زمانی محدود" صبر خواهد کرد.
چنین تهدیداتی بارها تکرار شدهاند و اکنون بازدهی کاهشی دارند. به نظر نمیرسد ایران آنها را باور کند، و در هر صورت رژیم به نظر میرسد آماده تحمل درگیری بیشتر و مقابله با هدف قرار دادن متحدان خلیج فارس و کشتیرانی تجاری است.
اگر یک توافق خوب ممکن نباشد، آقای ترامپ چارهای جز از سرگیری استفاده از نیروی نظامی نخواهد داشت. اما با چه هدفی؟ از سرگیری جنگ باید به یک هدف استراتژیک گره خورده باشد که بدون توافق رژیم ایران قابل دستیابی باشد.
یک گزینه این است که اورانیوم غنیشده ایران را توقیف و سایت غنیسازی بالقوه آن را در زیر کوه "پیککس" (Pickaxe Mountain) نابود کند، یا به اسرائیل در تلاش برای انجام آن کمک کند. هدف این خواهد بود که تهدید هستهای ایران را بیشتر کاهش داده، زمینههای مذاکرات را تغییر داده و آنچه را که یک توافق باید به دست آورد، بازبینی کند. اگر جدیترین تهدیدات هستهای برای سالهای متمادی از روی میز برداشته شوند، نیاز به توافق با ایران کاهش مییابد.
گزینه دیگر این است که محاصره ایران را ادامه داده و در عین حال یک مأموریت دریایی و هوایی برای اسکورت کشتیرانی از طریق تنگه هرمز تشکیل شود. این از نظر نظامی امکانپذیر است و اگر تنگه با زور بازگشایی شود، زمان به نفع آمریکا خواهد بود. آقای ترامپ سپس میتواند صبر کند، و اجازه دهد محاصره ایالات متحده فشار بر ایران را افزایش دهد، زیرا مجبور میشود چاههای نفت را ببندد و بنزین را سهمیهبندی کند.
آقای ترامپ همچنین میتواند زیرساختهای نفتی ایران را به صورت مرحلهای نابود کند. او تا کنون از این کار خودداری کرده است، با این امید که رژیم این داراییها را چیزی ببیند که در صورت عدم پذیرش توافق، از دست خواهد داد. او همچنین میخواهد از یک ضربه دیگر به عرضه جهانی نفت جلوگیری کند. اما تشدید خسارات، رژیم را تضعیف کرده و از نظر مالی ضعیف میکند، به طوری که حتی قادر به پرداخت حقوق نیز نخواهد بود اگر شرایط ایالات متحده را رد کند. رئیسجمهور همچنان میتواند محاصره را حفظ کرده و در عین حال از سیا برای حمایت از مخالفان در داخل ایران استفاده کند.
همه اینها خطرات نظامی و اقتصادی به همراه دارد. اما در حال حاضر رئیسجمهور هیچ گزینهای بدون خطر ندارد. امضای "نامه قصد" (letter of intent) برای ادامه مذاکرات به مدت ۳۰ روز دیگر—در اصل تمدید آتشبس برای ایران—فقط هزینهها را افزایش میدهد در حالی که به ایران اجازه میدهد آقای ترامپ را به انتخابات نزدیکتر کند. بازدارندگی ایالات متحده، به ویژه در برابر چین، آسیب خواهد دید.
همانطور که آقای ترامپ در انتقاد از رؤسای جمهور پیشین خود مشهوراً گفت، ایالات متحده نباید جنگی را آغاز کند اگر برای انجام آنچه که برای پیروزی لازم است، آماده نباشد.