اینکه یک سریال با تم «اونلیفنز» (OnlyFans) در بهار امسال از اپل تیوی پخش میشود، بهموقع به نظر میرسد؛ اما اینکه دو سریال این چنینی داشته باشیم، یا نشاندهندهی این است که چقدر روابط صمیمی ما اکنون از طریق صفحهنمایشها واسطهگری میشوند، یا فریادی برای کمک است. «حداکثر لذت تضمین شده» (Maximum Pleasure Guaranteed)، ساختهی دیوید جی. روزن، با بازی تاتیانا ماسلانی در نقش پائولا، یک متخصص راستیآزمایی و مادر مطلقه که درگیر نبردی آشفته بر سر حضانت فرزند است، داستان زنی را روایت میکند که روش دلخواهش برای رهایی از استرس، چت ویدیویی با یک هنرمند آنلاین جذاب به نام تروور (براندون فلین) است. تعاملات آنها معمولاً به ماهیت جنسی ختم میشود، اما آنچه برای پائولا حتی جذابتر به نظر میرسد، داشتن کسی برای گفتگو است—کسی که گوش میدهد، سوالات متفکرانهای دربارهی زندگیاش میپرسد و به او توجهی واقعی، هرچند پولی، نشان میدهد.
در یکی از تماسهایشان، تروور برای باز کردن در بلند میشود و توسط مردی نقابدار مورد حمله قرار میگیرد، در حالی که پائولای وحشتزده فقط میتواند تماشا کند و هر آنچه را که میبیند با گوشی خود ضبط میکند. وقتی او به پلیس مراجعه میکند، به او گفته میشود که این احتمالاً یک کلاهبرداری است—که بهزودی تماسی دریافت خواهد کرد که در آن درخواست پول میشود، و همین اتفاق هم میافتد؛ تماسی از ترووری که وانمود میکند پریشان است. و وقتی پائولا او را تلفنی به چالش میکشد، تروور حقیقت را میگوید: او تمام ملاقاتهایشان را ضبط کرده است، او همهچیز را دربارهی پائولا میداند و اگر پول را نپردازد، زندگیاش را تباه خواهد کرد. تروور با بیرحمی میگوید: «من این را برای تو نمیخواهم. من تو را دوست دارم، پائولا. تو این را میدانی.»
به نظر میرسد که «حداکثر لذت تضمین شده» آگاهانه از فیلمهای دلهرهآور کلاسیک تقلید میکند. صحنهی آغازین آن، که در آن دوربین به آرامی نمای بیرونی یک آپارتمان در نیویورک سیتی را دنبال میکند، به فیلم «پنجرهی عقبی» (Rear Window) ادای احترام میکند، با آرایهی وسیعی از همسایگان که حمام آفتاب میگیرند، میرقصند، دعوا میکنند، بیپروا و کاملاً آشکار. در مقابل، در ساختمان پائولا، پردهها حداقل نیمهبسته هستند، گویی ساکنان آن به این ایده پی بردهاند که هرکسی میتواند به داخل نگاه کند. البته، لپتاپ باز پائولا مسیرهای جدیدی از آسیبپذیری را نشان میدهد. در این زمینه، باید بگویم: در طول ۱۰ قسمتی که من این سریال را تماشا میکردم، پنج تماس کلاهبرداری، سه ایمیل کلاهبرداری کتابخوانی (book-club-scam)، چند تلاش ناموفق فیشینگ و چندین پیام اسپم اینستاگرام دربارهی فرصتهای سرمایهگذاری رمزارز دریافت کردم—نوعی آلودگی آنلاین که اکنون آنقدر استاندارد است که به سختی قابل توجه است، حداقل تا زمانی که به طور بالقوه فاجعهبار شود. پائولا بدشانس است، اما او هیجانانگیزانه از تسلیم شدن امتناع میکند. او با استفاده از مهارتهای راستیآزمایی حرفهای خود، جزئیات ضبط شده از «حملهی» تروور را بررسی میکند تا مکان او را شناسایی کند، سپس با خشم تصمیم میگیرد به دیدارش برود—سفری که طبیعتاً بسیار اشتباه پیش میرود.
تمام فیلمهای دلهرهآور خوب از عدم قطعیت بهرهبرداری میکنند، اما این سریال آنقدر سریع زمینهی داستان را تغییر میدهد که گاهی اوقات تثبیت در آن دشوار میشود. از نظر لحن، «حداکثر لذت تضمین شده» جایی بین یک معمای تاریک و موضعی و یک کمدی طلاق عجیب و غریب قرار میگیرد؛ پائولا هم توسط افرادی که قصد اخاذی از او را دارند و هم توسط همسر سابق نامتعادلش، کارل (جیک جانسون)، که میخواهد توافقنامهی حضانت آنها را پاره کند تا با دختر و همسر جدیدش به بویز نقل مکان کند، تحت فشار است. (هرچند ممکن است به دیدن جانسون در نقش یک معشوق شلختهی پر هرج و مرج عادت داشته باشید، اما او در اینجا کاملاً بر خلاف تیپ خود، یک عوضی دستکاریگر و متکبر است.) من کاملاً مشتاق یک درام دربارهی یک متخصص راستیآزمایی بودم که مهارتهایش را برای حل جنایات به کار میگیرد (بالاخره!). اما «حداکثر لذت تضمین شده» تقریباً بلافاصله به داستانهای فرعی و عجیب و غریبی دربارهی قتل، فساد و سوءمدیریت شرکتی میپردازد، گویی میخواهد تأکید کند که کلاهبرداریهای عاشقانهی سطح پایین تنها نوک کوه یخ متعفن اینترنت هستند.
هنگام تماشای سریال، گاهی اوقات احساس سرگردانی میکردم به دلیل تغییر مداوم دیدگاههای داستان، به ویژه در مورد پائولا. ماسلانی در این نقش یک بازیگر قدرتمند و جذاب است؛ در نقش پائولا، او به همان اندازه که به یافتن هویت واقعی کلاهبرداران متعهد است، به درست انجام دادن حرکات موزون موز اینستاگرام برای دخترش نیز متعهد است. اما به نظر نمیرسد که سریال بخواهد ما بدانیم پائولا واقعاً کیست. او یک هزارهی مسنتر است، که صدای تلفنش مانند یک بومرِ اهل تئاتر همیشه بالاست، اما به همان اندازه هم سادهلوح و قابل اعتماد است که یک کودک. اشاراتی به بحرانهای قبلی که او تجربه کرده و به پایان ازدواجش کمک کرده است، و اشارات مرموزی به یک رویداد گذشته در «پورتلند» وجود دارد که نشان میدهد پائولا ممکن است از بیماری روانی یا نوعی توهم رنج ببرد. اما سریال همچنین در مورد لایههای کلاهبرداری که مانند یک شیرینی میلفوی (mille-feuille) بزرگ و فریبنده روی او انباشته میشوند، صریح است. دیوید گوردون گرین (کارگردان Pineapple Express)، که قسمت اول را کارگردانی میکند، پائولا را از طریق پنجرهها و صفحهنمایشها به تصویر میکشد، چشمانش در آینهی خودرو به صورت قطعهای دیده میشوند، یا صورتش مبهم و پیکسلی است گویی در دوربین قرار دارد. تأثیر کلی دلپذیر و نگرانکننده است و تمام راههای متعددی را که مردم ممکن است تماشا کنند، به ما یادآوری میکند.
در مورد جنبهی اونلیفنز (OnlyFans) داستان (که در اینجا به عنوان یک سایت تخیلی به نام کمپاپ (CamPop) بازسازی شده است)، «حداکثر لذت تضمین شده» پائولا را به طور کامل به خاطر خواستن یک زندگی جنسی که بتواند در ساعات کم کاری خود جای دهد، قضاوت نمیکند، اما قضاوت هم نمیکند، و بر رفتارهای نامنظم و قضاوتهای مشکوکی که او و خانوادهاش را آسیبپذیر میکند، تأکید میکند. بر خلاف سریال اخیر «مارگو دردسرهای مالی دارد» (Margo’s Got Money Troubles)، که سریالی با هدف افزودن بافت انسانی به تمام پیشفرضهای ما دربارهی هنرمندان بزرگسال آنلاین بود، «حداکثر لذت تضمین شده» بیشتر به پتانسیل دراماتیک فریبهای صمیمی علاقهمند است. داستانگویی چیست اگر نه کلاهبرداری خاص خود، نه دستکاری انتظارات و اعتماد ما؟ در این مورد، این ترفند جالب است، اما ممکن است شکهایی داشته باشید.